چرا تز مستعمره و استعمار داخلی صحیح نیست؟

منطق ناقص:این روش عملاً در شناخت فنومن ها به شباهتهای ظاهری آنها اکتفا کرده و از بکنار زدن هماندیهاو کشف ویژگیهای مختلف ماهیتهای گوناگون عاجزاست . بررسی وضعیتی در یک نقطه با این «هدف» که رخداده های همانندش در نقطه ء دیگر «تکرار »شوند ، غلط است. در تجزیه تحلیل، «هدف و پیشداوری» را باید کنار گذاشت. لازم است بپرسیم آیا میتوانند تکرار شوند یانه؟ رخداده ء همانند میتواند «به وقوع بپیوندد، نپیوندد و یا ناقص الخلقه» تکرار شود. بستگی به وضعیت مشخص نقطهء دیگر دارد.

تز استعمار داخلی شبه نظری ست از « استعمار خارجی». و نتیجه ی شباهت سازی. که هیچ پایه ی علمی ندارد. در ترکیه و ایران « هردو حکومت از قلب جامعه برخاسته و آلترناتیوسازی شده اند. حکومت اسلام معتدل ترکیه توسط تئوری های خاورمیانه بزرگ، و حکومت ایران توسط آمریکا به هنگام انقلاب 57 آلترناتیوسازی شده اند.»
همانطور که به دنبال بهار عربی هم تا حد ممکن حکومتها توسط غولهای جهانی آلترناتیوسازی شدند. ستمدیدگان در ایران و ترکیه نه با استعمار داخلی، بل با « تبعیض همه جانبه، و استثمار حکومتها» مشکل دارند. یعنی مشکل از سوی« تبعیض گران و استثمار کنندگان» است. عمل غولهای جهانی در سیاست خارجی چنین بوده : آلترناتیوسازی با حمله نظامی- و بدون حمله نظامی».
توجه کنید برای آینده ی ایران هم آنها باز از این تئوری پیروی میکنند.

درست است. اول اصغر زاده این مسئله را مطرح کرد. بعد آزادگر در آن باره مقاله «ممی» را نوشت. و در این جریان هم مهران آنرا با ترکیزم درهم آمیخت. من در گذشته اشکال این تز را به کوتاهی نشان داده ام. که به دانش منطق بر میگردد. یعنی به استعمال منطق ناقص یا شباهت سازی در شناخت پدیده ها.

رفع ستم ملی و تبعیضات اجتماعی و بیعدالتیها ، حل مسئله ء تعیین سرنوشت و اتحاد داوطلبانه ء خلقها یا ملیتها یا ملتهای بدون دولت، در عین داشتن استقلال در اداره امور خود، نیازی به چنین توجیهات انحرافی ندارند.

منطق ناقص: یا شیوه استدلال منطق تمثیلی نحوه ء نگرش و استدلال، در درک شرایط جامعه ، دربنیاد تزهای چریکهای فدایی خلق یعنی :ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا( امیر پرویز پویان) ، مبارزهء مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک( مسعود احمد زاده)،شیوه استدلال منطق تمثیلی بود.
استعمال “منطق ناقص”، همان شیوه استدلالی ست که در دهه های گذشته چپ ایرانی و دیگران در نقاط مختلف دنیا از آن استفاده کرده و به تئوریهای خود دست یافتند . روش آل احمد در غربزدگی، اقدام چه گوارا در بلیوی و تئوری مائوییستهای ایرانی و چریکهای فدایی همه از این متد «منطق تمثلی» نشأت گرفته اند.

و اکنون آنرا در شناخت مسایل ملیتها ، اعمال« تبعیض همه جانبه و استثمار» توسط دولت و سرمایه داران بکار می برند. و تکیه ی «تز استعمار داخلی» نیز همه براساس شباهت سازی ست.
چرا بکارگیری منطق تمثیلی متد درستی در شناخت پدیده ها نیست؟
این روش عملاً در شناخت فنومن ها به شباهتهای ظاهری آنها اکتفا کرده و از بکنار زدن هماندیهاو کشف ویژگیهای مختلف ماهیتهای گوناگون عاجزاست . به ظاهر قضیه توجه نموده و از تحلیل ماهیت مشخص پدیده باز میماند ، همیشه سطح را میبیند و نتایج سطحی میگیرد.

برای مثال : دو لیوان پلاستیکی هم شکل و هم اندازه را در نظر گیرید که یکی نسوز و دیگری در حرارت بالا فرم خود را از دست میدهد. وقتی بامنطق تمثیلی به لیوانها توجه میکنیم به دیگری رهنمود میدهیم:« لطفاً آنهارا گرم نکنید چون از جنس پلاستیک اند و ذوب میشوند. » در صورتیکه حکم ما در مورد یکی درست و در باره دیگری غلط است. این نوع منطق در شناخت جنس نسوز لیوان دوم کاربرد ندارد و حکم نادرستی به ما ارائه میدهد.

بررسی وضعیتی در یک نقطه با این «هدف» که رخداده های همانندش در نقطه ء دیگر «تکرار »شوند ، غلط است. در تجزیه تحلیل، «هدف و پیشداوری» را باید کنار گذاشت. لازم است بپرسیم آیا میتوانند تکرار شوند یانه؟ رخداده ء همانند میتواند «به وقوع بپیوندد، نپیوندد و یا ناقص الخلقه» تکرار شود. بستگی به وضعیت مشخص نقطهء دیگر دارد. این ویژگیها میتوانند «عوامل تاریخ، فرهنگ و سیاست، اقتصاد، روابط خارجی و جهانی، جغرافیایی، و وضعیت نیرو های متضاد» باشند.

حرکت تونس در مصر تکرار شد ولی هیچ دلیلی ندارد که «حتماً » در عربستان نیز تکرار شود. در عراق هم همینطور. تز تکرار رخداده قطعیت ندارد. قطعیت بخشیدن بدان به معنای استعمال«منطق ناقص» وعدم توجه به ویژگیهاست. احتمال تکرار رخداده، از قاعده سگانه پیروی میکند. یعنی «رخداده ء همانند میتواند به وقوع بپیوندد، نپیوندد و یا ناقص الخلقه تکرار شود».
رخداده ها را نمیشود کپی کرد. هر وضعیت مشخصی عمل مشخصی میطلبد. تجزیه تحلیل مسایل ملی-دموکراتیک میلیتهای ساکن ایران را دیگر نباید با این شیوه های آزمایش شده پیشبرد. تز «استعمار و مستعمره » از نظر علم منطق پایه درستی ندارد.

این تز که بر اساس « استقراء ناقص» بنا شده، و از پاره ای شباهتها نتیجه  استعمار و مستعمره میگیرد مفهوم اش آن است که، خیلی از کشورهای چند ملیتی در نظام سرمایه داری میتوانند مستعمره قلمداد شوند، و میدانیم کسی آنها را مستعمره نمیداند.
تا جایی که اطلاع دارم هیچ مارکسیست بنام در ایران و یا حتی در جهان ، «وضعیت انسان» را در جوامعی نظیر ایران که« حاکمیت» داخلی و « نظام اقتصادی-اجتماعی» سرمایه داری دارد، « استعمار داخلی» نخوانده است. چرا که در مارکسیسم ما با مقولات «دولت» و « نظام» و«طبقات»، « استثمار» و « تبعیض»،« استعمار و مسعمرات کلاسیک» وضعیت را توضیح میدهیم. در مارکسیسم مقوله ای بنام « استعمار داخلی» نداریم. و متفکری هم آنرا به این مکتب نیافزوده است. اساس این مقوله « استنتاج از شباهت سازی ست». مثلاً « چهره ی انسان الجزیره ای تحت استعمار کلاسیک فرانسه شبیه چهره ی انسان آذربایجانی ست».

