در مزایای کامنت نویسی

فرض را بر این بگیریم که مقاله‌ای نوشته شده است در رابطه با گران شدن نان و بنزین، یا اعدام یک بنده خدا. نویسنده ساده لوح آن فقط در باره گرانی نان و بنزین و یا غیرانسانی بودن حکم اعدام و نقش جمهوری محترم اسلامی ایران در این مقاله نوشته است. یک نفر از خدا بیخبر هم آمده و کامنتی زیر آن نوشته و او هم کامنتش در رابطه با گرانی نان و بنزین و... و اعدام و شکنجه و اسیدپاشی سربازان گمنام حضرت مستطاب امام زمان است. خوب، حالا وظیفه چیست؟ خیلی راحت است! جوابی برای آن کامنت بنویسید با این محتوا: "شما پان...

با سلام و صلوات بر همه کامنت نویسان آنچنانی و غیرآنچنانی!

راستش را بخواهید خیلی دلم برایتان تنگ شده بود و آرزو می‌کردم که هر لحظه یکی از شما مرحوم می‌شدید و من می‌توانستم شما را زیارت کنم و باهم چند کامنت آنچنانی می‌نوشتیم تا مسؤل فعلی کامنتهای سایت شخیص ایران‌گلوبال را عصبانی کنیم.

حتما شما هم دلتان برای این شخص شخیص تنگ شده است و می‌خواهید بدانید که وضعیتم در این دنیای ابدی چطور است. راستش را بخواهید تا مدتی پیش در بهشت همراه با ائمه اطهار به کارهای خیر مشغول بودیم.

چندی است که بر اثر شکایات کامنت نویسان محترم، مرا در کنار مادربزرگ محترمه‌ام راهی جهنم فرموده‌اند و از عذاب بهشت راحت شده‌ام. اینجا همه چیز خوب است و ما در حال ییلاق و قشلاق هستیم. بله، تعجب نکنید. ما هم ییلاق و قشلاق داریم. چطور؟ مگر نمی‌دانید؟ آخه جهنم بر چند نوع است و هر پیغمبر خدابیامرزی برای خودش یک جهنم دارد و پیروان گناهکارش را به آنجا می‌برد. جهنم عیسا مسیح تعطیل است زیرا که مردی خیّر آن را از پاپ اعظم خریده و کسی را به آنجا راه نمی‌دهد. پیروان عیسا مسیح هم مثل من میان جهنم حاج آقا محمد و جهنم زرتشت خودمان آواره هستند.

جهنم حاج آقا محمد گرم و سوزان است و جهنم هموند زرتشت سردِ سرد. ما هم که آواره این دو جهنمیم، هی ییلاق و قشلاق می‌کنیم. جای شماها خالی، خیلی خوش می‌گذرد. دیشب هم خانم هایده خانم کنسرت گذاشته بود و هی شراب می‌خورد و می‌خواند.

همانطور که فرمایش فرمودم، دلم برای شما و کامنتهایتان خیلی تنگ شده بود. رفتم توی کافی نت جهنم نشستم و کامنتها را خواندم. از شما چه پنهان که اصلا دلم نمی‌خواست مقالات را بخوانم ولی مجبور شدم برای اینکه ربط کامنتها را با مقاله متوجه شوم، بعضی از این مقالات را که اصلا هم چیزی برای خواندن ندارند، خواندم. در این سایت شخیص ایران‌گلوبال تنها چیزی که قابلیت خواندن دارد همین کامنتها هستند. آن هم کامنتهای آنچنانی. کامنت نویسانی که به بحث مؤدب و سازنده مشغولند و کامنت غیرآنچنانی می‌نویسند، ول معطلند. به شما هم توصیه می‌کنم که آنها را نخوانید و جوابی برایشان ننویسید چون امام زمان و سربازان گمنامش برای آنها جوابهای آنچنانی می‌نویسند و شما می‌توانید بقیه اش را بخوانید که به حالتان سودمند است.

البته همگان آگاهید که بیشترین و بهترین کامنتهای سایت شخیص ایران‌گلوبال مربوط هستند به دعواهای بین فارسها و ترکها که در زیر هر مقاله و خبری حضور فعال دارند و می‌توانید از آنها مستفیض شوید. بقیه کامنتها را نخوانید و بگذارید جناب امام زمان و سربازان گمنامش بخوانند و آنها را به راه راست، یعنی دعوای فارس و ترک هدایت کنند. اگر هم دیدید که کامنتی به دعوای ترک و فارس مربوط نیست و حضرت امام زمان و سربازان گمنامش آن را ندیده‌اند، خودتان دست به کار شوید. این کار خیلی آسان است. من، یعنی مرحوم مسؤل محترم سابق کامنتهای ایران‌گلوبال راه آن را به شما یاد می‌دهم:

فرض را بر این بگیریم که مقاله‌ای نوشته شده است در رابطه با گران شدن نان و بنزین، یا اعدام یک بنده خدا. نویسنده ساده لوح آن فقط در باره گرانی نان و بنزین و یا غیرانسانی بودن حکم اعدام و نقش جمهوری محترم اسلامی ایران در این مقاله نوشته است. یک نفر از خدا بیخبر هم آمده و کامنتی زیر آن نوشته و او هم کامنتش در رابطه با گرانی نان و بنزین و... و اعدام و شکنجه و اسیدپاشی سربازان گمنام حضرت مستطاب امام زمان است. خوب، حالا وظیفه چیست؟ خیلی راحت است! جوابی برای آن کامنت بنویسید با این محتوا: "شما پان ترکهای فاشیست (یا پان فارسهای فاشیست، هیچ فرقی نمی‌کند، همینطوری یکی را بنویسید) همه چیز را از دریچه تنگ منافع قبیله خودتان می‌بینید" و چند تا بد و بیراه! این بد و بیراهها هم می‌تواند در مورد بد بودن زبان آن یکی "پان... فاشیستها" و الکن بودن آنها  یا اینکه الفبا ندارند یا....

اصلا نگران نباشید که این "کامنت" گرانقدر شما مربوط به موضوع مقاله و کامنت نیست! جناب مسؤل فعلی کامنتهای سایت شخیص ایران‌گلوبال، این کامنت را نخوانده تایید و منتشر خواهد کرد! یادتان نرود که اسمتان را ننویسید تا آنجا اسمتان بشود "آنونوموس". یک دقیقه صبر کنید و بعد یک کامنت دیگر به همان ترتیب بنویسید و این بار دقت کنید که اگر دفعه قبل "پان ترکهای فاشیست" نوشته‌اید، این بار بنویسید "پان فارسهای فاشیست" و چند بد و بیراه.

کار تمام است! حالا این وسط گرانی نان و بنزین و... و اعدام و شکنجه و اسیدپاشی و تجاوز و... و جمهوری محترم اسلامی ایران فراموش می‌شود و کامنتهای بعدی همه جنگ فارس و ترک است. اهمیتی هم ندارد که نویسنده مقاله و کامنت ترک باشد یا فارس یا  کرد یا بلوچ یا ارمنی.

البته به شما توصیه می‌کنم که در این کار زیاده روی نکنید که موجب می‌شود سربازان گمنام حضرت امام زمان از نان خوردن بیفتند!

از امام زمان صحبت به میان آمد یاد تهدیدات سربازان گمنام آن حضرت افتادم جناب ادیب برومند را و جا زدن آن جناب را و کلی خندیدم به آن جا زدن و گریه کردم بر حال نزار ایشان و ترس و پریشانی‌شان.

در آخر مرقومه مبارکم برای همه شما آرزوی سلامتی و توانایی قلم در کامنتهای دعواییتان را دارم.

امیدوارم که همه کامنت نویسان آنچنانی و غیرآنچنانی سلام شخص شخیص بنده محترم و مادربزرگ محترمه را از کافی نت جهنم پذیرا باشند و جناب مسؤل فعلی کامنتهای سایت شخیص ایران‌گلوبال، مرقومه اینجانب را به جای کامنت سانسور نفرمایند. آمین! یا شیطان الرحیم!

