سیاسی

غنی‌سازی اورانیوم و نیروگاه اتمی در ایران، حتا در موقعیت محالی که همه دنیا آن را تایید کنند، به دلیل خطرهائی که در ذات این دو نهفته است و به این دلیل که مدیریت، برنامه‌ریزی، مهندسی اجرائی و ایمنی ایرانی این خطرها را تشدید می‌کند، به زیان مردم ما و نارنجک‌های هستند با چاشنی کشیده و آماده انفجار
صبح امروز (یکشنبه، ۱۵ تیرماه ) محمد جواد ظریف بار دیگر به صحن مجلس رفت تا پاسخ‌گوی نمایندگان باشد. همان‌گونه که انتظار می‌رفت، اصول‌گرایان نشانده شده بر کرسی نمایندگی، به شدیدترین وجه ممکن وزیر خارجه را مورد انتقاد و حتی حمله قرار دادند. طبیعتا من با زاویه نگاه راه‌یافتگان به مجلس اخیر موافق نیستم و اساسا گمان می‌کنم اگر امروز کشور ما دچار بحران و بن‌بستی است، محصول همین رویکرد غرب‌ستیز و جنون تقابل‌گرایی است. با این حال، بر خلاف بسیاری از مدعیان ظاهری عقلانیت در روابط بین‌الملل، گمان می‌کنم
این راهبردها در گِل جمهوری اسلامی ایران وامانده‌اند
پس از شکست اصلاح‌طلبان در بیعت ۱۳۹۸ و روشن شدن این موضوع برای آن‌ها که در بیعت ۱۴۰۰ نیز شانسی نخواهند داشت، برای ماندن در قدرت و تداوم سیاست ورزی به تکاپو افتاده‌اند. در میان صداهایی که از آن‌ها برمی‌خیزد، به شش راهبرد برای تداوم سیاست‌ورزی در چارچوب نظام بر‌می‌خوریم.
جمهوری اسلامی راهی به‌جز سقوط ندارد
در قبیله آدم‌خورها کسی که همیشه با قاشق و چنگال آدم می‌خورده، حالا که سیر شده از دیگران ایراد گرفته که چرا با دست، آدم می‌خورید؟ چرا موقع آدم خوردن ملچ مولوچ می‌کنید؟ و چرا مثل آدم، آدم نمی‌خورید؟
- سوم بهمن ۱۳۹۴ شی جین‌پینگ رئیس ‌جمهوری خلق چین طی سفر به ایران، در روندی نامعمول، با علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی دیدار کرد. در این سفر تفاهم‌نامه‌ای با عنوان «مشارکت جامع استراتژیک چین و ایران» به امضا رسید.
- چندی پیش برخی رسانه‌ها جزییاتی از مفاد این قرارداد را که مقامات جمهوری اسلامی گفته بودند دارای بخش‌های مختلفی از نظامی تا نفت و گاز است، منتشر کردند.
با تلاش گسترده نمایندگان جامعه مدنی ایران، شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های فارسی‌زبان برون‌مرزی، و نهاد‌های بین‌المللی، ابعادی از فساد ریشه‌دوانده در تاروپود جمهوری اسلامی از پرده بیرون افتاده و بخش مهمی از افکار عمومی با شماری از مظاهر گوناگون رانت‌خواری در دیوان‌سالاری حکومتی و انبوه بنگاه‌های تولیدی وابسته به بخش‌های دولتی و شبه‌دولتی کم‌وبیش آشنا شده است.
در خبرها آمده جواد ظریف، جلسه اخیر شورای امنیت را با نقل قولی از دکتر مصدق به پایان برده است. این نخستین بار نیست که کفگیر سیاست‌مداران نظام به ته دیگ می‌خورد و دست به دامن وجاهت تاریخی مردی می‌شوند که چهار دهه تمام بر لبه خط قرمزها قرار داشته؛ گاهی مرتد و کافر خوانده می‌شود و گاه ساده‌لوح و فریب خورده آمریکا. این شعبده‌بازی سیاسی اما، نیازمند یک پیش‌شرطی در تحریف و قلب روایت‌های تاریخی ما است.
حقیقتا آدم می ماند که چه بگوید! آیا مصلحت آن است که در مقابل پیرمردی که به نظر می رسد دچار مالیخولیای سیاسی شده سکوت اختیار کند و چیزی نگوید، یا این که دستکم به کسانی که به این امامزاده دخیل بسته اند یا قرار است دخیل ببندند نشان دهد که با چه «آدم اشتباهی» یی رو به روست؟

به حرف های نگهدار دقت که بکنیم می بینیم که بوی نای ۴۰ ساله می دهد.

۰۹ تیر ۱۳۹۹، ابولفضل قدیانی
قطعا اعدام محکومان دادگاه‌های فرمایشی غیر قانونى و جنایتى است آشکار. این اقدامات و تهدیدات رسوا به داد نظام استبداد دینى و رئیس آن علی خامنه‌اى نخواهد رسید بلکه آنان را بیشتر در باتلاقى که افتاده‌اند فرو خواهد برد و پرونده‌ای سیاه‌تر و قطور‌تر از قبل برایشان باقی خواهد گذاشت.
«در سال ۱۳۶۰ ولی رهبری سازمان اکثریت پیوند میان سرخ و سیاه را به چکاد تازه‌ای رساند [و] به هموندان و هوادارانش دستور داد همه مخالفان رژیم را به سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی “لو بدهند”، به همان کسانی که به دوشیزگان زندانی پیش از اعدام تجاوز می‌کردند. بدینگونه و از آن پس پیوند میان سرخ و سیاه دیگر تنها در پهنه نگرش سیاسی نبود، سازمان اکثریت دست همکاری بدست سربازان گمنام امام زمان و اسدالله لاجوردی داده بود، تا با یاری هم به شکار مخالفان بپردازند و بر رنگ سیاه سرکوب و اعدام و شکنجه، رگه‌ای سرخ نی