یاشار کمال از ستون های پایدار ترکیه چشم از جهان فرو بست

در دهه 60 به دنبال کودتای نظامی و آزادی احزاب سیاسی به حزب کارگر ( ترکیه ایشکی پارتیسی ) پیوست و در کادر رهبری آن قرار گرفت ولی هر گز از نوشتن و تولید ادبی و اجتماعی دست بر نداشت، مدتی از کاندیداهای جدی جایزه ادبی نوبل بود...

یاشار کمال ( کمال صادق گویچلی ) نویسنده برجسته و مشهور ترکیه، به علت کهولت سن و بیماری در استانبول چشم از جهان فرو بست. در گذشت وی موجی از تاسف را در بین روشنفکران، نویسندگان و فعالین اجتماعی ترکیه بر انگیخت. یاشار کمال یکی از پرکارترین نویسندگان ترکیه در دوران معاصر بود که درد و اضطراب مردم بویژه تهیدستان جامعه را در هر شرایطی بر زبان می آورد و لحظه ای از فکر و اندیشه آنان غافل نمی شد، در این راه پر خطر بارها به زندان و تبعید محکوم شد ولی هرگز عقب نشینی و واقعیت های اجتماعی را انکار نکرد.

یاشار کمال در سال 1923 در روستای همیته ( گوکیچه دام ) در خانواده ای محروم و تهیدست که با فقر دست و پنجه نرم می کرد چشم بر جهان گشود، دوران کودکی وی به سختی و دشواری گذشت، در 5 سالگی در حادثه ای چشم راست خود را از دست داد ولی با چشم چپ ناظر بر همه حوادث پیرامونی خود بود. ظلم و ستم ارباب، ژاندارم و مقامات دیگر به رعیت و محرومان جامعه را در منطقه چوکوروا می دید و به خاطر می سپرد. در رمان مشهور خود « اینجه ممد » به برخی از این حوادث ناگوار پرداخته، واقعیت جامعه آن روز ترکیه را با زبانی بسیار شیوا و گویا بیان کرده است. در شکلگیری رمان اینجه ممد در ذهن خود می گوید: که از دوران کودکی خاطره های ناخوشآیندی از رفتار ژاندارم ها و ارباب ها داشتم، به شدت تحت تاثیر کشته شدن پسر عمویم به دست ژاندارم ها قرار گرفتم. نویسنده، این رمان که بازگو کننده مقاومت توده های محروم و تهیدست روستایی است از سال های 1947 با پایان یافتن جنگ دوم و فقر گسترده در جامعه روستایی ترکیه آغاز می کند و در سال 1954 به اتمام می رساند. رمان به سرعت جایگاه خود را در جامعه روشنفکری ترکیه پیدا می کند، به زبان های مختلف ترجمه می شود. در ایران هم که شباهت های فرهنگی و اجتماعی فراوانی با ترکیه دارد، اینجه ممد با استقبال زیادی روبرو می شود. در پی آن اغلب نوشته های یاشار کمال گاهی از زبان ترکی و گاهی هم از زبان های دیگر به فارسی ترجمه و در اختیار خوانندگان ایرانی قرار می گیرد. از آن جمله، « یر دمیر گوک باکیر »( زمین آهن است و آسمان مس )، « فرات سویو قان آخییر» ( آب فرات خون آلود است )، « دمیرجیلر چارشیسی جنایتی »( جنایت بازار آهنگران )، « هیوکتکی نار آقاجی »( درخت انار روی تپه ) و برخی دیگر... نوشته های یاشار کمال تا کنون به بیش از 40 زبان ترجمه شده است.

یاشار کمال که دوران کودکی و نوجوانی خود را بین دو جنگ جهانی گذرانده و با فقر و تنگ دستی و ظلم از نزدیک آشنا بود، در جوانی به سوسیالیسم گرایش پیدا کرد. راه برون رفت از بحران اجتماعی، اقتصادی و پیشگیری از استثمار را در آن جستجو کرد. در 17 سالگی اولین بار دستگیری و زندان را که در سال های بعد بخشی از زندگی روزمره اش شد تجربه کرد. علت دستگیری را مخالفت با ماده 142 از قانون جزا و تبلیغ سوسیالیسم  خواندند. در همین سال ها به روزنامه نگاری روی آورد و در روزنامه « جمهوریت » که گرایش های چپ داشت به نوشتن پرداخت. با رپورتاژ های جنجالی خود جایگاه ویژه ای در بین روشنفکران و جوانان خواهان تغییر و آزادی پیدا کرد.

در دهه 60 به دنبال کودتای نظامی و آزادی احزاب سیاسی به حزب کارگر ( ترکیه ایشکی پارتیسی ) پیوست و در کادر رهبری آن قرار گرفت ولی هرگز از نوشتن و تولید ادبی دست بر نداشت، مدتی از کاندیداهای جدی جایزه نوبل در ادبیات بود که شوربختانه به آن دست نیافت ولی جوایز بسیاری از نهاد و ارگان های دیگر گرفت. در دو سه دهه اخیر یکی از مدافعان سرسخت و پیگیر صلح و حقوق بشر در ترکیه بود، هر کجا حق و حقوق ضایع شده ای می دید، به شدت واکنش نشان می داد و بدون ترس و واهمه از رجز خوانی های مقامات امنیتی حضور می یافت. از حقوق کرد ها، علوی ها و دیگر اقوام ساکن در گستره ترکیه دفاع می کرد و می گفت: اگر به دارم کشند و یا آزارم دهند دست از نوشتن و حمایت از توده های محروم بر نمی دارم. در دهه 90 به دفعات به جرم حمایت از کرد ها دستگیر و روانه زندان شد و مدتی هم برای فرار از دستگیری و زندان به سوئد پناهنده شد، ولی در اولین فرصت که شرایط را مناسب دید به ترکیه بازگشت و کار و مبارزه خود را ادامه داد.

در رابطه با خوانندگان رمان ها و نوشته هایش می گفت: کسی که رمان و نوشته های مرا بخواند نمی تواند جنگ طلب باشد، در آنها صلح و انسان دوستی توصیه می شود و موج می زند. من در همه نوشته هایم یک آرزو را دنبال کردم که انسانی از سوی انسان دیگری استثمار نشود و نظامی شکل بگیرد که در آن صلح و عدالت پایدار شود. در همه سال های زندگی اش با بی عدالتی و خشونت مبارزه کرد. با سیاست های امنیتی ترکیه به شیوه های مختلف مخالفت کرد و هرگز با آن اشتی نکرد، یک بار که به شدت از خشونت ورزی نیرو های امنیتی ترکیه بر افروخته شده بود گفت: تا آخر عمر دولت ترکیه را نخواهم بخشید.

با درگذشت یاشار کمال، ترکیه و منطقه یکی از چهره های درخشان ادبی، سیاسی و اجتماعی خود را از دست داد. خاطره این مبارز پیگیر صلح و دوستی، طرفدار عدالت اجتماعی تا سال های طولانی در بین توده های مردم بویژه روشنفکران و تهیدستان ترکیه و منطقه زنده و جاوید خواهد ماند....

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se   

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان عزیز، بحث در مورد کشته شدن یک دختر به "صفحه شما" انتقال یافت.اگر مایل بودید می توانید این بحث را در آن صفحه ادامه دهید. با تشکر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پس چرا چند بار به زندان افتاد و سالها در تبعید و مهاجرت زیست . و سالها ممنوع القلم بود . البته همه اینها در ترکیه اتفاق افتاد . کمالیست ها هم بی تقصیر نبودند . یاشار یک نویسنده سوسیالیست کرد بود .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یاشار کمال، از طریق صلح آمیز ادبیات و زبان ترکی، خود را در جامعه ترکیه و دنیای ترک مطرح کرد و در اوج شهرت و افتخار زیست. تصور بکن که او نیز مثل بعضی از گروه های کردی تفنگ بدست میگرفت و آدم میکشت، نتیجه چه میشد؟ نتیجه این میشد که مثل هزاران کرد خود را به کشتن میداد، و اصلا نامی از او باقی نمی ماند. و بعنوان یک نویسنده اصلا مطرح نمیشد، و کسی در جهان او را نمی شناخت و ارج نمی نهاد. یکی از موفقیتهای وی صلح طلبی و گرایش ضد تروریستی بود. گروهای اسلحه بدست کرد نزدیک پنجاه سال است که با کشتن 40000 انسان بیگناهدر ترکیه، چه چیزی نصیبشان شده است؟ کجا را گرفته اند؟ کرد ها باید سیاست زندگی او را برای آینده خود چراغ راه قرار دهند و دست از شرارت و شیطنت بردارند. چون تا زمانیکه اکراد بدستور بیگانگان در جهت تخریب جامعه ترکیه برآیند، چیزی از راه شرارت نصیبشان نخواهد شد. در ترکیه گروهای تباری مختلفی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من ارزو میکنم ویا می خواهم که یکی از نویسنده گان کشور ما مقاله ای در باره این نویسنده ترک کورد تبار بنویسد.این وظیفه بیشتر متوجه کسانی است که با زبان و ادبیات ترک و پارسی اشنائی دارند. متاسفانه جو خشونت بار انقلابی که هنوز در روح ما ادامه دارد ما را از اشنائی با دیگر نویسنده گان ترک و عرب و افغانی محروم کرده است. من نمیدانم که ایشان به زبان کوردی اثاری دارد و یا اینکه همه دست نوشته های وی به ترکی عثمانی ا ست. با احترام به این نویسنده بزرگ کشور همسایه.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جمال، من شک دارم شما تا به حال اثری از یاشار کمال خوانده باشید چون در غیر این صورت خودتان را به او نمی چسباندید. من هم متاسفانه فقط یک رمان به فارسی از او خوانده ام که عنوان ترجمه اش «قهر دریا» بود. در آن رمان که من سالها پیش خوانده ام، عشق به ترکیه و خصوصا استانبول در سرتاسر رمان (که اثر نسبتا قطوری هم هست) موج میزد. با تکیه بر همان اثر، می توانم بگویم که یاشار کمال بیشک عاشق ترکیه و مردمانش بود و هیچ جای آن کتاب کوچکترین نشانه ای از دیدگاه نفرت بار شما نسبت به ترکیه به چشم نمی خورد. البته، اوائل رمان، گفتگویی هم هست از دو مامور اطلاعاتی ترکیه که می گویند اگر این ارمنیهای باقی مانده را به درک واصل کنیم، ترکیه جای بهتری می شود یا اواسط رمان یک خاطره از درگیری سربازان ترک و مبارزان کرد تعریف می شود و از جوانمردی کردها سخن به میان می آید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب دکتر محمد حسین یحیایی در مورد کمال یاشار چنینن مینویسد ،یاشار کمال ( کمال صادق گویچلی ) نویسنده برجسته و مشهور ترکیه، به علت کهولت سن و بیماری در استانبول چشم از جهان فرو بست.
جناب دکتر در تمام نوشتە خود میخواهد چنینن القا کند کە یاشار کمال یک نویسندە تورک بودە ،، جناب هویت و زادگاه و زبان مادری و تعلق بە بخشی از مردمان صرف نظر از اینکە ما همە انسانها شهروند این کرەی خاکی هستیم ولی این ویژگیهای زادگاه را با هیچ چیز نمیتوان پاک کرد تورکیە یک کشور اشغالگر بخشی از سرزمین ملت کورد است کە بدون خواست و آرزوی این ملت با زور اسلحە بە اشغال در آمدە و یاشار کمال جدای از اینکە شهروند کرەی خاکی بود ولی ایشان همان هویت و تعلق ملی زبانی خود را داشت و ایشان از پدر و مادر کورد و در سرزمین کوردستان با هویت ملی خود بە دنیا آمدە بود