«عرعر دسته جمعی»، یا صدای اعتراض جهانی علیه دولت یاغی

نگاهی گذرا به اوضاع سیاسی منطقه
15روز از انتشار این مقاله «عجیب وغریب» می گذرد.با گذشت زمان، مشخص شد که هیج کشور، قدرت منطقه یی و جهانی، هیج اقدام عملی علیه دولت یاغی اسرائیل انجام نداده؛ واعتراضات دولت ها، بیشتر درحد حرف و تهدید تو خالی باقی مانده است. در مقابل، مردم آگاه جهان؛چه در شبکه های اجتماعی و چه در خیابانهای جهان علیه جنایت ضد بشری ونسل کشی دولت اسرائیل دست به اعتراض جانانه ای زدند.هر چند در این جنگ« پشه با حبشه » ، اسرائیل «پیروز» شد، که توانست شهر پر تراکمی همچون غزه را با خاک یکسان کند و تنها چهار صد هزار کودک ...

برخی از دوستان بر من خرده گرفته اند که چرا اجازه انتشار این مطلب« آشغال» را داده ام و یا کس دیگری نوشته :« مطمئن نیستم که این خانم وجود خارجی دارد. اگر دارد، وای بر ما ! با این ادبیات ایشان. اگر ندارد، وای بر ایران گلوبال!» بنظرم موضوع جدا از کلمات «عرعر ، کیر و خایه » که در مکالمات روز مره بسیاری از مردم ایران و جهان طبیعی جلوه می نماید ؛ اما در ادبیات سیاسی ایران ، عجیب و بسیار حساسیت برانگیز است. بهر حال مشکل اصلی ، استفاده ایشان از این کلمات نیست ؛ شاید چنین استفاده ای موجب جلب توجه بسیاری از ایرانیان شود.موضوع از نظر من بسیار با اهمیت تر ازاین  کلمات به اصطلاح  «غیر بهداشتی » می باشد.


نتیجه انقلاب 57 علیه شاه مدرن، سقوط اقتصاد، سقوط عمومی ارزشهای اخلاقی جامعه ایران ، سقوط ارزش پول ملی ، سقوط ارزش هویت ایرانی ، جنگ، گرانی ، فقر ، فرار مغز ها ، بر باد رفتن ثروت ها ی ملی ، تاراج منابع ملی ،چپاول اموال مردم توسط مافیای نفتی _اطلاعاتی، اعدام ، کشتار و، در یک کلام عقب ماندگی ایران در همه ی زمینه ها و.... در عرصه داخلی، در عرصه خارجی و منطقه ای: تقویت رادیکالیسم اسلامی در دو بخش سنی و شیعه و تشدید جنگ سرد مابین عربستان و جمهوری اسلامی و سر انجام جنگ سنی و شیعه ...همه این ها تفکرات انحرافی را در بخش بزرگی از مردم و نیروهای سیاسی ایجاد کرد و یا بعبارت دیگر در مقابل حکومت دینی ، ناسیونالیسم ایرانی و ناسیونالیسم اتنیکی را بشدت و بشکل افراطی در جامعه  سیاسی ایرانی و در اپوزیسیون ایران تقویت نمود... 

ازاده سپهری در این نوشته کوتاه ؛ گروه خاصی از اپوزیسیون را در نظر نداشته است و یا حداقل نامی از آنان نبرده است . او کل اپوزیسیون ایران را در همراهی با رزیم در قضیه غزه «همساز» ارزیابی می کند . برای بررسی این نتیجه گیری بهتر است که به بررسی دو شعاری که در باره غزه سروده شده اند بپردازیم: 1-«نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» و2- « هم غزه هم لبنان جانم فدای اسلام » ...تا به حقایق بیشتری دست یابیم 

این روز ها، نیروهای هوادار خامنه ای، شعار« هم غزه هم لبنان جانم فدای اسلام » را در مقابل شعار مردم در روز های پس ازتقلبات انتخاباتی 88 که مطرح می کردند «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» دلیلش هم اعتراض به حق مردم در مقابل سیاست فلسطین محور و ضد اسرائیلی جمهوری اسلامی بود که سالانه مبالغ هنگفتی کمک های مالی _ تسلیحاتی به لنبان و غزه سرازیر می شد در حالی که بخش بزرگی از مردم ایران گرسنه سر به بالین می گذاشت . این شعار از دل مردم معترض بیرون آمده بود و به هیج وجه شعار اصلاح طلبان حکومتی نبود که این روز ها رژیم برای محکوم کردن رهبران جنبش سبز طرح می نمایند.

تغییر نرم و تدریجی سیاست خارجی رژیم

بااین وجود شعار شماره یک « ناسیونالیستم » اش چنان « غلیظ » که حقوق حقه فلسطینی ها را نادیده می انگارد .شعار شماره 2 «اسلامیستی _کلی» که با سیاست خارجی فعلی نظام همخوانی ندارد . در واقع هم خود رژیم دیگر چندان به آن باور ندارند و دلیلش هم خیلی روشن است که رابطه حماس با جمهوری اسلامی بر سر حمایت این سازمان فلسطینی از مخالفین بشار اسد و انتقال مقر حماس از سوریه به قطر و نزدیکی آنان به عربستان..... بسیار شکراب شده است؛ ولی در مورد لبنان رزیم همچنان سیاست گذشته را اعمال می کند .بنظر می رسد سیاست خارجی ایران در حال تغییر است و این تغییر قبل از هر چیز منوط به مذاکرات هسته ای است که از یک سو رابطه اش را باغرب بهبود بخشد تا از تحریم ها خارج شود و نقشی در معادلات منطقه ای بدست آورد . از این رو، دست از شعار نابودی اسرائیل برداشته است ودر عرصه توسعه ؛ «راه رشد چینی توسعه » را در پیش گرفته است.رهبری نظام، بشرطی با این تغییر ات موافق شد که دولت حسن روحانی اعتراضی به محدود ماندن آزادی های سیاسی و اجتماعی نکند . در مورد شعار اپوزیسیون هر چند اعتراض آشکاری به سیاست خارجی فلسطین محور رزیم است ولی به دلیل غلظت بالای ناسیونالیستم ایرانی ، که حقوق فلسطینی ها را در باز پس گیری سرزمین شان که توسط اسرائیل اشغال شده اند را نا دیده می انگارد، سیاست نادرست و نا صحیح است. شعار« هم غزه هم لبنان جانم فدای اسلام » هم دیگر باز تاب دهنده سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیست . این شعار در روز قدس امسال جنبه تبلیغی و عوام فریبانه داشت؛ تا خطاهای سیاست خارجی نظام در 35 سال گذشته را توجیه و لا پوشانی نماید. شایان ذکر است که «ناسیونالیسم ایرانی » در حدی که حقوق سایر ملت ها و مردمان دیگر را زیر پا نگذارد، می تواند دوست داشتنی و بسیج گر راه آزادی ایران باشد وگرنه سر از عرب ستیزی و نژاد پرستانه در می آورد که بسیار زیانبخش و تفرقه انگیز است.

 استراتزی «فریب پنهان » و اختلافات در بین ایرانیان

جنگ اخیر غزه ؛ موجب بالا گرفتن اختلافات در بین ایرانیان شده است و دو دستگی جای خود را ظاهراً به چند دستگی داده است : دسته اول؛ حکومتی هایند که استراتزی «فریب پنهان » را دنبال می کنند . در داخل کشور خود، هزار بار بد تر ازگلوله های توپ اسرائیلی ها علیه مخالفین خود عمل می کنند و اجازه نفس کشیدن به دیگر اندیشان را نمی دهند. در ظاهر برای غزه و حماس گلو پاره می کنند در حالیکه دوسالی است که ارتباط مابین حماس و ایران وجود ندارد و جمهوری اسلامی کمک سالانه 25 میلیون دلاری به حماس را قطع کرده است و در عین حال استراتزی «فریب پنهان » نظام به دلیل تحریم های گسترده غرب متوقف شده است . دست یابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی ، قبل از اینکه اسرائیل را مد نظر قرار دهد ، آن را بهانه قرار داده تا در در«جهان اسلام » برتری نظامی را بر عربستان سعودی حفظ نماید و علی خامنه ای ، ولی مسلمین جهان مسلح به سلاح هسته ای باشد. و امیر عربستان سالهاست که پی به استراتزی پنهان آخوند ها برده است و بی جهت نبود که در اسناد اسنودن ؛ عربستان حاضر شده بود که هزینه جنگ علیه ایران را بپردازد . انان بصراحت گفته بودند که «سرمار » را باید قطع کرد. از طرف دیگر قدرت یابی « داعش» که هدفی جز« شیعه کشی » و قطع رابطه جمهوری اسلامی با سوریه و لبنان را دنبال می کند، نداشت. در این زمینه مدرکی وجود ندارد ولی بنظر می رسد که در این داعش پروری پای چند کشور منطقه از جمله عربستان ، اسرائیل و ترکیه در کار باشد . در واقع یک بازی جدید قدرت های منطقه ای با برگ داعش در گرفته است . از روز جمعه 8 ژوئیه، اولین حمله هوایی امریکا علیه نیروهای داعش در نزدیکی اربیل جایی که شهروندان امریکایی در درآنجا زندگی می کنند، آغاز شده است . امریکا می تواسنت و تمایل داشت که خیلی زودتر از این ها ،داعش را هدف حملات هوایی قرار دهد که احتمالا عربستان و چند کشور دیگر علاقه ای به سرکوب سریع داعش نداشته اند.....یکی از نشانه های دست داشتن قدرت های منطقه ای در داعش پروی این بود که این سازمان سنی افراطی را به اطلاعات محرمانه از نیروهای عراقی و همینطور سلاح های بسيار مدرن و جديد مجهز ساختند (تاریخ سلاح هاي داعش از 2010 بعد است ، در حالي كه عراق فاقد نيروي هوائي و سلا ح هاي استراتژيك هستند، خلاصه كنم جمهوري اسلامي بخوبي مي داند ، دشمن اصلي او نه اسرائيل بلكه عربستان و كشور هاي خليج فارس هستد، شايان ذكر است در جريان جنگ هشت سأله اين شيوخ عرب بودند كه جانب صدام حسين را گرفتند حمله بوش به عراق و أفغانستان ورق را بسود جمهوري أسلامي و به زيان عربستان چرخاند. بهار عربي و حمايت ايران از بشار اسد و حمايت قطر و عربستان از مخالفين اسد بازي را به زيان جمهوري أسلامي عوض كرد..


استرا تژی جمهوری اسلامی ایران منسجم کردن قدرت هلال شیعه که تا مرز اسرائیل ادامه دارد، بود و هست . موضوع فلسطین از روز نخست برای رزیم ، جنبه تبلیغی وخالی کردن زیر پای شیوخ عرب منطقه بود به همین خاطر از افراطی ترین و بی مسئول ترین نیروهای فلسطینی مثل جهاد اسلامی و حماس وبه زیان هسته سالم فلسطینی ها یعنی الفتح و شخص یاسرعرفات بود وایران نقش مخرب بزرگی را در منطقه بازی کرد و موفق شد که جلوی هر گونه سازش و توافق با اسرائیلی ها را بگیرد...



در سوی دیگر ایرانیان مخالف و طالب سرنگونی رژیم قرار دارند که استدالال می کنند، غزه و حماس تروریست ربطی به ایران ندارد و کشور اسرائیل دمکراتیک واز دیر باز پشتیبان ایران آزاد بود و ما و اسرائیلی ها دشمن مشترکی بنام شیوخ عرب که خلیج فارس را خلیج عربی می دانند و ادعای ارضی به سه جزیره ایرانی د ارند و همچنین ادعا می کنند که انقلاب 57 بدون کمک چریک های فلسطینی یاسر عرفات غیر ممکن بود وطوری وانمود می کنند که انگار فلسطینی ها مخفییانه وارد کشور شدند و شاه ایران را سرنگون کردند و خمینی را بر سرکار گذاشتند .این بخش از مخالفین دروغ های عجیب و غریبی سرهم بندی می کنند و انقلاب 57 را با حمله اعراب در 1400 سال پیش را مقایسه می کنند و آن را از یک جنس می نامند .این دسته از ناسیونالیست های ایرانی در این تحلیل ها افکار نژاد پرستانه ضد عربی خود را هم پنهان نمی کنند. در این میان منشور حقوق بشر کوروش کبیر هم نقش هندوانه زیر بغل را بازی می کند و کسی نمی پرسد که مقوله حقوق بشر ، گفتمانی متعلق به نیمه دوم قرن بیست است و چه ربطی به 2500 سال پیش دارد و کشور ما یکی از بد ترین کشورهایی است که حقوق بشر در ان نقص می شود. در کامنت بعدی به دسته سوم و یا بعبارت دیگر تفکر سومی که با دو دیدگاه پیشین متفاوت است؛ می پردازم

نتیجه جنگ غزه 

15 روز از انتشار این مقاله «عجیب و غریب » می گذرد .با گذشت زمان، در حالی که هیج کشور و قدرت منطقه و جهانی ، هیج اقدام عملی علیه دولت یاغی اسرائیل نکرده اند و اعتراضات دولت ها، بیشتر در حد حرف و تهدید تو خالی بود . در مقابل مردم آگاه جهان چه در شبکه های اجتماعی و چه در خیابانهای جهان علیه جنایت ضد بشری و نسل کشی دولت اسرائیل دست به اعتراض جانانه ای زدند.(در لندن تنها در عرض چند ساعت 7 میلیون دلار کمک مالی برای مردم غزه جمع آوری شد) هر چند در این جنگ« پشه با حبشه » اسرائیل «پیروز» شد، که توانست شهر پر تراکمی همچون غزه را با خاک یکسان کند و تنها چهار صد هزار بچه با مشکلات روحی _ روانی به جا بگذرد.

 در مقابل مردم غزه پیروز سیاسی این جنگ اند؛ چرا که قادر شدند توجه صد ها میلیون انسان با شرف و آگاه را بسوی خواسته های به حق خود که همانا داشتن یک بندر و فردوگاه ازاد اند که بتوانند مثل بقیه دنیا با جهان خارج ارتباط داشته باشند، را جلب نمایند.

آری اسرائیل به بهانه قتل سه نو جوان اسرائیلی که در کنار باختری رود اوردن انجام گرفت ، در مقابل نوارغزه را بمباران کرد . بنابراین حتی اگر از آپارتاید و نسل کشی قومی تدریجی فلسطینی ها چیزی نگویم ، بمباران بیرحمانه غزه عملی ضد بشری و جنایت جنگی بشمار می رود . من مخالف نظام جمهوری اسلامی هستم ، دلیلی ندارد من و ما ها در مقابل این جانیان اسرائیلی ها سکوت کنیم . باید اضافه کنم اینجانب دولت اسرائیل را در مرزهای بین المللی پذیرفته شده از سوی سازمان ملل برسمیت می شناسم و عملیات قهرامیز حماس و جهاد اسلامی را محکوم می کنم. از خواست ابتدایی مردم غزه حمایت می کنم و خود را در کنار آنند می بینم . بحران فلسطین_ اسرائیل 66 سال ادامه داشته است و هیج ربطی به جمهوری اسلامی ندارد و رهبران رزیم همانند سایر رهبران دولت های عربی از مسئله فلسطینی بعنوان ابزاری  برای سرکوب مردم خود بهره برداری می کنند

توضیح : نوشته فوق که در شکل یک مقاله ارائه شده است ؛در واقع یادداشت های پراکنده ای بود که بتدریج  بشکل کامنت پای  نوشته خانم آزاده سپهری تحت عنوان عرعر دسته جمعی در دفاع از حماس نوشته شده بود

منبع: 
ویژه ایران گلوبال
بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اتهام پشت اتهام ، خانم آزادیه سپهری شما از کجا پی به افکار چپی منتقدین خود برده اید؟ شخصا هم مشکلی با نوشیدن مشروب ندارم .موضوع این است که جنابعالی که در خانه نشسته اید الکل و مواد نوش جان می فرمائید؛ حق ندارید مخالفین جمهوری اسلامی را به رزیمی بودن متهم نمائید و خود را« رادیکال سرنگون طلب ضد رزیمی ، صد در صد پاک و مریم مقدس» قلمداد نمائید . سرنگونی یک عمل و یک رفتار سیاسی است؛ نمی شود حتی در یک راپیمایی ضد رژیمی هم شرکت نکرد وآن وقت همه را موافق جمهوری اسلامی دانست .باز هم می گویم « توهیچی نیستی » تمام قدرت تو در سرنگونی همان شیشه آبجو خلاصه می شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همانطور که بارها گفته ام اکثر جریانات چپ فقط از نظر سیاسی با جمهوری اسلامی نزدیکی ندارند، بلکه از نظر فرهنگی نیز تشابهات بسیاری بین آنان دیده می شود. بسیاری از افراد چپ وقتی قصد دارند با نظرات بنده برخورد کنند، بیش از هر چیز لیوان آبجو در عکسم را نشانه می گیرند. دقیقا برخوردی که حزب اللهی ها دارند و نوشیدنی های الکلی را نشانه ی بی بند و باری و هرزگی و بی مغزی می دانند. اینکه خود این "رفقا" الکل می نوشند، فرقی در قضیه نمی کند، بلکه اظهاراتی که در ملا عام می کنند معیار است. وگرنه شاید خود خامنه ای هم در پنهان الکل بنوشد. بروید نگاهی به کامنتهایی که اینجا گذاشته اید بکنید و خجالت بکشید. کم مانده الکل را در خارج از کشور هم ممنوع کنید!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من به مقالات آقای کیانوش توکلی مراجعه کردم تا بدانم برداشت خانم آزاده سپهری چگونه است. باید بگویم نتیجه گیری سپهری صحیح نیست و مغرضانه نیز هست. در مقاله اول صحبت از «به صحنه کشیده شدن جنبش سبز است» که چیز درستی ست و حرکت مردم مطرح است. در مقاله دوم « بگذارید مردم با «لبان دوخته» به خیابان بیایند تا نشان دهند تا به چه میزان از حاکمان جبار بیزارند!» آمده که باز دفاع از حرکت مردم است. در مقاله سوم پیش بینی آقای توکلی درست است و غرب نشان داد که بدنبال مذاکره است که آمده «بدینگونه است که غربی ها همچنان سیاست شلاق و هویج پیشه کرده اند و علیرغم برتری های عظیم نظامی و اقتصادی بدبنال مذاکر جدی با جمهوری اسلامی اند .» ادعاهای خانم آزاده سپهری نویسنده ی مقاله «عرعر جمعی... »اپوزیسیون بی پایه است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کاظم ثانی، من فکر میکنم خانم سپهری زخمیست. فکر نکنید که در آشپزخانه کار میکرده انگشتش را چاقو بریده است. یا مثلا کار دیگر. نخیر؛ ایشان یک مقاله پر طمطراق در ایرانگلوبال منتشر کردند که خوانندگان و آقای توکلی به حق آنرا انتقاد نمودند. چون خانم سپهری در مقاله خود اپوزیسیون را فله ای "عرعر"کش خوانده بود که چرا اسراییل را بخاطر حملاتش محکوم میکنند. خوانندگان مقاله این خانم رشته سیاسی تحصیل کرده در انگلستان را "آشغال" نامیدند. و از نظر من هم چیزی مثل آن بود. زیرا با فرهنگ چاله میدانی نوشته بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم سپهری شوخی می فرمایند! بحث بر سر چیست؟ بر سر کشتار فلسطینی ها توسط اسرائیل و راکت های حماس یا مواضع سیاسی آقای توکلی در مورد اصلاح طلبان و سرنگونی طلبان؟ خانم سپهری با کمال زیرکی و اگر توهین نباشد رندی، بحث حماس و اسرائیل را به اتهام زنی و فحاشی به آقای توکلی و سایت ایرانگلوبال کشانده است و وقتی در رابطه با نوشته ها و اتهامات و فحاشی هایش می نویسیم به ما تکلیف می کند که در رابطه با موضوع بحث حرف بزنیم. خانم سپهری می خواهد همه علیه کیانوش توکلی و سایت ایرانگلوبال حرف بزنند و هر چه اتهام هست بر سرشان ببارانند! و اگر چنین نکنند و به نوشته های ایشان در مورد آقای توکلی و سایت بپردازند و آنها را نقد کنند، خارج از موضوع حرف می زنند!
خانم سپهری زمین و زمان را به هم بافته اند تا سایت ایرانگلوبال و شخص آقای توکلی را بی اعتبار کنند و به هر ترتیبی به جمهوری اسلامی بجسبانند و این توهم را

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقایان "کاظم ثانی" و "سرنگون"، لطفا در رابطه با موضوع بحث حرف بزنید. اقای توکلی نوشته بود که "مخالف نظام جمهوری اسلامی" ست، هیچگاه به سرنگونی طلبان نتاخته و از اصلاح طلبان دفاع نکرده. بنده سه فاکت آورده ام که نشان میدهد ایشان دروغ میگوید. اگر ایشان یا فرد دیگری ادعا دارد فاکتهای من دروغین است و یا نوشته های ایشان را اشتباه فهمیده ام، خوشحال میشوم بنده را متوجه اشتباهم بکنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرموده اید:« ادعاهای انسان ها هویت آنان را مشخص نمیکند. رفتار و گفتار و کردار انسان است که نشان میدهد او چگونه می اندیشد و کجا ایستاده است؟» خوب با همین معیار جناب خانم و یا اقای سپهری کجا ایستاده است ؟ آیا سلاح بدست در حال جنگ با رزیم پلید ضد بشری جمهوری اسلامی مشغول بوده اید ؟ و یا در حال سرنگون کردن یک شیشه ابجو در لیوان خود میباشد؟ جناب آزاده در این 35 سال چکار کرده اید ؟ جز اینکه با آلت مردانه با مخالفین سیاسی بر خود برنموده اید ؟ چه کار نامه در خشانی از خود بجا گذاشته اید؟ عملکرد شما جز گپ واتهام چیزی دیگری نبوده است در همین کامنت ها ؛ جز اتهام زنی و خود شیفتگی چه هنری از دست شما برمی اید.؟ولی مشکل شما با اقای توکلی در جای دیگری است که در این ارتباط تو تنها نیستی و بخشی از پانیرانیست ها ی نژاد پرست و عرب ستیز عمیقا با شما همراهند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم سپهری، شما نوشته اید: <از حدود 15 سال پیش به این سو بخشی از دست اندرکاران نظام همگی به نقش "ژورنالیست" و "خبرنگار" درآمدند و یکسری سایتهای به ظاهر مخالف رژیم راه انداختند و از این طریق مقاصد خود را پیش می برند و نظرات و شایعات خود را در بین مخاطبین جا می اندازند.> این حرف شما درست است اما وزارت اطلاعات رژیم از همین مسئله استفاده می کند تا به مخالفین خود انگ رژیمی بودن بزند و آنها را خراب کند. درست همانطوری که شما به آقای توکلی و سایت ایرانگلوبال این انگ را می زنید تا آنها را خراب کنید و رژیمی جلوه بدهید تا مخالفین رژیم را از این سایت رویگردان کیند. این کار شما دانسته و یا ندانسته کاملا در خدمت رژیم است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای کیانوش توکلی گرامی، (1) بنده در مواردی سعی میکنم ادب ظاهری ایرانیان را رعایت کنم. این "گرامی" گفتن هم ناشی از همین است. زیاد جدی نگیرید. (2) بنده از سایت شما به عنوان تریبون استفاده میکنم. الان کیهان تهران و اطلاعات ایران هم حاضر باشند مطالب را بنده دست نخورده و سانسور نشده منتشر کنند، بنده دریغ نمیکنم. (3) در رابطه با اینکه چه سایتی چه مطالبی را منتشر میکند یا نه، حرفهای شما شاید میتوانست ده سال پیش کسی را گول بزند. تا جایی که بنده یادم است از حدود 15 سال پیش به این سو بخشی از دست اندرکاران نظام همگی به نقش "ژورنالیست" و "خبرنگار" درآمدند و یکسری سایتهای به ظاهر مخالف رژیم راه انداختند و از این طریق مقاصد خود را پیش می برند و نظرات و شایعات خود را در بین مخاطبین جا می اندازند. اینکه یک سایت چه خطی را دنبال میکند، به این ربط ندارد که آیا مطلب فلانی و بهمانی را هم منتشر میکند یا نه.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کیانوش,
کامنت آخری من منتشر نشد. از "ما " گفتن و از شما نشنیدن. خود کرده را چاره " هست ". سنگی که در چه افتاده است را باید همانجا گذاشت و سر چاه را پوشید. باز هم تکرار میکنم
If you lie down with dogs, you will get up with fleas. جواب ابلهان خاموشی ست. جریان را هم به حساب تجربه بگذارید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقولات «سرنگونی» و«اصلاح» در مورد حکومت ایران: تقسیم شدن اپوزیسیون ایران به «اصلاح طلب و سرنگون طلب»، پدیده ای "عینی" ست. هر یک از اینها گزاره ی ویژه ی خود را دارد: سرنگون طلب:"حکومت ایران باید سرنگون شود، چون اصلاح پذیز نیست". اصلاح طلب: " حکومت ایران باید اصلاح شود چون اصلاح پذیر است". این گزاره ها نشان میدهند که از یک اندیشه غیر علمی نتیجه شده اند. به زبان عامیانه هر دو گزاره « احکام آخوندی صادر میکنند».چون میاندیشند :«حقیقت همین است و بس.و تنها در ید آنهاست». و از این رو نیز خود را «سرنگون طلب و یا اصلاح طلب» مینامند. مثل "مسلمان؛کافر"؛ و مانند اینها.هردوی این گزاره ها غلط اند. کسی که اندک آشنایی با اصول منطق دارد برایش روشن است که چنین فرمول هایی نشانه «ناآگاهی» عمیق است. چرا ؟ به گزاره ها نگاه کنیم که از آنها نیز نام خود را انتخاب کرده اند: حکومت باید سرنگون شود چون اصلاح ناپذیر است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم سپهری، من هم با شما موافقم که: <ادعاهای انسان ها هویت آنان را مشخص نمیکند. رفتار و گفتار و کردار انسان است که نشان میدهد او چگونه می اندیشد و کجا ایستاده است>. با این فرمول بیایید ببینیم که آقای توکلی و سایت ایرانگوبال کجا ایستاده است و شما کجا ایستاده اید.
بیایید از اینجا شروع کنیم که آیا هر کس مخالف جمهوری اسلامی است، سرنگون طلب است یا نه؟ و اگر کسی سرنگون طلب نباشد، موافق جمهوری اسلامی است؟
به نظر من در عالم سیاست، هر کلمه ای بار خودش را دارد. تنها کسانی مانند شما که دنیا را سیاه و سفید می بینند، فرق این بار کلمات را متوجه نمی شوند. مخالفت هم مانند دیگر پدیده ها نسبی هستند. در ایران ملیونها نفر مخالف جمهوری اسلامی هستند. بعضی از آنها مخالف کلیت نظام هستند و می خواهند که جمهوری اسلامی نباشد و بعضی هم مخالف کلیت نظام و یا اسلامی بودن آن نیستند و اینجا و آنجا با آن مخالفند و مثلا
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم آزاده سپهری / اگر من طرفدار جمهوری اسلامی هستم پس این « گرامی» را چرا برای من به کار می بری؟ شما زیر کلمه «آقای توکلی گرامی» هر چه دلت خواست بارمان کردی. اگر من از نظام منحوس جمهوری اسلامی طرفداری می کنم؛ پس اینجا چکار می کنی؟! و چرا از من همواره می خواستی، مطالبت اینجا منتشر شود؟ اگر تو مخالف جمهوری اسلامی و من طرفدار آن هستم ،براستی چرا آکانت سایت را در اختیار ت قرار داده بودم که هر چه دلت خواست بنویسی؟ در کدام نشریه اپوزیسیون و یا پوزیسیون حاضر بودند که مطلب آخری ات http://www.iranglobal.info/node/36921را درج کنند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای توکلی گرامی، ادعاهای انسان ها هویت آنان را مشخص نمیکند. رفتار و گفتار و کردار انسان است که نشان میدهد او چگونه می اندیشد و کجا ایستاده است. همانطور که از شما فاکت آوردم، این ادعای شما که "مخالف نظام جمهوری اسلامی" هستید، دروغی بیش نیست. حالا اینکه شما بنا به مصلحت یا بنا به اعتقاد راسخ در کنار نظام قرار گرفته اید، فرقی در موضوع مورد بحث نمی کند. به هر صورت یعنی به هر دلیلی مخالف نظام جمهوری اسلامی نیستید. حداقل در شرایط و زمان حاضر. و جالب است که "این شرایط و زمان حاضر" بیش از سی سال است به درازا کشیده و شما هنوز هم از طرفداری از نظام دست برنداشته اید و دل تان را به اصلاحات خوش کرده اید. اگر فکر میکنید این راه که می روید درست است، پس دست از پنهانکاری بردارید و با سری بالا مواضع خود را اعلام کنید، به جای اینکه زیر پوشش یک "خبرنگار بی طرف" با ادعاهای دروغین مردم را گمراه کنید
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در کامنت قبلی فضای پر پیج و خم متضاد سیاسی اپوزیسیون را به این منظور به تصویر کشیدم تا نشان بدهم که بازیگران این فضای سیاسی بسته به این که خود را چگونه می نامند وبعبارت دیگر برای خود چه نقش ، هویت ویا چه رسالتی برای آینده ایران قائل اند_ متفاوتند. برخی خود را فعال سیاسی ، بعضی ها فعال حزبی ؛ عده ای خود را وبلاگ نویس منتقد ، تعداد دیگر خود را روزنامه نگار ، اندکی خود را هویت طلب ، استقلال طلب ، برخی ها، مجریان مدیای فارسی زبان و مزد بگیر یک دولت خارجی هستند ....می نامند . اینجانب ؛ قبل از اینکه یک فعال سیاسی ویا به اصطلاح «اکتیویست» باشم ، مدیر مسئول یک نشریه متعلق به اپوزیسیون دمکرات هستم .اگر برعکس بود و من یک فعال حزبی و یا سیاسی بودم؛ قطعا مخالفین سیاسی خود را در این سایت محدود می ساختم و در واقع سعی می کردم در همه ی زمینه ها« خطی » و« چکشی »عمل کنم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای توکلی گرامی، واقعا جالب است که اصلا به روی خود نمی آورید که قبلش با دروغ و های و هوی چه جنجال مسخره ای به راه انداخته بودید. بد نبود بابت تهمت هایی که به بنده در اینجا زدید، یک معذرت خواهی ارائه می دادید. حتی سنگین تر بود که دیگر اصلا کامنتی زیر این مطلب منتشر نمی کردید تا اینکه دوباره حرفهای تکراری و بی معنی خود را تکرار کنید.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مخالفین جمهوری اسلامی در بیش از سه دهه مهاجرت، امروز به آن درجه از آگاهی رسیده اند که خود را باز تعریف نمایند . از نگاه یک گزارشگر بی طرف، سیاسیون مخالف به دو دسته بزرگ، یکی سرنگون طلب و دیگری اصلاح طلب تقسیم شده اند. سرنگون طلبان خود به دسته های جمهوریخواه ؛ سلطنت طلب و تجزیه طلبان تقسیم شده اند . در جبهه جمهوریخواهان سرنگون طلب، ما شاهد چپ افراطی ، از اکستریم گرفته تا پان ایرانیست های افراطی ؛ ایران ستیز های افراطی، فدارلیست های متعادل

