من توصیه آیت الله خامنه ای، به جوانان در اروپا و آمریکا را تأیید می کنم!!

از یک نظر به آیت الله خامنه ای حق می دهم که برای نصیحت به جوانان اروپا و آمریکا در نامه سرگشاده ای، سیستم سرمایه داری هاررا (البته بظاهر) مورد حمله قرار می دهد. او خوب می داند که این سیستم از شاخه ارتجاعی فرهنگ، یعنی از مذهب حمایت می کند و در این راه از باور توده ها سوء استفاده کرده ومی کند. آقای سیدعلی خامنه ای به تاریخ رجوع کرده و یک سری سرزنشها به جهان غرب می بندد که می شود بر آنها صحه گذاشت.

از یک نظر به آیت الله خامنه ای حق می دهم که برای نصیحت به جوانان اروپا و آمریکا در نامه سرگشاده ای، سیستم سرمایه داری هاررا (البته بظاهر) مورد حمله قرار می دهد. او خوب می داند که این سیستم از شاخه ارتجاعی فرهنگ، یعنی از مذهب حمایت می کند و در این راه از باور توده ها سوء استفاده کرده ومی کند. آقای سیدعلی خامنه ای به تاریخ رجوع کرده و یک سری سرزنشها به جهان غرب می بندد که می شود بر آنها صحه گذاشت. اما او از نامه که به زبان های زنده جهان ترجمه شده و دراختیار همه قرار گرفته است، می خواهد به خیال خودش، نتیجه دیگری بگیرد. آیت الله خامنه ای در این نامه سر گشاده خطاب به جوانان اروپا وآمریکا توصیه کرده است که زندگینامه پیامبر وقرآن رابخوانند و گوش به تبلیغات ضد اسلام ندهند. این توصیه خواندن منابع اصلی درباره اسلام بنظرمن بسیار بجا و درست است که اگر عملی شود، دیگر نیازی به توجیه گران ویا ناجیان اسلام نداریم که مسئله را طوری توضیح دهند، هم ناجی اسلام باشند و هم جهان استعمار گر را راضی کنند! آنچه که امروزه در دنیای غرب انجام می گیرد و آنها قلبا آن را می خواهند، این است که دایم مردم ما نا آگاه بمانند و کور کورانه بپذیرند که نهایتا یک دیکتاتور بر رأس کار بیاید و ارتجاعی ترین بخش از فرهنگی بر ما حکومت کند و آنها بتوانند مملکت را خوب غارت کنند. اجازه دهید مسایل را از یک دید واقع بینانه بیان کنم که چگونه از نا آگاهی توده ها مستقیم و یاغیر مستقیم سوء استفاده می شود! این خود صداقت آقای آیت الله خامنه ای را زیر سئوال می برد. جالب این جاست کسیکه تا پوست و استخوان ضد چپ و درسرمایه داری هارغرق شده، خود ازآن انتقاد می کند! دقیقا آیت الله خامنه ای، بایستی آگاه باشد که صادق محصولی ها و بابک زنجانی ها و شهرام جزایری عرب های امروز، در ایران نتیجه این سیاست عوام فریبانه سرمایه داری هستند که خود او و اسلام اش عامل اصلی آن اند که شاخه هار سر مایداری در مملکت ما تقویت شده است. من این سه نام فوق را به عنوان نمونه از نو کیسه ها آورده ام. درهر صورت باید بدانیم که چرا کمتر کسی درجهان غرب وشرق علاقه نشان داده اند درباره اسلام بطور دقیق مطالعه کند؟ آقای آیت الله خامنه ای در مجموع درست می گوید جهان غرب نیاز به یک دشمن برای جا نشینی دشمن قبلی و ساکت کردن مردم خودی دارد. دیگر کمونیسم در قدرت نیست که سرمایه داری بهانه کند. لذا باید دشمنی نوبوجود آید که جای کشورهای کمونیستی را پرکند. چه چیز بهتر ازشاخه رادیکال و در واقع اصلی اسلام می تواند باشد؟! زیرا آنها اسلام سر براه تر و رفرم پذیری می خواهند، نه اسلام اصلی. شاخه ای از دنیای سرمایه داری هار از جمله خود جمهوری اسلامی می خواهد همه چیز را سنبل کند و سرسری بپذیرد. دراین جا است که توصیه آیت الله خامنه ای را، از یک نظر باید مثبت ارزیابی کرد که جوانان اروپا و آمریکا باماهیت اصلی اسلام ازنزدیک ودست اول آشنا شوند نه شیره برسر خود بمالند. در واقع این اقدام را باید بفال نیک گرفت و اسلام درکشور زیرفرمان او را بهتر شناخت. باید علنا افشاء کرد که چه نوع اسلامی در ایران بر سرکار است؟ برخی از مخالفین می گویند داعش ایران. به آنها باید حق داد. در واقع این اسلام ایران ایجاد کار خانه میلیاردر نوکیسه سازی است که به سلامتی سر ملاها در این کشور، حدود بیش از 40 در صد از توابع 75 میلیونی آن زیر خط فقر زندگی می کنند. درعوض بابک زنجانی 44 ساله وصادق محصولی 55 ساله و شهرام جزایری 35 ساله و صدها نو کیسه دیگر، درسایه همین اسلام با دزدی و حقه بازی و رشوه دهی و امثال میلیاردر می شوند. رفتار هیچ کدام از این میلیاردرهای نوکیسه که در سایه این اسلام و ببرکت عوامفریبی ملاها از بستنی فروشی در خیابانها در کوتاه مدت میلیاردر شده اند، اسلامی نیستند و هیچ کدام خر هم به اسلام آب نمی دهند و کاری نیز به کار آخوندهای دزد پرور ندارند. بهمین دلیل می شود درایران اسلامی میلیاردر شد، اگردست بگیری روی کلاهت باد نبرد و همه خرافات و چرندیات آخوندها را تأیید کنید و دزد و حقه باز باشید. بنابراین رژیم حاکم بر ایران، فقط می خواهد بر سرقدرت بماند. درواقع به قول علی دشتی: "اگر نیک بنگریم تاریخ اسلام جز تاریخ رسیدن به قدرت نیست تلاش مستمری است که ریاست طلبان در راه وصول به امارت و سلطنت به کار بسته اند و دیانت اسلام وسیله بوده است نه هدف". 23 سال ص 338. بهر حال این ها هیچ کدام از هم جدا نیستند. لذا همین کارهائی که در غرب در روند پیدایش سرمایه داری هار انجام می گرفته، وآنطور که آیت الله خامنه ای به درستی خودش را لو می دهد و اشاره می کند، دو جنگ جهانی اول و دوم به خاطر حفظ منافع سرمایه داری آغاز شده بود. این جنگهای خانمان بر اندازی در اثر خود خواهی و جاه طلبی منافع از دست رفته ها و بر تری طلبان و همه ناسیونالیستهای کور، میلیونها جوان قربانی داده و میلیاردها دلار زیان مالی ببار آورده بود. سیستم سرمایه داری که شاخه هار و بی اخلاق و فاسد آن را در جمهوری اسلامی می توان مشاهده کرد، بخوبی از مذهب افراطی، که یک بخش از فرهنگ روبنائی جامعه است، به عنوان وسیله تحمیق توده ها، استفاده کرده و می کند.