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب peerooz گرامی تر اجان، مساله عضویت در گروهک فیسبوک و گروهک گوگل به عنوان یکی از راه حل ها از طرف مسؤل محترم فنی سایت پیشنهاد شد که مزایا و معایب خود را دارا می باشد. شخص شخیص بنده اگر صد در صد با ایشان موافقت می نمودم، مطمئا باشید که از آنجایی که خیلی دمکرات می باشم، این راه حل را با شیوه های دمکرات منشانه، به جناب کیانوش خان و شرکا تحمیل می فرمودم.
شخص شخیص بنده نه به دلیل عاصی شدن از دست چند آدم نا اهل نه چندان محترم بلکه به دلیل کودتای جهارم ماه آپریل سنه 2014، به صفوف رانندگان کامیون پیوستم. و این بهایی بود که بنده و کیانوش خان و شرکا بابت آن چند آدم نااهل نه چندان محترم پرداخته کردیم.
در ضمن باید به اطلاعتان برسانم که جناب چرچیل را نه به بهشت راه داده اند و نه به جهنم و همچنان سرگردان مانده است.
با آرزوی سلامتی برای اهلان و نااهلان.
مرحوم مسؤل محترم سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مسئول سابق, بنده صد در صد با جناب کیانوش موافق و مخالف هرگونه وسیله ای هستم که آزادی بیان را محدود کند, به ویژه اگر محدود به اعضای موسسات تجاری مانند فیس بوک و گوگل و یاهو باشد که میلیون ها دلار از تبلیغات ناشی از کلیک من و شما در این سایت ها درآمد دارند. سایت گویا به عقیده من از نظر کامنت نویسی یکی از بدترین هاست. کاش میشد اجازه داد " هرکه خواهد گو بیا و هرکه خواهد گو برو " و احتیاجی به " گیر و دار و حاجب و دربان درین درگاه " نباشد که متاسفانه هست, ولی وجود چند آدم نا اهل نباید آزادی دیگران را محدود کند. اینجاست که کار شما مشکل میشود و پس از مدتی ترجیح میدهید که بجای آن " راننده کامیون " ! بشوید و این بهایی ست که باید برای آزادی پرداخت. و بالاخره کاش راهی پیدا میشد که از تکرار مکررهمان مکررات جلو گیری کرد که سوء استفاده از آزادی و حسن نیت است. گفته منسوب به چرچیل اینست که
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب peerooz بسیار گرامی و محترم، تقصیر از شما نیست، تقصیر از برادر شخص شخیص بنده است که من هم فلسفی نوشتم.
برادری دارم اکبرتر. وقتی کسی سخنی می گوید که منظور از مقصودش را متوجه نمی شود، می گوید: باز هم که رفتی توی فلسفه. من فلسفه را نمی فهمم.
من هم به تاسی از آن برادر اکبرتر محترم، چون منظور شما از مقصود را درست متوجه نشدم، نوشتم که: "فرمایشاتتان از بس فلسفی هستند، شخص شخیص بنده، برای اینکه خوانندگان عزیزتر از جانمان آنها را بفهمند، باید دست به دامن مادربزرگ محبوبه ام بشوم". امیدوارم مرا بخشودن فرمایید. این سخن برادر اکبرترم، که خیلی هم دوستش دارم، کار دست این جناب داد. امیدوارم که شما با توضیحاتتان مرا یاری کنید تا منظورتان را از مقصود درست متوجه شوم. اگر به کسی نگویید، به شما می گویم که من فقط تا کلاس سوم اکابر درس خوانده ام.
اصولا تا آنجایی که شخص شخیص بنده شاهد بوده ام،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مسئول سابق, با تشکر از نظر لطف شما, نمیدانم چرا فرمایشات! بنده به نظر شما " فلسفی " میآید؟ سعی من همیشه این بوده و به دوستان توصیه کرده ام که تا حد امکان نظر خود را کوتاه بیان کنند. اگر علاقه ای موجود و کسی محتاج توضیح بود میشود باب گفتگو را باز کرد, " سخن هرچه کوته بود خوشتر است ". اما بنده در باره فیس بوک با جناب کیانوش هم عقیده ام و اگر اجازه بفرمائید کمی به تفصیل به پردازم. چند سال پیش یکی دوسالی در سایت شخصی کامنت مینوشتم و بسیار دوست صمیمی شده بودیم. در سایت ایشان بگیر و ببندی نیست و ایشان تمام ناسزاهای بخود - نه دیگران را - منتشر کرده و میکنند و همه این افراد را میشناسند و اهمیتی نمیدهند. سپس ایشان شعبه ای در فیس بوک گشودند و تمام وقت خود را صرف آن نمودند و خود رسما مقر هستند که تعریف و تمجید را نه تنها دوست دارند بلکه عاشق آنند. و در آنجا عده تقریبا ثابتی هستند که دائما قربان
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب peerooz محترم، اگر شما امل تشریف دارید چونکه از مشتریان فیسبوک نیستید لازم است بدانید که شخص شخیص بنده امل تر از شما تشریف دارم چون حتی آدرس فیسبوک را هم نمی دانم چه برسد به اینکه مشتری اش باشم.
آنچناچه شما می فرمایید در فیسبوک هم "گروه معدودی با همان نظر و مشرب و عقیده, همان موضوع را تکرار و بهم تبریک میگویند و از خود متشکرند".
منظور ما (البته نه من بلکه مسؤل محترم فنی) این بود که وقتی از طریق بیسبوک می نویسند، مشخص است که چه کسی می نویسد و دیگر آنونوم و مانونوم نیست و در صورت لزوم می توان فیسبوک او را بلوک کرد تا دیگر نتواند در سایت شخیص ما فرمایش فرماید. از طریق گوگل هم همین وضعیت است. به هر حال از آنجایی که صاحبقران جناب کیانوش توکلی با موضوع مخالفت دارد، بنابراین از موضوعیت می افتد و پیشنهاد بیهوده ای است.
از توضیحاتتان در مورد آهنگ و ترانه نهایت امتنان را دارم. مطالب شما و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مسئول سابق, بنده بدلیل " املی " از مشتریان فیس بوک نیستم و دلیل دیگرم آنست که ظاهرا در فیس بوک گروه معدودی با همان نظر و مشرب و عقیده, همان موضوع را تکرار و بهم تبریک میگویند و از خود متشکرند. نمونه های آن فراوان و بگمانم مطلوب آنهاست که در آینه محو جمال خویشتنند. ( در ایران گلوبال هم نمونه های مشابهی وجود دارد ). از گوگل اطلاعی ندارم. اما در باره آهنگ, گرچه از مطلب دور میافتیم, ریک نلسون خواننده معروف آمریکایی بود که متاسفانه در ٤٥ سالگی در سانحه هواپیما از بین رفت. ایشان خوانندگی را در کودکی شروع و طرفداران زیادی داشت. شبی در سنین میانه در یک گاردن پارتی با لباس و سرو وضعی که با دوران کودکی او تفاوت داشت برای مشتاقان آواز خواند و شاید به دلیل بی ربطی, جمعیت او را هو کرد و ایشان قهر فرموده و مدتی بعد, این, یکی از معروفترین آهنگهای خود را ساخت که میگوید در گاردن پارتی مردم
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب peerooz خان گرامی، از آهنگی که گذاشتید خیلی تشکر خالصانه می فرمایم. آهنگ زیبایی بود ولی راستش را بخواهید چون به زبان خارجکی و استعماری و امپریالیستی انگلستانی بود، اصلا نفهمیدم که چه می خواند. امیدوارم آن قسمت آخر منظور نظر شما بوده باشد که مردم داشتند خواننده را تشویق می کردند و امیدوارم که منظور مبارکتان این بوده باشد که همگان باید این شخص شخیص بنده یعنی مسؤل عالی مقام سابق کامنتها را تشویق بکنند. اگر منظورتان این نبوده باشد احتمالا کلاهمان بد جوری توی همدیگر می رود. اگر هم در متن آهنگ چیزی منظور نظرتان بوده باشد، لطفا ترجمه آن را توسط پست سفارشی برایم ارسال دارید و مواظب باشید که به ضرر من نباشد.
شکایت کرده اید که زمانی در سایتی کامنت می گذاردید و بعدا شما را راه نداده اند. البته اگر شما شکایت خود را مشخصا بیان می کردید من هم به آن رسیدگی می فرمودم و آن سایت را سانسور می فرمودم تا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مسؤل سابق, با تشکر, خوشوقتم که منظور مرا از داستان سرائی درک فرمودید. اگر حمالی - کار سنگین بدنی - تخصص لازم داشته باشد, کار کنترل کامنتها نیز حتما احتیاج به تخصص دارد, جواز چندان مهم نیست. زمانی در سایتی کامنت میگذاردم و از کسی که مرتبا مقاله و سر مقاله مینوشت و گفته بود " ما روشنفکران.... " پرسیدم که لطفا ما را از معنی روشنفکری آگاه کنند. تقریبا یک ماهی طول کشید که در نتیجه اصرار من بالاخره به سخن آمدند, ولی پس از آن خوشبختانه دیگر مرا , که احتیاج به ثبت نام بود , راه ندادند. در جریان گفتگوی روشنفکری شیعه و سنی اخیر هم هردو, مزخرفاتی به نام مقاله منتشر کرده اند. منظورآنکه ثبت نام کاری بیهوده و سد راه آزادی بیان است اما چگونه میشود از هرج و مرج و سوء استفاده جلوگیری کرد البته کار " متخصص " است که آرزوی موفقیت برای ایشان داریم. بهر حال,