و چون شباهت هست پس عاملش یکی ست-استعمار. چون استعمار برابر نیست- این تفاوت را با مقولات«داخلی -بیرونی» حل میکنیم. این یعنی "شباهت سازی در علت و معلول». یعنی قلب ماهیت فنومن.
چهره ی انسانها در الجزیره و آذربایجان علی رغم برخی شباهت ها - دارای تفاوتها هستند و «یکی» نیستند. عامل ها هم کاملا دو چیز دیگراند - حکومت - استعمار.

اما منطق استقراء ناقص این تفاوتها را به حساب نمیاورد.طبق روش این منطق در یک شهر 40 خانواده با سواد باشند پس میتوان نتیجه گرفت همه اهالی باسواد اند. در صورتی که چنین حکمی نادرست است.
یا چون زمین و مریخ کره هستند پس آنچه در کره زمین موجود است در کره مریخ هم وجود دارد. که حکم غلطی ست.
یعنی این شیوه ی استدلال میگوید وقتی دو پدیده یا چیز وجه اشتراک یا وجه شباهتی دارند حکم آنست که به خاطر آن « وجه اشتراک» ، دو چیز « همانند» هستند.
در صورتیکه وجوه اشتراک دلیل بر همانندی نیست و همینطور دلیل بر یکی بودن علت و عامل هم نیست.

در فلسفه مارکسیسم نیز « تحلیل مشخص از شرایط مشخص» مطرح است و متضاد با منطق استقراء ناقص، یا شباهت سازی ست.
نتیجه: مقوله «استعمار داخلی» نه در فلسفه مارکسیسم هست و نه میتوان با آن توضیح داد. و حتی در فلسفه های دیگر نیز نیست.
فقط مقوله ی من در اورده ای ست بر اساس « استقراء ناقص».  نادرستی مفهوم مقوله ی «استعمار داخلی» را با مطالعه ی مفاهیم « استقراء ناقص Induction incomplete و
استدلال تمثیلی Raisonnenement analogique در دانش منطق براحتی میتوان تشخیص داد.

علت های اعمال تبعیض همه جانبه در ایران- از سوی حکومتها- از زمان رضاخان تاکنون:
1- ترس از نابودی فرمانروایی؛ 2- ترس از تمامیت ارضی؛ 3- خصلت توتالیتری، ناسیونالیستی افراطی، و فاشیستی- راسیستی گروه حاکمان؛ 4- بهره کشی لایه اجتماعی بالای جامعه.
 همه این مسایل را میتوان با توجه به مقوله «دولت و حاکمیت» و خصلتهای خاص و عام آن - و اعمال دیکتاتوری و تبعیض به روشنی توضیح داد و هیچ نیازی به چنان تزهایی نیست.
نباید فراموش کرد که به قول آن فیلسوف یونانی:« در یک رود خانه تنها یکبار میتوان شنا کرد». 

حکومت تبعیضگر

با تئوریهای ﮔﻮﻧﺪرﻓﺮاﻧﻚ- سمیرامین - پل باران- و مانند اینها- مارکسیستهای جهان سومی- تا حدی آشنا هستم. حتی با نظر لنین مبنی بر اینکه اوکرایین عین مستعمره حکومت تزاری ست. یا به سخن خودم حکومت پهلوی و اسلامی رفتارشان با جنوب ایران عین مستعمره بود و هست. و حتی بدتر از آن.

شاهرگ حیاتشان را به آنجا بسته بودند و بسته اند- و شاهرگ حیات مردم را بریده اند. من جنوب را زمان شاه هم دیده ام . مردمی که روی طلای سیاه زندگی میکردند اما خود فاقد یک توالت بودند. چه رسد به خانه و رفاه. ولی رفتار و شرایط برابر میتواند عاملهای جداگانه و متفاوت و متضاد داشته باشد. حکومتی که رفتارش مثل استعمارگر است هیچ دلیلی ندارد که همان استعمار باشد.

نه این حکومتها در ایران خودی هستند و از درون جامعه برخاسته اند و توسط خارجیها برایمان دولت سازی شده اند. و رفتار مستعمره مانند را با مناطق ملیتها دارند. که در تبعیض همه جانبه مشاهده میکنیم. من استفاده از مقوله حکومت تبعیضگر را که شامل همه انواع تبعیض در عرصه های مختلف میشود بکار میگیرم. در عین حال باید توجه کرد همه مسایل ایران به همه مربوط است. و همه ی نیروها حق تلاش و آزادی دارند.

ما باید مسایل را در ایران عمومی حل کنیم. تا جلو جنگ داخلی و هرج و مرج و ویرانی و کشتار گرفته شود. نه آذربایجان میتواند به تنهایی مسئله اش را حل کند و نه کردستان. و نه جاهای دیگر.
 مسایل آذربایجان و ایران را در مقالات خود توضیح داده ام علاقمندان میتوانند به آنها مراجعه کنند. نظری که ملت فارسی زبان را استعمارگر میداند هنوز شناختی از مردم و حکومت و استعمار ندارد.

و این دید در حل مسایل ایران فاجعه آفرین است. حکومت دیکتاتور و تبعیض گر خود دشمن ملت فارسی زبان است. هرچه در زمینه فرهنگ و رفاه در این رابطه میکند از وظایف حفظ فرمانروایی خود است. گروههایی از روشنفکران و تشکلهای سیاسی شوونیست را نباید با ملت ستمدیده و سرکوب شده ی فارسی زبان یکی بگیریم.
حداقل 90 درصد هر مردمی را زحمتکشان یدی و فکری تشکیل میدهند. اینان را با ده درصد و یا محافل شوونیست نباید اشتباهی گرفت.

 من مارکسیست نیستم. ولی به نظرات مارکسیستها احترام میگذارم. و خود و مبارزه یشان را دوست دارم. به ویژه تلاششان را برای زدون فقر و تأمین رفاه زحمتکشان. و به مارکس هم به عنوان یک اندیشمند حرمت دارم. از سوی دیگر به تئوری و فلسفه ی شان در حد لازم آگاهی دارم. دوستانی شعار « زنده باد سوسیالیسم» میدهند. منهم میگویم بله زنده باد. ولی باید اضافه کنم که « سوسیالیسم در آذربایجان و ایران، و حتی کشورهای جهان سوم، برای پیاده شدن « نه شرایط عینی دارد و نه شرایط ذهنی». تنها در کشورهای بسیار پیشرفته جهان از جمله در آمریکا و اروپا، «شرایط عینی» برای سوسیالیسم موجود است. اما اینجا هم «شرایط ذهنی» وجود ندارد؛ و بنا برین سرمایه داری به حیات خود ادامه میدهد.

در جهان سوم- بدون وجود شرایط- اقدام برای پیاده کردن سوسیالیسم  میتواند پول پوتیسم بیافریند؛ و «جامعه ی سربازخانه یی درست کرده میلیونها انسان را قتل عام » کند. همچنان که در کامپوچ اتفاق افتاد. یا مثل روسیه و کوبا و ویتنام و چین و کره شمالی « رژیم های دیکتاتوری» برای ادامه « فقر و اختناق» سرکار آورد. همچنان که آورده اند.

منهای بخش کوچک- بخش بزرگ چپ ایران و جهان هم در کل بر این نظر است. پس در ایران و آذربایجان چیزی که میتواند پیاده شود « عدالت اجتماعی نسبی» ست. و « دموکراسی». و « رفع تبعیض های گوناگون». و « قدرت اداره ی امور خود» است. دوستان میتوانند آرزوهای زیبای خود را داشته و دنبال کنند. من هم آرزو میکنم روزی جامعه ی کره ی زمین از استثمار انسان از انسان آزاد شود؛ اما این فقط یک آرزوی زیباست. و غیر عملی. تا وقتی که شرایط آماده شود. نمیدانم شاید قرنهای متمادی طول بکشد. اما این به معنای تعطیل مبارزه در این مسیر نیست. مبارزه برای جهانی دیگر یک ضرورت است. این کوششها تعطیل بردار هم نیست.از اینرو مارکسیستها و سوسیالیستهای دموکرات متحد طبیعی تبعیض دیدگان اند.
 سرمایه داری وقتی خواهد مرد که قلب اش از حرکت بایستد. و « اروپا-آمریکا» قلب آن است. اجرای سوسیالیسم دموکراتیک در مرکز این نظام، زنجیرها را از پای جهان سوم خواهد گسست. و دوران جهانی شدن سوسیالیسم با پیشرفت « اقتصادی-فرهنگی» دنیای عقب نگهداشته شده آغاز خواهد شد.

آنچه از« اعمال و کارهای » استعمار میشمارند راست است. و خود « معلول». و نام «علت» آنرا « استعمار» گویند که درست است. معلول ها شبیه به هم میتوانند باشند ولی علت ها میتوانند یکی نباشند.
« مردن دو نفر» معلول است. و اینکه هردو مرده اند« اشتراک» دارند. اما «علت» مرگ یکی « اعدام» است. و دیگری «تصادف». یعنی شبیه بهم بودن دو معلول الزاماً دلیل بر برابر بودن علتها نیست.
در هندوستان علت خرابی اوضاع ، استعمار یا حکومت خارجی بود.در ایران علت خرابی حکومت داخلی ست. اگر چه « خرابیها» شبیه بهم هستند.

میگویند « ملت فارس حاکم و استعمارگر است». این گزاره صحیح نیست. چون اگر یک نفر فارسی زبان پیدا شود که حاکم و استعمارگر نباشد، حکم باطل است.
درجامعه ایران واضح می بینیم که ملت فارسی زبان هم از سوی حکومت تحت «سلطه» قرار دارد. و هزاران کشته و زندانی داده و میدهد. و بسیاری از آنها خواهان « رفع تبعیض» هستند.

لازم است توجه کرد ماهیت با نمود فرق دارد. آنجه شما مشاهده میکنید «نمود» است. « آذرخش» یا -الدیریم درترکی- نمود است. اما «بارهای الکتریسته ی مثبت و منفی» ماهیت آن است. ماهیت دو چیز میتواند متفاوت باشد. عمل حکومت ایران تقریبا شبیه عمل فرانسه در الجزایر است. ولی این دو عمل علت متفاوت دارند وعامل شان نیز یکی و برابر نیست.و ماهیتها ها هم فرق دارند.

در ایران نظام سرمایه داری حاکم است و در همه جای کشور نیز با اعمال تبعیض ها عمل میکند. و بخشی از نظام جهانی سرمایه داری ست. و این فرمانروایی از سوی « حکومت داخلی» ست. لنین در روسیه تزاری، خرابی وضع اوکرایین را مثل مستعمره میدید ولی برای توضیح و ضع روسیه و حکومت تزار ، کتاب «دولت و انقلاب» را نوشت و نه « استعمار و مستعمره» را.
در جهان گلوبال استعمار عمدتًا از راه « آلترناتیو سازی حکومت ها» و « صدور سرمایه ی جهانی» عمل میکند. و فرعاً از راه «حمله نظامی - آلترناتیوسازی». که باز همراه با صدور سرمایه ی جهانی ست. سرمایه داری جهانی چهرۀ نو استعماری خود را در جوامع عقب مانده چنین رو کرده و نشان میدهد.
رژیم ایران هم یک حکومت آلترناتیو سازی شده است؛ که در «گوادالوپ»* زایاندند و به انقلاب ایران حقنه کردند.

صندوق بین الملی پول ، بانگ جهانی و مانندهای آنها در دستان آمریکا و اروپا، سیستم برده داری نوین جهانی را هدایت میکنند. آنها جامعه ی بشری را در برابر « بربریت یا سوسیالیسم دموکراتیک» قرار داده اند. جنبشهای اجتماعی ضد برده داری نوین سرانجام سرنوشت سیستم جهانی سرمایه داری را که همواره با بحرانهای عمیق و متناوبی درگیر است تعیین خواهند کرد. جایگاه ستمدیدگان در میان جنبشهای اجتماعی جهانی ست و نه در صف برده داران.

موضع" مبارزۀ رفع تبعیض" در آذربایجان» نسبت به « دولتهای » جمهوری آذربایجان و ترکیه درست آن است که « بر پایه ی صلح و دوستی » باشد. اما با « حفظ نقد سیاست و عمل کردهای آنها در قبال دموکراسی، حقوق بشر و تبعیضات و عدالت اجتماعی و مانند اینها». اما جایگاه مبارزه ی رفع تبعیض در آذربایجان در کنار این « دولت » ها نیست، بل در کنار «جنبیشهای اجتماعی» در آن جوامع است. مبارزه در آذربایجان برای سالم سازی خود، برای رشد و حفظ خصایل دموکراتیک و آزادیخواهانه خود ضرورت دارد « همیشه خود را در کنار جنبشهای اجتماعی» ببیند. و از اهداف انسانی آنها حمایت کند. و در داخل ایران نیز جایگاهش در همبستگی با مبارزات آزادیخواهانه ، جنبشهای اجتماعی و رفع تبعیض و مانند اینهاست.

-----------
 *
گوادالوپ: 

«کنفرانس گوادالوپ با شرکت روسای جمهور آمریکا، فرانسه و نخست وزیران آلمان و انگلستان به منظور بررسی اوضاع ایران تشکیل شد.
این کنفرانس که در جزیره گوادالوپ و با ابتکار فرانسه برگزار شده بود، به این قصد تشکیل شد تا چهار قدرت بزرگ جهان بتوانند وضعیت خود را در قبال انقلاب ایران مشخص کنند.
دکتر یزدی گفته است: «از اواخر دسامبر ۱۹۷۸ امریكایی‌ها نگران بودند كه اگر شاه برود، خلایی كه در ایران ایجاد می‌شود چگونه خواهد شد. 
بنابراین، موافقت كردند كه شاه برود، بختیار بیاید و ارتش با انقلاب همكاری كند تا ارتش احتمالا بتواند در انقلاب جایگاهی پیدا كند.
از جانب دیگر، نظریه برژینسكی این بود كه در غیاب شاه تنها نیرویی كه می‌تواند جلوی خطر كمونیسم را در ایران بگیرد هماهنگی و ائتلاف میان نظامیان و روحانیان است....»
منبع : کنفرانس گوادالوپ: سعید بشیرتاش، ابراهیم نبوی
-----------
در پیوند:

نگاهی به نگاه ( باخیشا بیر باخیش:استعمار داخلی)
 http://www.iranglobal.info/node/29359

مبارزۀ برابر حقوقی مسالمت آمیز هم استراتژی هم تاکتیک جنبش آذربایجان
http://www.iranglobal.info/node/11857
-
مقالات مختلف پیرامون مسایل آذربایجان و مبارزه ی ملی دموکراتیک؛ در آرشیو آ.ائلیار :
 http://www.iranglobal.info/taxonomy/term/81
 


انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شاخ گرامی ممنون از توجه شما.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود به شرفـِـت ائلیار عزیز. عالی بود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیز İşıq Sönmǝz ايشيق سٶنمز، در نوشته خود به زبان ترکی با بکارگیری مقولات ملت« حاکم و محکوم»؛ «زبان و فرهنگ» فارسی مسلط ؛ اشاره به برخی رخداده های ایران -آذربایجان، از قاجار تا امروز؛ نامیدن « تبعیض همه جانبه» را با عنوان مشخصات« استعمار-مستعمره داخلی» تلاش کرده بر درستی «تز مذکور» تأکید کند. اما هیچگاه در پی آن برنیامده که اشکالات اساسی تز مذکور را که در نوشته آ.ائلیار بر آن گرفته شده رد نماید. آ.ائلیار پایه «غیر منطقی» این نظر را با توضیحات کافی نشان داده است؛ که نوشته ی دوست ما در آن مورد خود را به « ندیدن و نشنیدن» زده است. در مورد «فرهنگ مسلط فارسی» در مقاله آ.ائلیار اشاره شده «حکومت دیکتاتور و تبعیض گر خود دشمن ملت فارسی زبان است. هرچه در زمینه فرهنگ و رفاه در این رابطه میکند از وظایف حفظ فرمانروایی خود است». در مقابل فرهنگ مسلط فارسی حکومتی، فرهنگ محکوم و غیر مسلط فارسی مردمی ،
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیز İşıq Sönmǝz ايشيق سٶنمز، زحمت کشیده و نقدی از دیدگاه خود « درستی تز مذکور» - پیرامون مقاله بالا، تحت عنوان
"چرا تز مستعمره و استعمار داخلی صحیح نیست" آدلی یازییا باخیش- منتشر کرده است؛ ضمن قدردانی از زحمات ایشان امیدوارم در فرصت مناسب به آن بپردازم. مقاله به زبان ترکی آذربایجانی ست- منهای بعضی اصطلاحات و واژه های نامأنوس - مثل « ماسا=میز»، « ذات اختر» و غیره در کل قابل خواندن است و مطالعه آنرا به دوستان آذربایجانی پیشنهاد میکنم.
http://www.azadtribun.info/index.php/fa/component/content/article/37-2013-02-10-12-34-18/923-2014-01-03-13-57-18
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، از نظر من موضع" مبارزۀ رفع تبعیض" در آذربایجان» نسبت به « دولتهای » جمهوری آذربایجان و ترکیه درست آن است که « بر پایه ی صلح و دوستی » باشد. اما با « حفظ نقد عمل کردهای آنها در قبال دموکراسی، حقوق بشر و تبعیضات و عدالت اجتماعی و مانند اینها». اما جایگاه مبارزه ی رفع تبعیض در آذربایجان در کنار این « دولت » ها نیست، بل در کنار «جنبیشهای اجتماعی» در آن جوامع است. مبارزه در آذربایجان برای سالم سازی خود، برای رشد و حفظ خصایل دموکراتیک و آزادیخواهانه خود ضرورت دارد « همیشه خود را در کنار جنبشهای اجتماعی» ببیند. و از اهداف انسانی آنها حمایت کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" تز‌ استعمار و مستعمره روایت معکوس تز‌ کزائی کنترل جهان به وسیلهٔ یهودی‌ها توسط هیتلر است """ هیتلر از بعد استراتژیکی و روان شناختی‌ به این مسالهٔ مهم واقف بود که "" یک ملت میتواند از نظر زمانی‌ فقط با یک دشمن خاص بجنگد "" به همین جهت هیتلر تلاش کرد این روایت را بین مردم آلمان رواج دهد که یهودی‌ها در همه سیستم‌های کشور‌های همجوار و دنیا نفوذ کرده‌اند، و جنگ آلمان با همه فقط جنگ مردم آلمان با یهودی هاست که در همه جا نفوذ کرده اند. کفن پوشان تز‌ "" استعمار و مستعمره "" نیز تلاش دارند چنین القا کنند "" امپریالیزم "" در همه کشور‌های همجوار و دنیا نفوذ کرده و به کشور‌های همجوار و دنیا اعلان جنگ میدهند، این چیزی جز به "" دنبال نخود سیاه فرستادن ملت‌های تحت ستم ایران "" نیست، هدف هیتلر ایجاد تمرکز بر روی یک دشمن مشترک بود، هدف کفن پوشان و حامیان تز‌ استعمار و مستعمره پراکنده کردن دشمن مشترک

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان عزیز، سوالات اساسی اینها هستند: چرا عوامل رژیم ترکیه با حق تعیین سرنوشت ملت آذربایجان دشمنی می کنند؟ چرا این عناصر با اندیشه استقلال وطنمان آذربایجان سرجنگ دارند و متدهای رسیدن به چنین استقلالی را مسخره و تخطئه می نمایند؟ چرا اینان با مشخصه های هویت آذربایجانی سر جنگ دارند و می خواهند همه چیز را به ترکپرستی و ترکیزم محدود نمایند؟ به نظر من برای همه این پرسشها یک پاسخ ساده وجود دارد: برای اینکه ارباب اینها که دولت ترکیه باشد با همه خواستهای مترقی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" سخنی با ملت‌های تحت ستم ایران """ عده‌ای در حرکت ملی‌ آزربایجان "" دشمنی با غرب و ترکیه "" را از دوران جنگ سرد به ارث برده اند، دشمنی با غرب و ترکیه جزئی از مبارزات ملت آزربایجان برای رهائی از سیستم مرکزی ایران نیست، جنگ سرد تمام شده، اجازه ندهید این افراد تمرکز شما را به جاهای دیگر سوق دهند، ترک‌های اویغور با دولت چین مشکل دارند نه با ترکیه، ما ترک‌های آزربایجان نیز با سیستم مرکزی مشکل داریم نه با ترکیه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" پرسش اساسی‌ """ جنگ شما با کیست؟ آیا آزربایجان جنوبی را ترکیه مستعمره کرده یا رژیم مرکزی ایران؟ اگر آزربایجان جنوبی را رژیم مرکزی ایران مستعمره کرده، پس شما چرا سوراخ دعا را گم کرده‌اید و به جای اعلان جنگ به رژیم مرکزی ایران، به ترکیه اعلان جنگ میدهید؟ آیا آزربایجان جنوبی ارتش مجهز به توپ و تانگ دارد که همزمان با دو کشور منطقه وارد جنگ جنگ شود؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شیفتهٔ آزادی بودن در واژگان جناب "" Behrooz "" به این معناست همه پلها را خراب کن، به همه اعلان جنگ بده، کاری کن که از شمال، جنوب، غرب و شرق خواستار نابودی تو شوند، معادلات جهانی‌ را نادیده بگیر، آیا گاندی نیز به همه اعلان جنگ داد؟ آیا نلسون ماندلا نیز به همه اعلان جنگ داد؟ با این وضعیت شما بازی بخت را در شطرنج سیاسی منطقه به ما تحمیل می‌کنید، همه می‌بینند که تنها فکر و ذکر شما از صبح تا شب هول این میچرخد که از کدام زاویه سرنگونی و واژگونی دیگران فراهم بیاورید، با این طرز تفکر شما "" Behrooz"" بهروز هیچ نیازی به "" پلان ب "" ندارید، کار ما با امثال شماها ساخته است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
X یعنی سرزمینی فاقد استقلال سیاسی و اقتصادی که در همه شئون کاملاً تابع دولت استیلاگر است. این دولت و انحصارات امپریالیستی آن از X به عنوان مواد خام و نیروی کار ارزان بازار فروش کالاها و عرصه سرمایه‌گذاری‌های پرسود و همچنین به مثابه پایگاه‌های نظامی و سوق الجیشی استفاده می‌کنند.حال X کجاست؟
الف ــ آذربایجان
ب ـ خوزستان(عربستان)
ت ـ کردستان
ج ـ بلوچستان
پ ـ فارسستان
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، نخست باید بدانیم که شناسه استعمار یا آبادگری یا Colonialism چیست؟ سپس روشن شود که کدام کاربرد این واژه درست و کدام نادرست است؟ در درازنای تاریخ همیشه کشورگشایان با لشکرکشی به سرزمین های دیگر کشورگشائی نمی کردند و گاه با رخنه گام به گام با نام آباد کردن سرزمین های دیگر کشورگشائی می کردند! این کشورگشایان نخست با برپائی پایگاه های درمانی، فرهنگی، آموزشی، کشاورزی، بازرگانی و .......... در سرزمین های دیگران جای پائی برای خود درست می کردند، سپس به بهانه نگهبانی از دارائی ها و بنیادهایشان نیروی جنگی به آن سرزمین ها می فرستادند، پس از آن با به روی کار آوردن دولت های دست نشانده در آن سرزمین ها فرمانروائی می کردند! این کشورگشایان همه این کارها را با دستاویز آباد کردن و آبادگری انجام می دادند! پس از کشورگشائی های گسترده با این روش، واژه آبادگری (Colonialism) چم خودش را از دست داد و ....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان عزیز، من واقعا دلم به حال جناب علیرضا اردبیلی می سوزد. ایشان ماههاست که عرق می ریزند و سلسله مقالاتی نوشته اند تا به زعم خودشان نشان دهند که عناصر ترکیه پرست و پان ترک در میان آذربایجانیها وجود خارجی ندارند مگر در اذهان توطئه گر کومونیستها و سوسیالیستهای سابق و غیره و ذالک. حالا این جناب ینیلیک با وجود مبارکش تمام رشته های آقای اردبیلی را پنبه کرده است! جناب ینیلیک؛ بله درست است، آذربایجان جنوبی در معادلات جهانی نه سر پیاز است و نه ته پیاز، چرا که فاقد هرگونه اراده و استقلال سیاسی ست. ولی این دلیل بر آن