اکنون اجازه دهید مروری به نامه نصیحت وار و سرگشاده، آیت الله سید علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران به جوانان کشورهای غربی (اروپا و آمریکا)، که بعد از ایجاد فاجعه تروریستهای اسلامی، درفرانسه، پخش شده، بکنم. آیت الله خامنه ای در این نامه می کوشد چهره ی ملایمی از اسلام ارائه دهد و از ترورها فاصله بگیرد. در حالی که این تروریستها زیر پرچم اسلام و طبق آیات قرآن عمل می کنند، نه چیزدیگر. اگرتاکنون کسی از محتوای قرآن مجید و احادیث پیامبر و امامان کمترین اطلاع را داشته است، به حساب عادت نکردن به خواندن اکثر مردم، و کورکورانه پذیرفتن بگذارید. آیت الله خامنه ای در اوایل نامه آورده است:

"من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌ انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سر زمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت ‌جویی را در قلبهای شما زنده ‌ترو هوشیارتر می ‌یابم. همچنین دراین نوشته به سیاستمداران ودولتمردان شماخطاب نمی کنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را ازمسیر صداقت ودرستی جدا کرده ‌اند سخن من با شما در باره‌ی اسلام است و به ‌طور خاص، در باره‌ی تصویر و چهره‌ ای که از اسلام به شما ارائه می گردد".

