شوک یا "فحش درمانی" همواره نتیجه ای بر عکس داشته است

هفت سئوال در مورد اسلام سیاسی و بنیادگرایی
جواب هر کدام از این هفت سوال یک مقاله چند صفحه ای می طلبد؛ اگرچه بعقیده من سوالات بسیار خوبی برای بسط گفتمان "روشنفکری" می باشند. ولی مستلزم وقت و "تفکر" فراوان می باشند. و متاسفانه هر دو این عناصر بسیار نایاب هستند. ناچارا جواب ها را بصورت تلگرافی و تیتروار ارائه می دهم.

جواب هر کدام از این هفت سوال یک مقاله چند صفحه ای می طلبد؛ اگرچه بعقیده من سوالات بسیار خوبی برای بسط گفتمان  "روشنفکری" می باشند. ولی مستلزم وقت و "تفکر" فراوان می باشند. و متاسفانه هر دو  این عناصر بسیار نایاب هستند.  ناچارا جواب ها را بصورت تلگرافی و تیتروار ارائه می دهم.

1- از نظر شما «جدایی دین از دولت» ویا «جدایی دین از سیاست» مد نظر است و با اسلام سیاسی چه باید کرد؟

«جدایی دین از دولت» ویا «جدایی دین از سیاست» و یا «جدایی دین از حکوت» سه مقوله مشابه اما مشخص هستند. تجربه بشری ثابت کرده که حکومت و یا دولت را نمی توان بر اساس یک دین و یا مذهب مشخصی بنا نهاد. در نتیجه نهاد دین از نهاد حکومت باید مجزا باشد.  در یک سیستم دمکراتیک هر کسی حق دارد قرائت های سیاسی مذهبی خود را با در نظر گرفتن اصل سکولاریسم، منشور جهانی حقوق بشر، کثرتگرایی و احترام عملی متقابل به همه افکار دمکراتیک داشته باشد.

2_ آیا «شوک درمانی» در مورد مقدسات اسلام و یا مقدسین کار ساز بوده است ؟و بعبارت دقیق تر، آیا پس از ده سال ازانتشار کاریکاتوری های محمد؛ توانست دگم های مسلمانان را بشکند؟ و یا برعکس به افراط گرایی اسلامی در سطح جهان دامن زد و ان را تشدید نمود؟

شوک یا "فحش درمانی" همواره نتیجه ای بر عکس داشته. در نتیجه نمی توان با توهین به باورهای مردم شوک درمانی برای بهبود اوضاع ایجاد کرد؛ بلکه حاصل آن عکس العمل خشن تر و تقویت جایگاه روحانیون در بین عامه است. یعنی نتیجه ای کاملا بر عکس.

3_آیا حل عادلانه مشکل فلسطین ویا بعبارت دقیق تر زمین در مقابل صلح ، موجب تضعیف بنیادگرایی اسلامی می شود و یا برعکس ، آن را تشدید می کند؟

اشغال غیرقانونی و سرکوب مردم فلسطین توسط اسرائیل زخمی است عمیق و خونابه چکان در روانکاوی بسیاری از مردم دنیا و بخصوص مسلمانان. در نتیجه حل این معضل معطله موجب کاهش  بنیادگرایی اسلامی و از بین بردن "یکی از علت های" رشد بنیادگرایی خواهد شد.

4_آیا غرب از نقص حقوق بشر در برخی از کشور ها، ابزاری ساخته برای فشار و مقابله با دو لت های نا فرمان؟ ایا سیاست یک با م و دو هوای غرب در زمینه مسایل اتمی (ایران و اسرائیل ) قابل چشم پوشی است؟

سیاست های دوگانه و معیارهای گزینشی بسیاری از کشورهای غربی بر کسی پوشیده نیست. و این خود تبدیل به یکی از علت های مهم و پایه ای رشد بنیادگرایی و غرب ستیزی شده است.

5_آیا عوامل چهارگانه بالا و تشدید بی عدالتی اقتصادی در جهان، موجب تقویت  بنیاد گرایی اسلامی نشده است ؟

عوامل بالا در ایجاد بستر مناسب برای رشد تضاد و رویش بنیادگرایی اسلامی دخیل هستند. عوامفریبان با تمسک به اینگونه بهانه ها، و با پنهان شدن در شکاف های ایجاد شده، بنیادگرایی ها را برای اهداف خود گسترش می دهند. البته فاکتور اقتصاد و "شکاف های اقتصادی" در ایجاد بنیادگرایی اسلامی عمده نیستند.