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار گرامی‌، به نظر من صف بندی بین """ انتخاب بربریت یا سوسیالیزم دمکراتیک """ آنگونه که شما میگوئید نخواهد بود، انتخاب بین "" قابلیت یک سیستم در توزیع ثروت "" در سطح جامعه خواهد بود. بدون شک "" کرهٔ شمالی‌ در مقایسه با کرهٔ جنوبی "" نه تنها قادر به توزیع ثروت نشده، بلکه انحصار قدرت را به شکل پادگانی در سطح کشور فراهم آورده، سیستم هند نیز بهتر از ونزوئلا عمل کرده است. سیستم لهستان نیز بهتر از روسیه عمل کرده است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
صندوق بین الملی پول ، بانگ جهانی و مانندهای آنها که در دستان آمریکا و اروپاست، سیستم برده داری نوین جهانی را هدایت میکنند، آنها جامعه ی بشری را در برابر « بربریت یا سوسیالیسم دموکراتیک» قرار داده اند. جنبشهای اجتماعی ضد برده داری نوین سرانجام سرنوشت سیستم جهانی سرمایه داری را که همواره با بحرانهای عمیق و متناوبی درگیر است تعیین خواهند کرد. جایگاه ستمدیدگان در میان جنبشهای اجتماعی جهانی ست و نه در صف برده داران.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" آینده با انعطاف پذیرهاست، حامیان و کفن پوشان تز‌ استعمار و مستعمره هیچ شانسی‌ ندارند """ دوران استعمار سپری شده، اینک "" صندوق جهانی‌ پول، بانک جهانی‌ و سازمان تجارت جهانی‌ "" با جهانی‌ شدن امکان "" انباشت انعطاف پذیر "" را بیشتر از هر زمانی‌ در طول تاریخ فراهم آورده اند. فروشگاه‌های زنجیره‌‌ای "" وال مارت "" که بیشتر از ۳ میلیون نفر را در سطح دنیا به استخدام خود در آورده اند عمدهٔ کالاهای خود را در چین و هند تولید میکنند،طبقه‌ای از سرمایداران چین و هند جایگاه و موقعیت نوین خود را مدیون این جهانی‌ شدن سرمایه هستند. دوران نوینی آغاز شده که هیچ ربطی‌ به دنیای استعمار زده قرن ۱۷ و ۱۸ ندارد. و فراموش نکنیم "" پروسه رشد با مرگ رمانتیزم سیاسی شروع می‌‌شود"".

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیزان آزربایجانی، من همیشه به اشکالات و عواقب این "" تز‌ استعمار و مستعمره "" که توسط عده‌ای "" بدون پشتوّانهٔ فکری و علمی‌ "" و صد البته بدون "" در نظر گرفتن شرایط عینی جامعه "" به بیرون انداخته شده، آگاه بودم، فرصتی پیش آامد تا کفن پوشان، حامیان این تز‌ استعمار و مستعمره را بشناسید. جناب "" Behrooz "" میگویند ما نه سر پیازیم نه ته پیاز، ولی‌ ... به ترکیه اعلان جنگ می‌‌دهد، این افراد که دانش سیاسی ندارند... خوب ترکیه می‌بیند عدّه‌ای تازه به دوران رسیده شعار "" مرگ بر ترکیه فاشیست "" می‌‌دهند، دست به دست دولت مرکزی ایران می‌‌دهد و کار ما را می‌‌سازند، بارزانی اقلیم کردستان اگر شعار ترکیه فاشیست میداد که امروز کسی‌ در اقلیم کردستان، از این اقلیم در مقابل دولت مرکزی حمایت نمیکرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب "" Behrooz""، کاری که شما می‌کنید چیزی جز "" ارمنستانیزه کردن ، کرهٔ شمالیزه کردن و اریترهیزه کردن "" آزربایجان جنوبی نیست، شما "" انزوا و انقراض "" ما را تضمین می‌کنید، چیزی که در کرهٔ شمالی‌، اریتره و ارمنستان در حال صورت گرفتن است. شما چنان از مرحله پرت هستید که نمیتوانید ببینید "" اقلیم کردستان عراق "" با صادرات نفت و گاز به ترکیه در حال شکستن انزوا است، شما ما را با "" ترک‌های اویغور "" مقایسه می‌کنید، با این مقایسه، حتی مرغ پخته داخل دیگ به شما میخندد، ترک‌های اویغور نه به ترکیه اعلان جنگ داده اند، نه قرقیزستان، نه قزاقستان و نه ازبکستان، در حالیکه شما به ترکیه اعلان جنگ میدهید، اصحاب کهف از خواب بیدار شدند، ملت ما به افکار " تز‌ استعمار و مستعمره "" شما نیازی ندارد، دست کم مثل اصحاب کهف از خواب بیدار شوید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

آقای ینیلیک؛ شما چون از نقطه نظر منافع کشور ترکیه به انسان و جهان می نگرید، بعضی وقتها فراموش میکنید که شما "آذربایجانی" هستید و می خواستید مثلا در مورد ترکهای ایران و مردم آذربایجان جنوبی نظریه پردازی بفرمایید. دوست عزیز، زیمبابوه و اریتره و ارمنستان و ماداگاسکار «کشورهای مستقلی» هستند و شرایطشان با آذربایجان ما که نه سر پیاز است و نه ته پیاز، از زمین تا آسمان فرق میکند. دست کم، شما باید آذربایجان جنوبی را با نمونه هایی مقایسه بفرمایید که شرایطی تقریبا مشابه با آذربایجان جنوبی داشته باشند. از آنجایی که برای شماها سرنوشت دیگر ترکها در گوشه و کنار جهان از سرنوشت آذربایجانیها مهمتر است، لطفا با تشریف بردن به لینک مربوطه، مقاله زیر
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیز، موافق نظر شما-درکامنت بالا- هستم. درضمن اضافه کنم که:(ethnic(-al =قومی-قومیتّی ؛ و ملت =nation است. در این مورد بهترین منبع هم فرهنگ علوم انسانی از داریوش آشوری ست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