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام خدمت یک عزیز دیگر یعنی جناب peerooz . peerooz جان و یا خان اتفاقا من خیلی میل دارم که با شما کامنت نویسان عزیز که دار و ندارم از شما بود، همنشین شوم و کلی درباره کامنتها صحبت بفرماییم و در کافی نت جهنم بنشینیم و باز هم بنویسیم.
جنابان تقی زاده و جمال زاده را هم گاه گداری ملاقات می فرمایم. این علیمقامان در طبقات بالا تشریف دارند و زیاد آفتابی نمی شوند. جریان جواز را هم که تعریف کردید خیلی لذت بردم و به یاد خودم و تخصص خودم افتادم. اتفاقا اینجا هم از من پرسیدند که وقتی به شغل عالیمرتبه مسؤلیت کامنتها مشغول بودم، آیا جواز داشتم. پرسیدم جواز چیست؟ گفتند که در این رشته تحصیل فرموده بودید؟ اجازه کار در این رشته مهم سیاست را داشتید؟ جواب دادم بله، معلوم است که جواز داشتم. این جواز را هم جناب کیانوش توکلی، مدیر محترم سایت و گردانندگان محترم سایت به من داده بودند. با خنده گفتند: مگر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مسئول سابق کامنتهای ایران گلوبال, قربان ما کامنت نویسان که باشیم که با شما همنشین شویم. از اشخاص اکنون حاضر در آن دیار میتوان جنابان تقی زاده و جمال زاده را نام برد که سالهای دور, کاوه را در برلن منتشر میکردند و همنشینان مناسبی برای شما خواهند بود. گمانم آنست که مسئول کنونی کامنتها, به درستی کلمات ممنوعه را حذف و کامنت را منتشر میکنند و در این کار تخصص دارند. حرف تخصص پیش آمد, جمال زاده گفته است که کیسه آنها از پول برای نشر کاوه خالی بود و تقی زاده پیشنهاد کرد که با حمالی این پول را تهیه نمایند. میگوید به ایستگاه راه آهن برلن رفته و برای هر چمدان یک مارک میگرفتند. روز سوم پلیس از آنها گواهی جواز کار میخواهد. میپرسند مگر حمالی هم جواز میخواهد. پلیس میگوید نه تنها جواز میخواهد بلکه تخصص هم لازم دارد. میتوانید صحت این نقل قول را از ایشان بپرسید.
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مفتش، الحق که مفتش خوبی هستید شما. من خیلی خوشحالم که به من کفن دزد سابق اینقدر لطف دارید. امیدوارم که کامنت نویسان دیگر هم قدر مرا بدانند و مرتب از این کامنتهای خوب بنویسند تا مسؤلین سایت حالشان جا بیاید که مرا به دیار ابد فرستادند.
ولی باید به خدمتتان عرض نمایم که در زمان حیات شخص شخیص بنده اینکه وضعیت کامنتها داشت یواش یواش رو به بهبودی می رفت و از کلیه امراض مرسومه رهایی می یافت، به دلیل دیکتاتوری این شخص شخیص نبود بلکه دقیقا بر عکس، به دلیل دمکرات بودن این شخص شخیص عالیمقام بود. حالا بپرسید چرا؟ پرسیدید؟ پس جوابش را بشنوید:
من خیلی دمکرات بودم و دمکرات هستم و دمکرات خواهم بود. به حکم شخص شخیص دمکراسی این نیست که همه آزاد باشند که هر چی دلشان خواست بنویسند و بگویند و فریاد بکشند. به حکم این جناب (یعنی من) دمکراسی آن است که اگر کسی خواست به دیگری اهانتی بکند و یا اتهامی بزند یا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مرحوم مسول سابق کامنتها می گویند که صد رحمت به کفن دزد اولی.
در زمان حیات و مسولیت شما همه کمنت نویسان می دانستند که اگر دست از پا خطا بکنند تمام زحمتشان به هدر می رود. شما سفت و سخت عمل می کردید و بصطلاح یک دیکتاتور خوب بودید. البته گاهی وقتها تند می رفتید ولی در مجمو.ع همه چیز خوب پیش می رفت.
الان وضعیت عوض شده است. بلند شو ببن که قوانین سایت عوض نشده ولی قوانین دیگری عمل می کند. حالا هم مثل زمان شما توهینها را منتشر نمی کنند ولی آنها را با نقطه چین می فرستند به صفحه شما. در زمان شما یواش یواش داشت این بد و بیراهها کمتر و کمتر می شد و داشتیم نفس راحت می کشیدیم که یک دفعه مرحوم شدید و حسرت به دلمان ماند که در زیر مقالات شاهد یک بحث درست و حسابی باشیم. خداوند شما را رحمت کند و جای خوبی در بهشت نصیبتان بکند. آمین.
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به به جناب رازی. امیدوارم که وجود نازنینتان در کمال صحت و سلامت بوده باشد و به این زودیها شما را در اینجا نبینم و فقط از طریق اینترنت مشاهده فرمایم.
جناب رازی حتما می دانید که شخص شخیص بنده نه پیر و فرتوتم و نه فراموشکار. بنابراین نه چیزی را فراموش می کنم و نه انکار. به سلامتی تا چند روز دیگر اهل جهنم 500 مین سال تولدم را جشن مفصل خواهند گرفت و از همین حالا هر دو جهنم را چراغانی کرده اند.
البته که من پای مادربزرگ بزرگوارم را به کامنتها کشیدم و ایشان هم بسیار خوشحال شدند و الان هم تا اسم شما آمد، گل از گلشان شکفت و می فرمایند که سلام مخصوص به شما برسانم.
در ضمن حتما می دانید که من پای والده و همشیره و دیگر اعضای خانواده را در کامنتها به میان نکشیدم ولی والده و همشیره و دیگر اعضای محترم خانواده محترم بنده، همواره مورد الطاف جنسیتی بعضی کامنت نویسان نه چندان محترم قرار داشته اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب م.م.ک. با سلام عرض تهیات برای محشور شدن آن وجود ذیجود با شادروانانی همچون بانو هایده. از آنجایی که ما ملت ایران (یا شاید هم ملل ایران، ما که بخیل نیستیم!) کلا و اجماعا از ضعف حافظه رنج می بریم، خواستم حضور مبارکتان عارض شوم که پای مبارک مادربزرگ محترمه را شخص شخیص حضرتعالی با طیب خاطر و برای زدن مشت محکم بدهان یاوه گویانی که افاضات می فرمودند "الکن" یک کلمه توهین آمیز است، به کامنت خانه مبارکه باز کردید، خاطر محترمتان که هست!؟
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب منوچهر گرامی، ابتدا سلام شخص شخیص خودم و همینطور والده گرامیم و مادر بزرگ محبوبم را که در کنار بنده در کافی نت جهنم نشسته بپذیرید.
واقعا یاد آن دوران به خیر که من پای کامپیوتر خودم می نشستم و کامنتهای شماها را یک به یک و سطر به سطر می خواندم و هر کلمه آن را با قانون سایت مقایسه می کردم و قیچی ام را به کار می انداختم. چه روزهای خوشی بودند. اگرچه بعضی ها حسابی توی اعصابم می رفتند و گاهی وقتها آنقدر عصبانی می شدم که تصمیم معظم ام را می گرفتم که دیگر کامنتهای یک نفر خاص را اصلا نخوانم و منتشر نکنم زیرا به جای اعتراض متمدنانه، والده و دیگران مرا مورد الطاف خاص قرار می داد. البته این کار من همیشه مورد اعتراض بود که مثلا در این کامنتش که به والده و خواهرت لطف نفرموده است! ولی به هر حال می دانم که همیشه حق با من بود و فکر می کردم که حق همیشه با من خواهد بود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مرحوم مغفور سانسورچی سابق کامنتها, یاد ان دوران بخیر. قبل از به رحمت شیطانی پیوستن شما سانسور برقرار بود ولی حداقل ضوابطی مشخص اعمال میشد و کامنت نویسان هم دریافته بودند که کامنت شان باید در ارتباط با مطلب بوده و بدور از توهین های شخصی. در غیاب شما معلوم نیست چه ضابطه ای حکم میراند. چندی پیش کامنتی در ارتباط با مقاله اقای حنیف نژاد " اتهام زنی بجای استفاده از راه کارهای . . " نوشتم و معلوم نشد به چه دلیلی از مقامات بالا دستور به سانسور ان داده شد. شاید هم دستور مقامات پایین بوده باشد. الله اعلم. بقول محمد عاصمی در یاد داشتهای یک معلم, از طلا بودن پشیمان گشته ایم . . مرحمت فرموده ما را مس کنید