6_ایا بنظر شما بنیادگرایی اسلامی ناشی از ذات اسلام و در شریعت آن نهفته است؟

اگرچه اسلام یک دین است، اما متاسفانه بقول مولانا ٧٢ قرائت مختلف و بعضا متضاد از آن وجود دارد. منظور شما کدام اسلام است؟ اسلام عرفانی مولانا؟ اسلام حافظ و خیام؟ اسلام سعدی و حتی اسلام امام ابوحنیفه که شدیدا قائل به احترام به همه انسانها و ادیان و مذاهب و بخصوص آزادی فردی در انتخاب بود؟ و یا اسلام داعشی و ولایت فقیه؟

اسلام واقعی حافظ و مولانا و خیام، یک اسلام رحمانی و کثرتگرا و پرمدارا، و دگراندیش پذیر است که هیچ تعبیر بد از آن نخواهد بود. اسلامی است که معتقد به " لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ" می باشد.

و اما اسلام داعش، طالبان، القاعده، الشباب، و بوکوحرام یک توحش ارتدادی و میوتاسیون (دگرش مرگبار) قرن بیست و یکمی می باشد که با اسلام بالائی کاملا در تضاد و دشمنی است. بسیاری معتقدند که این "ضد اسلام" است. بسیاری از این گروه ها حتی در مساجد سنی در مناطق سنتی و خیلی مذهبی هم بمبگذاری انتحاری می کنند. خوب این گونه جنایات برخاسته از یک دین رحمانی نیست بلکه جنون مطلق روانی است.

7_ «تفاوت فرهنگ ها» چه تاثیری در نگاهمان به دمکراسی در کشورهای اسلامی  گذاشته است ؟ خلاصه راه حل شما برای اینکه بنیادگرایی اسلامی در جهان تضعیف شود چیست ؟

بنیادگرایی ضد اسلامی نوع داعشی جهل مطلق و تاریکی محض است. انسان های (حتی از اروپاه) بسوی این "سیاهی" جذب می شوند. راه حل مقابله با سیاهی فقط و فقط نور علم و روشنگری و مدرنیته می باشد و بس. که در شزایط فعلی کاریست بسیار بسیار مشکل. بعنوان مثال بیش از هزار کانال ماهواره ای مذهبی و دینی مختلف به زبان های گوناگون وجود دارد. این در حالیست که حتی یک کانال روشنگری و علمی برای ترویج سکولاریسم وجود ندارد

 

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب دوشوکی با این مقاله مختصر و مفید حق مطلب را ادا فرموده و به اصل مطلب پرداخته اند. تنها قسمتی که شاید محتاج بهبود باشد بند ششم است که اسلام را به نوع اسلام رحمانی و عرفانی و اسلام داعشی و غیره تقسیم کرده اند. بنظر من اگر قسمتی از بند ششم مقاله جناب پورمندی - : " در مورد "ذات اسلام" ، من جز " تناقض" چیز دیگری را ذاتی مکاتب از جمله اسلام نمی دانم. قرآن و احادیث مسلمانان پر است از آیات و احکام ناسخ و منسوخ و این امر فقط شامل اسلام نیست. مارکسیسم هم همین طور بود. مسیحیت هم همین طور است. ." - را وصله این مقاله نمائیم به مقصد نزدیکتر میشویم. بر طبق فرموده شیخ اجل مسلمانان نمیتوانند هم مست و هم مستور باشند: تو پارسایی و رندی به هم کنی سعدی - میسرت نشود مست باش یا مستور.
و انتخاب صحیح البته اسلام رحمانیست, اگر موافق تدبیر من شود تقدیر.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من هم با آقای دکتر دوشوکی موافقم. با فحاشی و توهین متقابل و تحریک احساسات سطحی عوام های ناآگاه نمی توان به جنگ تحجر و بنیادگرایی رفت. جواب های آقای دوشوکی خیلی کوتاه مختصر مفید و موجز و روشن هستند. فحاشی یک عکس العمل سطحی و بیهوده است. باید با روشنگری عمیق و پایدار همانگونه که آقای دکتر دوشوکی گفته اند به جنگ سیاهی ها رفت. کاری است بسیار مشکل. اما طرح همین سوالات و جواب های "روشنفکران غیر شیعه" مثل آقای دوشوکی می تواند قدم کوچکی باشد در جای خود.