از توضیحات تان بسیار متشکرم، ائلیار عزیز. دانش آکادمیک و دانش غیرآکادمیک خودآموخته هر دو در سایه عرق جبین و تحقیق و مطالعه دراز مدت حاصل میشوند. اتفاقا زحمت و تلاش خودآموزها به مراتب بیشتر از آنانی ست که شانس استفاده از مزایای دانشگاه را داشته اند. ولی هر دو در یک مورد مشترکند: تحقیق، مطالعه، آموزش، تفکر و تفحص. از این رو، یک دانشمند خودآموخته و یا بقول شما "خودساخته" نباید در ارائه منبع و ماخذ برای نظریه هایش مشکلی داشته باشد. از اینرو نیز، من بار دیگر، و در محضر شما، در کمال ادب و نزاکت و متانت، از جناب آقای یونس شاملی گرامی استدعا میکنم تا لطف بفرمایند و حداقل دو منبع علمی برای ما معرفی نمایند که در تدوین نظراتشان راجع به تعریف ملت، قومیت، دولت و غیره مورد اسفاده ایشان بوده اند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهروز عزیز، 1-ما سعی میکنیم جو گفت و گو حدالامکان، دوستانه، محترمانه، متین، بدون پرداختن به شخصیت فرد، به « نظریات» او بپردازیم. و نکوشیم خود شخصیت را نفی کنیم.بل به «اندیشه»هایش بپردازیم. که چه چیزی درست و نادرست است و یا آمیخته اند. در انتخاب کلمات دقت میکنیم که جو صحبت خراب نشود. من در انتخاب عنوان نوشته ام اول خواستم به جای « صحیح نیست» بنویسم «غلط است». گرچه هر دو به یک معناست ولی وقتی خواننده و جو صحبت به نظرم آمد «صحیح نیست» را ترجیح دادم. البته منهم خیلی چیزها را از نظر « جو صحبت» بد انتخاب کرده ام ولی کلاً تلاش آن است که برخی چیزها را رعایت کنیم. 2- بعضاً تشخیص توهین و تحقیر راحت نیست. و ممکن است از نظر یکی خلاف باشد و ازنظر دیگری نباشد. ولی درست آن است که بکوشیم چیزی که « بوی تحقیر» میدهد نیاوریم. از نظر من میتوان از من یا هر قلمزن دیگر پرسید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

ائلیار گرامی؛ با تشکر از صبر و متانت شما و از بابت آنکه اجازه میدهید نظرات مخالف نیز منعکس شوند. آقای توکلی و شما و دیگر همکارانتان اینجا صاحبخانه هستید و من هرگز راضی نخواهم بود تا یکی دو سطر کامنت ناچیزم اسباب مزاحمت شود. خودتان بهتر از من میدانید که زبان انتقاد مثل زبان معمولی «چرب و نرم» نیست و ما به عنوان خوانندگان حق داریم تا مثلا در مورد سطح سواد و دانش نویسندگانی که راجع به مسائل پیچیده تعریف ارائه میدهند و تئوری مینویسند، پرس و جو کنیم. آقای شاملی ماههاست که اینجا به عنوان متخصص

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" فرار مغزها شاخص استعمار و مستعمره در دنیای گلوبال است """ جناب "" Behrooz "" که بدجوری از اشاره من به "" ظرفیت صنعتی "" در تسهیل کردن فرایند ""ملت شدن "" شوکه شده بودند هنوز نمیدانند که "" پدیدهٔ فرار مغز‌ها "" یک کشور را در حیطه‌های "" فنّ آوری، دانش، رقابت "" به قعر جدول فرستاده و پروسه "" توسعه، پیشرفت و ترقی‌ "" در زیر خاک دفن می‌‌شود، با فرار مغز ها، یک کشور از نظر صنعتی شش دانگ به دیگران وابسته می‌‌شود و آغوش خود را به روی "" کالاهای بنجل چینی‌ "" باز می‌کند. کشور‌های "" توسعه نیافته "" که هزار‌ها دلار برای "" دکتر ها، مهندسین، مخترئین "" هزینه میکنند همینکه این افراد دستشان به دهان‌شان می‌رسد از کشور فرار میکنند یا کشور‌های پیشرفته برای این افراد "" اقامت دائم "" با بهترین "" مزایای زندگی‌ "" را با اشتهای سیری ناپذیر پیشنهاد میکنند. همین پروسه برای "" کارآفرین "" نیز
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اسماعیل گرامی، من مارکسیست نیستم. ولی به نظرات مارکسیستها احترام میگذارم. و خود و مبارزه یشان را دوست دارم. به ویژه تلاششان را برای زدون فقر و تامین رفاه زحمتکشان. و به مارکس هم به عنوان یک اندیشمند حرمت دارم. از سوی دیگر به تئوری و فلسفه ی شان در حد لازم آگاهی دارم. 1-از پایان نوشته یتان شروع کنیم: که شعار « زنده باد سوسیالیسم» داده اید. منهم میگویم بله زنده باد. ولی باید اضافه کنم که « سوسیالیسم در آذربایجان و ایران، و حتی کشورهای جهان سوم، برای پیاده شدن « نه شرایط عینی دارد و نه شرایط ذهنی». تنها در کشورهای بسیار پیشرفته جهان از جمله در آمریکا و اروپا، «شرایط عینی» برای سوسیالیسم موجود است. اما اینجا هم «شرایط ذهنی» وجود ندارد؛ و بنا برین سرمایه داری به حیات خود ادامه میدهد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رفیق ائلیار شما خودتان شناخت و تحلیل درستی از تاریخ و وضعیت ملتها در ایران ندارید. شکل گیری استعمارگری ایران را نمی توان همانند استعمار انگلیس، فرانسه یا روسیه تعریف کنیم. اما ماهیت استعمارگری ایران با استعمارگری انگلیس فرقی ندارد. کشورهای استعمارگر با اتکا به نیروی نظامی و دیگر توانمندیهای خود سرزمین دیگر ملتها را اشغال میکنند و بعد از برقراری تسلط و قدرت سیاسی بر آن سرزمین فرهنگ و زبان خود را به مردم سرزمین اشغال شده تحمیل میکند و تمامی ثروتها، دارائیهای زمینی و زیر زمینی آن را به غارت میبرد. کشور استعمارگر برای حفظ این وضعیت مجبور است سیستم سرکوب و دیکتاتوری را در سرزمینهای اشغال شده حفظ و دوام بخشد. این واقعیتی است که شما هم شاهدش بوده و هستید. شما آسمان و ریسمان را به هم بستید تا اشغالگر و استعمارگر بودن ایران و ملت حاکم فارس را تئوریزه و انکار کنید. دوست عزیز شما توجه نمی کنید که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" چرا تز‌ استعمار و مستعمره ۱۰۰ صد درصد در خدمت کرهٔ شمالیزه کردن، اریتریزه کردن و ارمنستانه کردن آزربایجان جنوبی است؟ """ افرادی دچار "" رمانتیزم سیاسی "" که هنوز در دوران "" ادوارد سعید "" زندیگی میکنند توان اندیشیدن به این "" پرسش حیاتی‌ "" را ندارند که چه کسانی‌ در "" آزربایجان جنوبی "" سرمایگذاری خواهند کرد، ولی‌ از روی احساس محض از همان آغاز به ترکیه اعلان جنگ میدهند، بدون شک این "" جماعت احساساتی "" قادر هستند در ۲ دو جبهه نیز بجنگند چونکه "" تشکیل آزربایجان جنوبی "" بدون جنگ با سیستم مرکز گرای جامعه فارسی‌ نیز میسر نخواهد بود. به احتمال زیاد این جماعت احساساتی نه تنها به دلیل روابط "" جمهوری آزربایجان "" با ترکیه به جمهوری آزربایجان نیز اعلان جنگ خواهند داد بلکه همین کار را با "" بارزانی "" اقلیم کردستان عراق نیز به دلیل ارتباط با ترکیه خواهند کرد. از جناب "" Behrooz "" به
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در ضمن بهروز گرامی پیشنهاد میکنم نظریات خود را جهت درج به صورت مقاله بنویسید و برای سایت یا به ایمیل خود من بفرستید. elyar3@googlemail.com
در هر موضوعی که خود دوست داشتید. خوشحال میشویم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من در ادامهٔ کامنت‌های قبلی‌ ام، اشاره‌ای چند به برخی‌ از تحولات ژئوپلتیکی در سطح منطقه‌ای کرده و "" تز‌ استعمار و مستعمره ""را از خلال این تحولات سبک سنگین خواهم کرد. با افزایش "" توان ژئوپلتیکی "" چین، ساختار قدرت نیاز به تبیین و باز تعریف مرز‌های آبی‌ این کشور را ضروری می‌‌سازد، " ژاپن " اولین کشور منطقه است که نیاز چین به این " سنجش قدرت " را در "" باز تعریف ژئوپلتیک منطقه "" احساس می‌کند. به همین دلیل "" تعارضات ژئوپلتیکی در مجموعهٔ ساختار قدرت منطقه‌ای نزدیکی‌ "" ژاپن و هند ""را در چگونگی‌ تعدیل، شکل گیری و کنترل این تهدید ژئوپلتیکی باعث خواهند شد. در منطقه اوروسیا، پوتین روسیه قادر به آوردن اوکراین به حلقه‌ "" اتحاد اوروسیا "" روسیه شده، "" سیاست خارجی‌ روسیه "" از بعد ژئوپلتیکی نیاز به کشور‌های پیرامونی دارد که از نظر """ اقتصادی ضعیف و از نظر سیاسی انعطاف پذیر "" باشند. مردم
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهروز گرامی، با تئوریهای ﮔﻮﻧﺪرﻓﺮاﻧﻚ- سمیرامین - پل باران- و مانند اینها- مارکسیستهای جهان سومی- تا حدی آشنا هستم. حتی با نظر لنین مبنی بر اینکه اوکرایین عین مستعمره حکومت تزاری ست. حتی به سخن خودم حکومت پهلوی و اسلامی رفتارش با جنوب ایران عین مستعمره بود و هست. و حتی بدتر از آن. شاهرگ حیاتشان را به آنجا بسته بودند و بسته اند- و شاهرگ حیات مردم را بریده اند. من جنوب را زمان شاه هم دیده ام . مردمی که روی طلای سیاه زندگی میکردند اما خود فاقد یک توالت بودند. چه رسد به خانه و رفاه. ولی رفتار و شرایط برابر میتواند عاملهای جداگانه و متفاوت و متضاد داشته باشد. حکومتی که رفتارش مثل استعمارگر است هیچ دلیلی ندارد که همان استعمار باشد.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

جناب Behrooz برای بار دوم بازهم توهین کرده اید .در صورت ادامه بلوک خواهید شد و برای مدتی از کامنت گذاری محروم خواهید شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای یئنیلیک؛ آن حرفهای قلمبه سلمبه ات به درد ................هم نمیخورد. از کدام " ساختار قدرت " حرف میزنی ....؟ کدام ظرفیت صنعتی؟ کدام " ظهور مسالمت آمیز "؟ معنی این حرفهای خنده دار چیست؟ جامعه ای که شما بدان متعلقید قدرت ساختن یک دبستان هم ندارد. مردم شما اجازه نوشتن یک برگ کاغذ به زبان خودشان را ندارند. نکند در انتظار "ظهور مسالمت آمیز" مهدی موعود نشسته ای؟ مهدی موعود تو هم که رژیم فاشیست ترکیه باشد حتا به تلویزیون گوناز اجازه استفاده از ترک سات را نمیدهد. اگر شخصیت دن کیشوت را میشناختی این حرفها را که نمیزدی عزیز.شما مجسمه عینی دن کیشوت هستی آقای باصطلاح فعال حقوق بشر!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار گرامی، اتفاقا پدیده استعمار داخلی بیشتر از طرف مارکسیستها و نئومارکسیستها در جوامعی مثل آفریقای جنوبی و آمریکای جنوبی مطرح شده است. محققین بنامی مثل گوندر فرانک به تحلیل این پدیده پرداخته اند. من شخصا ترجیح میدهم تا روشنفکران آذربایجان در مبارزه خود از اصطلاحات مدرن و مترقی مثل" مبارزه ضد استعماری" و "مبارزه ضد راسیستی" استفاده کنند و از متد امثال بهارلی ها و ینیلیک ها که دخیل بستن به استخوانهای پوسیده عثمانلی ها ی قدیم و ژنرالهای خونریز جدید است دوری جویند. در رابطه با مارکس و مارکسیسم؛ من برداشتهای خودم را دارم و از هیچکس و یا گروهی دنباله روی نمیکنم. بر این اعتقادم که میرجعفر پیشه وری بهترین نمونه یک انسان مارکسیست برای جوامع شرقی ست. در جوامع غربی نیز، من تحلیلها و تفسیرهای مارکسیست معروف ایرلندی/انگلیسی، تری ایگلتون را بیشتر می پسندم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب "" Behrooz ""، بدون تعارف خدمت شما عرض کنم که شما "" دون کیشوت وار "" هیچ درکی از تحولات دنیای اطرافتون ندارید، شما نه درکی از "" ساختار قدرت "" دارید، نه توان "" سنجش قدرت "" را، شما چه میدانید که به فرض "" ظرفیت صنعتی "" چگونه پروسه ملت شدن را تسهیل می‌کند، جناب "" Behrooz ""، دیدگاه شما و امثال شما توان حل "" معضلات ژئوپلتیکی ""را ندارند، دیدگاه شما در ذات خود یک "" معضل ژئوپلوتیکی "" است. شما از همان آغاز "" ظهور مسالمت آمیز "" را با "" چنگ و دندان "" نشان دادن به دیگران "" خصلتی خصمانه "" می‌‌بخشید، شما احمدی نژادی دیگر هستید که دنیای سیاست را با هوچیگری عوضی‌ گرفته
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهروز عزیز، من فکر و احساس شما را نسبت به ستمدگان درک میکنم. و به اندیشه یتان که میگویید مارکسیست هستید احترام میگذارم. اما تا جایی که اطلاع دارم هیچ مارکسیست بنام در ایران و یا حتی در جهان ، «وضعیت انسان» را در جوامعی نظیر ایران که« حاکمیت» داخلی و « نظام اقتصادی-اجتماعی» سرمایه داری دارد، « استعمار داخلی» نخوانده است. چرا که در مارکسیسم ما با مقولات «دولت» و « نظام» و«طبقات»، « استثمار» و « تبعیض»،« استعمار و مسعمرات کلاسیک» وضعیت را توضیح میدهیم. در مارکسیسم مقوله ای بنام « استعمار داخلی» نداریم. و متفکری هم آنرا به این مکتب نیافزوده است.
اما این موضوع مهم نیست. که این مقوله کجا هست و کی پیش کشیده است. همانطور که شما نوشته اید و من هم اشاره کرده ام اساس این مقوله « استنتاج از شباهت سازی ست». یعنی « چهره ی انسان الجزیره ای تحت استعمار کلاسیک فرانسه شبیه چهره ی انسان آذربایجانی ست».

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب یئنیلیک؛ من دوستانی در ونکوور کانادا دارم که شما را به خوبی میشناسند، پس لطفا برای من یکی ادای روشنفکری درنیاورید! من اتفاقا دارم از رئال پلیتیک منطقه صحبت میکنم، و رئال پلیتیک منطقه آن است که منافع قبله گاه شما، یعنی رژیم ترکیه، در تضاد کامل با حق تعیین سرنوشت ملتهای آذربایجان جنوبی و کردستان قرار دارد. دوستی که شما از آن صحبت میکنید به "دوستی خاله خرسه" معروف است. مسئولیت اخلاقی روشنفکران واقعی آذربایجان آن است که ژئوپلیتیک منطقه را آنگونه که هست تجزیه و تحلیل بکنند نه بر اساس دوستی خاله خرسه ژنرالهای ترکیه با امثال جنابعالی. جنبه دیگر رئال پلیتیک منطقه آن است که، بله ترکیه فاشیستترین و راسیست ترین دولت خاورمیانه است. راسیسم آریایی در ایران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب " Behrooz " روایت در خلأ شکل نمی‌گیرد بلکه در غلبه بر تعارضات ژئوپلتیکی تبدیل به آهن آبدیده می‌‌شود. در بغل گوش شما، آیا کرد‌ها " صاحب روایت خودشان " نیستند؟ همین کرد که اولین حکومت نیمه خودمختار خود را در " اقلیم کردستان " بر پا کرده، برای بقای اقتصادی به ترکیه وابسته است تا در انزوا به زانو در نیاد, آیا مردم اوکراین با حضور صد‌ها هزار نفری در خیابان‌های کیف "" صاحب روایت خود نیستند؟ "" ولی‌ شرایط اقتصادی آنان را وادار کرد از اتحادیه اروپا دست ور داشت به زیر خیمهٔ پوتین بروند؟ نه جانم شعار هم حدی دارد، شما که هنوز "" نه چیزی به بار است و نه به دار"" چنان ترکیه فاشیست میگی‌ که انگار ما با اقیانوس آرام مرز آبی‌ داریم حتی قادر به حفظ دوستان نیستی‌ و دارید دوستان را تبدیل به دشمنان می‌کنید، اول برید کمی‌ هنر دوست یابی‌ یاد بگیرید تا همه را دشمن ما نکنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

ائلیار گرامی؛ من چیزی در مورد تز استعمار از دکتر قرجه لو ندیده ام. ولی مقاله ارزشمند آقای آزادگر را خوانده ام. آن مقاله بر اساس تصویری ست که آلبر ممی از سیمای استعمار شده و استعمار گر در کتاب خودش به دست داده است. آقای آزادگر سیمای ترسیم شده از انسان استعمار زده در کتاب ممی را با سیمای انسان آذربایجانی مقایسه نموده و به این نتیجه رسیده است که هر دو انسان در وضعیتی استعماری زندگی میکنند. من با نتیجه گیری آقای آزادگر کاملا موافقم. دکتر اصغرزاده با بررسی تئوریهای ضد استعماری و نظریه های جدید پسا استعماری یک تحلیل علمی و منسجم از این پدیده به دست داده است. من به عنوان یک مارکسیست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار گرامی‌، در مورد "" رفع تبعیض همه جانبه "" و "" جاری ساختن عدالت اجتمائی "" با شما کاملا موافقم، بدون شک در شرایط فعلی‌ ایران "" تز‌ استعمار و مستعمره " بستر لازم برای به میدان بیرون در آوردن نیروها را ندارد چونکه یک فرد عادی ترک آزربایجانی یا کرد و دیگران قادر به انگشت گذاشتن بر روی "" استعمار گر "" نیست در حالیکه در مورد هند، گاندی به راحتی‌ می‌توانست "" کمپانی هند شرقی‌ "" را رسوا کند. به همین دلیل، بهترین شیوه قرار دادن "" سیستم موفق در مقابل سیستم ناموفق و ناکاراست "" شرایط اقتصادی این فرصت را دو دستی‌ در اختیار ما گذشته اند. ما در ایران با " سیستم ناکارا "" طرف نیستیم، با "" سیستم رفوزه شده "" طرفیم و این بهترین فرصت را در اختیار ما قرار می‌‌دهد که بدون تحمل کردن هزینهٔ سنگین، بیشترین بهره برداری از شرایط جاری به عمل بیاوریم. "" تز‌ استعمار و مستعمره "" در منطقه ما فقط
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
yenilik گرامی ، به قولی نیز این تز اولین بار توسط آقای دکتر قرجه لو مطرح شده. حالا مهم نیز توسط آقای اصغر زاده باشد یا قرجه لوی گرامی. پیش از اینان توسط بعضی نویسندگان خارجی هم مطرح شده است. مهم این است که بر اساس « استقراء ناقص» بنا شده. و از پاره ای شباهتها نتیجه عام گرفته. با این متد خیلی از کشورهای چند ملیتی در نظام سرمایه داری میتوانند مستعمره قلمداد شوند که میدانیم کسی آنها را مستعمره نمیداند. بلی «سیستم اقتصادی-اجتماعی» سرمایه داری به طور نسبی میتواند کارا یا ناکارا باشد. که در کشورهای پیشرفته می توان گفت کاراست ولی در کشوری مثل ایران این سیستم را از نفس انداخته اند. من مشکل ایران را نظام اقتصادی-اجتماعی سرمایه داری با مشخصات «توتالیتر-فاشیستی مذهبی» خاص میدانم که در مورد ملیتها « با دیکتاتوری «تبعیض همه جانبه »اعمال میکند ضمن استثمار شدید کار یدی و فکری.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از جناب yenilik که کارشناس مسایل ترکیه می ناممش؛ سئوالی دارم در مورد گزارش تکاندهنده بی بی سی _از وضیعیت ارامنه ترکیه و زنی که 82 سال هویت ارمنی اش را از ترس ترک ها پنهان کرده بوده و تنها یک هفته قبل از مرگش هویت ارمنی خود را به پسر خبرنگارش بازگو می کند و پسر هم این داستان را به شکل کتابی در ترکیه منتشر کرده است . نسل کشی ارامنه که در تعداد کشته ها البته تفاوت است....._چه می گوئید.شما که این همه از پان فارسیسم و.. سخن می گوئید در مورد یک قلم قتل عام یک میلیون ارامنه بدست ترک های ترکیه چه دارید ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هر کسیکه کمی‌ اقتصاد میداند به این واقعیت مهم واقف است که هر دو کشور "" جمهوری آزربایجان و ترکیه "" برای پیشرفت و ترقی‌ نیاز به "" صلح منطقه‌ای "" دارند، همچنین کسیکه به شرایط اقتصادی ایران واقف است میداند که با رقم جمعیت فعلی‌ ایران، "" سیستمی‌ که ایران را فارس و زبان را فارسی‌ "" تعریف می‌کند قادر به "" ایجاد اشتغال "" برای مردم نیست، با "" تز‌ استعمار و مستعمره "" همه کشور‌های منطقه را میتوان وارد جنگ داخلی‌ کرد و سپس بر "" خاکستر فقر "" نالهٔ کسی‌ به من ناک خشکی دهد تا از گرسنگی نمیرم داد. با تز‌ "" نگاه سیستمی‌ "" دست کم جوان آزربایجان جنوبی در صورت بروز قحطی در ایران با این "" سیستم ناکارا "" خود را میتواند به جمهوری آزربایجان یا ترکیه برساند و از بی‌ آبی‌ و گرسنگی نمیرد بدون اینکه با "" نگاه استعمار و مستعمره "" جمهوری آزربایجان و ترکیه را نیز وارد جنگ داخلی‌ کرده باشیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار ، من نیز با این تز‌ "" استعمار و مستعمره "" مشکل دارم، به نظر من مشکل اصلی‌ """ سیستم """ است. در تحلیل سیستم نیز ما """ سیستم کارا و سیستم ناکارا """ داریم. سیستمی‌ که قادر به "" اصلاح "" خود است و سیستمی‌ که فاقد این توانائی است. با این دید، یک جامعه خود را از خطر به دام افتادن در سایکل "" انزوا و انقراض "" نجات می‌‌دهد. شما به اطرافتان نگاه می‌کنید و می‌بینید سیستم کدام کشور‌ها کار می‌کند و برای تضمین بقای خود، به آن سیستم نزدیک می‌‌شوید. با این دید نیازی به تز‌ "" استعمار و مستعمره "" نیست که یک فرد عادی را به یاد "" گاندی و کمپانی هند شرقی‌ "" می‌‌اندازد. در نگاه "" استعمار و مستعمره "" یک تاجر ترک آزربایجانی در خدمت "" استعمارگر، ملت حاکم "" است که فعالیت اقتصادی او فقط در هموار کردن بهره‌برداری "" منابع ملت استعمار شده، ملت مظلوم "" به "" ملت حاکم "" است. با این