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کیانوش,
ضرب المثلی ست که آدم خرد بین درشت زیان میشود. یعنی توجه زیاد به جزئیات ما را از درک کلیات محروم میکند. مچ گیری از اینکه شما در فلان تاریخ و فلان محل چه گفتید و مجادله دراینگونه مسائل درد کسی را درمان نمیکند. مساله اصلی رخداد وقایع دنیا و منطقه و عملکرد قدرت های جهانیست که بر سرنوشت دنیا و منطقه و کشور اثر میگذارد. مواظب باشید که کنه شما را مبتلا نکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای توکلی گرامی، از آنجا که بنده را به "تهمت زنی" متهم کرده اید، خود را مجبور می بینم که چند فاکت در اثبات سخنانم بیاورم. بنده در اینجا فقط به سه مقاله یا یادداشت از شما بسنده می کنم. هر سه لینک در پایین آمده. (1) در مطلبی با عنوان "جنتی و برخی از افراد اپوزیسیون، مخالف حضور اصلاح طلبان در انتخابات هستند"، مورخ 4 ژانویه 2011 شما رسما و علنا از برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی و شرکت اصلاح طلبان در آن دفاع کرده اید و آن بخش از اپوزیسیون را که انتخابات در نظام جمهوری اسلامی را نمایشی بیش نمیداند، با آخوندهایی مانند جنتی مقایسه کرده اید. (2) در یادداشتی با عنوان "راهپیمایی سکوت به معنی مسکوت گذاشتن مطالبات مردم نیست"، مورخ 10 ژوئن 2010 شما با قاطعیت ادعا کرده اید که اصلاح طلبان از مطالبات مردم ایران دفاع می کنند و در مبارزه با کودتاچیان هستند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نگاه «عملی-نظامی» یا «عملی -استراتژیک» به سیاست : «پولیتک پراتیکی» پیش بردن سیاست عملی ست. سیاستی ست ممکن،قابل پیاده شدن،و مشکل گشا، در حل مسایل. و ضرور. تغییر زندگی،زندگی بهتر ،تغییر نظام دیکتاتوری، تنها با «همکاری» افراد و نیروها بر اساس منافع و منافع مشترک امکان پذیر است. جامعه ایران در کل خواهان تغییراست.اپوزیسیون در کل خواهان تغییر است. اما «همکاری» مشکل گشا و امید انگیزی وجود ندارد. تغییر نطام دیکتاتوری «اجرای عدالت» است. در این عدالت همه «سود دارند و سود میبرند» . همکاری بدون «قرار داد و پیمان» ممکن نیست. بدون آن هرکس اسب خود را می تازد. تازاندن همه اسبان در یک جهت و هدف و مقصد نیاز به «قرار داد» دارد. واضح است قرارداد «اصولی»دارد که همکاری کنندگان در مورد آن باید به «توافق» برسند. اما در اپوزیسیون ایران چرا این «پیمان» بسته نمی شود؟ آیا آنها این اصول حداقل را نمی شناسند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بادرود
سپاسگذارم اگر پاسخ بدید:
رژیم ایران چه نقشی در اجرایی نشدن پیمان صلح اسلو داشت! چرا این پیمان با وجود اینکه فتح (به گفتهء شما گروه مسئولیت پذیر) بر سرکار بود عملی نشد و اسرائیل به تعهدات خودش عمل نکرد؟
به نظر میاد که غرب با حمایت بی چون و چرا از اسرائیل و اسرائیل با نادیده گرفتن پیمانها و قوانین جهانی خواستار حل عادلانه مشکل فلسطین نیستند و یا باید بپذیریم رژیم جمهوری اسلامی بسیار قوی تر از جبههء غرب میباشد!!!!
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در ارتباط با «سرنگونی» ؛جناب منوچهر« لب کلام» را ادا کرده است . ضرب المثل ایرانی و بسیار قدیمی و با معنی می گه :«چاه نکنده ؛ برج دزید» . به تاریخ که نگاه می کنیم ؛رژیم ها و نظام های سیاسی مثل انسان ها یک روز متولد و روز دیگر جان را به جان افرین تسلیم می کنند و«سرنگون» می شوند _قهر آمیز ، یا مسالمت آمیز ودر اشکال متفاوت و در نتیجه «انتخابات ازاد » ، کودتای نظامی ویا حمله نظامی خارجی جای خود را به نظام دیگری می دهند و در این سرنگونی ها برخی کشور ها می مانند و برخی دیگر به کشور های کوچک تر تجزیه می شوند..تاریخ بشریت یعنی تولد نظام ها و مرگ ها آن همراه با زایش و تولد کشورهای جدید بوده است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم آزاده, ظاهرا" شما مخالفت با رژيم جنايتكار آخوندها را در ارتباط هم آهنگ با سرنگوني آن تصور كرده ايد, در صورتيكه انطباق اين دو مقوله با هم مستلزم هر دو شرط لازم و كافي ميباشد. اگر چه شرط لازم براي مخالفت با رژيم بر كسي پوشيده نيست ولي شرط كافي, يعني بودن آلترناتيو فراگير پس از سرنگوني, با پراكندگي كنوني نيروهاي مخالف وجود خارجي ندارد و تنها شعار تو خالي هست. مردم ايران تجربه انقلاب 57 را هنوز فراموش نكرده اند و دوران سلطنت هم - از همه نوعش - به زباله دان تاريخ پيوسته است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" چگونه سیاستی را باید در پیش گرفت تا ایران، سوریه و عراق نشود؟ """ موضوع بسیار حیاتی‌ و مهمی‌ است و به هیچوجه راه حل سریع ندارد، میانبری نیز وجود ندارد، اگر "" سوریه و عراق به شدت در حال تبدیل به افغانستان هستند، آیا ایران پاکستان بعدی است؟ "" اگر چنین است افغانستان و پاکستان جایگزین چه کسی‌ خواهند شد؟ و نزول افغانستان و پاکستان به و تجزیه این دو ۲ کشور چگونه ایران را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟ اگر روزی روزگاری، رژیم فارس ایران، قصد داشت نواری شیعه، از ایران، تا عراق و از آنجا سوریه و دریای مدیترانه ایجاد کند، بی‌ ثباتی‌ها باعث شد آدم کشان، تروریست‌ها نوار ارتباطی‌ از افغانستان، پاکستان، ایران، عراق تا سوریه ایجاد کنند، دولت فعلی‌ ایران، توان کنترل این راهرو را نخواهد داشت، "" قاچاق نفت، گاز دست به دست قاچاق مواد مخدر خواهد داد "" و کدام ابله جامعه شناس دانشگاه رفته پروفسور خنگی نمیداند
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت: نیروی حکومت در شرایط « انقلابی» تجزیه خواهد شد. تجربه دهه های گذشته، خود نیروی حکومت را هم به این نتیجه رسانده که «نظام با شرایط امروز» جور نیست. و در تضاد قرار دارد. از سوی دیگر خود جامعه در طول حیات حکومت نشان داده که خواهان «تغییر است». در نتیجه، «تجزیه نیروی حکومت»، «خواهان تغییر بودن جامعه»، ائتلاف عملی گرد یک منشور حداقل از سوی «نیروهایی که خواهان تغییراند» میتواند مانع جدی در مقابل شرایط احتمالی«جنگ داخلی و داعشی» در ایران باشد و راه رفع حکومت و استقرار نظم جدید را باز کند. سیاست درست در رابطه با حکومت «تجزیه»ی نیروهای آن است. به طرف «جدایی دین از حکومت». از هیچ جناحی در حکومت نباید حمایت کرد. باید از اصول «حقوق بشر،آزادی و حاکمیت خود مردم بخود» دفاع نمود. «جنگ جناحها بوده و خواهد بود تا وقتی که نتوانند حکومت کنند»؛
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کیانوش توکلی: «چگونه سیاستی را باید در پیش گرفت که ایران سوریه و یا عراق نشود؟» آقای توکلی سئوال مهمی مطرح کرده اند که جا دارد موضوع مورد بحث و بررسی قرار گیرد. از نظر من برای اینکه در آینده ایران به وضع سوریه و عراق دچار نشود باید دید این وضع بد چگونه است. عراق و سوریه دچار دو پدیده اند: «داعش و جنگ داخلی» . برای برخورد نکردن با این حادثه در ایران کلید مسئله دوتاست، که یکی با توجه به سطح فکر سیاسی جامعه عملی نیست، و شکست اش از همین حالا روشن است.این دو کلید :1- اتحاد عملی -سیاسی در مورد اداره ی ایران از راه «قدرت متمرکز» . 2- اداره ی ایران از راه اتحاد عملی در مورد «فدرالیسم یا قدرت غیر متمرکز» . راه اول گفتم که عملی نیست چون باتوجه به سطح افکار در اوضاع سیاسی ایران «ایده قدرت متمرکز» فاقد قدرت ایجاد اتحاد عملی-سیاسی ست. این دیدگاه نیروی اندکی دارد.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم ازاده گرامی / شما ، افکار و نظراتی را بهم نسبت می دهی و سپس بدون اینکه پاسخ های سؤالات قبلي را به درستی خوانده باشی ؛بازهم پرسش های دیگری را طرح می کنی ؛سئوالات شما به بازجویی و تفتیش عقاید شباهت دارد وربط چندانی هم به موضوع اختلاف ندارد .تهمت می زنی که « مخالف سرنگوني هستم ؟" كجا و به چه كساني كه در حال سرنگوني رژيم بودند، تازيدم؟ كجا از جناح ها رژيم حمايت كردم؟ كدام بيانية جناحي را أمضاكردم ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای توکلی گرامی، ممنون میشوم اگر توضیح دهید که چگونه کسی که "مخالف نظام (!!!) جمهوری اسلامی" ست، میتواند با سرنگونی این نظام مخالفت داشته باشد؟ من تفاوت "مخالف نظام بودن" را با "طرفداری از سرنگونی نظام" نمی فهمم. کسی که مخالف یک نظام است، یعنی خواهان برچیده شدن آن است. سرنگونی هم یعنی همین. به نظرم دقیق و درست نیست که شما خود را مخالف نظام ج. ا. بنامید و بعد به کسانی که خواهان برچیده شدن این نظام هستند بتازید. همچنین اگر شما مخالف این نظام، که کلیت نظام را در بر میگیرد، بودید، هیچگاه از جناحهایی در این نظام حمایت نمیکردید. در صورتی که شما در مراحل گوناگون، چه از طریق مقاله و چه از طریق امضای بیانیه های گوناگون این کار را کرده اید. این ادعای شما که میگویید مخالف نظام ج.ا. هستید، با موضع گیری های سیاسی شما جور در نمیاید.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوب مشکل شما با این جمله که «من مخالف نظام جمهوری اسلامی» هستم؛ چیست؟ ...باز هم سئوال می کنم :«آزاده جان .... نقل قول بكن ، كجا نوشتم که " من إصلاح طلب ويا سرنگون طلب هستم "؟ هر چند موضوع اصلی اختلاف نظر من و تو به جنگ غزه ، حماس ، اسرائیل ربط داشت .... در باره موضوع «سرنگون طلبی و اصلاح طلبی » باندازه کافی بحث شده است . انچه تا کنون بحث نشده است موضوعات مهمتری است که اپوزیسیون و یا مخالفین بایستی در باره ان فکر و اندئیشه نمایند که عبارتند از :

