ایـــران‌‌سِــتیزی

محقق صاحب نظری که ایرانی- آمریکایی است، در سفری که اخیراً به خاورمیانه کرده از مشاهدهٔ گستره و شدت دشمنی و خصومتی که اعراب سنی مذهب منطقه مخصوصاً سعودی‌ها و شیخ نشین‌های خلیج فارس با ایران و ایرانی دارند سخت تکان خورده و تعجب کرده بود و می‌گفت:

«بار‌ها به اردن و عربستان و کشورهای عربی منطقه سفر کرده‌ام و مأموریت دانشگاهی داشتم. جوّ ایران ستیزی و ضد ایرانی سنگینی که این بار دیدم، هرگز ندیده بودم. نفرت از ایرانی همه جا پخش شده همه جا خبر از خطر ایران است. خطرِ ایرانِ اتمی، ایران شیعی و بداندیشی که گویا دنیای اسلام را سخت تهدید به نابودی می‌کند. گروه قزلباش‌های جدیدی که کمر به نابودی مدنّیت عربی- ‌اسلامی بسته‌اند و پشت پرده از حمایت جناح‌هایی در آمریکا و غرب هم برخوردارند‌!!! مطبوعات و رسانه‌های جمعی عربی- سنی هم هر نوع خرابکاری و خشونت و تروریسم و مردم‌کُشی را به راحتی به ایران نسبت می‌دهند و بر این باوراند که ایران و ایرانی‌ها عامل اصلی تمامی مصائب کنونی خاورمیانه‌اند، آن‌ها القاعده و النصره را هم ساخت ایرانی‌ها می‌دانند و می‌گویند داعِش را هم ایران ساخته و پرورده تا به بهانهٔ مبارزه با تروریزم بر منطقه مسلط شود...

«نتیجه اینکه ایران را کانون شّری تلقی می‌کنند که به هر قیمتی شده باید از بین برود و نابود شود.»

آری ایران‌ستیزی امروزه واقعیتی است که به آسانی از آن نمی‌توان گذشت. سران جمهوری اسلامی سال‌هاست که دیگر فراموش شده‌اند، صحبت فقط از ایران است و ملت ایران و ایرانی و السلام. ایرانی که گویا مایه شرّ است و اصلاح ناپذیر. برای دیدن و درک و فهم این موضوع نیازی به زحمت تحقیق بسیار زیادی نیست. با مختصر توجهی به مواضع سران سعودی، دست راستی‌های اسرائیلی و نو محافظ کاران آمریکایی کافیست که بفهمیم دشمنی با جمهوری اسلامی عملاً به دشمنی و ستیزه جویی با ایران و ملت ایران تبدیل شده است یعنی شده چیزی نظیرِ یهودی ستیزی، سوسیالیست ستیزی، روشنفکر ستیزی یا ارمنی ستیزی و بهایی ستیزی و غیره...

روشن است که یک یهودی‌ستیز کسی است که در وجود یهودی‌ها خطری ذاتی برای جامعه می‌بیند و کنترل و تضعیف و نهایتاً نابودی آن‌ها را هدف خود قرار می‌دهد. روشنفکر ستیز خاصه اگر حاکم باشد، روشنفکران را مایه شرّ و مولد شرارت و فتنه و فساد اجتماعی تلقی می‌کند و حبس و تبعید و درهم کوبیدن آن‌ها را به مشغله اصلی خود تبدیل می‌کند. درواقع شرّ- بینی یا دیدن شرّ در خمیره هستی یک طبقه اجتماعی یک جمعیت سیاسی یا یک فرقه مذهبی یا ذاتاً شرور تلقی کردن قوم و ملت خاصی، شکل دهندهٔ اصلی مکتب‌های ستیزه‌گری بوده که طی صد سال اخیر به جنایاتی تکان دهنده علیه انسان و انسانیت منجر شده است.

باری ایران‌ستیزی چیزی است از جنس همین یهودی‌ستیزی و روشنفکر ستیزی یا ارمنی و بهایی‌ستیزی، مثلاً آدم‌کُشان عثمانی در شرارتی باور نکردنی صد‌ها هزار ارمنی را درست صد سال پیش کشتند و سوزاندند و آواره دنیا کردند چون آن‌ها را بنیاداً بد و اصلاح ناپذیر و غیرخودی می‌دانستند و سال‌ها علیه‌شان تبلیغ سوء کرده و زمینهٔ را برای اجرای چنان جنایت شومی آماده کرده بودند.

داعِش ایران‌ستیز هم امروزه شیعه و علوی‌ها را در شام و عراق قتل عام می‌کند، گردن می‌زند و می‌سوزاند. چون ایرانی را شیعه و هر شیعه را در هر کجا عامل ایران می‌داند. یا لشگر صحابه و طالبان و القاعدهٔ پاکستان شیعه کشی را به ورزش روزانهٔ خود تبدیل کرده‌اند و کسی نیز جلودارشان نیست. طالبان هم در افغانستان تا به قدرت رسیدند دست به شیعه کشی و ایران‌ستیزی زدند.

درواقع همه گروه‌های اسلامیستی- تروریستی از القاعده گرفته تا طالبان و النصره و لشگر صحابه و داعِش و غیره امروزه در منطقه جز کشتن شیعه‌ها و ضدیت هیستریک با ایران کار مهم دیگری انجام نمی‌دهند. خود سعودی‌ها هم، با دولت مرکزی و ملی عراق در قهر و جدال‌اند چون آن دولت متحد عملی ایران است، به بحرین لشکر می‌فرستند و ۷۵% مردم را سرکوب می‌کنند به سبب اینکه بحرینی‌ها علاقمند به ایران‌اند، بی‌اجازهٔ سازمان ملل به یمن تجاوز می‌کنند و مردم را می‌کشند و می‌گویند چون حوثی‌ها را شیعه و طرفدار ایران می‌دانند. اعمال ضد ایرانی سعودی‌ها یکی و دو تا نیست. همین چند سال پیش بود که ملک عبدالله، شاه سابق سعودی از دولت آمریکا خواست که با حملۀ‌ نظامی به ایران» سرِ مارِ فتنه «را قطع کند و منطقه را» نجات «دهد و یا روشن است که تحریم خرید نفت تولیدی ایران بدون یاری جدّی سعودی‌ها ممکن نمی‌شد.

جالب است که تبدیل دشمنی با جمهوری اسلامی ایران به ضدیت هیستریک با ایران و ایرانی، یعنی ایران‌ستیزی کار ویژهٔ صدام حسین بعثی بود. اصلاً ایران‌ستیزی با صدام حسین و حزب بعثِ فاشیست او آغاز می‌شود. نفرت صدام از ایرانیان تا حدی بود که در جریان تجاوز به خاک ایران طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد: 
«هر عراقی اگر زنی ایران‌الاصل داشته باشد، از هشت تا ده هزار دلار پاداش خواهد گرفت اگر او را رسماً طلاق دهد»*

و در تبلیغات حزبی– عقیدتی می‌کفتند که: خداوند ایرانی‌ها را زیادی آفریده بهتر است که نباشند، هم او بود که در ابتدای حمله به ایران از اعراب ایرانی، از آذربایجانی‌ها از کرد‌ها و لر‌ها و بلوچ‌ها و حتی ترکمن‌ها مصرانه خواست تا مسلحانه علیه «حکومت مرکزی» بپا خیزند و به سلطۀ فارس‌های حاکم بر ایران نقطهٔ پایان بگذارند.

باری ایدئولوژی حزب بعث صدامی اساساً ایران‌ستیزانه بود. ایدئولوژی فاشیستی و نژادپرستانه‌ای بود که با تلاش برای جدا کردن خوزستان از ایران و سلطه بر خلیج فارس، با تحریک اقوام ساکن ایران به جدایی طلبی و جنگ‌های قومی، با تاکید بر عربی بودن خلیج پارسی و تحقیر ایرانی و بی‌ارج نمایاندن فرهنگ و ادب فارسی سعی بر درهم ریختنِ وحدت ملی و تجزیه و پاره پاره کردن ایران داشت و آن را به هدف جدّی خود تبدیل کرده بود.

جالب اینکه در عصر دولت اصلاحات خاتمی که بوی بهبود روابط جمهوری اسلامی با غرب و آمریکا به مشام می‌رسید، حکومتِ بعث صدامی سخت کوشید تا از هرگونه تماس و ایجاد پل ارتباطی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا جلوگیری کند و روابط تهران – واشنگتن را تا حد امکان خصمانه‌تر سازد. و حالا سعودی‌ها که ایران‌ستیزی‌های عصر صدامی را به ارث برده‌اند، دست در دست نو محافظه‌کاران آمریکایی و همراه با دست راستی‌های افراطی اسرائیلی سعی و تقلا دارند تا صنعت ایران‌ستیزی را دور تا دور ایران، در سراسر منطقه در آسیای مرکزی، در قفقاز، در پاکستان و افغانستان و حتی ترکیه و... تا می‌توانند گسترش دهند و ایران را منزوی‌تر سازند.

از این جهت است که: تلاش برای تشدید «تحریم‌های اقتصادی و مالی» کوشش برای جلوگیری از بهبود رابطه ایران و امریکا، فعالیت جهانی برای شکست «مذاکرات هسته‌ای»، دامن زدن به ایران هراسی با وارونه نمایاندنِ وقایع منطقه‌ای، و نهایتاً تاکید بر ضرورت اتخاذ موضع سرسختانه‌تری در برابر ایران تا حد حمله عظیم نظامی و شکستن غرور ملی ایرانی، آن درونمایهٔ تکرار شونده‌ای گشته که در هر گفته و نوشته این ایران– ستیزان، امروزه می‌توان به روشنی مشاهده کرد...

آری، ایران‌ستیزی امری بسیار بسیار جدی است.  آن را سرسری نباید گرفت. ایران جداً منزوی شده و تنها مانده. هیچ زمانی چنین تنها نبوده است.

چرا چنین شده، این ایران‌ستیزی‌ها از کجا می‌آید، نقش جمهوری اسلامی ایران و فقهای افراطی شیعه در شکل گیری ایران– ستیزی چه اندازه بوده، «اپوزیسیون» خارج نشین‌ِ حکومت اسلامی در تشدید این ایران‌ستیزی چه نقشی داشته‌، این‌ها مسایل و موضوعاتی‌اند که به دقت و دور از احساسات باید پی‌گیری شوند.

تگزاس- آپریل ۲۰۱۵

* جولیس دیلی– جنبش اسلامی شیعیان عراق- ص: ۵۸

ایمیل نویسنده: 
برگرفته از: 
ایران امروز
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی با نهایت تاسف باید ذکر کرد که افکاری که در نوشته های شما بچشم میخورد چهرۀ بنیادگرایی دارد. بنده بر خلاف خیلی از متفکران آنچان مدعی علم نیستم ولی مدعی آزاد بودن هستم. آزادی از بندهایی که مرا به فردوسی و بابک و حافظ و گورش و سایران قل و بند زده.
شخصی را میشناختم که رفیق روانشناسی داشت که در یک کار پروژۀ دانشگاهی پدیدۀ "ایدیپ یا ایدیپوس" غرب را با شرق از دیدگاه روانشناختی مورد مطالعه قرار داده بود. در این نوشته رفیق روانشناس ادیپوس غرب که، سمبل نواندیشی و نوآوری بود را که خواهان نگرش به آینده بود، پدر خود را میکشد ولی در افسانۀ ایرانی رستم حافظ وجود یک ساختار بود و سهراب ادیپوس شرق که نیروی چالشگر با خواست به تغییرات سنت و عادت بود باید بدست حافظ وجود به قتل میرسید. در آن جامعه ای که فردوسی پرستان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آیا هر کسی از تعدی و ظلم و ستم فاشیسم فارس و پان ایرانیستهای نژاد پرست انتقاد بکند، میشود ایران ستیز؟ آیا ایران ملک شخصی مشتی پان ایرانیسم و پانفارسیسم است، که آن را ملک خصوصی خود تلقی میکنند؟ آیا ناسیسونالیسم افراطی فارس که با عشیره پرستی، و تحمیل زبان دهاتی خود، بر ملل غیر فارس ایران!، چه دسته گلی به آب داده است که هر منتقدی را ایران ستیز قلمداد میکند؟ آیا ایران به خیال خام اینان فارس معنی میدهد، که هر کس از عشیره پرستان فارس انتقاد بکند، میشود ایران ستیز؟ این چه منطقی است، که مشتی نژاد پرست!، ملل ایران را در جهنم خفقان زندانی کرده به زنجیر کشیده اند؟ آیا این آقایان که در نماد شاه و شیخ!، زبان و فرهنگ و حقوق ملی ـ مدنی خلقهای غیر فارس را قتل عام کرده اند، حقوق انسان، و حقوق بشر بگوششان خورده است؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این محقق گرامی آقای ارسی اشاره میکنند ".... چون آن‌ها را بنیاداً بد و اصلاح ناپذیر و غیرخودی می‌دانستند و سال‌ها علیه‌شان تبلیغ سوء کرده و زمینهٔ را برای اجرای چنان جنایت شومی آماده کرده بودند."

ایشان با زیرکی زیرآبی میزنند و ادعای اتهامی را دارند که نشانگر محدود بودن دایرۀ آگاهی ایشان است زیرا که اگر در مورد ارامنه ..."چون آن‌ها را بنیاداً بد و اصلاح ناپذیر و غیرخودی می‌دانستند و سال‌ها علیه‌شان تبلیغ سوء کرده" صحت داشت ایشان با تحقیقاتی که کرده اند نشان دهند چرا ارامنۀ غرب در تورکیه "...بنیاداً بد و اصلاح ناپذیر و غیرخودی دانسته نشده بودند و چرا بر علیه آنها که در مجلس قانونگذاری کشوری جا و مکانی داشته اند"؟!!
بنده به هیچ عنوان مدافع نه تورکیه هستم ونه دشمنی با ارامنه دارم ولی fact, fact است و شعور دیدن و تحلیل آن شعور بیطرفانه میطلبد که ظاهرأ محققان نیازی به کاربرد آن نمیبینند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من نمیدانم چراجواب های من درموردحرفهای بی ریشه ونژادپرستی .... چاپ نمیشود؟هرچه یکی آزاداست میگویدولی این سایت جوابای من راسانسورمیکند.این کاریک بام ودوهواراشمااجرانکنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاس اقبال اقبالی... شما به عنوان یک فرد آزاد می توانید هز کتابی که مورد علاقه شماست , مقدس بدانید. همانطور که هنوز هم که هنوز است خیلی ها کتابهای ( کاپیتال مارکس, فرهنک انقلاب چین مائو, ماین کامف هیتلر, ماموریّت به وطنم شاه , و ....)) را مقدس می دانند. مهم این است که محتوای این کتاب ها چیست. موقعی که یک
ایرانی از بدو ورود به دبستان زیر افکار شعوبیعه فردوسی قرار میگیرد, و در یک فرهنگ رستاحیزی شاهنشاهی رشد میکند تا این عرب ستیزی را در همه جای دنیا ترویج بدهد, آیا فکر میکنید که این عرب ها هم همین طور ساکت خواهند نشست... آقای اقبالی موقعی که وارد کلاس هفتم یعنی دبیرستان شدم , زمانی بود که ایران و عراق بر سر رود شط العرب اختلافی داشتند. ما صبح ها قبل از ورود به کلاس, در حیاط مدرسه , میبایستی به سرود شاهنشاهی گوش میدادیم ولی در این روزهای سرنوشت ساز

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسئول محترم کامنتها، لطفا سانسور نکنید. نوشتم ........... چرا سانسور شد؟
به امید اینکه مردمان این سرزمینی که حالا نامش ایران است، در همبستگی و همراهی با هم، کمر هیولای استبداد مذهبی را بشکنند. اما جایش چه بیاید؟ ائتلافهای امثال شما قدرت بگیرد؟ چه کابوسی؟ هیچ ننگی بالاتر از زندگی کردن زیر سلطه ی یک فرهنگ فاشیستی نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی من فارس زبانم و فارسی ام خدا وکیلی از تو خیلی بهتر است. ................ اگر قرار باشد در آینده، ایران را کسانی بچرخانند که فکر تو را نمایندگی می کنند، من فارس زبان ترجیح می دهم، ایران تکه تکه شود. آنوقت باید تصمیم بگیرم که می خواهم با کردها زندگی کنم یا با ترکها یا با عربها یا بلوچها. اما با فارسهائی مانند تو؟! هرگز! خدا آن روز را نیارد. به امید اینکه مردمان این سرزمینی که حالا نامش ایران است، در همبستگی و همراهی با هم، کمر هیولای استبداد مذهبی را بکشنند. اما جایش چه بیاید؟ ائتلافهای امثال شما قدرت بگیرد؟ چه کابوسی؟ هیچ ننگی بالاتر از زندگی کردن زیر سلطه ی یک فرهنگ فاشیستی نیست. .............

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من اعلان خوب فهمیدم که این آقا اقبالی چرا ما ترکها را با عنوان « همانطور که شما ارزش هائی را در جوامع بدوی چادر نشین می بینید و بدان افتخار دارید» مورد تحقیر قرار میدهند ........... ولی آقا اقبالی بااینکه ما در آذربایجان دوران چادر نشینی را خیلی زودتر از اجداد شما کنار گذاشته ایم و حتی مدرنیته و تجدد نیز توسط ما ترکها وارد مکانی شده که ایران خوانده میشود ولی اصل و نصب خود را انکار نمیکنم چرا که آنکه اصل و نصب خود را انکار کند در مثل میگویند حرام زاده است ولی اجدادتان شما آپارتمان نشین بوده اید و دری زبانها« فارسها» با هواپیما از آنطرف افغانستان تشریف آورده اند ، آن مربوط میشود به خود شما
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم یا آقای lachin گرامی ؛
1- طرح شرکت و دفاع ملت ایران (آذربایجان و ...) در جنگ چه ربطی به سخن من در باره فاشیست های پان ترک دارد؟!!! مترادف دانستن فاشیست های ترک با آذربایجانی ها تحریف و توهین به ایران و ایرانیان است. این موضوع که آذربایجان از میهن دفاع کرده (و قطعن در آینده هم دفاع خواهد کرد) ربطی به پان ترک های آذربایجان ستیز ندارد.
2- در مورد شاهنامه خوانی؛ خوار دانستن شاهنامه خوانی بیانگر شعور (آگاهی) مردم شناسانه شما و نیز کج فهمی های رایج عامیانه از شاهنامه است.
شاهنامه آثار تاریخی ماندگار حماسی و ملی ایرانی است.همانطور که شما ارزش هائی را در جوامع بدوی چادر نشین می بینید و بدان افتخار دارید، اجازه دهید گروهی هم شاهنامه را حتی "قرآن" خود تلقی کنند و آنرا بر یاسای چنگیزی و قرآن عرب ترجیح دهند و مورد تحقیر قرار نگیرند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای اقبالی هدف نهائی تقسیم ایران و تشکیل کشوری به نام اذربایجان و سپس اتحاد اران و اذربایجان با مرکزیت تبریز است.این اقدام به سود دولت روس و دولت ترکیه خواهد بود
تقسیم ایران هدف استعمار غرب بود و باقی خواهد ماند . این که بقیه مردم ایران پس از تجزیه چه سرنوشتی پیدا کنند پشیزی برای تجزیه طلبان و غرب و عرب و روس ارزش ندارد. روشنفکران این ملل تحت ستم اساسن ملی گر ا میهنپرست نیستند.
این تخم لق را حزب توده در دهان این افراد گذاشته و تاوان این بیماری روشنفکری را همه مردم ایران میپردازند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مثل اینکه حضرات از مسائل و رویداد ها و برخورد جامعه فارس زبان نسبت به اعراب خبر ندارند و تازه به کره زمین پا گذاشته اند و در تعجب بسر میبرند که ای وای عربها از ما خوششان نمی آید و بما بد میگویند .حضرات شب و روز بر علیه عربها از بدترین تحقیر گرفته تا بد ترین دشنام استفاده میکنید . و انتظار دارید آنها قربان و صدقه شما شوند .از خواب بیدار شود ترکیه و مردم ترکیه همیشه در کنار ایران بودند برای مثال حمایت بی دریق ملت ترکیه از ایران در جنگ عراق و ایران ، ولی الان نظر مردم ترکیه به ایران عوض شده بلالخص انترنت و ماهواره تاثیر بسیاری در آگاهی و اطلاعات داشته و مردم ترکیه از سیاست اعمال شده به ملت ترک آذربایجان جنوبی و از ترک ستیزی در ایران با خبر میشوند و این باعث شده که رادیو و تلویزیونهای خصوصی نسبت به این عکس عمل نشان داده و هر از گاهی حتی برنامه نیز تهیه کنند یعنی آنچه که افرادی مثل آقا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبال اقبالی ......موقعی که لشکر 110 اردبیل خرمشهر را آزاد کرد بیش از نیمی ازسربازان این لشکر جانشان رابه این مرز و بوم ( روحشان شاد) فدا کردند. همکلاس دوره دبیرستانی من که در رشته دارو سازی در دانشگاه تبریز تحصیل میکرد , بخاطر اینکه برادر بزرگش در این جنگ جانش را باخته بود , دانشگاه را ول کرده بود و داوطبانه رهسپار جبهه شد که او هم متاسفانه جانش را باخت..مادر این دوستها که از جوانی بیوه شده بود و به غیر از این دو فرزند کسی را دیگر نداشت تنها درامدش را از خیر خواهان یکی از مساجد واقع در (( خیابان زندان- تبریز )) تامین میکرد که متاسفانه بعد ها شنیدم ایشان هم از دنیا رفت..آقای اقبالی ... اگر امروز مشاهده میکنید که ایران ستیزی در بین عربها بیشتر شده است , ربطی به آ. س. ها, ی. آ. ها ......ندارد. فکر میکنم وقتش رسیده است که شما دوباره اشعار ( فردوسی شیرین سخن )

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آری درست میفرمایید صدام آسوده بخواب که پان فاسیستها و سلطه طلبان فارسی با ترکستیزی و عربستیزی که در ایران به راه انداختند تیشه به ریشه ایران زدند دیگر فرزندان آذربایجان برای سرزمین خود خواهند جنگید نه ایران پان ایرایستها و سلطه طلبان پارسی. آسوده بخواب که پان فارسیسم کلید انشقاق ملی را از سالها پیش زده است.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
صدام و سران سعودی بازتولید شده و در جسم و جان کمنتار نویسان ایران ستیز همین سایت حلول کرده و زیر پرچم "فارس ستیزی" تیشه به ریشه ایران می زنند. ما هزار بار نفرت و کینه توزی بیشتر از صدام را در همین سایت توسط فاشیسم قومی تجربه کرده و می کنیم. من با خواندن نظرات صدام در باره ایرانیان، آ. س.(نام مستعار)، ی. آ. و .. برایم تداعی شدند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عرب ها نمی توانند این همه عرب ستیزی فارس ها را با دسته گل جواب بدهند. عوض گله ندارد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باید پرسید منظور روشنی از ایران ستیزی در تعریف ما وجود ندارد.
عموما هر چیزی که به فارسها هجمه کند ایران ستیزی خوانده میشود.
به طور مثال شخصی به ترک های ایران توهین میکند و ...آیا او ایران
ستیز نامیده میشود؟!
بالطبع در مفهوم ایران ستیزی فاکتور توهین به مذهب تشیع نیز در رده
ایرانی ستیزی قرار میگیرد ولی ...