اندر داستان سفر حاج محمود و گند زدن سیمای ما

برای چی از این تله وزیون چی ها و سینما چی ها بدم میاید؟ برای این که در عمل به من ثابت شده که به این ها نمی شود اعتماد کرد. این ها از آن عمله های طرب هم که نام خودشون را گذاشته اند موسیقی دان بدترند. مادر فساد جهان این ها هستند. اگه از دست این حقه بازها بر بیایید حتا به آن مراجعی که خودشان استاد کلک و تقیه اند هم کلک خواهند زد. همه شان آدم های موزی یی هستند که توی هر پوست و جلدی فرو می روند تنها برای این که خر شان از پل رد بشه.

برای چی از این تله وزیون چی ها و سینما چی ها بدم میاید؟ برای این که در عمل به من ثابت شده که به این ها نمی شود اعتماد کرد. این ها از آن عمله های طرب هم که نام خودشون را گذاشته اند موسیقی دان بدترند. مادر فساد جهان این ها هستند. اگه از دست این حقه بازها بر بیایید حتا به آن مراجعی که خودشان استاد کلک و تقیه اند هم کلک خواهند زد. همه شان آدم های موزی یی هستند که توی هر پوست و جلدی فرو می روند تنها برای این که خر شان از پل رد بشه. اگر هم دستگیرشان کنی و ازشان بپرسی که این دروغ بازی ها چیه، میگویند:«این شمایید که ما را دروغگو کردید وگر نه ما از بنیادمون تخم گل و بلبل بودیم!».

يادداشت های سیاسی ی سردار پاسدار قفل انداز -6

می خواهند از این ور جایزه بگیرند، می شوند حزب الهی و توبه نصوح را درست می کنند. اگه خیلی زرنگ و دو دوزه باشند و بخواهند جایزه بگیرند بی آنکه نشانه دار بشوند، دهنشون را می بندند و هیچ نمی گویند و تنها با اشاره میرسانند که کر و کورند ونمی توانند حرف بزنند چونکه هنرمندند. اگر بخواهند از فرانسه جایزه بگیرند، می شوند نواده گان منتسکیو. اگر ببیند که تو بهترین جشنواره ها ی جهان، که همون جشنواره ی فجر خودمونه، کسی براشون تره هم خورد نمیکنه به فکر تلافی می افتند و دور بر می دارند و نشانه می روند برای گرفتن اسکار و می شوند آن تربچه های پوکی که برادرمون احسان تبری خطابشون میکرد. آنجا که می روند هزا...ا..ر جور قرطی بازی در می آورند و همه شون می شوند لوتر کینگ وداد می زنند که:«من یک رویا دارم برای آینده گان!». ای اون رویای نامسلمانیتون تو سرتون بخوره!، دیگر خسته شدیم از دست شما بی وجدان ها! خداییش یک کمی از این جلف کارهای هنرمندها نتیجه ی همان بی برنامه گی ی وزارت ارشاده که نه سیاست سرش می شود و نه از برنامه های راهبردی سر در می آورد. برای مدیریت جهانی، ما به یک وزارت ارشاد نیرومند نیاز داریم. من فکر می کنم که خیلی از دشواری های کشور درست خواهد شد اگر به ملاط کمکی که به خود حسن نصرالله و حزب الله و حماس میشود افزوده بشه، بگونه ای که آنها بتوانند جایزه ها ی یک یا دو ملیون دلاری راه بیاندازند و نامش را هم بگذارند «جایزه جها نی ی اهل بیت» و یا «جایزه جهانی ی یاران». توی همه ی رشته ها جایزه بدهند. هم بزنند بالای دست اسکار و هم بزنند بالا دست نوبل. برای آن که جایزه اش هم توی جهان مانند توپ صدا کنه، نخستین جایزه ها را بدهند به چند تا فیلم ساز و تله وزیون چی و نویسنده ی آمریکایی. به سوئدی ها و حتا به یهودی ها هم جایزه بدهند تا مدیریت جهانی ی جایزه ها بیافتد بدست ما. آنوقت همگان برای اینکه جایزه را ببرند به هر سازی که ما بزنیم خواهند رقصید. البته ما هم باید ساز زدنمان را جوری درست کنیم که آن ها هم بتوانند برقصند.

ولی با این وضع آش همینه و کاسه هم همین. تله وزیون را که روشن می کنی چیزی برای آدم ندارد مگر عصبانیت. آخه آدم چه جوری می تونه جلوی عصبانیت اش رو بگیرد وقتی که می بینه این تله وزیون چی هایی که پول می گیرند که پاره پوره ها رو بخیه کنند به جای آن بخیه هارو پاره می کنند و گند به آب می زنند؟ گویی که حاج عزت خودمون هم که اون بالا نشسته حالیش نیست اونجا چی می گذرد. نگاه کن! توی هفته ی پیش آمدند که فیلم سفر آسید موتی ی خودمون به ایلام را نشان بدهند. خب، پیش آمد بود دیگه که مردم آنجا نتوانستند خودشون را به موقع برای شنیدن سخنرانی رییس جمهورشون برسانند. حالا به هر دلیلی شمار مردمی که آن جا گرد آمده بودند زیاد نبود. ولی این دلیل آن نمیشود که فیلم بردار و کارگردان و خبرنگار سیما در آن برنامه با ندانم کاری هاشون آبروی نظام را به بازی بگیرند. آیا این ها به راستی برای نظام کار می کنند یا می خواهند ضربه بزنند و با گوشه و کنایه به بیننده ها برسانند که کار خرابه؟ یارو اومده به دستور عمل کرده است و از جلو و با نمای بسته فیلم گرفته که شمار مردم را زیاد نشون بده، ولی گوشه ی خالی ی کادر اش مشتش را باز کرده است. آنوقت یک شیر خام خورده ای هم که بی شک برای آمریکایی ها نوکری و جاسوسی می کند، رفته از پشت جمعیت و از بخش های خالی و عقب جایگاه سخنرانی فبلم گرفته و گذاشته توی اینترنت تا همه ببینند که آنجا جمعیتی نیست. خب مردم هنگامی که آن دو تا فیلم را در کنار هم ببینند چه می گویند؟ آیا این امت حزب الله، که شستاد ملیون اش و یا بیشتر به معجزه ی هزاه ی سووم رای داده اند، خواهند پذیرفت که توی روز روشن به ایشان از سوی تله وزیون چی ها بی احترامی بشود؟ آیا مردم گمان نخواهند برد که سیمای ما و اینترنت ضد انقلاب دست گذاشتند تو دست هم تا آبروی آقای معجزه ی بر باد رود؟ براستی حاج عزت در چه فکریه؟ نکند که با آن یک مشت نااصولگرای درون مجلس دست در یک کاسه کرده باشد!؟ آیا از دیدن واکنش مردم به بی ادبی های سید حسن درس نگرفته است؟ اگر ایشان هوش داشته باشند، که انشاءالله دارند، جلوی این کار ها را خواهند گرفت. اگرآن رسوایی تنها در یک عکس بود می شد با فتو شاپ درستش کرد. ولی در این جور موردی هم باید یک راهکاری باشد. اگر حاج عزت به حرف من گوش بدهد باید برویم به سوی انیمیشن و در آینده با کمک انیمیشن فضاها را پر کنیم تا که نیازی به فیلم برداری با نمای بسته نباشد و بشود جلو ی آبروریزی های احتمالی را گرفت. پس از آن که این روش جا افتاد و یک سری کارهای دیگه هم انجام گرفت، باید یک خونه تکانی ی درست و حسابی در سیما انجام بگیرد. آخه هنوز این محیط رادیو و تله وزیون و سینما درست حالت جن و شیطانزده گی خودشون رو نگه داشته اند. بچه های حزب الهی ی مانند گرگ درنده را می فرستیم توی آن ها که دروشان کنند و پوستشان را بکنند، ولی پس از دو سه سال می بینی این ماییم که تلافات داده ایم نه آن ها. یک چند تایی از بچه های ما دز آن جا تبدیل می شوند به بره و آنها ور می دارند این بچه های معصوم ما را می آورند و می دهند دستمون و با انگشت شست می گویند: "بفرما!". خداییش در این باره باید گفت دم حاج عزت گرم که دوام آورده آن جا و هنوز عوضی نشده و خودش هم هوس نکرده که یک فیلم مسخره از یکی از سفر های آسبد موتی بگیره و چند تا بُرش از این جا و از آن کس بدزده و نامش را هم بگذارد «کسی از سفر های آسید موتی خبر نداره» و ببره به کن فرانسه عشق اش را بکنه!

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.