مصاحبه ایران گلوبال با دکتر لاجوردی، در باره مسئله ملی _ قومی

من شخصا نظرم بر اینست که اگر بتوان واقعیت فدرالیسم را با شعار فدرالیسم از یک دیگر جدا کرد و برای پروژه فدرالیسم کار اساسی و منطقی و همه جانبه انجام داد و مشخص نمود که طبیعت فدرالیسم برابری و آزادی را بدنبال خواهد داشت، نه تنها به تجزیه نخواهد انجامید که تضمین بسیار استواری برای آینده ایران خواهد بود.

1 - بنظر شما ،آیا در ایران مشکل تبعیض ملی _ فرهنگی وجود دارد؟ و یا به عبارتی دیگر، آیا ما مشکلی بنام مسئله ملی _ قومی و اتنیکی _ فرهنگی در ایران داریم؟ اگر آری چگونه و اگر خیر چرا؟

اگر نخواهیم بر سر واژه ها برخورد کنیم و درشروع مسئله، بحث قوم، ملت، خلق و...، را موضوع قرار دهیم و آنرا به زمانی محول کنیم که یک مرجع صاحب صلاحیت بمانند مجلس موسسانی که از همه ایرانیان نقاط مختلف ایران تشکیل می شود تصمیم گیری کند و ما همه بر آن تصمیم احترام بگذاریم می توانیم با فراغت بیشتری به موضوع بپردازیم.

من بر این باور هستم که ما در کشوری چند فرهنگی زندگی می کنیم و بدلیل فرهنگ های غنی و پُر باری که در کشور ما وجود دارد و در جای جای ایران بطور آشکار دیده می شود خواه نا خواه دارای تفاوت های بسیار هستیم و وجود همین گوناگونی هاست که مجموعه ایران را شکل داده است.

می توان با نگاه به گوناگونی آن برتری های هر کدام را در یک مجموعه نگاه کرد و به بارور شدنش پرداخت و می توان هیچکدامش را ندید و در انتظار مشکلاتش نشست. و در نهایت اینکه من بر این اعتقاد هستم که گوناگونی فرهنگی بسیاری وجود دارد و اگر دیده و رعایت نشود به مشکلات بسیاری خواهد انجامید.

2- آیا در صورت حاکم شدن ، یک حکومت دمکراتیک در ایران فردا و برقراری حقوق شهروندی در کشور؛ مشکلات اتینکی_ ملی ما قابل حل هستند؟اگر پاسختان منفی چرا؟

آرزوی همه ما ایجاد یک حاکمیت دموکراتیک است ولی اینکه با اگرهای بسیار و بازهم اگر حکومت دموکراتیکی بوجود بیاید مسائل ما حل می شود یاخیر، من تصورم بر اینست که نخست ما باید بدانیم از یک حکومت دموکراتیک چه می خواهیم؟

بعنوان مثال: آیا بدنبال یک حکومت دموکراتیک متمرکز هستیم؟

آیا بدنبال یک حکومت دموکراتیک غیر متمرکز هستیم؟

آیا بدنبال یک حکومت دموکرات فدرال هستیم؟

آیا حکومت فدرال را با توجه به شرایط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه ایران تعریف کرده ایم؟

مرحله بعدی اینست که ما در داخل هر یک از حکومت های نام برده شده چه می خواهیم ؟

اگر فرض ما بر این باشد که یکی از خواسته های ما انتخابات آزاد است میتواند هم دریک حاکمیت متمرکز مانند فرانسه انجام شود و هم در یک حاکمیت فدرال مانند آلمان، چرا که در هر دوی آنها نخست حقوق شهروندی حاکم است که تنها به انتخابات آزاد محدود نمی شود و در نهایت تصور من بر اینست که پیش از تعیین نوع حکومت ما باید بتوانیم به برابری، آزادی و عدالت برسیم و پس از آن نوع حکومت مان را تعیین کنیم.

3- آیا تقسیمات کشوری بر اساس اقوام و مناطق اتنیکی و همچنین تدریس زبان مادری در مدارس کشور، می‌تواند قدمی در جهت حل مشکلات ملی_ قومی در ایران باشد؟

اینکه کشور بتواند بر اساس "اقوام و مناطق اتنیکی" تقسیم شود - با توجه به شرایط خاص ایران - امریست غیر ممکن؛ دلیل روشن آن نیز آمیختگی و پراکندگی ایرانیان است که بدون توجه به فرهنگ و زبان و عادات و رسوم در همه جا اسکان دارند.

بنظرم می رسد شاید یکی از بهترین راه ها این باشد در زمانیکه توانستیم حاکمیتی دموکراتیک ایجاد کنیم به مانند تمامی جوامع دموکراتیک که برای حل مشکلات خودشان از رفراندوم کمک می گیرند ما هم بطور مستقیم از مردم سوال کنیم.

4 - نظرتان در باره جریانات هویت طلبی آذربایجان و جنبش کردان ، بلوچها ، عرب ها ، ترکمن ها چیست؟

معنی سوال را دقیقن نمی دانم که منظورتان از هویت طلبی چیست؟ هویت شناسنامه فرد است و اگر نداشته باشد بی هویت است، من یک ایرانی هستم که در تهران متولد شده ام کُنیه ام از شهر کاشان است و به زبان فارسی صحبت می کنم، شما یک آذربایجانی هستید که در تبریز متولد شده اید و به زبان ترکی صحبت می کنید، و دیگری...، ولی اگر منظور از هویت طلبی که ما اصطلاحات را آگاهانه و یا نا آگاهانه با یک دیگر مخلوط می کنیم بعبارتی دیگر تجزیه طلبی و یا...، باشد تصورم بر این است که در ایران و در میان ایرانیان نقاط مختلف ایران اگر حقوق برابر، حقوق شهروندی، حاکمیتی غیر متمرکز و نوع تعریف شده ای از آن که می تواند حکومت فدرالی باشد ایجاد شود نه تنها هیچکس قصد تجزیه ایران را ندارد که به همبستگی بیشتر کمک خواهد کرد.

