اندر داستان آن آواز خوان پاچه خوار!

تو اگر دل داشتی باید می گفتی که آری گفته ام: آقای رییس‌جمهور دوستت دارم! وسر حرف ات می ایستادی. از یک سو می گویی که: هرگز به مسئولان کشورم پشت نخواهم کرد و از سوی دیگر می گویی آن نمایش دادن علاقه و روبوسی با حاج محمود متعلق به همه مردم ایران بوده است و اصرار داری که همه مردم ایران را دوست داردی! این یعنی این که مخالفان ما را هم دوست درای، نه؟ این جور شتر سواری را بگذار برای هنگامی که رفتی فرانسه!

تو اگر دل داشتی باید می گفتی که آری گفته ام: آقای رییس‌جمهور دوستت دارم! وسر حرف ات می ایستادی. از یک سو می گویی که: هرگز به مسئولان کشورم پشت نخواهم کرد و از سوی دیگر می گویی آن نمایش دادن علاقه و روبوسی با حاج محمود متعلق به همه مردم ایران بوده است و اصرار داری که همه مردم ایران را دوست داردی! این یعنی این که مخالفان ما را هم دوست درای، نه؟ این جور شتر سواری را بگذار برای هنگامی که رفتی فرانسه!

يادداشت های سیاسی ی سردار پاسدار قفل انداز- 8

داشتم ناشتایی می خوردم که مادر بچه هامون داستان غم انگیزی که دل برادرمون علی رضا افتخواری را به درد آورده برایم تعریف کرد. این بنده خدا توی یک جشن رفته بالای صحنه که یک دهن آواز بخونه. حاج محمود خودمون هم آن جا بوده. کسی به محمود می گوید: "این آدم از خودمونه یک حالی به او بده! ". أقا محمود هم می گوید به چشم و می رود روی صحنه و او را در آغوش می کشد. افتخواری هم در پاسخ بزرگی و بزرگ منشی ی رییس دولت خدمت گذار می گوید: "آقای رییس‌جمهور دوستت دارم!". از آن روز یک گروه از آدم هایی که آن مثلا نویس بهشون می گوید:"عوضی!"، از آن ماچ و روبوسی یک پیرهن عثمان درست کرده اند و گیر داده اند به این یارو. خب یک حالی دادی به رییس دولت، او هم یک خالی به تو داد. پس این همه ننه من غریبم بازی چیه؟ حالا دکان باز کرده و می گوید سر این که گفته ی "آقای رییس‌جمهور دوستت دارم!" برای خودش و خانواده اش درد سر درست شده و حالا تنها مونده مانند علی و حوض اش. دولت و صدا و سیما هم بهش کم محبتی کرده اند و در پاسخ پاچه خواری اش سر کیسه را که شل نکرده اند، که سفت تر هم کرده اند. حالا این مونده که کاری که کرده درست بوده یا نه. می گوید رییس صدا و سیما و رییس دولت باید بهش زنگ بزنند و ازش دلجویی کنند و گرنه فرار می کند و می رود فرانسه. خب جمع اش کن و برو فرانسه! اون جا چه چیزی به دست می آوری؟ یا باید مردانگی یی داشته باشی مانند شاهرخ مسکوب که در یک اتاق زیر شیروانی زندگانی کرد و دم نزد، یا باید دلی داشته مانند دکتر حسن هنرمندی و یا این که باید بروی پاچه خوار دیگران شوی و زیر خایه ی آن مجنون بغدادی ی صدام پرست بنشینی! تو اگر دل داشتی باید می گفتی که آری گفته ام: "آقای رییس‌جمهور دوستت دارم!" وسر حرف ات می ایستادی. از یک سو می گویی که: "هرگز به مسئولان کشورم پشت نخواهم کرد " و از سوی دیگر می گویی آن نمایش دادن علاقه و روبوسی با حاج محمود متعلق به همه مردم ایران بوده است و اصرار داری که همه مردم ایران را دوست داردی! این یعنی این که مخالفان ما را هم دوست درای، نه؟ این جور شتر سواری را بگذار برای هنگامی که رفتی فرانسه! پ. مهر کوهی

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.