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای توکلی گرامی، بنده از شما نقل قول آورده ام که نوشته ای "من مخالف نظام جمهوری اسلامی" هستم. این جمله مثل همه جملات دیگر معنی مشخصی دارد. کسی که قلم به دست می گیرد درست است که در به کارگیری کلمات و اصطلاحات دقت به خرج دهد. اشتباهات زبانی و محتوایی برای همه پیش می آید. بهتر است آدم از اشتباهات خود درس بگیرد تا اینکه همچنان خود و خوانندگان مطالبش را گمراه کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای توکلی دقیق و با صداقت توضیح دادید. در حرف ما آدم سیاسی زیاد داریم ولی پای عمل که میرسد متاسفانه تعداد بسیار کمی هستند که مایه میگذارند. برایتان سلامت و سرفرازی آرزو می‌کنم .
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آزاده جان ، برچسب نزن ،مستند سخن بگو، يعني نقل قول بكن ، كجا نوشتم که " من إصلاح طلب ويا سرنگون طلب هست "؟ اين تقسيم بندي ها بيشتر بأزي سياسي ، يك عده تو خارج از كشور هست که بدين وسيله خودشون را ارضاع فکری می کنند .کسی سرنگون طلب و یا اصلاح طلب می تونه باشه که بعنوان یک فعال سیاسی در صحنه مبارزه حضور داشه باشه ، حالا برو کمی تو زندگی شخصی این اقایان و خانم ها(فرق نمی کنه اصلاح طلب و یا سرنگون طلب ) نگاه کن و ببین برای عقیده خودشون حاضرنداز یک روز کاری شون را هزینه مبارزه کنند.؟ و تعداد شون چند نفرند(البته بغیر از مجاهدین خلق)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای توکلی گرامی، هر چه آدم بیشتر سعی میکند، کمتر از حرفهای شما و سایر رفقایتان سر در می آورد. شما در پایان مطلب خود می گویید: "من مخالف نظام جمهوری اسلامی هستم"، ولی کمی بالاتر ایرانیانی را که "مخالف و طالب سرنگونی رژیم" هستند، مورد سرزنش قرار داده اید و حساب خود را از آنان جدا کرده اید. وقتی شما مخالف یک نظام سیاسی باشید، پس یعنی خواهان برچیده شدن آن هستید. سرنگونی هم یعنی همین. اگر شما خود را رفرمیست می دانید و خواهان رفرم در چهارچوب این نظام هستید، پس یعنی بر خلاف ادعایتان "مخالف نظام جمهوری اسلامی" نیستید.