نامزدهايشان را تاييد كنيد

در شرايط حاضر بر اثر محدوديت‌هاي موجود در تاييد صلاحيت‌هاي نامزدها طبيعي است كه تمامي شهروندان قادر نيستند كه نامزدي مطابق ميل و سليقه‌ خود داشته باشند و از اين حق محروم شده‌اند، در نتيجه طبيعي است كه اين نيروها برحسب قاعده بايد از مشاركت در انتخابات اجتناب كنند و نسبت به آن معترض باشند و روشن است كه چنين اقدامي براي نظام سياسي نيز هزينه‌هايي خواهد داشت،

پس از ملاقات انجام شده ميان آقاي كرباسچي و مسوولان نهضت آزادي ايران و نيز برخي ملاقات‌هاي مشابه با نيروهاي ملي-مذهبي و ساير گرايش‌هاي سياسي موجود در جامعه، رسانه‌هاي جناح حاكم سعي كردند اين واقعه را كه با هدف جلب‌نظر گروه‌هاي موصوف براي مشاركت در انتخابات و راي دادن به نامزد مورد نظر است، به همسويي و همراهي تفسير كرده و از اين راه نتايج مخدوش خود را بر آن بار كنند، از اين رو مناسب است كه واقعيت ماجرا به طور شفاف براي افكار عمومي مطرح شود و منطق سياسي موجود در اين اقدام به خوبي تشريح شود. هر حكومتي كه نيازمند راي و حمايت مردم است و خود را جمهوري مي‌نامد، تمامي مساعي خود را به كار مي‌برد كه تمامي آحاد و شهروندان را به شركت در انتخابات ترغيب كند و تمامي تسهيلات لازم را براي اين حضور فراهم نمايد. از همين رو است كه صندوق‌هاي سيار را براي افرادي در نظر گرفته‌اند كه قادر به حضور در پاي صندوق نيستند و چه بسا لازم باشد هزينه زيادي را براي اخذ حتي يك راي بر حكومت تحميل كند و به همين دليل هم مقامات عالي‌رتبه نظام بر اهميت «حتي يك راي» تاكيد كردند. اين وضع ناشي از اين اصل بديهي است كه حكومت جمهوري منبعث از آراي ملت است، پس بايد زمينه اخذ تحقق آرا را براي همه مردم بدون استثنا فراهم كرد. بنابراين حكومت ايران هم بايد مطابق اين اصل خواهان آن باشد كه تمامي مردم در انتخابات شركت كنند و نيروهاي مذكور و حتي نيروهايي كه از آنان دورتر به نظام موجود هستند و حتي طرفداران براندازي هم بايد دعوت به مشاركت شوند و اجابت به اين دعوت، به منزله نفي راهبرد براندازي هم خواهد بود. در شرايط حاضر بر اثر محدوديت‌هاي موجود در تاييد صلاحيت‌هاي نامزدها طبيعي است كه تمامي شهروندان قادر نيستند كه نامزدي مطابق ميل و سليقه‌ خود داشته باشند و از اين حق محروم شده‌اند، در نتيجه طبيعي است كه اين نيروها برحسب قاعده بايد از مشاركت در انتخابات اجتناب كنند و نسبت به آن معترض باشند و روشن است كه چنين اقدامي براي نظام سياسي نيز هزينه‌هايي خواهد داشت، گرچه هزينه‌هاي متقابلي هم بر جامعه و آن نيروهاي سياسي تحميل مي‌كند. اكنون كه واضح بود نامزدهاي نزديك به گرايش‌هاي مذكور تاييد صلاحيت نمي‌شوند، چه بايد كرد؟ اگر قصد حكومت اين است كه نه‌تنها آنان را از داشتن نامزد موردنظر خود محروم كند، بلكه آنان را از حق انتخاب نمودند ميان نامزدهاي موجود و تاييد صلاحيت شده و عبور كرده از فيلترينگ نظام نيز محروم نمايد، مي‌توانند با اعلان صريح اين مساله و تسري نظارت استصوابي بر راي‌دهندگان، تكليف خود را با جامعه يكسره روشن كنند، اما اگر حكومت براساس قانون نه تنها موظف به جلب مشاركت همه مردم از جمله اين گروه‌هاست، بلكه درخواست افزايش مشاركت را دارد، در اين صورت وظيفه نامزدهاي رياست‌جمهوري است كه حمايت تمامي آحاد جامعه از جمله گروه‌هاي فوق را براي مشاركت جلب كند و اين ربطي به همراهي و همگامي سياسي ندارد، اگر جناح حاكم نمي‌خواهد چنين هماهنگي رخ دهد، بهتر است كه نامزدهاي آن گروه‌ها را هم تاييد صلاحيت كند، تا آنان مستقل و شفاف در جهت پيگيري اهداف خود و پيرامون نامزد پيشنهادي خود جمع شوند و رقابتي سالم را با ديگر گروه‌ها انجام دهند، اما تا رسيدن به مرحله‌اي كه هر ايراني قادر باشد نامزد مطلوب خود را در جمع نامزدها ببيند، ايرانيان چاره‌اي ندارند جز اين كه در ميان موجودين افرادي را كه به طور تحليلي از برنامه‌هاي خود دورتر مي‌بينند، حذف كنند و به باقيمانده راي دهند، و نامزدها هم بايد بكوشند آراي تمامي شهروندان- بدون استثنا - را به خود جلب كنند و از اين طريق پايه مشاركت مردمي را بالاتر ببرند. از اين رو ستاد آقاي كروبي خود را متعهد به انجام اين وظيفه مي‌دانند، وظيفه‌اي كه بيش از هر چيز، انجام يك تعهد اجتماعي، سياسي و ملي است.

 

برگرفته از: 
آینده
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.