5 - به نظر شما چه رابطه‌ای می تواند میان جنبش سبز و جنبش های اتنیکی در سراسر ایران به وجود آید؟

جنبش های مردمی همیشه از یک پایگاه بسیار گسترده اجتماعی برخوردار هستند و بزرگترین دلیل آن در برگرفتن خواست ها و نیازهای همگانی است. جنبش سبز که نمیتواند نادیده انگاشته شود و بی تردید تحولی را در جامعه بیشتر شهری ایران موجب گردید، نه تنها در برگیرنده خواست های اساسی تمامی ایرانیان نیست، بلکه بیشتر برای باز پس گرفتن حکومت از جناحی توسط جناحی دیگر بود و به بهانه "تقلب در انتخابات" بوجود آمد و تاکیدش بر این بود که در انتخابات دهم ریاست جمهوری تقلب شده است و تمامی تقلب های 30 سال گذشته نادیده انگاشته شد و این نکته پنهان ماند که جمهوری اسلامی در اصل در تقلب متولد شده است.

خواست های اساسی این جنبش سبز به ترتیب عبارت بود از "رای من کجاست؟" ، "رای مرا پس بده" ، "به قانون اساسی دوران امام باز گردیم"، "خواست ما دوران طلائی امام است" و... در مطالبات جنبش سبز هیچگاه به حقوق برابر، آزادی های حقوق انسانی، حقوق بشری، حقوق اقوام، حقوق زنان، جوانان، کارگران و...، تاکید نشده است و فرض بر اینست که همه اینها در "دوران طلائی امام" وجود داشته است و این در حالی است که مشکلات اساسی مردم ایران دقیقا از زمان امام آغاز و به این فاجعه امروز انجامیده است و بدین معنا هیچ رابطه ای میان جنبش سبز با مفهوم اسلامی آن و غالب شدن این جناح بر آن جناح نه در میان جنبش های بقول شما اتنیکی و نه در میان دیگر جنبش های اجتماعی جامعه بوجود نخواهد آمد.

اما، جنبش سبز مردم ایران با هوشیاری بسیار "تقلب در انتخابات" را بهانه ای قرار داد که بتواند به خواسته های خود دست یابد و زمانیکه متوجه شد که این جناح با آن جناح هیچ تفاوتی ندارد و هر دو جناح بدنبال گرفتن قدرت و ادامه جمهوری اسلامی هستند جنبش اسلامی – حکومتی – جناحی رو به زوال رفت.

6 - نظر شما در باره سیستم فدرال چیست؟ آیا سیستم فدرال تضمینی برای تمامیت ارضی ایران فرد است و یا منجر به تجزیه کشور خواهد شد؟

اینکه سیستم فدرال چیست را باید برقراری آن در ایران سوال کرد، سیستم فدرال که امروزه در بیشتر کشورهای پیشرفته جهان کارآئی بسیار دارد بنظرم اگر بطور دقیق تعریف شود و با شرایط فرهنگی – سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران وفق داده شود می تواند بسیار موثر واقع شود، نکته ای که بسیار مهم است اینست که ما در یک صد سال گذشته حاکمیت متمرکز که استبداد و نابرابری از ارکان اصلی آن بوده است را با تمام وجودمان لمس کرده ایم، حکومت هائی که یک سویش حزب رستاخیز و سوی دیگرش حزب الله بوده است، و این طبیعت حکومت های استبدادی است، اگر چه امروز را با دیروز به هیچ وجه نمی توان مقایسه کرد، بدین معنا ناگزیر و برای حفظ مملکت مان باید بتوانیم حکومتی غیر متمرکز که قادر باشد برابری ایجاد کند بوجود بیاوریم، در اینجا این بحث می تواند مطرح باشد که:

1. آیا سیستم فدرال با توجه به شرایط خاص ایران و گوناگونی های سیاسی – اجتماعی و فرهنگی موجود می تواند راه حل مناسبی برای فردای ما باشد؟

2. آیا در زمانیکه ما هیچگونه طرح و پروژه ای در رابطه با حکومت فدرال ایران در دست نداریم – در کنفرانس انجمن پژوهشگران ایران در فنلاند در ماه نوامبر 2010 این مسئله کاملا روشن بود – می توانیم در مورد خوب و بد بودن و یا همبستگی و تجزیه آینده کشور صحبت کنیم؟

من شخصا نظرم بر اینست که اگر بتوان واقعیت فدرالیسم را با شعار فدرالیسم از یک دیگر جدا کرد و برای پروژه فدرالیسم کار اساسی و منطقی و همه جانبه انجام داد و مشخص نمود که طبیعت فدرالیسم برابری و آزادی را بدنبال خواهد داشت، نه تنها به تجزیه نخواهد انجامید که تضمین بسیار استواری برای آینده ایران خواهد بود.

مصاحبه گر کیانوش توکلی

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.