خوب، سید علی خامنه ای خطاب به جوانان کشورهای متمدن، ضمن این که هندوانه ی بزرگی زیر بغل آنها می دهد، می گوید سیاستمداران شما چهره دیگری از اسلام به شما ارائه می دهند. او در اینجا درست می گوید، سیاستمداران غربی چهره نرمتری از اسلام به مردم و جوانان نشان داده اند. البته آنها می خواهند که اسلام باشد اما آن چیزی که آنها می خواهند. درواقع آنها اطلاعات مذهبی درباره اسلام را، نه از قرآن و احادیث پیامبر و امامان، گرفته اند، بلکه ازاسلام شناسان وفادار خود و یا ازمسلمانان مقیم این کشورها دریافت کرده اند که آنچه را بسود خود می بینند ارائه داده اند، نه آنچه که دراصل واقعیت دارد. اگر آیت الله خامنه ای می خواهد در اسلام رفرمی بوجود آورد و آن را با آزادی و دمکراسی، همانطور که مسیحیت مجبور شد و انجام داد، دوستی ایجاد کند، کار بسیار خوبی است. اما آن طور که در 35 سال گذشته تجربه شده است و امروز نیز تجربه می شود، متأسفانه باید گفت که در این زمینه ی ویژه، آیت الله خامنه ای در قسمتی از نامه اش واقعیت را نمی خواهد و سفسطه می کند. او بهیچ وجه نمی خواهد که جوانان بطور کلی و بویژه جوانان اروپا و آمریکا از نظر آئینی با سواد شوند و چهره واقعی اسلام را بشناسند. من به شخص بسیار خوش حالم که همه جوانان، اسلام محمدی رفرم ناپذیررا از دید قرآن و از زوایای زندگی نامه محمد پیامبر و آورنده این دین در عربستان را بشناسند وخوب بدانند که اسلام چه می خواهد؟ و با آزادی ودمکراسی چه رابطه ای دارد؟! و دقیقا نظر محمد پیامبر اسلام در احادیث نسبت به نیمی ازجوامع بشری چیست؟! البته، جهان شیعه که ولایت فقیه را حاکم کرده اند، اصلا ضددمکرتیک وضد آزادی انسانها است. ولایت فقیه، انسان را مطلقا تابع امام معصوم می داند و در غیاب امام، نماینده او بر روی همین زمین است. دقیق تعریف ولایت فقیه از دید فقهای شیعه بشرح زیر است: "در عصر غیبت کبری که مردم از نعمت حضورامام معصوم درجامعه انسانی وراهبری او درعرصه های گونا گون...، محروم اند، فقیه عادل دارای شرایط فتوا برآنان ولایت دارد.یعنی نیابت امام معصوم و سرپرستی شیعییان در عصر غیبت کبری است". این تعریفی است که روحانیون شیعه به سود خود در غیبت 1200 ساله امام غایب دارند.  

آیت الله خامنه ای یک لیست ازجنایات سرمایه داری بشرح زیرمی آورد. "تاریخ اروپا وآمریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌ پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌ هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سر افکندگی میکنند". آقای خامنه ای درست می گوید، اما در حقیقت خود احساس شرمندگی باید بکند که اکنون هم بااسیران جنگی یا کافران مانند برده رفتار می کنند. او به خوبی می داند برای بورژوازی مهم نبوده که چه جنایاتی در گذشته اتفاق می افتاده و رهبران مذهبی چه نقش مخربی درآن داشته اند؟ آقای سیدعلی خامنه ای، من نمی گویم قصدا، اما فراموش کرده که جنگهای صلیبی بین مسیحیت و اسلام وحمله اعراب و عثمانی به اروپا تامرز اطریش و اشغال اسپانیا را نام ببرد. هدف اصلی او آن است که می خواسته یک نتیجه از نامه اش را بگیرد و به جوانان اروپا و آمریکا و ناخودآگاه پیام و نصیحتش را برساند و به نظر من این توصیه درست را بکند که اسلام را از منبع اصلی اش باید شناخت. راست می گوید این دین را باید از منبع اصلی اش دید. او در ادامه می گوید:

"این به ‌خودی‌ خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از باز گو کردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه ازشما می خواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی درغرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله وگاهی چندصد ساله بیدار وآگاه شود؟ چرا بازنگری دروجدان جمعی، بایدمعطوف به گذشته ‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ ی بر خورد با فرهنگ و اندیشه‌ ی اسلامی، از شکل‌ گیری آگاهی عمومی جلو گیری می شود"؟

ازهمین آخر شروع کنیم، اتفاقا بر عکس آنچه که آیت الله خامنه ای می گوید، دنیای غرب و سرمایه داری بیش ازحد به اسلام و فرهنگ اسلامی می پردازد. نمونه بارز آن ها اجازه ساختمان مساجد متعدد و درس مذهبی اسلامی برای جوانان است. منتها نه به صورت افراطی گرائی یعنی تروریستی، بلکه به آن صورت که همیشه درخدمت خودش بوده و در خدمت تحمیق توده ها و درمرحله نخست کاری به کار سیاست نداشته باشد و با خرافات همیشه پیوندی نا گسستنی داشته است. نا گفته نماند، در ایران اسلامی اصلا به دگر اندیشان، نه اینکه اجازه ساختن محل عبادت نمی دهند، بلکه اجازه اظهار وجود هم نمی دهند و حتا به سنیهای مسلمان این اجازه را نمی دهند که مسجد خود را داشته باشند. چیزیکه درسایه اسلام برای دیگر ادیان اصلا وجود ندارد، حق و حقوق وآزادی است. جهان سرمایه داری، تا زمانیکه مانند القاعده، طالبان و داعش ازنظر اقتصادی لطمه ای به آنها و کنسرنهای جهانی وارد نیاورده اند، مورد حمایت قرار می گرفته اند. نمونه آن کمک 20 میلیون دلاری به القاعده برای ازبین بردن رقیب در افغانستان و غیره بود و یا بوجود آوردن داعش برای نابودی بشار اسد وکمک مالی بیحد ازطریق قطر وعربستان سعودی. نا گفته پیدا بود که این داعش به شمشیر دومکلاسی تبدیل شد برای جلوگیری ازاستقلال کردها در کردستان عراق، زیرا جهان سرمایه داری و در رأس آن آمریکا بهیچ وجه و بخاطر ایران و ترکیه، موافق اسقلال کردستان نبوده و نیست. بهر حال امروزه این داعش به بلای جان خود آنها تبدیل شده است. از همه اینها که بگذریم، آیت الله سیدعلی خامنه ای در ادامه نامه اش می نویسد:

"شما بخوبی می دانید که تحقیر و ایجاد نفرت وترس موهوم از«دیگری»، زمینه ‌ی مشترک تمام آن سود جویی ‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من می خواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس ‌افکنی ونفرت ‌پراکنی، این‌ بار باشدّتی بی ‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگرچه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه ‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویر سازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ ی اوّل من این است که در باره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید".

