سوانح هوائی را به حساب جنایات حکومت اسلامی بگذارید

طرح شعارهائی علیه روسیه وچین در تظاهرات مردم ، که البته خاطر پاره ای از روشنفکرنمایان ما را آزرده کرده است ( همان روشنفکرنمایانی که تا فروپاشی اردوگاه و کعبه آمال شان ، مصرف بنجل های روسی و چینی را به جمهوری اسلامی توصیه می کردند تا از آن راه به منافع امپریالیسم جهانی ضربه وارد سازند و الحق که بیت رهبری نیز به توصیه آن دسته از روشنفکرنماهای وطن فروش خوب عمل نمود و ایران را تا آنجا که می توانست به حلقوم روس و چین فرو برد) و امروز وقتی که جوانان ایران در خیابانهای تهران علیه روس وچین...

در عرض دوهفته بیش از 200 نفر از هموطنان ما در دو سقوط هواپیماهای قراضه روسی جان خود را از دست دادند و بیش از200 خانواده دیگر به عزای عزیزان خود نشستند و این خبر طبق معمول درمیان انبوه اخبار بزودی از اذهان محو شد بدون اینکه دانسته گردد بیت رهبری و حکومت فاسد جمهوری اسلامی ، مسئول مستقیم مرگ این دسته ازهموطنان ما نیز می باشد .

سوانح هوائی که منجر به کشته شدن مسافران هواپیما می شود ممکن است درهر کشوری و درهر گوشه از دنیا اتفاق بیفتد ولی آیا سقوط هواپیمای قراضه روسی که فاقد استاندارهای بین المللی پرواز هستند را می توان به حساب "سوانح هوائی گذاشت" ؟ آیا اگرکسی درحال بالا رفتن از نردبان پوسیده و شکسته ای به زمین سقوط کند و دست وپای اش بشکند ، این را می توان به حساب یک اتقاق و یا یک "سانحه" گذاشت ؟

به برکت جمهوری اسلامی ، همانطوریکه ایران در میان کشورهای جهان ، دارای بالاترین نرخ تورم و بیکاری ، بالاترین تعداد معتادان به مواد مخدر ، بالاترین تعداد فرار مغزها از کشور، بالاترین تعداد اعدام ها و اعدام های کودکان زیر 18 سال ، بالاترین سانسور مطبوعات و دستگیری و شکنجه روزنامه نگاران ، بالاترین تعداد زندانی سیاسی ، بالاترین نقض کننده حقوق بشر و خلاصه همانطوریکه این رژیم وحشی و ضدبشر نام ایران را در صدر لیست بسیاری از جنایات وتبهکاری ها قرار داده است ، در زمینه "سوانح هوائی" نیز رژیم جمهوری اسلامی ، نام کشور ما را در صدر لیست کشورهائی قرار داده که بالاترین ضریب ناایمنی و ناسالمی خطوط هوائی مسافربری را بخود اختصاص داده است . و هیچکس نیست که از جانیان حاکم برایران سئوال کند که چرا باید همه ساله صدها تن از هوطنان بی گناه ما ، جان خود را بر اثر سقوط قراضه های روسی از دست بدهند؟ البته جانیان حاکم بر ایران جواب این سئوال را سالهاست که با چند دشنام به استکبار جهانی و امریکای جهانخوار می دهند و خون صدها ایرانی بی گناه را به گردن آنان می اندازند غافل از اینکه مردم دلیر ایران که این روزها پنجه در پنجه حکومت فاسد اسلامی افکنده اند خوب می دانند که خون این دسته از هموطنان بی کناه مانیز بر گردن رژیم تبهکار جمهوری اسلامی است ، چرا که تحریم هائی که در زمینه تکنولوژی هواپیمائی علیه جمهوری اسلامی اعمال می گردد صرفاً در ارتباط مستقیم است با سیاست های تروریستی و اتمی باند تبهکار حاکم برایران و امروزه همه می دانند که اگر بساط ننگین این رژیم برچیده گردد هیچ محدودیتی برای مدرن کردن صنعت مسافربری هوائی ایران وجود نخواهد داشت .

اینک که پس از 30 سال ، جوانان دریا دل ایران برای برانداختن بیت فاسد خامنه ای و شرکای آدم کش در موجی سبز و ملی به حرکت درآمده اند چه خوب است که خانواده های عزادار"سوانح هوائی" با ارسال نامه هائی به مجامع بین المللی ، خواهان اعزام هیأت های متخصص بین المللی به ایران جهت رسیدگی علت سقوط هواپیماهای قراضه روسی گردند . اینک که پس از 30 سال و به اعتبار خون نداها و سهراب ها و ترانه ها ، چشم جهانیان از دور ایران را نظاره می کند و گوش جهانیان آماده شنیدن اخبار مربوط به ایران است باید از هرفرصتی استفاده کرد و جنایات و تبهکاری های رژیم جمهوری اسلامی را به معرض نمایش گذاشت و افکار عمومی مردم را در کشورهای مختلف جهان علیه رژیم قرون وسطائی اسلامی بسیج نمود . دنیا باید بداند که ابعاد جنایات وتبهکاری های این رژیم ، محدود به دگراندیشان و مخالفان این رژیم نمی گردد بلکه آثار و علائم جنایات این رژیم در تمام زوایا ، حتی در سقوط هواپیماهای مسافربری دیده می شود .

طرح شعارهائی علیه روسیه وچین در تظاهرات مردم ، که البته خاطر پاره ای از روشنفکرنمایان ما را آزرده کرده است ( همان روشنفکرنمایانی که تا فروپاشی اردوگاه و کعبه آمال شان ، مصرف بنجل های روسی و چینی را به جمهوری اسلامی توصیه می کردند تا از آن راه به منافع "امپریالیسم جهانی" ضربه وارد سازند و الحق که بیت رهبری نیز به توصیه آن دسته از روشنفکرنماهای وطن فروش خوب عمل نمود و ایران را تا آنجا که می توانست به حلقوم روس و چین فرو برد) و امروز وقتی که جوانان ایران در خیابانهای تهران علیه روس وچین ، این دو حامی و پشتیبان بیت رهبری شعار می دهند ، نشانه رشد آگاهی و استقلال فکری نسل جوان ایران وموجب مباهات جامعه روشنفکری ایران است که نسل جوان ومبارز ایران برخلاف پاره از پدران گیج گمراه و ایدئولوژی زده ی خود ، سرانجام پس از 30 سال افت وخیز ، امروزه منافع ومصالح ملی ایران را به جنبش سبز دمکراسی خواهی خویش پیوند زده است .

5 مرداد 1388

27 جولای 2009

 

انتشار از: