سخنی با ناسیونالیستهای بی مزه

در طول این 5 قرن اخیر، بیشتر حکومتهایی که ب ایران حکومت کرده اند بجز زندیه و پهلوی بقیه اکثرا از نژادهای ترک ایران بوده اند .مانند صفویان وافشارها و قاجارها و قبل از آنها نیز خوارزمشاهیان و سلجوقیان و برخی حکومتهای محلی نیز اکثرا از میان قبایل ترک بوده اند! قاجارها اصل و نصبشان ترک بود و ولیعهد شان نیز همیشه ساکن و والی تبریز و آذربایجان بوده است.در این میان این سئوال پیش میاید که چرا مثلا شاهان قاجار که خود را نمایندگان خداوند بر روی زمین میپنداشتند و سایه خدا بودند و مالک جان و مال و ناموس مرد

اجازه دهید قبل از هر چیز روشن نمایم که ینده "ترک" هستم! هر چند این مسئله را افتخاری برای خود نمی دانم ، چرا که اصو لا به افتخار کردن و مدال دادن به خود از دیدگاه وابستگی به ملیت ویا قومیتی خاص را امر پسندیده ای نمی دانم.  این اواخر مقالات چندی با لحن نسبتا آرام و گاها نبز با لحن تند! و حتی آنقدر تند که از جانب برخی ها کلماتی مانند فاشیستهای فارس و یا استعمار گران فارس و غیره ...نوشته و چاپ شده است که خواندن آنها مو به اندام هر آدم منصفی سیخ میکند. در این میان دوستان ناسیونالیست ترک و یا آنگونه که خود میگویند آذری و یا آذربایجانی که به نظر بنده  کمترین ستم قومی در حقشان اعمال شده و میشود، بیشترین طلبکاران و سینه چاکان هستند.در این میان ادعاهای دوستان کرد و بلوچ و ترکمن و عرب بیشتر میتوانست و میتواند محلی از دعوا باشد ،تا دوستان آذری! چرا؟ هر ایرانی که قدری به تاریخ علاقه مند باشد و تاریخ حداقل 500 ساله اخیر ایران را مورد مطالعه قرار داده باشد ، بی اختیار متوجه خواهد شد که در طول این 5 قرن اخیر، بیشتر حکومتهایی که ب ایران حکومت کرده اند بجز زندیه و پهلوی بقیه اکثرا از نژادهای ترک ایران بوده اند .مانند صفویان وافشارها و قاجارها و قبل از آنها نیز خوارزمشاهیان و سلجوقیان و برخی حکومتهای محلی نیز اکثرا از میان قبایل ترک بوده اند! قاجارها اصل و نصبشان ترک بود و ولیعهد شان نیز همیشه ساکن و والی تبریز و آذربایجان بوده است.در این میان این سئوال پیش میاید که چرا مثلا شاهان قاجار که خود را نمایندگان خداوند بر روی زمین میپنداشتند و سایه خدا بودند و مالک جان و مال و ناموس مردم، هیچ تلاشی برای عوض کردن زبان رسمی کشور مثلا به جای فارسی ، ترکی کردن زبان رسمی کشور نکردند؟ مگر کسی مزاحمشان بود؟ ویا چرا تیمور لنگ که خود از ترکان آسیای میانه بود و سلسله تیموریان را بنا نهاد و تا قلب اروپا هم لشکر کشی کرد، زبان رسمی دربارش فارسی بود؟ چراسلسله صفوی و یا افشاری که کسی در ترک بودن آنها شکی نمی تواند داشته باشد همواره حامی زبان و ادبیات فارسی بودند و حتی برخی از آنان به فارسی شعر! هم میسرودند، هیچگاه این فشار و مصیبت استفاده از زبان فارسی را درک و حس نکردند؟ چه چیزی باعث باقی ماندن زبان فارسی به عنوان زبان رسمی دربار و کشور بود؟ همین امروز نیز بیش از نیمی از سردمداران و حکومتیان کشور در جمهوری اسلامی یا خود ترک و آذری هستند و یا ریشه و اصل و نسبشان به آنها بر می گردد! دوستان ناسیو نالیست آذری به جز مسئله ستم زبانی که من کاملن با آن موافقم ، از کدام ستم دیگر میتوانند در حق خود اسم ببرند و درست همین جاست که در ابتدای مطلب ، در زمینه ستم ملی دوستان کرد و بلوچ و ترکمن و یا هموطنان عرب را بیشتر محق میدانم که از ستم ملی روا شده در حقشان فریاد برآورند ، زیرا توسعه نیافتگی استانهای کرد و بلوچ و ترکمن و عرب نشین با توسعه وجود داشته در استانهای ترک زبان قابل مقایسه نیست. هموطنان عرب با حضور در سر زمینی که تقریبا تمام ثروت کشور از آن خارج میشود ، شاید در این میان بیشترین حق را داشته باشند.با نگاهی منصفانه، ظلم و ستم حکومت جمهوری اسلامی مرز زبانی و قومی نمی شناسد و در هر کجا و در هر عرصه ای که توانسته به همه مردم ایران و همه قومیتهای آن ظلم و ستم روا کرده و روا میکند.دوستان آذری که امروز سینه چاک کرده و فریاد گوش خراش ستم ملی رفته بر آنان ،گوش آسمان را پاره میکند، همانطور که گفتم به جز مسئله زبان کدام فاکت و دلیل و مدرک را میتوانند برای این ستم رفته بر خود ارائه دهند؟ آیا هموطن آذری بخاطر صرف آذری بودن از گرفتن شغلی محروم بوده؟ و یا نتوانسته وزیر و یا وکیل مجلس شود؟ به همین خاطر یرخی از روی کم اطلاعی و برخی نیز دانسته که خدا میداند سرشان به کدام وزارت و سازمان امنیت کدام کشوری بند است ، آتش بیار این معرکه و دعوای ملی و قومی هستند!واما در زمینه زبان!  باید به زبان هم از جهت هویت ملی هر خلقی نگاه کرد و در هم این امرکه زبان قبل از هر چیز وسیله میباشد. وسیله برقراری تماس و ارتباط با افراد پیرامون خود! و هر چه تعداد این تجهیزات ! بیشتر باشد قطعا تعداد کسانی که میتوان با آنها ارتباط برقرار کرد نیز بیشتر میشود، آیا این ایراد است؟ در هند با جمعیت بالای یک میلیارد نفر ، زبان انگلیسی بعنوان مهمترین وسیله تماس و برقراری ارتباط میان قومیتهای مختلف این کشور ابوده و هست، آیا این ایراد است؟ و یا کسی آنها را به این امر مجبور کرده! در حالی که دهها سال از استقلال این کشور از انگلیسها گذشته است. من در شهر های بخارا و سمرقند در ازبکستان شاهد بودم که اکثر ساکنان این شهر ها بطور اتومات سه زبان میدانند: زبان مادری خود یعنی تاجیکی، زبان رسمی کشور یعنی ازبکی و زبان روسی بعنوان زبان و وسیله ارتباط با دیگر شهر وندان جمهوریهای سابق شوروی! آیا این امر ایراد است؟ من دوستان آذری (جمهوری آذربایجان) زیادی دارم که بخوبی به زبان روسی آشنا هستند و هیچ رنج و ستمی را نیز احساس نمی کنند! و این مقاله و مطلب من نیز بیشتر متوجه دوستان آذری است که چنان از ستم بر خود رفته و بر آنان رفته صحبت میکنند که گویا حکومت پهلوی و یا جمهوری اسلامی مانند حکومت ترکیه که تا همین چند سال کلا و از ریشه وجود خلقی بنام کرد را منکر بود و کردهای ترکیه را ترکهای کوهی مینامید، نیز منکر وجود خلق آذری بوده و هست و خدای ناکرده ما هم در کشورمان ترکهای کوهی داریم.! به یقین میدانم این مقاله به مذاق خصوصا دوستانی که خود را عمدا به خواب زده اند ، خوش نخواهد آمد.چون کسی را که خواب است میتوان بیدار کرد اما تلاش برای بیداری کسی که عمدا خود را به خواب زده مانند کوبیدن آب در هاون میباشد.!جمهوری اسلامی ، بعنوان حکومتی ایدئولوژیک و دیکتاتور در حق تمام کشور ایران ظلم و جور و جفا روا داشته و میدارد. در این میان وضعیت اقلیتهای دینی و مذهبی نظیر یهایی ها و کسانی که از دین اسلام بر گشته اند و یا اقلیتهای جنسی بمراتب اسفبار تر و رقت انگیز تر است. گاها وقتی میشنوم که دوستانی از ستم ملی بر خلق آذربایجان اسم میبرند ودر حالی که بسیار از نمایندگان و وزرا و وکلای مملکت ترک و آذری هستند، از تعجب انگشت بدهان میمانم!دوستان گرامی! تاریخ را به خاطر رضای مقاصد سیاسی عده ای سود جو و گاها جویای نام  ! و به میل خود تعریف و تفسیر نکنید.مگر اقا محمد خان قاجار ترک که در یک روز 40 هزار و بقولی 70 هزار چشم را از حدقه در همدان در آورد ، از کسی پرسید که تو ترک هستی و یا فارس و کرد و ترکمنی؟ مگر تیمور لنگ ترک که از سرها هم در ایران و هم در هندوستان و هم در عثمانی تپه درست کرد از کسی اصل و نصبشان را پرسید؟ در میان زندانی سیاسی اعدام شده در زمان پهلوی و جمهوری اسلامی، بجز آن شهدایی که به گروههای ملی و منطقه ای و قومی وابسته بودند، هم تر ک و آذری و هم فارس و ترکمن و لر و عرب و خلاصه از تمام ملیتها و قومیتهای کشور وجود داشتند و فارس بودن همانقدر بک کمک فارس زبان نیامد که ترک و آذری بودن موجب گناه بیشتر برایشان نبود. این حکومتها نه مرز زبان میشناسند و نه مرز ملیت و قومیت!

در دنیای امروز و در قرن 21ام که کره زمین با داشتن هزاران ملیت و قو میت و زبانها و نژادهای مختلف چهار نعل در حال تاختن بسوی دهکده جهانی است ، ناسیو نالیسم و ملی گرایی و قومیت گرایی را دوباره معنا کرد.اجازه نداد ظلم و ستم حکومتی که نه مرز زبانی میشناسد و نه مرز قومی، به عنوان دعوای ترک و فارس و یا فارس و کرد و بلوچ معنا شود.آنچه در تاریخ ایران کمترین جا را در میان انواع و اقسام دعواها داشته و دارد ، علی رغم دعواهای حیدری و نعمتی و دعواهایی از این دست، دعوا و جنگ میان ملیتهای مختلف آن بوده و هست! از این رو دعواهای برخی از دوستان ناسیونالیست و خصوصا ناسیو نالیستهای آذری، تمام حد و مرز ها را در می نوردد و حالت بی مزه ای که فقط میتواند بدرد فرافکنی برخی مسائل و سلب مسئولیت از حکام و ستمگران حاکم کشور شود، تنزل پیدا میکند.شما خنیاگران! روشنفکر بی مسئولیت ، اگرملیتها را به حال خودشان بگذارید و دایه مهربانتر از مادر نشوید، همانگونه که در طول تاریخ مسائل و مشکلاتشان را میان خود حل کرده اند ، بعد از این هم حل خواهند کرد. همانگونه که حکومت ترک قاجار هم به فارس و هم به ترک و کرد وغیره ظلم کرد و کسی آن را به حساب ترک بودن آنها نگذاشت، ملت آگاه ایران از هر ملیت و قو میت آن نیز جور و ستم حکومت جمهوری اسلامی را به حساب ستم فارسها نخواهد گذاشت

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
«هژمونی زبان و فرهنگ مسلط بر جامعه» وقتی می شکند که فرهنگ تبعیضی و تبعیدی در برابر آن «به آفرینش فرهنگ و ادبیات پیشرفته خود » بپردازد. به جای بدگویی به آن. متأسفانه تبعیض دیدگان به این مسئله کم بها داده و نیروی خود را در بدگویی ها به هرز می برند. بجای اینکه تلاش کنند شعری در برابر شعر-داستانی در برابر داستان- کتابی در برابر کتاب خلق کنند. با این بدگویی بازیها تبعیض دیدگان نمی توانند خود را از هژمونی فرهنگ مسلط رها کنند. ادبیات و فرهنگ اروپا و آمریکا بر جهان هژمونی دارد. کشور ها هم مستقل اند. ولی هژمونی فرهنگی با استقلال سیاسی یا تعیین سرنوشت نمی شکند. در مقابل فرهنگ باید فرهنگ پیشرفته صادر کنی. نباید نیرو و وقت را در « بدگوییها» مصرف کرد. میخواهی آزاد باشی، فرهنگ آزادت را بیافرین. در غیر این صورت آزادی برای تو رؤیایی بیش نخواهد بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب همام! حرف ما ممکنه خوشایند شما نباشد، اما مغلطه های مردم فریب جنابعالی مثل جنس بنجل رو دستتان مانده و دیگر خریداری ندارد. زیرا عشیره پرستان، خاک پرستان، زبان پرستان، و نژاد پرستانی که میفرمایند، حقوق ملل جغرافیای ایران، مثل ترک، عرب، بلوچ، کرد، ترکمن و امثالهم ارتباطی با حقوق بشر و دمکراسی ندارد. بیانگراعتقاد جنابعالی به برتری نژاد فارسی میباشد. چنین مدل تفکر سالهاست که از مد افتاده و میرود در پس گرد و غبار زمان مدفون گردد. توّهمات برتری نژاد فارس هیچ جائی در بین اکثریت قریب باتفاق ملل ایران ندارد. بهتر است از همین حالا فکری برای آینده خود بکنید! زیرا ملل غیر فارس ازهم اکنون با مردود شمردن پذیرش هژمونی زبان و فرهنگ عشیره پرستان قوم فارس، دست رد بر سینه تان نهاده اند. هژمونی سیاسی قومی - نژاد پرستان فارس! دیگرجائی دراین سرزمین ندارد. بزودی باید هر خلقی خود، سرنوشت خود را در دست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جم ؛ مغلطه های«دلاآویز» تان شعر حافظ را در ذهن تداعی میکند که می گوید؛سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم.چرا بجای واژه پردازی های تهی از استدلال توضیحی روشن از این پدیده اجتماعی «توّهمات برتری جویانه نژادی فارس» با داده‌های مشخص تاریخی در ایران ارائه نمیدهید که رابطه قومیت با قدرت سیاسی در ایران عامل‌ اصلی شکاف در کشور است .جناب جم ؛دگرگونی مناسبات اجتماعی به‌ نفع قومی گری و پذیرش هژمونی سیاسی قومی -نژادی ناسيوناليسم عشیره ای ترک ،کرد و عرب که چپ و محافل تجزیه طلب خواهان تحقق آن در ایران هستند چه ارتباطی با «حقوق بشر» و «دمکراسی» دارد ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقاى کوروش اعلم - درود بر شما، بنده در باره مقله شما نظر نميدهم، فقط يک يادآورى به جناب عالى ميکنم، آنجايى که فرموده ايد "اقا محمد خان قاجار ترک که در یک روز 40 هزار و بقولی 70 هزار چشم را از حدقه در همدان در آورد" درست نيست و اين تحريف تاريخ محسوب مشود. اقا محمد خان قاجار ترک در یک ماه 40 هزار و بقولی 70 هزار چشم را از حدقه در کرمان از بلوچ و کرمانى در آورد، و لطفعلى خان زند را در بم و کرمان به اسارت کشيد و اين خان فرومايه ترک نژاد، دستور داد تا اصطبل‌بانان خان قاجار وی را مورد تجاوز جنسی قرار دهند و اين کار پليد انجام شد اين شعر از لطفعلى خان زند و يادگار اوست - "یا رب ستدی مملکت از همچو منی --- دادی به مخنثی، نه مردی نه زنی --
از گردش روزگار معلومم شد ---- پیش تو چه دف‌زنی چه شمشیرزنی
ادامه..

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب همام! عرض بشرف مبارکتان! اعتراض و خواست ملل غیر فارس، از نظر سیاست راهبردی ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک نه برای برهم‌ زدن فرهنگ هم‌ زیستی در منطقه خاورمیانه، بلکه بعنوان تساوی حقوقی ملی مدنی، در فراسوی استراتژيك مسلط، و رهائی از چنگال درنده فرهنگ استعمار و استبداد تک فرهنگی و تک زبانی غالب بر ملیتهای ایران است که از ضرورتهای استراتیژیک و اجتناب ناپذیر جغرافیای جامعه ایران محسوب میشود. و اگر جنابعالی، با جوش و خروش، با نشان دادن رگ گردنتان، فرهنگ استرداد حقوق انسانی، و مدنی ملیتها را مثل سر دمداران رژیم مستبد اسلامی، تجزیه طلبی قلمداد میکنید، معلوم میشود که با اعتقاد به راسیسم نژادی آریا، هنوزهم به فرمانروائی و استیلای قوم باصطلاح آریا بر دیگر ملل ایران باور دارید. و بنظر میرسد، که حقوق مردمان غیر فارس باندازه پشیزی برایتان ارزش ندارد. و چنین است که با فخر فروشی، و بازی با کلمات

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اساسا این پافشاری بر هویت های قومی و متمایز کردن ملت ایران از هم دیگر با مولفه های خونی و نژادی چه جایگاهی در سیاست و حکومت داری باید داشته باشد؟ ملت‌سازی رویکرد اصلی سیاست راهبردی ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک استعمار برای برهم‌ زدن فرهنگ هم‌ زیستی در منطقه خاورمیانه به عنوان يك امتياز استراتژيك برای ضرورتهای رقابت امپریالیستی مطرح بوده است و تجزیه طلبی با تکیه برمعلفه های ژن و کروموزون های قومی- نژادی،هم کارزار سازمان یافته ای است که سال ها است برای تجزیه سرزمین تاریخی ایران جریان دارد .محافل تجزیه طلب و چپ «ایرانی» نه از تمرین دموکراسی به حقوق بشر که از تجزیه ایران به دمکراسی و حقوق بشر می خواهند برسند.!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در آذربایجان مثلی است: هرزه سئوزین جوابی مرزه دی. یعنی جواب حرفهای بی مزه جناب نعیم مرزه است.یعنی جواب منطقی به حرفهای بی مزه و بی منطق بیهوده است و بی ارزشی و بی احترامی به منطق است.
بنابراین بهتر است به چنین نوشته ای یا جواب مرزه لایق خودش را داد و یا ایگنور کرد یا در اصطلاح بهتر ترکی سای ماماخ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب حمام، تمام نوشته و گفتار، و تقریبا تمام قالب فکری و جهان بینی شما خلاصه میشود، به "حفظ زبان فارسی" در جغرافیای ایران! و انگ زدن بر نمایندگان ملل ایران، کسانیکه از حقوق آنان در برابر رژیم اسلامی، دفاع میکنند! مردمانی که قرنیست در اردوگاههای شکنجه و اعدام، در برزخ جغرافیای ایران گرفتار آمده اند. و باید گفت؛ تمام سرمایه فکری و اساس گفتارتان نسبت به این فجایع، به جای حمایت از مردمان اسیر، و حمایت از حقوق آنان، بر عکس محکوم ساختن کسانی است که از حقوق انسانی و مدنی آنان دفاع میکنند. و در این هدف خزینه لغاتتان محدود میشود، به انگهای پیش پا افتاده ای مثل" محافل نژاد پرست، تجزیه طلب، پوپولیست چپ، و یا عشیره پرست، و فلان یا بهمان قوم. و اگر این لغات را از ادبیات شما حذف بکنند، در واقع حرف آنچنائی برای گفتن نخواهید داشت. شما ایران را بهانه قرار میدهید، تا زیر لحاف باصطلاح وحدت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسکال فیلسوف فرانسوی گفته بود: اگر ”چند گونگی که به یگانگی نیانجامد آشفتگی است و یگانگی که حاصل چندگونگی نباشد ستمگری است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایران برای محافل نژاد پرست تجزیه طلب و چپ پوپولیست« ایرانی» ، «روستایی» بزرگ است که برجسته ترین برگ شناسنامه‌ی مردمی که درآن زندگی می کنند، تبار قومی و ایلی آن ها است که با یکدیگر در چالش و رو در رویی اند.!!!محافل نژاد پرست تجزیه طلب و چپ پوپولیست« ایرانی» به جای ‏تجزیه و تحلیل ساختارها و مکانیزم‌های هژمونیک قدرت در جمهوری اسلامی با نگرشی پوپولیستی، نابرابری‌های اجتماعی در جامعه در ایران را در سیمای زبان، نژاد و قومیت می بینند.!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" ظرفیت جامعه فارسی‌ """ توانمند سازی ما و خلا سازی و پوک سازی آنها """ روستای فارسی‌ یک " استانبول، باکو و دوبی " ندارد، روستای فارسی‌ یک " فیلسوفان و دانشمندانی مثل " ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی، فارابی، امام بخاری، محمد ترمزی و دهها اندیشمند و نویسنده بزرگ " ندارد، روستای فارسی‌ یک "" نجیب محفوظ و ارهان پاموک " ندارد، روستای فارسی‌ یک "" لطفی‌ زاده مبتکر منطق فازی یا ایستیو جابز عرب ندارد "" آنها مدام شاعران مفت خور و وراج تولید میکنند. ما تاریخ داریم و آنها شاهنامه دارند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب همام، بقول معروف؛ " این ره که تو میروی بفارسستان است" جانم! ایران هیچوقت با تفکر عشیره پرستان، و زبان پرستان ناسیونالیسم فارس، پیشرفت نخواهد کرد! نمونه اش همین یکصد سال اخیراست، داریم می بینیم! دنیا به علم و صنعت، تمدن و پیشرفتش افتخار میکند، شما نیز به کاسه کوزه های شکسته عصر بوق تان. تحمیل زبان فارسی بزور سرنیز بر مردمان!، یکی ازعلل عقب ماندگیهای ملل جغرافیای ایران است. شما مثل کبک سرتان را توی برف کرده اید، و در عالم هپروت سیر میکنید، و فکر میکند آقای دنیا هستید. نه جانم! اشتباه نکن! دیر یا زود سرتان به سنگ خواهد خورد و ازخواب خرگوشی بیدار خواهید شد، اما آن روز، دیگردیرخواهد بود، و افسوس نیز برایتان فایده ای نخواهد داشت. یک قوم چقدر باید بدبخت و بیچاره باشد که در مقابلش، ملیتهای دیگر قرار بگیرند! آیا فکر میکنی رژیم اسلامی تا ابد باقی خواهد ماند؟!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تبریزی! بقول شما خامنه ای تورک! هر جنایتکاری هم که باشد، حافظ زبان مادری شما یعنی زبان فارسی است. فرض کن که عشیره پرستان، و ناسیونالسیم زهر آگین راسیسم فارس! دیگر ملیتهای ایران را کسی بحساب بیاورد، ودر سرنگونی رژیم با دیگر ملل همسوشود، فکر میکنی بعد از سرنگونی یک دیکتاتور قرون وسطائی، چه سرنوشتی درانتظار زبان فارسی خواهد بود؟ چرا خدا را شکر نمیکنی که هنوز که هنوز است آخوند خامنه ای ترک، با سرکوب ملیتهای غیر فارس، در خدمت حفظ زبان فارسی است، و بخاطر حفظ زبان مادریت، خون دیگر ملل را در جهنم ایران به شیشه کرده است. چرا از خامنه ای ترک بخاطر حفظ زبان مادریت تشکر نمی کنی؟ آیا این بی احترامی نسبت به وی نیست؟ روزی کسی بباغ خود چاه کنی آورد، به وی گفت؛ اینجا را بکن زیرش آب است. چاه کن هفته ها در آنجا مشغول کندن شد ، ولی به آب

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب همام تبریزی "" فارس عزیز، هر وقت افغانستان مدرن شود، ایران نیز با تفکر فارسی‌ مدرن خواهد شد "" در روستای فارسی‌، یک کشور مدرن وجود دارد، روستای فارسی‌ تجلی‌ پیروزی سنت بر مدرنیته است، به همین امید‌ها باشید، شما‌ها هتی معنی‌ "" با مزه و بی‌ مزه "" را نیز نمی‌دانید، من خودم را ترک می‌‌نامم ولی‌ اسم "" پان فارسیستی "" کوروش را انتخاب می‌کنم، انگار ذهنیت کچلی که اسمش را " زلف علی‌ "" گذاشته بود خیلی‌ در رفتار اجتمائی جماعتی شاهنامه خوان اثر گذاشته

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقاى خمينى هم از ازادى دم مى زد و جناب خامنه اى هم از ازادى م مى زند،با عرض معذرت جناب همام شما هم امده ايد از ايران مدرن بدون جنگ حيدرى و نعمتى دم مى زنيد،هر وقت حرف اقايان خمينى و خامنه اى در مورد ازادى خريدار پيدا كرد،انوقت ادعاى جناب همام تبريزى و دوستان هم در مورد انسانيت اعتبار پيدا مى كند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تعصبات قومی و نژادی و قبیله ای صفت ابلهانی است که هیچ صفت اکتسابی برای بالیدن به خود ندارند و به ناچار خود را متعصب به صفات انتسابی (نژاد و قبیله) مجبور میدانند....به امید ایرانی مدرن و فارغ از تعصبات عشیره ای-قبیله ای و حیدری نعمتی....پاینده ایران و ایرانی
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، lachin، شما می گوئید: ( ..... آقای تبریزی درباره پندارهای زهرآگین ناسیونالیستی حرف می زنند ولی ناسیونالیسم روسی استالین و انترناسیونالیزم مارکسیست های رنگارنگ را از یاد می برند! ..... ) دوست گرامی، نخست آن که من مانند پاره ای از ناسیونالیست ها نیستم که ناسیونالیسم را به ناسیونالیسم خوب و ناسیونالیسم بد بخشبندی می کنند و سپس می گویند ما از گروه ناسیونالیست های خوب هستیم! آریاپرستی، فارس پرستی، ترک پرستی، عرب پرستی و ..... همگی وابسته به پنداری پلید به نام ناسیونالیسم هستند و ناسیونالیسم در هر چهره ای که باشد خانمانسوز است و چاره کار نیز دور ریختن همه پان های رنگارنگ و باورمند بودن به تک میهنی (اینترناسیونالیسم) است و جهان کنونی به سوی تک میهنی و یکپارچگی می رود و مرزبندی های ناسیونالیستی میان کشورهای گوناگون مانند یخی که در دیگی پر از آب جوش افتاده باشد دارند از میان می روند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فکر میکنم تا حد زیادی آقایان قنبری و شاملی حق مطلب را بیان نمودند، بنابرین به طور اختصار به چند مورد تناقضات نوشتار می پردازم,در ابتدا نویسنده به جهت آنکه برای خود مجوز توهین و تحقیرتورکان آذربایجانی را صادر کند,خود را"ترک " معرفی مینماید،وباز مطالب تکراری در توجیه ستم ملی که مثلا فلان پادشاهان ترک ،زبانشان فارسی بوده است و هکذا، بعد درست چند سطر پایین ، آنجایی که نواختن ملت مظلوممان را آغاز مینماید، به مانند تمامی فاشیستهای پان فارس , آنها را" آذری" خطاب میکند!؟!!البته این نشان دهنده این است که فاشیست خودش هم به نام های جعلی خود ساخته اش اعتقادی ندارد.
اینکه فردی خود را ترک معرفی کند هرگز مجوز آن نیست که آن فرد در خدمت دشمنان قسم خورده ملتی ، به آن ملت حمله ورشود و ابتدایی ترین حقوق انسانی آنها رابا انواع توهین و تحقیر ها ،انکار نماید. متاسفانه مودبانه ترین عنوانی که بتوان آنها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان .. همان طور که متوجه هستید آقای اعلم, آغاز مقاله اش را با ( ترک بودن ) خودشان شروع میکند که به این نوشته یک حقانیّت کاذبی اعمال بکند ولی کسی که طعم رژیم استعمار داخلی و آپارتاید اسلامی را نتواند بچشد , بی مزه و یا با مزه بودن طلب حقوق های اولیّه بشری را پی نخواهد برد. بقول ما ترکها « کورا, گجه گونوز بیردی.. شب و روز برای کور , یکی است». از سردرگمی های آقای اعلم, یکی هم در هویت ایشان است . این سردرگمی از اینجا ناشی میشود که خودشان را " ترک" میدانند ولی در باره (( ناسیونالیست های آذری)) صحبت به میان میکشند.... در ضمن آقای تبریزی در باره پندار های زهر آگین ناسیونالیستی حرف میزنند ولی ناسیونالیست روسی استالین و انتر ناسیونالیزم مارکسیست های رنگارنگ را از یاد میبرند...

تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، کورش اعلم، ای کاش ناسیونالیسم و ناسیونالیست ها بی مزه بودند اما ناسیونالیسم پندارهای ناسیونالیستی زهرآگین هستند نه بی مزه! جنگ جهانی یکم با چهارده میلیون کشته و جنگ جهانی دوم با پنجاه و پنج میلیون کشته و جنگ های ریز و درشت دیگر همگی در پنداری پلید و پلشت و دوزخی و اهریمنی و زهر کشنده ای به نام ناسیونالیسم ریشه داشتند! و هم اکنون در ایران تنها کسی که از ناسیونالیسم و پان های رنگارنگ سود می برد رژیم ولایت فقیه است! رژیم آخوندهای مفت خور و رژیم برخاسته از گور ولایت فقیه که از سرزمینی به نام ایران دوزخی بی همتا در جهان ساخته است برای پیشگیری از نابودیش و برای آن که پیش از مردن دست و پائی بزند هم اکنون با روش (چند دستگی بینداز و فرمانروا باش) از پان های رنگارنگ ناسیونالیستی برای به جان هم انداختن و از میان بردن یکپارچگی مردم ایران بهترین بهره برداری ها را می کند، رژیم آخوندی
تصویر یونس شاملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کوروش اعلم- 2:
البته در این زمینه میتوانستم مثالهای بارزی بیاورم که در آذربایجان ستم عرصه اقتصادی دارد، عرصه اجتماعی دارد، عرصه روانی دارد، عرصه فرهنگی دارد و الآخر. برای شما مثال آوردم که شما خود صفحات دیگر مثنوی را بخوانید.

مینویسید: "آیا هموطن آذری بخاطر صرف آذری بودن از گرفتن شغلی محروم بوده؟" (پایان نقل قول).
پاسخ: البته که محروم هستند. آیا دختر و یا پسر ترک که اغلب با لهجه تاثیر گرفته از آواهای زبان ترکی به فارسی سخن میگویند میتوانند شغل گویندگی تلویزیون ایران را در رقابت با یک فارس زبان تصاحب کنند؟؟ میگویید نه؟ آیا این اسمش محرومیت نیست؟ اگر تلویزیون به زبان ترکی بود، یک جوان ترک از این حق محروم میشد؟؟ میدانید که پاسخ منفی است. البته این محرومیت اشلهایش بیشتر است. تنها یک مثال آوردم که شما اندکی بیشتر بیاندیشید.
تصویر یونس شاملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کوروش اعلم- 1:
از فهوی کلام شما میشود به سادگی متوجه شد که در نوشتن، بیشتر از دانش و تجربه بشریت و حقوق در اسناد جهانی در زمینه حقوق ملی در کشورهای چند ملیتی به احساسات تکیه کرده اید و با شعارهای پرطمطراق جهانی شدن نیز مطلب تان را به پایان رسانده اید. نوشته شما حاصل یک تلاش نافرجام برای توجیه ناهنجاری نابرابری حقوق اتنیکی در کشور ایران است. حالا شما ترک باشید و یا فارس باشید، به قول خودتان توفیری نمکنید. خطا از سوی هر کسی میتواند بروز کند. من برای روشن شدن شما و اینکه بایستی احساسات را کنار بگذارید و کمی بیشتر در این زمینه مطالعه کنید، به سه مورد نوشته شما اشاره میکنم و تقاضا دارم که با عمق بیشتری
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قنبری عزیز،1- موضوع مضنون شدن و نشدن نیست. گناهکار بودن و نبودن نیست. مقصر بودن و نبودن هم نیست. مشکل « یک سیاست غلط » است. اسم اش « سیاست یکسان سازی ست.» این سیاست از زمان رضاخان پایه گذاری شده و ادامه دارد. من افراد و حتی رضا خان را هم مقصر نمیدانم. چون سیاست را از افراد جدا میکنم. این کار غلط بوده و لازم است با پذیرش «سیاست چند فرهنگی» اصلاح شود. اینجا دیگر ما با افراد قدیم و جدید مشکل نداریم. بل با خود سیاست به عنوان یک «روش» کاریم. و عامل سیاست غلط یکسان سازی هم نه افراد بل «دستگاه یا سازمان حکومت» بوده که باز یک چیز جداگانه ای ست و با آدمها متفاوت است. پس در صحبت و سیاست ، درست آن است که بگوییم «حکومتها سیاست یکسان سازی را اعمال کرده اند » و این غلط بوده و هست - و ما آلترناتیو آنرا داریم که «سیاست چند فرهنگی ست». و « سیاست برابری».

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اىليار عزيز،البته من نمى خواهم از كسى يا چيزى دفاع كنم،ولى به يك نقطه شما نقد دارم،چرا فقط ما مقصريم؟اولا اين بازى را ما شروع نكرده ايم،فاشيسم فارس ١٠٠ سال است كه قدرت را در قبضه دارد،و از هر فرصتى براى تحقير و اسيميلاسيون خلق اذربايجان استفاده مى كند،من نمى خواهم دنبال مقصر بگردم،اينكه ما مقصريم و در مظان اتهام چون انگ تجزيه طلب مى خورد، و فاشيسم محق است ان شعار را بدهد چون به ما مظنون است،خوب مظنون بشود،اصولا با مظنون بودن يعنى اينكه خود را قيم ديگرى دانستن و ما عليه همين مظنون بودن سر بر اورده ايم،نمى خواهيم كسى به ما مظنون باشد،اصولا احتياجى براى ثابت كردن خود نداريم كه بخواهيم كه از خود رفع مظنونيت كنيم
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اینکه دیگر ملیتها بیشتر از آذربایجان تحت ستم و تبعیض اند- و نویسنده گفته درست است. اما اینکه به ابعاد ستم فرهنگی در آذربایجان کم بها میدهد و از ستم سیاسی و اقتصادی سخن نمیگوید درست نیست. از نظر من در نقد ناسیونالیسم آذربایجان حق با نویسنده است. این خط قابل دفاع نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کورش اعلم نمیدانم از وضع ايران تا چه اندازه خبر داريد ولی چيزی که مشخص است شما با شمردن برخی رويداد های تاريخی و کمی به اين طرف و آن طرف کوبيدن سعی در لوث و انکار ستم ملی به ترکهای آذربايجان هستيد و نوشته ايد « در این میان دوستان ناسیونالیست ترک و یا آنگونه که خود میگویند آذری و یا آذربایجانی که به نظر بنده کمترین ستم قومی در حقشان اعمال شده و میشود، بیشترین طلبکاران و سینه چاکان هستند. ».اولا ستم را با گرم و کيلو نمی سنجند ستم يا روا ميشود و يا نه . و در ثانی آيا تا بحال از خودت پرسيده ای که چرا مليون ها انسان از آذربايجان به مناطق فارس نشين حتی کرمان کوچ و مهاجرت می کنند ؟ ؟ ؟ فقط کافی است اين سوال مرا جواب بده بعد متوجه ميشوی که ابعاد اجتماعی و اقتصادی ستم ملی تا چه حد است ستم فرهنگی پيش کش جنابعالی باشد .
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قنبری عزیز، سیاست سخن کوچه بازاری نیست. من هم از سیاست و سیاست مداران صحبت میکنم. نه از شعار این آدم مقابله به مثل کننده. بله شعارهای ما آذربایجانیها بیشتر قابل دفاع نیست. اما دفاع از این شعار ها توسط افراد و گروهها و قلمزنان سیاسی فاجعه است.
شعار های بالا اکثراً توسط سیاسی کاران داده شده و دفاع میشود. من در مقالاتم به نقد آنها پرداخته ام .
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
anonym گرامی من بارها اعلام کرده ام که «چیزی نمیدانم» و جواب مسایل را با « همفکری دیگران» جستجو میکنم. دوران «من میدانم» تمام شده است. البته برای من.عقلم به اینجا رسیده که بدانم چیزی نمیدانم. حالا شما با سواد و دانا هستید جواب خودتان را به مسایل بدهید تا ببینیم چیست و چه مشکلی را حل میکند. شعارهای سیاسی بالا نهایت افت اندیشه، درتاریخ تفکر سیاسی آذربایجان است. که من به نقد آنها در نوشته هایم پرداخته ام.این حرفها در حقیقت تفکر و اندیشه نیست. کودکی سیاسی ست.و بازی فکری کودکانه.یعنی حرفهای بامزه ای هستند و یا به قول نویسنده بی مزه اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در ترکیه نیز، همین اردوغان " گرجستانی " است، آیا امور ترکیه در خدمت گرجستانی هاست؟ استالین نیز بر حسب تصادف "" گرجستانی "" بود، آیا سیستم روس‌ها در خدمت مردم گرجستان بود؟ بارک اوباما نیز از کنیا یا از آن منطقه است، آیا آمریکا دست کنیا ئی هاست؟ سیستم ایران را فارس و زبان را فارسی‌ تعریف می‌کند، همه در خدمت سیستم هستند، غیر فارس در سیستم، به معنی‌ عدالت سیستم نیست، به معنی‌ خدمت برای پیشبرد سیستمی‌ است ایران را فارس و زبان را فارسی‌ تعریف می‌کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اىليار عزيز،اينكه طيفى در اذربايجان بعضا شعارهاى مى دهند كه قابل دفاع نيست شكى نيست،ولى اين مسله هم هم است كه وقتى نه رسانه اى است نه اجازه اى براى ان،نه تشكيلاتى است و نه اجازه اى براى ان،و باران توهين و تحقير از طرف كسانى كه اتفاقا رسانه و تشكيلات و امكانات دارند باريده مى شود اصولا راه ديگرى براى خلق اذربايجان نمى ماند،شما وقتى يك ورزشگاه به زشتى بانگ مى زند كه ،توركه صداش در نمى ايد. صداى عرعر نمى ايد.شما انتظار داريد جوانان تحقير شده چه جوابى بدهند؟انتظار نداشته باشيد كه بگويند اى واى فحش ندهيد،بد است.اينكه شما يكطرفه به قضاوت مى رويد صحيح نيست،شما مى گوييد با كسى اتحاد نمى كنند؟اصولا كسى نيست با ما اتحاد بكند تا ما با او اتحاد بكنيم،اتحاد يعنى درك متقابل و قبول حداقلى از مواضع و نفع طرف مقابل،
باز هم عرض مى كنم شما با يد با در نظر گرفتن اقدامات فاشيسم فارس مبارزات خلقهاى غيرفارس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نويسنده از تيتر بى مزه استفاده كرده،بهتر است بامزه را توضيح مى دادند،اين ايشان به عنوان يك تورك ستم ملى را حس نمى كند،ولى من كه حس مى كنم نمى توانم احساساتم را سركوب كنم،و بى شك در مقابلش طغيان مى كنم،نويسنده بيشتر در فكر نسخه پيچى هست،و مى خواهد احساس و نگاه خود را تحميل كند،ايشان كوردها،عربها،بلوچها را واجد شرايط ستم ملى مى داند ولى توركها را نمى داند!نمى دانم از كجا به اين نقطه رسيده اند،البته مثال ناشيانه اى از تركيه زده اند كه نشان مى دهد ايشان اصولا اطلاعى از ماهيت مبارزه مليتهاى منطقه ندارند،جهت اطلاع ايشان در تركيه اگر كوردى باشى كه هويت كوردى را فراموش كنى،(مانند توركى در ايران كه هويت توركى را فراموش كند)مى توانى عصمت اينونو،توگوت اوزال،بلت اجويت،يا كمال كليچ لار اغلو رهبر حزب جمهورى خواه خلق شوى،
اصولا ايشان از ماهيت فاشيسم و نژاد پرستى خبردار نيست و بالطبع نمى تواند كه مبارزه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چند درصد همکاران جمهوری اسلامی ترک هستند ؟ طبق آمار خود جمهوری اسلامی ، 50 درصد مقامات کشوری و لشکری و امنیتی واقتصادی ،ترکهای آذری هستند . صرفنظر ار بازجویان و شکنجه گران و خبرچینان و مداحان و مبلغان ، که رقمشان محرمانه نگه داشته میشود . در زمان پهلوی نیز وضع از این بهتر نبود . پس این ترکها هستند که هم در زمان شاه و هم در زمان شیخ به فارسها و سایر اقوام ایرانی ظلم و زور کرده اند . شما ترکها ولی همیشه از سایرین طلبکار هستید گرچه رفتار و کردار و گفتار خود را فراموش میکنید .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آ. ائلیار, تمام معلومات و و آگاهی تان روی دو کلمه دور میزند, ناسیونالیستی و دموکراتی, اگر این دوتا کلمه را از شما بگیرند, شیرازه تمام نوشته هایتان بهم میخورد. از شما در باره هر چه سئوال بکنند, طوری میچرخانید که بحث را به این دوکلمه ربط بدهید.طوری موضع میگیرید که هیچ بنده خدائی حس نکند, که چقدر سواد دارید
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اعلم عزیز، بابا، انصاف هم خوب چیزی ست. آخه شما چرا ما را بی مزه خطاب میکنید؟ ناسیو نالیستهای بی مزه کجایند؛ ما ناسیونالیستهای خیلی بامزه ای هستیم. ببینید چه شعارهای بامزه ای داریم: آذربایجان ایران نیست! زندباد پارلمان آذربایجان! احزاب غیر ترک از آذربایجان بیرون! مانقورتها به قفس! تبریز باکی آنکارا-فاسلارهارا بیز هارا! -فارسها کجا و ما کجا.حزب فقط حزب ترک! یاشاسین بوزقورت- قالماسین مانقورت-زنده باد بوزقورت مرده باد مانقورت.... مبارزه «همه باهم» یعنی چه؟ یاشاسین -تکلیک! اولماسین بیرلیک! زنده باد انفراد -مرده باد اتحاد- سن وارسان -من یوخام - تو هستی -من نیستم. -یاشاسین اؤزوم- یوخومدو سؤزوم- زنده باد خودم- که حرفی ندارم- ما با این اندیشه های فلسفی طاقت فرسا کمر افلاطون و ارسطو را هم شکسته ایم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" روستای فارسی‌ وارد دوران زوال و انحطاط شده است """ موجودیت روستای فارسی‌ امروز توسط دو ۲ حوزهٔ تمدنی مورد تهدید واقع شده، و تعجب نکنید که دو ۲ حوزهٔ همانی است که رژیم فارس ایران و سیستم آن، موجودیت خود را با انکار، نفی و تحقیر این ۲ دو حوزی تمدنی، تعریف کرده است،دنیای عرب ""، کشوری مثل "" قطر "" در رتبه بندی اقتصاد‌های رقابت پذیر "" جایگاه "" ۱۱ "" را می‌گیرد، امارات متحدهٔ عربی‌، عربستان ، کویت و هکذا رتبه‌های "" ۱۸ ، ۲۴ "" را میگیرند، و ایران با تفکر فارسی‌ رتبه نزدیک 70 د را می‌گیرد. """ کاپیتال و سرمایه ۴.۵ تریلیون دلاری "" کشور‌های شورای همکاری خلیج از دیگر برتری و مزیت این دولت‌ها و کشور‌ها بر دولت مرکزی ایران است. شما به رتبهٔ قطر در میان کشور‌های با "" اقتصاد رقابت پذیر "" نگاه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" وقتیکه عوامانه کردن موضوع به ضدّ خود تبدیل می‌‌شود """ در دنیایی امروز کیست که نداند که """ توسعه تابع حل تضاد در حوزه‌های فرهنگ، اقتصاد و سیاست "" است؟ در دنیایی امروز کیست که برخلاب تاکیدات نویسندهٔ این مقاله که "" همه متحد می‌‌شوند "" نبیند که در خاورمیانه دولت‌های ملی‌ از افغانستان گرفته، تا پاکستان، تا عراق، تا سوریه، تا لبنان، تا شمال آفریقا در حال فروپاشی هستند، کیست که نبیند که "" پروژهٔ فرا ملی‌ اتحادیه اروپا "" دیگر تحسین کسی‌ را بر نمینگیزد و کار به جائی رسیده که هتی "" لهستان "" می‌خواد از این اتحادیه خارج شود و انگلیسیها اصلا رغبتی به پیوستن به این اتحادیه نشان نمی‌دهند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" سخنی با کسانی‌ که قدرت درک دارند """ در دوران حکومت ترکان بر ایران، ایران ۳ سه زبانه بود، ترکی زبان دربار و قشون، فارسی‌ زبان شعر و شاعران، عربی‌ زبان علم و فلسفه، ترکان در طول بیشتر از هزار سال حکومت بر ایران، ایران را ۳ زبانه نگاه داشتند، با آمدن رضا خان، سیستمی‌ که ایران را فارس و زبان را فارسی‌ تعریف میکرد، جایگزین سیستمی‌ شد که ایران را سه ۳ زبان تعریف میکرد، این سیستم در ۱۰۰ صد سال گذشته، مشروطیت را نفله کرد، در بعد ادبی‌ در سطح همان زبان شعر و شاعری ماند، تبدیل به زبان علمی‌ نشد، کارکرد دانشگاهش شکست خورد، یک نویسنده در سطح دنیا تولید نکرد و قادر به تولید هتی یک حزب نیز نشد، اگر زبان فارسی‌، در دوران حکومت ترکان، با استفاده از واژگان عربی‌ و ترکی، تبدیل به زبانی‌ شد که عوام میتوانستند با آن امور روزانه خود را از قبیل خرید و فروش به انجام برسانند، در