خوب، اولا این سیاه سازی جهان غرب نیست، بلکه واقعیت اسلام است. این دستورات دینی اسلام است که با آگاهی از آن مردمان و جوانان اروپا و آمریکارا بوحشت می اندازد. اگر واقعا رفرمی در اسلام و یا فرهنگ اسلامی بوجود آید، این ترس بی هوده خواهد بود. اما واقعیت چیز دیگری است. اگر آنها توصیه آیت الله خامنه ای را مبنی بر آنکه قرآن مجید و زندگی نامه پیامبر اسلام را به زبان مادری خود بخوانند، مطمئنا پاسخ دقیق تر به این پرسش راخواهند یافت و اطمینان دارم آنگاه جوانان اروپا وآمریکا رهبر ولایت فقیه جمهوری اسلامی ایران را مورد پرسش قرار خواهند داد که چرا هراسناک اند از اسلام؟ این نیست که سیستم ستمگرانه سرمایه داری آنها را می ترساند، بلکه برای مثال این قرآن مجید سوره های النساء آیات 15 و 150 و مائده آیات 10 و71 و 72 و 73 و البقره آیه 191 اند که غیر مسلمانان راکافر وواجب القتل می داند و یاجزای کافران مرگ است. لذاآنچه درباره اسلام گفته می شود از دید قرآن غلط نیست. آنطور که اشاره شد، اگر آیت الله خامنه ای قصد رفرم در اسلام را دارد، هیچ کسی حرفی ندارد. اما فراموش نکنیم که آیات قرآن لا تغییر است و رفرمی نمی تواند انجام گیرد. پس آیت الله سید علی خامنه ای، علنا سفسطه و یک نوع عوامفریبی، می کند. خوداین جوانان باتحقیق پی خواهندبرد. درادامه می خوانیم:

"خواسته‌ی دوم من این است که درواکنش به سیل پیشداوری ‌ها وتبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی ‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء می کند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن می گریزانند و می ترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمی کنم که برداشت من یاهر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید، بلکه می گویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثر گذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریا کارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید".

خواست دوم سید علی خامنه ای آنست که به پیشداوری و تبلیغات منفی عکس العمل نشان ندهید و بیواسطه اسلام را بشناسید. حوب، جوانان اروپا وآمریکا می خواهند بدانند رابطه اسلام با آزادی و دمکراسی و برابری یا مساوات بین انسانها چیست؟ اگر آن چه در قرآن واحادیث پیامبر و امامان آمده است می خواهید به مردم و جوانان اروپا و آمریکا توصیه کنید که در قرآن مجید سوره النساء آیات متعددی ازجمله 3 و 11 و 34 و 176 و سوره بقره آیه 283 و نظیر آنها و دراحادیث پیامبر وامامان مانند نهج الفصاحه و نهج البلاغه آورده شده است. در اینجا برای جلو گیری از طول کلام علاقمندان را رجوع می دهیم به قرآن مجید و احادیث ذکر شده. آقای سید علی خامنه ای صدایش از جای گرمی بر می آید. او دستور می دهد تمام روشنفکران و جوانان مملکت را که حتا اگر پرسش می کنند، دستگیر کنند و مورد مأخذه قرار دهندو اطمینان دارد فقط کسانی می مانند که تابع هستند و کورکورانه می پذیرن و یا در مقابل مأمورانش برای حفظ جان سکوت می کنند. بهین دلیل می گویم صدایش از جای گرمی بر می خیزد و نمی داند جوانان اروپا و آمریکا حد اقل از یک نظر آزاد تر اند و ترس و بیمی ندارند و اگر به مطالعه علاقه نشان دهند هم قرآن را و هم زندگینامه پیامبر را با دقت می خوانند و آن وقت است که با دست پر وارد عمل می شوند. بنا بر این بهتر بود که آقای خامنه ای درانتشار این نامه کمی فکر می کردند. البته من وهزاران مانند من خوشحالیم که آیت الله خامنه ای بی مقدمه این توصیه را کرده است. درادامه نامه خود آورده است که:

"با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبربزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه ‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌ وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را ازمنبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیاهرگز ازخود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه وبرمبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد"؟

متأسفانه چیزی که در اسلام مشاهده نمی شود، همین تمدن، علم و متفکر است. فقیر ترین مناطق از نظر علمی کشورهای اسلامی هستند. انسان تاکنون یک اختراع ساده در جهان اسلام ندیده است! واقعا رو می خواهد این جملات را در ملاء عام مطرح کردن و آن هم روی یک آخوند!!

در پایان مطلب، من بسیار شادم اگر جوانان بطور کلی و جوانان اروپا و آمریکا، این منابع اصلی را در باره اسلام بخوانند و دست اول آگاه شوند و ماهیت اسلام را خود بشناسند، نه فقط به گوش دادن به توجیه گران و مفسرین بسنده کنند.

هایدلبرگ، آلمان فدرال 24 فوریه 2015

دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com  

انتشار از: