15 تن از زندانیان سیاسی ایران در ستیز با آزادی بیان!

آنچه در این میان چشمان زندانیان عزیزمان را می‌بندد، تقدس "تمامیت ارضی" برای آنهاست. این دوستان مشخص نمی‌کنند که این "اقلیتها" کجا و به چه وسیله‌ای می‌توانند درد خود را فریاد بکشند و راه‌حلهای خود را بیان کنند در حالی که در ایران از حقوق خود محرومند و سرکوب می‌شوند و امکان اظهار نظر ندارند و در اکثریت مطلق رسانه‌های خارجی فارسی‌زبان هم تریبونی به آنها داده نمی‌شود.

 توضیح:

با توجه به سوءبرداشت‌هایی که از نوشته من شده است، لازم دیدم توضیح دهم که من از ابتدا به امضا و انتشار بیانیه توسط زندانیان، به دیده تردید می‌نگریستم و به همین دلیل جمله "رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی، در شرایطی قرار گرفته که مجبور شده است ..." را نوشتم تا بیانگر این ناباوری باشد و تصور کردم که با این جمله، روشن خواهد بود که نقد من بر مضمون بیانیه است و نه به زندانیانی که امضایشان زیر آن قرار دارد.

متاسفانه من در کار خود موفق نبوده‌ام.

پس از نوشتن مقاله، باخبر شدم که بیانیه دیگری منتشر شده که در آن 6 تن از زندانیان امضای بیانیه اول را تکذیب کرده‌اند.

با این وجود، اصل موضوع تغییری نکرده و نقد من بر مضمون بیانیه اعتراضیه به قوت خود باقیست.

در پایان این توضیح اضافه می‌کنم که از نظر من هر کسی، چه آزاد و چه در موقعیت زندانی سیاسی، حق انتشار نظرات خود را دارد ولی زندانی سیاسی بودن دلیلی بر مصونیت از نقد نیست و چنانجه هر زندانی سیاسی‌ای نظری را منتشر کند و من با آن مخالف باشم، این حق را برای خودم محفوظ می‌دارم که نظرات او را نقد کنم.

چهارشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۴ - 15 ژوئیه 2015

* * *

چند روز پیش در تاریخ 8 تیرماه 1394 در برنامه پرگار بی بی سی بحثی بود با حضور خانم سیمین صبری و آقایان صالح کامرانی و فرهنگ جهانپور درباره "هویت‌طلبی در آذربایجان".

در این برنامه، شرکت کنندگان در بحث، راه حل‌های خود را نیز ارائه دادند که عبارت بود از فدرالیسم و استقلال.

از نظر من، صرفنظر از توافقم با این یا آن راه حل و یا مسائل مطرح شده در این برنامه، وجود چنین برنامه‌هایی برای روشن شدن مسائل و مشکلات در ایران و یافتن راه‌حل آنها، بسیار مفید است. حال، این برنامه را بی بی سی کارگردانی کند، یا یک رسانه مستقل. آنچه که اهمیت دارد، گفت و شنود در این موارد و اظهار آزادانه نقطه نظرات است.

به دنبال پخش این برنامه، به تاریخ 16 تیر ماه 1394 اعتراضی با امضای 15 تن از زندانیان سیاسی ایران به این برنامه نیز منتشر شد.

در درجه اول نمی‌توانم خوشحالی خودم را از اینکه رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی، در شرایطی قرار گرفته که مجبور شده است امکاناتی را برای زندانیان سیاسی در ایران فراهم آورد که بتوانند به برنامه‌های بی بی سی و احیانا سایر رسانه‌ها دسترسی داشته باشند و نیز بتوانند اطلاعیه و اعلامیه نوشته و به رسانه‌ها برسانند، پنهان کنم.

ولی در کمال تاسف مشاهده می‌کنیم که این اعلامیه و اعتراضیه زندانیان سیاسی، نه در جهت دفاع از آزادی بیان و نظر، نه در دفاع از حقوق مردم کشورمان، بلکه در ضدیت با آن است. بهانه آن هم گویا به خطر افتادن "حاکمیت ملی ایران تک ملیتی" و "تمامیت ارضی" آن است.

البته این بحث تازه‌ای نیست. هرگاه پای حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور به میان می‌آید، حتی بسیاری از دمکرات‌ترین زنان و مردان سیاست در ایران ما، نمی‌توانند آزادی بیان را برتابند و رگهای گردنشان برجسته می‌شوند و دلیل و منطق را کنار می‌گذارند و اگر هم ظاهرا به دلیل و منطق متوسل می‌شوند، پای منطقشان چوبین است.

زندانیان سیاسی عزیزمان که در ابتدا از "فرشِ هزاررنگِ کهن-کشورِ" صحبت می‌کنند، بلافاصله این فرش هزار رنگ را در گونی "یک ملیت" می‌ریزند و در قالبی دگم، در زندان "یک کشور-یک ملت" به بند می‌کشند و فراموش می‌کنند که "یک زبان" را هم بر آن بیافزایند.

سپس گریزی به "بخش ناپذیریِ حاکمیتِ ملی ایران" می‌زنند و فراموش می‌کنند که سال‌های سال است، چنین حاکمیتی وجود خارجی ندارد! سپس نوبت به تقدیس "تمامیت ارضی" می‌رسد و آنچه که در این میان جایی برای زندانیان سیاسی عزیزمان ندارد و آن را به راحتی آب خوردن فراموش می‌کنند، عبارت از انسان‌هایی است که در این کشور زندگی می‌کنند و حق و حقوق انسانی آنها!

آنها فراموش می‌کنند که ساده‌ترین، ابتدایی‌ترین و طبیعی‌ترین حقوق این انسانها، حق تعیین شیوه زندگی و سرنوشت آنها توسط خود آنهاست.

این عزیزان برای مستند کردن بیانیه اعتراضی خود به بند 4 ماده 8 "اعلامیه یِ مربوط به حقوقِ اشخاصِ متعلق به اقلیت هایِ ملی یا قومی، دینی و زبانی" استناد می‌کنند. و درست به آن ماده‌ای که مختص روابط میان کشورهای عضو سازمان ملل متحد با همدیگر است و ربطی به ساکنین یک کشور ندارد. و اینجاست که توسل به پای چوبین، آنها را از اصل آزادی بیان عقاید سیاسی انسانها هم دور می‌کند و بر زمین می‌زند.

این دوستان تمامی بندهای این اعلامیه جهانی و همچنین "اعلامیه جهانی حقوق بشر" را به فراموشی می‌سپارند و تنها به یک بند آن اتکا می‌کنند که اتفاقا خارج از موضوع مورد گفت و گوست!

این ماده و بندهای آن در اصل کشورها را از دخالت در امور داخلی هم به نحوی که تمامیت ارضی کشوری به خطر بیفتد، برحذر می‌دارد ولی اصول دیگر را که به حقوق "اقلیتها" مربوط می‌شوند نفی نمی‌کند.

آیا بی بی سی در امور داخلی ایران مداخله کرده است؟ آیا گذاشتن تریبونی در اختیار نیروهای سیاسی یک کشور برای بحث درباره مشکلات و مسائل کشور، مداخله در امور داخلی آن کشور است؟ آیا گفت و گو درباره عدم رعایت حقوق انسانی در یک کشور در رادیو و تلویزیون یک کشور دیگر، مداخله در امور و به خطر انداختن تمامیت ارضی آن کشور محسوب می‌شود؟ در اینکه بی بی سی دهها نقص دارد و می‌توان در موارد زیادی با آن موافق نبود، حرفی نیست ولی آیا این اشکالات، نفع استفاده از این تریبون جهان‌گستر را نفی می‌کند؟

متاسفانه این دوستان عزیز به ما نمی‌گویند که چرا شرکت کنندگان در این برنامه مجاز به اظهار عقاید خود درباره وضعیت ایران و راه‌حل‌های پیشنهادی‌شان نیستند و به ما نمی‌گویند که در این میان، تکلیف ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر چه می‌شود که می‌گوید:

"هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار ، به تمام وسايل ممکن بيان و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد." (تاکید از من است)

آنچه در این میان چشمان زندانیان عزیزمان را می‌بندد، تقدس "تمامیت ارضی" برای آنهاست. این دوستان مشخص نمی‌کنند که این "اقلیتها" کجا و به چه وسیله‌ای می‌توانند درد خود را فریاد بکشند و راه‌حلهای خود را بیان کنند در حالی که در ایران از حقوق خود محرومند و سرکوب می‌شوند و امکان اظهار نظر ندارند و در اکثریت مطلق رسانه‌های خارجی فارسی‌زبان هم تریبونی به آنها داده نمی‌شود. به ما نمی‌گویند که اگر این تمامیت ارضی به بند و زنجیر و شکنجه‌ای برای مردمان این سرزمین تبدیل شود، به چه درد انسانها می‌خورد و چرا باید از آن دفاع کرد؟ و به ما نمی‌گویند که چرا زیر سؤال بردن "یک کشور-یک ملت" و "تمامیت ارضی" باید برای ما تابو باشد؟

 

بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانوم مریم ! ملت 40.000.000 نی، آذربایجان باید خودشان برای آینده خود تصمیم بگیرند، آیا با مردم فارس می مانند، یا با ملت آذربایجانی شمالی بمیان میآیند. جز مردم آذربایجان کسی نمی تواند دراین مورد تصمیم بگیرد. پس شما نیز اجازه بفرمائید مردم آذربایجان خودشان نسبت به این امر تصمیم بگیرند. و برای مردم حکم صارد نکیند. مرسی!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بهنام چرا دفاع از " تمامیت ارضی ایران " میشود نقض ابتدایی‌ترین و طبیعی‌ترین حقوق انسانها!؟ مگر هدف راهبردی برنامه تجزیه آذربایگان جز بدست آوردن " تمامیت ارضی " آن خطه است تا بشود یک کشور- یک ملت یک زبان ترک را بنا کرد !؟ چرا بدست آوردن " تمامیت ارضی " آذربایگان برای امثال شما و آ.ائلیارو علی رضا اردبیلی میتواند مقدس باشد اما دیگرن به دلیل غیر دمکرات !؟ به بیان آ.ائلیار همان شعور ناسیونالیستی ارضی گرا است که که بجای پیوند قلبها ، آنها را متلاشی میکند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
معمای گرامی می اندیشد:
-اگر هدف «صرفا نقد اندبشه » بود می توانست این کار بدون نام بردن از «عزیزان زندانی»
-«لینک» دادن به نامه منتسب به آنان (باشد).
--------
توضیح:
-در نقد ذکرمنبع الزامی ست(لینک)
- ذکر نام و عنوانی که در منبع آمده الزامی ست(زندانیان)
-------

معما: -یا اگر« منظوردیگر داشتند ، واضحتر بیان می کردند»
توضیح:
- نقاد درکامنتها بارها نوشت که منظورش چیست. و آخر سر باز در آغاز مقاله افزود و تأکید کرد که «مضمون» را مد نظر دارد.
--------

معما:-عاقبت تفکر 《آسمان به زمین بیاید حرف حرف من است》، میشود عاقبت حزب توده ...
توضیح: - مسئله « مرغ یک پا» نیست. سخن باید دلیل داشته باشد . و بتواند چیزی را اثبات کند. وگرنه نمی توان پذیرفت.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من درصحبتهای عزیزان معما و تبریزی دقیق شدم :
تبریزی:
-اعتراض نامه کار حکومت است- زندانیان تکذیب کرده اند.
معما: توضیح روشن به نقد اضافه شود .
-----
- تنها 6 نفر تکذیب کرده نه همه. 9 نفر هنوز هستند. سندی دال بر اینکه اعتراض نامه کار حکومت است دست ما نیست.
- پیشنهاد معمای گرامی خوب و درست است. در این رابطه نقاد توضیح داد که نقد او متوجه «مضمون» است.
امید است خواننده با توضیح نویسنده بیشتر متوجه شود که هدف نه نقد زندانیان بل مضمون اندیشه در اعتراض نامه ی زندانیان است. مسئله اشخاص نیست افکار است.
---------
اندیشه ی اعتراض نامه فکر چپ نیست و به چپ ربطی ندارد. فکر چپ همان است که 6 نفر در تکذیبه ی امضای خود نوشته اند.
که «اعتراض نامه ضد آزادی و برابری »ست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خیلی ببخشید، واقعا جوابی ندارم برای این همه لجاجت شما جز اینکه صمیمانه آرزو کنم یک نفر با خود شما همین رفتار نقادانه را بکند، تا احوالتان را جویا شویم. اگر آقای بهنام صرفا خواستار نقد اندبشه بودند، می توانستند این کار را بدون نام بردن از عزیزان زندانی و لینک دادن به نامه منتسب به آنان و نسبت دادن بی پایه و نابجای تفکری شوونیستی به فعالین چپ انجام دهند که انجام نداده اند و قصد انجام آنرا نیز نداشته اند. اگر ایشان منظور دیگری داشته اند، بهتر بود منظورشان را واضحتر بیان می کردند. به هر حال این آقای تبریزی هیچ چیزش خوب نباشد، زبان فارسی اش از خیلی از ما بهتر است. وقتی ایشان منظور نویسنده را بد متوجه میشود(البته به فرض آنکه واقعا بد متوجه شده باشد) تکلیف بقیه معلوم است. مقاله سیاسی برای عموم نوشته میشود نه برای اهل ادب که پشت هر واژه ای دنبال ایهام و کنایه و استعاره باشند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کسانی که در زندان بوده اند لابد میدانند از وظایف امنیتی ها و بازجویان این است که :
1- از افکار زندانیان باخبر شوند
2- این افکار را در جهت اهداف خود به کار گیرند.
--------
براین اساس از متد «دیالوگ با زندانی» استفاده میکنند.
- در رابطه با موضوع «BBC -فدرالیسم-تمامیت ارضی» آنها راحت می توانند بعد از ایجاد یک دیالوگ با زندانیان
آنها را به «اعتراض علیه موضوع» تشویق کنند و «امکانات» در اختیارشان بگذارند. « رگ تمامیت ارضی»
که در زندانی هست میتواند «تحریک» شود و نتیجه اش چنین« اعتراض نامه» هایی باشد.
اهداف دیالوک تحقق می یابد:
- اختلاف بین زندانیان
-اختلاف بین زندانی و بیرون
-ایجاد تضاد در مبارزه ی رفع تبعیض
- فشار به آزادی بیان
ووو
-------
انجام چنین اعمالی از وظایف عمال حکومت است. زندانی ساده اندیش به راحتی میتواند تحریک شده به دام بیافتد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در جایی که «خبرنگار خصوصی » سایت حضور ندارد و یا نمی توان سندیت یک نوشته را مستقیم دید و تأیید کرد-لاجرم تنها به «مضمون و اندیشه» می پردازند. اشاره به نام فرد یا گروه به معنی پرداختن به « اشخاص» نیست بل توجه به «اندیشه و مضمون نوشته» است. که می تواند از آن «اشخاص باشد یا نباشد». همیشه مهم اندیشه است و نقد نیز با اندیشه درگیر است.
در نوشته بهنام از آغار مشخص بود و هست که «مضمون نوشته» چه از آن زندانیان باشد و چه از آن حکومت یا هردو - لازم بود نقد شود و شده است. «مالک اصلی اطلاعیه » مشخص نیست ، به « زندانیان منتسب »است ، و به همین نام نیز نقد شده است. هر روز دهها مطلب و خبر در همین سایت با «انتساب» به این و آن منتشر میشود که امکان شناخت «مالک اصلی» ممکن نیست و به ناچار «نام انتسابی» مورد خطاب قرار میگیرد. توضیح نقاد مهر دوباره بر مضمون نوشته است .
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی،
من فکر می کنم که همه ما محصول جامعه خودمان هستیم و اگر هم در اثر شرایطی، تفاوتهایی بین ما باشد، بسیار اندک است و به حساب نمی آیند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کار بسیار بجا و خوبی میکنید و من هم تشکر می کنم. چون اگر منظور دیگری داشته اید، متن مقاله همچنان که گفتم، گنگ و در انتقال منظورتان ناکارآمد است. در واقع، منظور دیگری را منتقل می کند که بحثش رفت. امیدوارم این توضیحی که قرار است اضافه کنید، گویا و روشن باشد.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
معمای گرامی،
متاسفانه شما تفاوت دو جمله را برای من توضیح ندادید تا بتوانیم به گفت و گویمان ادامه دهیم و به نتیجه‌ای برسیم. شما بجای توضیحات خارج از موضوع و داوری‌های نابجا، اگر دو تا دلیل مورد قبول برای من می‌آوردید، مسلما من حرف شما را می‌پذیرفتم.
من به زعم خودم کلمات و جملات را طوری انتخاب کرده‌ام که این شبهه بوجود نیاید که من به تماشای آزادانه برنامه پرگار توسط زندانیان و به این که آنها خود و آزادانه چنین متنی را امضا کرده‌اند، باور کرده و این زندانیان را مورد نقد قرار داده‌ام. به تصور خودم، کلمات و جملات را به گونه‌ای انتخاب کرده‌ام که کاملا مشخص باشد که اگر "زندانیان عزیز" نوشته‌ام، با توجه به پیش فرض اول من بوده است.
ولی با توجه به اعتراض آقای تبریزی و شما، به این نتیجه می‌رسم که متاسفانه در این کار موفق نبوده‌ام و چه بسا بجز شما دو نفر، بسیاری کسان دیگر هم چنین برداشتی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام عزیز، من هم از شما برای برخورد خردمندانه و بدور از تعصبتان ممنونم. همانطور که می‌بینید بحثی در این سطح و بدور از فحاشیهای رایج چندان مورد علاقه عموم نیست و حملات سخیفانه به "ترکتباران" و "فارسزبانان" خریدار بیشتری دارد! در مورد روزگار سختی که در پیش داریم، من از شما هم بدبین تر هستم. ما اگرچه یا برای فرهنگ 7000 ساله نوشابه باز می کنیم و یا گناه بی فرهنگی خود را به گردن دیگران (ترکتباران و عربتباران و یا پانفارسیسم و شوینیسم فارس) می اندازیم، اگرچه خود را یا به عنوان ایرانی (نگاه کنید به اظهارات عربستیزانه در نت) و یا به عنوان ترک (نگاه کنید به شعار ما کجا، فارسها کجا) حداقل یک سروگردن از دیگران برتر می دانیم، ولی باید با تأسف بسیار بپذیریم که ملتی عقبمانده هستیم و فرهنگ عقبمانده نمی تواند روشنفکر آگاه و آینده نگر تولید کند. ما فعلا محکوم به زندگی در زیر سایه ولایت فقیه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام، من فکر نکنم سواد فارسی شما آن قدرها هم بد باشد. فکر کنم مشکل از جای دیگریست. بعله، می خواهید بگویید که فاعل جمله اول (که جمله موجود در مقاله شماست) نامشخص و فاعل جمله دوم مشخص است. ولی آقای محترم، این از شما رفع مسئولیت نخواهد کرد چون اولا:
زندانی سیاسی چطور باید از داخل زندان اطلاعیه منتشر بکند؟ آن هم زندانی کارگری (و نه مثلا مهدی هاشمی رفسنجانی)؟! از کی تا به حال زندانی در داخل زندان جمهوری اسلامی به اینترنت و غیره دسترسی دارد؟ معلوم است که باید اطلاعیه را رد کند بیرون تا یکی دیگر (که ما او را نمی شناسیم) آن را برایش منتشر بکند. ثانیا، گیرم که به طریقی (مثلا از طریق موبایل اسمارت فون)، زندانی بتواند متنی را منتشر بکند. حال این زندانیها چطور به این سرعت برنامه بی بی سی را تماشا کرده اند که بخواهند راجع به آن موضع گیری کنند و در یک عمل هماهنگ اطلاعیه نیز صادر بکنند؟
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
معمای گرامی،
سواد فارسی من خوب نیست. آیا می‌توانید لطفا فرق بین این دو جمله را برای من توضیح دهید؟
1- به تاریخ 16 تیر ماه 1394 اعتراضی با امضای 15 تن از زندانیان سیاسی ایران به این برنامه نیز منتشر شد.
2- به تاریخ 16 تیر ماه 1394 15 تن از زندانیان سیاسی ایران متنی اعتراضی را نسبت به این برنامه امضا و منتشر کردند.
اگر این تفاوت را برای من توضیح دهید، از شما ممنون خواهم بود.
در ضمن یک سؤال دیگر هم دارم:
اکنون متن تکذیبیه‌ای با امضای 6 تن از این زندانیان منتشر شده است. امیدوارم همه 15 تن امضای آن را امضا کنند.
حالا اگر "خدای ناکرده"، زبانم لال! این 6 تن پس از آزادی بگویند که متن تکذیبیه را ما امضا نکرده‌ایم بلکه آن را کسانی نوشته‌اند که با نام "کمیته حمایت از شاهرخ زمانی" فعالیت می‌کنند، تکلیف ما چه می‌شود؟
بالاخره در این دنیای عجیب و غریب هر چیزی محتمل است!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بهنام، مثل اینکه لازم است جملاتی از مقاله تان را اینجا بازگو کنم تا به خاطر بیاورید که چه نوشته اید!
«زندانیان سیاسی عزیزمان که در ابتدا از "فرشِ هزاررنگِ کهن-کشورِ" صحبت می‌کنند، بلافاصله این فرش هزار رنگ را در گونی "یک ملیت" می‌ریزند و در قالبی دگم، در زندان "یک کشور-یک ملت" به بند می‌کشند و فراموش می‌کنند که "یک زبان" را هم بر آن بیافزایند.»
«آنها فراموش می‌کنند که ساده‌ترین، ابتدایی‌ترین و طبیعی‌ترین حقوق این انسانها، حق تعیین شیوه زندگی و سرنوشت آنها توسط خود آنهاست.»
«این دوستان تمامی بندهای این اعلامیه جهانی و همچنین "اعلامیه جهانی حقوق بشر" را به فراموشی می‌سپارند و تنها به یک بند آن اتکا می‌کنند که اتفاقا خارج از موضوع مورد گفت و گوست!»
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
معمای گرامی،
به نظر من اگر مقاله‌ای با نام من منتشر شود و شما مضمون و ایده آن مقاله را به نقد بکشید و بعدا من نوشتن آن مقاله را تکذیب کنم، شما نیازی به عذرخواهی ندارید و لازم نیست مقاله خودتان را حذف کنید زیرا مضمونی را به نقد کشیده‌اید که در رسانه‌ها منتشر شده است و آن ایده همچنان پابرجاست.
ولی اگر شما در نقد خودتان به شخص من بپردازید و بنویسید که بهنام چنین است و چنان است، مسلما پس از تکذیب من، اخلاقا درست این است که شما از بهنام عذرخواهی کنید.
بیانیه‌ای در رسانه‌ها با امضای 15 تن از زندانیان منتشر شده و بعدا 6 نفر از این 15 نفر، نوشتن آن بیانیه را تکذیب کرده‌اند.
من در نوشته خودم، بدون اینکه امضای زندانیان را تایید یا تکذیب کنم، مضمون آن و ایده‌های مطرح در آن را به نقد کشیده‌ام. من اشخاص را نقد نکرده‌ام. به کسی اتهام نزده‌ام و به کسی توهینی نکرده‌ام. به همین دلیل
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه :
آنچه در رابطه با اطلاعیه ی منتسب به زندانیان «اعتراض نامه یِ زندانیانِ سیاسی به دولتِ بریتانیا» قابل توجه است :
- اعتراض نامه به نام 15 زندانی ست
- از 15 نفر 6 نفر تکذیب کرده اند.و به درستی آنرا «بیانیه ضد آزادی و برابری» نامیده اند.
ولی نوشته همچنان به 9 نفرباقی منتسب است.
- اینکه آیا 9 نفر باقی هم آنرا تایید میکنند یا نه؛ و یا اینکه اصلا این اعتراض نامه واقعا با اطلاع زندانیان است یانه؛ که
ویدئوی تایید اطلاعیه با صدای نماینده ی زندانیان این آگاهی را نشان میدهد - مشکل نقد بهنام نیست.
در اعتراض نامه :
- آزادی بیان
-حق انتخاب انسان
- تبعیض موجود درجامعه
- نفی شده است. و بر « تمامیت ارضی » ، شعور ناسیونالیستی تمامیت گرا ، تأکید شده است.
نقاد این نقاط را به درستی مطرح کرده است.


تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای رازی گرامی،
از شما ممنونم که گفت و شنودی سازنده را پیش می‌برید. چیزی که متاسفانه در سایت ایران‌گلوبال جزو استثناهاست.
به دو نکته اساسی اشاره کرده‌اید که به نظر من اتفاقا جزو اختلافات ما نیست و ما دو نفر در اساس آنها اختلافی نداریم.
در مورد اول احتمالا اشکال از برداشت من از اولویت و چگونگی برخورد با آن در امر سیاست است.
درک من این است که هر کسی در مبارزه سیاسی اولویتهایی را برای خود در نظر می‌گیرد و از میان همین اولویتها نیز، آنچه را که از نظر خودش مهمترین است، برمی‌گزیند و مبارزه خود را بر آن متمرکز می‌کند ولی در عین حال، از دیگر مسائل غافل نمی‌شود و آن مسائل را همزمان و موازی با اصلی‌ترین مساله، ولی کمرنگ‌تر، مطرح می‌کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من زیاد علاقه ای برای بحث راجع به واضحات ندارم و موضوع را وا می گذارم به وجدان آقای بهنام و کسانی که از ایشان دفاع می کنند. صرفا یک مثال می زنم: فرض کنیم اطلاعیه ای منتشر شود به امضای آقای بهنام و در آن اطلاعیه از ایده و طرح استقلال آذربایجان دفاع شود. معما نامی هم بیاید و اطلاعیه آقای بهنام و گرایشات ناسیونالیستی موجود در حرکت هویت طلبی (یا هر چه اسمش هست) را نقد کند و ضمنا مقاله اش را در معرض دید هزاران تن قرار دهد. بعد اگر آقای بهنام مقاله منتسب به ایشان را تکذیب کرد، تکلیف چیست؟ آیا آقای معما حق دارد با توجیح اینکه چنین گرایشاتی در جامعه آذربایجان وجود دارد و نقد آن لازم است و اگر نقد نشود باعث فلان و بهمان می شود، به ادامه در دسترس بودن مقاله اش اصرار کند؟ یا این عملش نوعی اتهام زنی به آقای بهنام است؟ آیا ایشان مایل هستند که با خودشان چنین رفتاری شود؟
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
معمای گرامی،
نوشته من شخصی نیست و به اشخاص حمله نکرده است. این نوشته، نقد مضومن بیانیه است و اینکه زندانیان آن را امضا کرده باشند و یا نکرده باشند، در اصل موضوع تغییری نمی‌دهد.
خوشحال خواهم شد اگر مقاله‌ای بنویسید و نقد مرا از مضومن بیانیه، به نقد بکشید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایده ی اطلاعیه نقد شده «شعور بخشی از جامعه ی سیاسی» ماست.
حالا اینکه چه کسی پشت آن هست یا نیست؛ چه کسی از آن میگریزد یا پایش میایستد؛ رژیم گفته یا نگفته ،
موضوعات فرعی ست که اصل مسئله را نفی نمی کند. این شعور چه از آن رژیم باشد و چه از آن زندانی یا فعال سیاسی
بیرون زندان، لازم است نقذ شود و بهنام عزیز به درستی این کار را انجام داده است.
هیچکس، هیچ نیرویی ، نمی تواند برای خلق و مردم و ملتی ، در ایران تکلیف معین کند که در کشور بماند یا نماند.
این حق انتخاب آزادانه ی هر مردمی ست که خود می تواند تصمیم بگیرد متحد شود یا جدا گردد.
آنچه ارجمند است نه چارچوب ارضی ایران بل چار چوب «حق انتخاب آزادانه ی هر فرد و جمع ساکن درایران» است.

شعور ناسیونالیستی ارضی گرا، شعور نیست ، زور گویی بی خردانه ایست که بجای پیوند قلبها ، آنها را متلاشی میکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باورم اینست که چپ، چپ دموکرات می تواند پلی باشد بین روشنفکران تورک و فارس. می تواند فضای گفتگو بیافریند و صدای هویت های خاموش باشد. می تواند اسلاف خود را نقد و چپ شووینست را محکوم کند. چپ ما باید تقویت شود.
بیانیه بسیار وزین دوستان محبوس چپ دوباره امیدوارم کرده است.
(دومان رادمهر- 15-07-15)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای اولین بار با آقای تبریزی موافقم. زمانی که خود زندانیان اطلاعیه را تکذیب می کنند، این نقد چه معنایی می تواند داشته باشد؟ در متن مقاله آقای بهنام، لینک اطلاعیه ای موجود است که از طرف اشخاصی که ظاهرا آن را امضا کرده اند، مورد تکذیب قرار گرفته. لذا حداقل کار ممکن برای جبران این اشتباه، برداشتن این نقد است. عمل اخلاقی تر شاید این باشد که از این عزیزان آزاده عذرخواهی شود و توضیح داده شود که سوتفاهمی صورت گرفته.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام گرامی، با سپاس دوباره، گویا داریم به هم نزدیک می شویم. من با همه آنچه که در باره لایه های متفاوت تبعیض نوشته اید صددرصد موافقم و همین نظر را بارها در اینجا نوشته ام. با این حرف شما هم موافقم که جنبش واقعی ضدتبعیض نباید فقط بدست تبعیض شدگان براه بیفتد و همگان باید در آن شرکت کنند. اختلاف ما شاید بر سر دو نکته باشد: 1. در این لایه های چندگانه تبعیض که شما بدرستی فهرست کردید، هرکس اولویتهای خودش را دارد، یکی تبعیض جنسیتی را مهمترین می داند، یک تبعیض دینی را و سومی هم تبعیض زبانی و فرهنگی را. هیچکس نمی تواند دیگری بدلیل درکش از اولویت متهم به بی تفاوتی کند. پس اگر برای من مبارزه با تبعیض بر علیه بهائیان و زنان و دگراندیشان چندین درجه مهمتر از مبارزه بر علیه تبعیض زبانی و فرهنگی است، این نشان موافقت من با این تبعیضها نیست. 2. دلیل عدم حمایت از جنبش ضدتبعیض "ناآگاهی" است. کسانی
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، اطلاعیه ای که با امضاهای ساختگی چند تن از زندانیان سیاسی درباره برنامه بی بی سی پخش شده است کار وزارت اطلاعات رژیم دژخیمان و شکنجه گران بوده و برای پیاده کردن نقشه های پیچاپیچ این رژیم دوزخی نوشته شده است و نوشته شدن این اطلاعیه از سوی زندانیان سیاسی سخنی صد در صد دروغ بوده و کذب محض است! زندانیان سیاسی نوشته شدن این اطلاعیه و امضای آن از سوی خودشان را تکذیب کرده و این چنین می گویند: ( تکذیبیه زندانیان کارگری، ما بیانیه ضد آزادی و برابری را امضا نکردیم!!! قبول ادامه حضور در قالب یک کشور برای تمامی یا چند تائی از خلق ها فقط و فقط در صورتی قابل پذیرش و دفاع است که به طور داوطلبانه و آزادانه انتخاب شده باشد و دقیقا جدا شدن و کسب استقلال و تشکیل کشور مستقل نیز به اندازه ماندن در قالب یک کشور حق مسلم تمامی خلق هاست و مخالفت با چنین آزادی و برابری از جانب هر نیروئی حرکتی .....
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تبریزی گرامی،
شما می توانید برداشت خودتان را داشته باشید. من اصراری در تغییر برداشت شما ندارم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در حمایت از آزادی مطبوعات و قلم و بیان من هم شارلی ابدو هستم !1500 امضا علیه آزادی مطبوعات و بیان در قرن بیست و یکم !
July 5, 2015 at 12:33pm

اخیرا برنامهای با شرکت بنده و تنی چند از دوستان در بی‌بی‌سی پخش شد که در آن مساله ستم ملی‌ در ایران و راه کارهای برون رفت از آن مذاکره شد .بگذریم از تهدیدها و فحاشی های اروتیک و لمپنی ناب از طرف افراد ناشناس در اینترنت که شخصا دریافت کرده ام که با توجه به بافت جامعه استبداد زده ایران چندان دور از انتظار نیست, اما بسیار جالب است که عدّه ای حتا چنان در کنترل احساسات خود به مشقت افتادند که در روز روشن اقدام به جمع امضا علیه بی‌بی‌سی این رسانه‌ همگانی بین‌المللی و مجری آن کرده‌اند! باورش مشکل است اما حقیقت است.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، اژدر بهنام، سخن من کوتاه و گویا این است که آن نامه نوشته شده از سوی وزارت اطلاعات رژیم آخوندی است و هیچ پیوندی با زندانیانی که اعلامیه داده و آن را تکذیب کرده اند ندارد! اما شما به نوشته ای که خودتان نوشته و آن را نقد می نامید نگاه کنید! شما نوشته اید: ( ..... در کمال تأسف مشاهده می کنیم که این اعلامیه و اعتراضیه زندانیان سیاسی نه در جهت دفاع از آزادی بیان و نظر، نه در دفاع از حقوق مردم کشورمان بلکه در ضدیت با آن است! ..... ) دوست گرامی، هنگامی که زندانیان سیاسی می گویند نوشته شدن این نامه هیچ پیوندی با آنها ندارد و نوشتن آن را تکذیب می کنند پس زندانیان چه چیزی را ( ..... در ضدیت با آزادی بیان و نظر و دفاع از حقوق ..... ) نوشته اند؟ همگان آشکارا می توانند ببینند که شما در این نوشتار نوشته شدن آن نامه را از سوی زندانیان بی چون و چرا دانسته و سپس درباره آن نامه سخنانی گفته اید!
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تبریزی گرامی،
احتمالا شما نوشته مرا با دقت نخوانده‌اید. هیچ کلاهی سر من نرفته است. نه گشاد و نه تنگ.
من یک کلمه هم علیه زندانیان در بند ننوشته‌ام و این تصور را هم نداشته‌ام که اطلاعیه را زندانیان نوشته‌اند. من تنها متن بیانیه را نقد کرده و نظرم را درباره آن نوشته‌ام.
برای من هر نوشته‌ای از هر اسیر دربندی، زمانی ارزش دارد که خارج از زندان و در آزادی و محیطی امن، آن نوشته را تایید کند.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، من با این جستار که در برنامه بی بی سی سخنانی که گفته شده اند درست بودند یا نادرست بوده اند و با باورمندی های خود من سازگار هستند یا نه و سخنان سرکار خانم سیمین صبری و آقایان صالح کامرانی و فرهنگ جهانپور با باورداشت (ایدئولوژی) خود من هماهنگ هستند یا نیستند و درست بودند یا نه کاری ندارم! سخن من این است که رژیم آخوندی بر سر دوست گرامی من اژدر بهنام و دوستان دیگر کلاه گشادی گذاشت و این دوستان را فریب داد! اطلاعیه ای که با امضای چند تن از زندانیان سیاسی امضا شده است ساخته و پرداخته وزارت اطلاعات رژیم آخوندی است و این زندانیان امضا کردن این اعلامیه را تکذیب کرده اند! بارها و بارها دیده شده است که پان ترک نماهای دروغین وزارت اطلاعات و پان آریانماهای دروغین وزارت اطلاعات رژیم آخوندی برای پیاده کردن نقشه های پیچاپیچ خود چنین اعلامیه های دروغینی را نوشته و پخش کرده اند! در همین

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
3-در ادّعای آنهایی که میگویند این افکارهویت طلبی از خارج تاثیر می‌گیرد شاید نوعی حقیقت بیابیم اما نه‌‌ به آن شکل که آنها گمان میکنند.

مهاجرت بعد از سر کار آمدن رژیم کنونی ایران و فرار از بی‌عدالتیها و ستمهای گوناگون این امکان را فراهم کرد که شهروندان این کشور از ملیت های گوناگون قدم به دنیایی بگذارند که در اغلب آنها جایی‌ بر این ستمها نیست . عصیان هنگامی صورت میگیرد که انسان بیدار شده خود را فریب خورده و در جهالت بیابد. درست مثل کودکی که زمانی‌ گمان میکرد کتک خوردن از پدر، مادر و یا معلم بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی‌ اوست. همین کودک بعد از رسیدن به سن بلوغ و آشنائی با جهانی‌ " جویبار ماهی‌ سیاه کوچولو" را درمی‌یابد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مروری بر برنامه پرگار بی‌بی‌سی: " هویت طلبی در آذربایجان"! سیمین صبری
1. juli 2015 kl. 02:53

با تشکر از گردانندگان بی‌بی‌سی و آقای کریمی‌ در تهیه این برنامه. ضروری میبینم که این نوشته را چون اظهارات تکمیلی در مورد نظرات بنده در برنامه بیفزایم. درفرصت کوتاهی که داده شد متاسفانه فشرده کردن و حذف قسمتهایی به علت تنگی وقت برنامه بعد از تهیه آن , نکاتی‌ را مبهم گذارده که بنده مایل به توضیح آنها هستم:

1-بنده در این برنامه به درستی به " کنوانسیون منع و مجازات جرم نسل‌کشی" حقوق بشر سازمان ملل اشاره کرده ام و که به درستی‌ در ماده 2 بند "ِی‌" آن در تعریف نسل کشی از جمله آمده است : ترانسفر کردن کودکان یک گروه در گروهی دیگر " نسل کشی ( نسل کشی فرهنگی‌) نامیده میشود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ناصر کرمی ! اگر دموکراسی در ایران اندکی خودی نشان داده در محیط ترکها بوده . در زمان فرقه دموکرات برای اولین بار به زنان در ایران حق رای داده شد که هنوز در آن زمان زنان ایتالیا حق رای نداشتند ! شاهنشاه عاری ازمهر شما 20 سال بعد از حاکمیت پیشه وری تازه حق رای را بر زنان شناخت .تقریبا کلیه جنبشهای آزادیبخش نیز در ایران توسط ترکها شروع شده و در قرون گذشته هم این ترکها بودند دموکراسی سنتی را اجرا میکردند و زبان فارسی شما در دوران حکومت 1000 ساله ترکان شکوفا شده است ودر زمان حاکمیت حکومتهای فارس ساسانی هیچگونه اثر ادبی به فارسی موجود نیست که هموطنان فارس زبان بر آن افتخار کنند! در دنیای امروز هم دموکراسی در ترکیه را ببینید که بیش از 250 کانال تلویزیون خصوص و بیش از 1000 ایستگاه رادیویی خصوصی در آن فعال است . انتخابات اخیر ترکیه هم بیانگر دموکراسی در آن کشور ترک است !
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای رازی گرامی،
به نظر من تبعیض در متنوع‌ترین و بدترین شکل آن و در عرصه‌های گوناگون در ایران در جریان است.نیمی از جمعیت ایران یعنی زنان، علاوه بر تبعیض‌های جسمی و جنسی و روحی، در عرصه سیاست هم مورد تبعیض قرار می‌گیرند. کافی است یادآور شویم که زنان حق ندارند قضاوت کنند، در شهادت نصف مرد هستند، نمی‌توانند پستهای کلیدی مانند ریاست جمهوری را داشته باشند و...
سنی مذهبان هم به همین ترتیب. بهائیان و بی‌دینان و مسیحیان و زرتشتیان و... هم به همین ترتیب. همجنسگرایی هم که جرمی است نابخشودنی و... این لیست را می‌توان ادامه داد.
در عرصه زبانی و فرهنگی هم که همه چیز آشکار است و نیازی به تکرار نیست.
خوشبختانه در عرصه تبعیضات جنسی و دینی صدای اعتراض بلند است و امیدوارم که بلندتر و رساتر شود. ولی در عرصه تبعیضاتی که به قومی-ملی شهرت یافته، نه تنها به ندرت صدایی می‌شنویم، بلکه صدای مخالفت با مخالفین این

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام گرامی، با تشکر از جواب شما. دوست عزیز، شما هیچ کس را پیدا نخواهید کرد که صریحا بگوید "من مخالف آزادی بیان هستم"، مگر اینکه بهره هوشی‌اش کم باشد! حتی طرفداران سانسور. ایران‌گلوبال شاید تنها رسانه فارسی‌زبان باشد که نه تنها تریبونش را در اختیار هویت‌طلبان قرار می‌دهد، بلکه با اجرای یک سیاست هدفمند به بحثهای قومی دامن هم می‌زند (نمونه‌اش بازپخش ویدئوی امید دانا). ولی شما منصفانه بگویید، آیا بحثهای مطرح شده در اینجا (از هر دو طرف ماجرا) بحثهای روشنگرانه در جهت طرح مسئله "تبعیض" و حساس کردن خوانندگان به آن هستند؟ آیا خود شما چندین بار در این مورد دچار شک نشدید که نکند خدمات فنی شما به سایت در جهت اشاعه نژادپرستی باشد؟ اگر می بینید گفتمان مبارزه با تبعیض زبانی و فرهنگی در ایران خریدار چندانی ندارد، به این دلیل است که پرچمدار این گفتمان از افراطی‌ترین نیروهای نژادپرست جامعه هستند و کسی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای اژدر گرامی . من متوجه مشگل شما هستم و به این نتیجه رسیدم که بدون اقدام فرهنگی کار ی از پیش نمیتوان برد. فرهنگ غالب در اذربایجان نه مردم پارسی زبان بلکه دین اسلام و بویژه تشیع است. اگر مایل به نجات قوم خود هستید باید ریشه خرافات و هرز اندیشی را در جامعه اذری از بنیاد بر کننیدو این رسالت تاریخی شماست . میتوان مستقل بود همراه با خرافات و روضه حسین و زینب و بقیه گدایان عرب .خرافات اسلامی چیزی برای مردم اذری ندارد و قرنهاست که مردم اذری باج ده گروهی مفت خوار هستند. اگر مردم اذربایجان به مکه نروند پول ان د راذربایجان باقی خواهد ماند و صرف ابادانی میشود .دوستی اذری تعریف میکرد که پس از 20 سال به تبریز رفته و خاله او از دست دادن با وی خود داری کرده چرا که خواهر زاده در اسلام نامحرم است . این اسلام است. این دشمن است .این سد پیشرفت است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
كاشف و مخترع نظريه بزرگوار جناب آقاى اردبيلى شما گويا كشف كرده ايد كه پارسه ها ژن معيوب نژاد پرستانه دارند.از آن عالى جناب والا مقام خواهشمنديم كه از نظريات والاى ديگرتان هم در ديگر امور ما را مستفيض بفرماييد.
با احترام
داريوش نيك نژاده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با پوزش در جمله ی آخر کامننت اینجانب کلمه ی قلمداد اشتباها قامداد نوشته شده است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کرمی... نوشته بودید که ((شما و هم تبارانتان هرچه داد و فریاد بزنید، مردم اذربایجان در طول تاریخ ایران جز عقب ماندگی، جز سد کردن گذار به دمکراسی، جز اغتشاش در همبستگی ملّی و تفرقه، جز برقراری سیستم فئودالیته، جز رواج شیعه گری قشری، جز فرهنگ عاشورا تاسوعای و. یا چماق بازی و شمشیر کشی، دست آوردی نداشته و نخواهید داشت. )) ..اجاره بدهید یک واقعیّت تاریخی را برایتان بازگو کنم تا بفهیم نقش آزربایجان و هم تباران ما در تاریخ چه رلی را بازی کرند. اگر این واقع تاریخی صحیح نباشد , من مشتاقانه منتظر هستم که این واقع تاریخی را بطور صحیح برایمان بازگو کنید.. در کشوری که شما زندگی میکنید در سال های 1932 خزب نازی آلمان توانست اکثریت رای را در انتخابات بدست بیاورد شخصی بنام « هیتلر» در ژانویه 1933 صدر اعظم آلمان شد. هیتلر بخاطر پیمان ورسای توانست توده های مردم را جمع بکند و شروع به کشور گشائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کرمی ,
شما یک جوری فارس زبانان را صاحب خانه میدانید , و دیگران را مهاجر !! آدم کم سواد با توهم در تاریخ ورسیون دولتی فقط میتواند این حرفها را بزند . اصولا در این اوروپا هم تقریبا همه نیو نازیستها , و راسیستها , انسانهای کم سواد و متوهمی هستند که دنبال نژاد و تبار و خون آریایی هستند که هرگز وجود نداشته .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وقتی استفاده از گیرنده ماهواره ای در خانه ها از نظر دولت و ارگانهای اطلاعات و سرکوب رژیم جرم است و همیشه شاهد هجوم به خانه ها و پایین انداختن دیش های ماهواره توسط ماموران رژیم هستیم چطور این زندانیان سیاسی این برنامه را تماشاکرده اند؟ ضمنا همانطور که آقای بهنام نیز گفته اند تا بحال در بی بی سی اشخاص زیادی از سلطنت طلب گرفته تا به اصطلاح اصلاح طلب و چپ و راست و طرفدار رژیم و کومله و دمکرات کردستان و مانقوردهای(آذری های) ضد آذربایجان مثل ارسی و . . . به ایراد نقطه نظرات خود پرداخته اند هیچ حساسیتی از طرف آقایان مشاهده نمی شود؟ چرا وقتی بی بی سی با آب و تاب به تعریف وتمجید فرهنگ و تمدن پارسی(با نقاب ایرانی) میپردازد که البته محتوی بیشتر برنامه ها در این سمت و سو است این رسانه استعماری قامداد نمیشود؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود بر شرفتان جناب کرمی. آنچنان که تحقیقات دقیق ژنتیک (بدون کوچکترین اشباهی) نشان میدهد، پدر پدربزرگ پدربزرگ پدربزرگ پدربزرگ جد پدری جناب داریوش کریمی؛ مجری برنامه پرگار نیز گویی "ترک تبار" بودند و علیرغم اینکه از پدر پدربزرگ پدر بزرگ جد ایشان به بعد، این بزرگواران پارسی سخن گفته اند اما هرگز شرط ایرانی بودن را کسب نخواهند کرد. پس برنامه پرگار با 4 غیرایرانی انیرانی پخش گردیده است. بایسته است مراتب اعتراض خود را به این عامل ضد ایرانی یعنی بی بی سی انیرانی اعلام داریم. در ضمن نه تنها آذربایجانی ها موجب اغتشاش و عقب ماندگی و چماق بازی و خیلی موارد دیگر را (که البته شما دقیقا اشاره کردید) شده اند، بلکه موجبات تحریمهای هسته ای، غیرهسته ای، دارویی، تسهیلاتی، تسلیحاتی، گرانی، تورم، طلاق، رکود، مشکلات ازدواج جوانان و خیلی عوامل دیگر را نیز فراهم کرده اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-درمورداین نوشته نظرات زیادی نوشته شده وماهم مثل نوشته های دیگرازآنهابه فیض رسیده وبرمعلومات خودافزودیم.
تعدای همچون کذشته تمام کاسه وکوزه های عقب ماندگی های ایران، این سرزمین که هنرنزدآنان وبس را،بازهم به گردن تورک ها وتورک گراهاانداخته وحتی تفکرارتجاعی استعماری را جاروکرده وبه دم مابستند.
خوشم می آیداین دوسه نفرخوب جسارت بخرج داده وازگندکاری های حاکمیت اتینیکی خوددفاع میکنند.فقط چندسئوال برایم پیش می آیدکه این دوستان چراهیچ وقت دوست نداشتند ازدرانسانی واردوبه این سئولات جواب دهند.
بهرحال یک ملت این باردوست داردتنهابرای حقوق ابتدایی انسانی خودحرکت کرده وبرای دیگران بیگاری نکنددراین کارتعدادی
ازدروغ ماسک انقلابی برچهره خودزده ومیخواهنددرعوامفریبی سنگ تمام گذارد،
دست بکارشده وانگ های شایسته خودوتبارخودرامیخواهدبه مانسبت دهد،من یکی یکی به آنهاخواهم پرداخت تاروشن شودکی هاوچه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باید از آقای کرمی تشکر کرد که همانند خیلی از هم کیشانشان,کلامش فریبنده و دیپلماتیک نیست بلکه صریح و آگاهی بخش است و میتواند چشمان آزربایجانیهای طالب ایران واحد را باز کند. فدرالیستها در صورت موفقیت محکومند با امثال ایشان تعامل کنند!!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ببینید حدود صد سال است که تمام امکانات مادی- معنوی از جمله مطبوعات و رادیو - تلویزیون سینما تئاتر شعر و ادبیات و آموزش- پرورش و امثالهم همگی در اختیار تمام عیار فارس و فارسیت قرار گرفته خوب فکر میکنید بجای صد سال اگر ١٠٠ روز ما ترکها این ظلم و ستم را بر فارسها روا میداشتیم چه اتفاقی میافتاد آیا فارسها خواهان استقلال وجدائی نمیشدند ؟ببینید اینها تحمل ٣٠-٤٠ دقیقه برنامه موادبانه تلویزیون بی بی سی را ندارند ولی صد سال ما را مورد تحقیر قرار داده اند کامنت آقا کرمی را خوب بخوانید مینویسد « شما و هم تبارانتان هرچه داد و فریاد بزنید، مردم اذربایجان در طول تاریخ ایران جز عقب ماندگی، جز سد کردن گذار به دمکراسی، جز اغتشاش در همبستگی ملّی و تفرقه، جز برقراری سیستم فئودالیته، جز رواج شیعه گری قشری، جز فرهنگ عاشورا تاسوعای و. یا چماق بازی و شمشیر کشی، دست آوردی نداشته و نخواهید داشت.
لطفأ چاور

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ارزو میکنم ای کاش پزشگی بودی در جائی در جهان و یا در محله ای در تبریز و یا خیاطی در سلماس و یا کشاورزی در دشت مغان وهمواره در خدمت مردم خود. چه حاصل از انقلابیگری ؟. ای کاش انقلابی نبودی .لعنت به انقلاب که تورا از خدمت به مردمت جدا کرد .
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Anonymous گرامی،
دکتر تقی ارانی در جوانی افکاری آریاپرستانه داشت. معتقد بود که در ایران، باید زبانهای دیگر، غیر از زبان فارسی را بین برد و مخصوصا روی زبان ترکی انگشت می‌گذاشت.
او بعدها به مارکسیسم روی آورد و نظرات پیشین خود را رد کرده و با عنوان "عقاید دوره جوانی" از آنها یاد کرده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کرمی ای کاش من میدانستم که این ترکها برای جنابعالی چه کار بدی کرده اند که هر روز میگذرد دردش بیشتر شما را ناراحت میکند اگر امکانش هست لطف کنید بگوید تا شاید قابل درمان باشد و الا جنابعالی باید تا آخر عمر متحمل این درد ناعلاج شوید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با توجه به اینکه تعدادی از ١٥ نفر نامبرده شده از جمله آقای شاهرخ زمانی طی تکذیبیه ای این عمل جعل امضاء را محکوم کرده و با توجه به یک اطلاعیه دیگر ١٥٠ نفری که افراد شناخته شده با انتشار تکذیبیه و محکوم کردن جعل امضاء از وجود چنین اطلاعیه اعلام بی خبری کردند ، مسئله مهم اینست که برخی حضرات و بالخص رژیم شونیست ایران تاب و تحمل یک برنامه ٣٠-٤٠ دقیقه تلویزیونی را که در آن از ظلم وستم به ملت ترک آذربایجان صحبت شده را ندارند ولی همین تلویزیون بی بی سی و تمامی رادیو و تلویزیون های داخل ایران و خارجی فارسی زبان حدود صد سال است که هر گونه بد و بیرا و جعل تاریخ و انکار حقایق را در رابطه با ملل غیر فارس بالخص ما ترکها را کرده اند .و درست در همین نقطه است که باید گفت حقایق مثل زهر بر حلقوم مبارکتان در حال ریخته شدن است و بی بی سی و امثالهم امروز مجبور شدند و فردا رادیو و تلویزیون خود رژیم مجبور

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام عزیز،
همانطور که شما هم به گذشته اشاره کرده اید. به صرف داشتن عقیده، به زندان رفتن شخص را منزه از خطا و ایراد نمیکند. درک انسان از مسایل سیاسی و اجتماعی، احترام به حقوق افراد و گروههای ملی و مدنی شخص اورا از اشخاص دیگر متمایز میسازد. برای مثال تقی ارانی با اینکه خود به جامعه تورک آذربایجانی تعلق داشت، درک مدنیت جامعه انسانی تورک آذربایجانی را نداشت. او نیز مثل خیلی ها که در اروپا تحصیل کرده اند، خود را به سر زمین واهی زرتشت، که گویا مهد تمدن آریایی خیالی می بوده، می پنداشت. الان هم از جامعه ترکی آذربایجانی کسانی هستند که بر خلاف منافع ملی و انسانی بر پان ایرانیستی بودن خود بر اساس زبان و مدنیت فارس پای می فشارند (نظیر حجت کلاشی، مصطفی بادکوبه ای، افشین جعفری). اینها که خود را آزاد میپندارند. اما در تعلقات فکری برده ای بیش نیستد، گرچه خود را آزاد می پندارند!
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای چالنگی گرامی،
متاسفانه در کشور ما نگاه درستی به زندانی سیاسی وجود ندارد. از نظر بسیاری، زندانی سیاسی موجودی است مقدس و منزه و پاک و معصوم و مظلوم!
وقتی زمان انقلاب از زندان آزاد شدیم، به صرف اینکه زندانی سیاسی بودیم، مسؤلیتهایی به ما می‌سپردند که مطلقا شایسته آنها نبودیم. و ناگفته نماند که ما هم با کمال میل می‌پذیرفتیم!
من در زندان با آقای طالقانی و منتظری و رفسنجانی و گیلانی و رفیق دوست و دیگر سران بعدی رژیم هم‌بند بودم. البته آنها در طبقه بالا بودند و ما در طبقه پایین. در طبقه پایین هم زنده یادانی چون غلام ابراهیم زاده، ابوتراب باقرزاده، انوشیروان لطفی، محسن مدیر شانه چی و.... بودند.
آیا می‌توان همه اینها را با یک معیار سنجید؟
متاسفانه ما نه تعریفی از جرم سیاسی(واقعا این جرم سیاسی چیست؟) داریم و نه از زندانی سیاسی.
راه دور نرویم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ضمن تشکر از بهنام عزیز،
بعضی از دوستان درک فرهنگی اشخاص را نادیده میگیرند. سعی به صرف ظاهری اشخاص دارند و میگویند: فعالی زندانی سیاسی هست و یا بود. او نمیتواند ضد حقوق بشر باشد. زندانی سیاسی بودن خیلی مواقع ملاک بر طرفدار حقوق بشر بودن هم نیست. آیت الله خامنه ای یکی از آنها بود. درک تعلقات مدنی شخص او را به هر کاری وا میدارد. احمد کسروی، تقی ارانی، حسین کاظمزاده ایرانشهر و سید حسن تقی زاده نمونه ای از آنچه بیان کردم میباشد. بیایید کمی واقع بین باشیم، نه ظاهرگرا!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حضرات امضاء کننده این بیانیه , خواه قبول بفرمایند یا نه, ایران یک کشور چند ملیتی است که در آن نزدیک 90 سال است اقلیت فارس قدرت را قبضه کرده‌است و با زیر پا گذاشتن تمام کنوانسیونهای بین‌المللی و سازمان ملل حکومت میکنند( مراجعه فرمائید به مواد قانون اساسی کشور , به وزرا و پستهای کلیدی کشور و....) . بنابراین آقای صالح کامرانی حق داشت در این مناظره بی بی سی بگوید که 8 نفر از وزرای رئیس جمهور روحانی اصفهانی هستند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زندانیان :
-«برنامه‌هایِ بخشِ فارسیِ خود (پرگار) را به میدانی برایِ فعالیتِ تبلیغاتی علیهِ حیات و اصولِ ملی ایران تبدیل کرده ست. چنانکه در این برنامه ... افزایشِ تنش‌هایِ هویت‌طلبانه و حقوقِ قومی... در آذربایجان مسلم فرض شد، و چاره‌یِ آن در ایران دوستانه‌ترین! روی‌کرد، «تکه تکه کردنِ حاکمیتِ ملیِ ایران» از راهِ فدرالیزاسیون»

اینجا آقایان فدرالیسم را برابر تجزیه طلبی ترجمه میکنند. چه کنیم ؟ در زبان ملی گرایی فارسی چنین معنی میدهد.

-«یگانگیِ ملی ایران (ایران؛ یک کشور، یک ملت)[ رویشان نشده یک فرهنگ را هم بنویسند- ولی عملا پیش برده اند-بیش از 80 سال]، بخش ناپذیریِ حاکمیتِ ملی ایران ... استقلالِ ملیِ ایران و تمامیت ارضیِ ایران، چهارچوبی است مسلم و پولادین»

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود بر نظرات روشنگرانه و آگاهى بخش تان جناب آقاى كرمى.
با وجود روشنفكران پاك نژاده اى چون شما كه مطالب راجع به دمكراسى،ليبراليسم و راسيوناليسم را مستقيماً از زبان آلمانى مطالعه مى كنيد دشمنان نژاد پاك آريايى كارى از پيش نخواهند برد. شما را متهم به نژادپرستى مى كنند!مگر شما بجز رفرنس هاي دست اولى كه از منابع و فيلسوفهاى آلمانى در افشاى دشمنان نژاد پاكمان مى دهيد كار ديگرى هم مى كنيد؟
البته دشمنان سرزمين پارسه،تحمل راسيوناليسم و ليبراليسم و دمكراسى را ندارند بخاطر همان هم است كه دايماً در مقابل مقالات روشنگرانه و راسيوناليستى شما پاك نژاده گان زاگرس تبار (آقاى اقبال اقبالى،آقاى كاوه جويا و آقاى ناصر كرمى) مجبور به سياه نمايى و برخورد حذفى مى شوند.اهورا مثلث شما پاك نژادگان را از گزند اهريمانان بدخواه دشمن ايرانى و زبان پرافتخار پارسى مصون بدارد.اهورا سرزمين پاكمان را از گزند
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
علی رضای گرامی،
من نمی‌توانم در این مورد اظهار نظر و قضاوت کنم زیرا اطلاعی از آن ندارم. من کاری هم به اشخاص ندارم. آنچه که مد نظر من است، مضمون این اطلاعیه است. تفاوتی هم نمی‌کند که چه کسانی آن را امضا کرده باشند.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای رازی گرامی،
من علاوه بر بحثهای مفصلی که در سایت اخبار روز داشته‌ام، اولین باری که به صورت نوشته‌ای مستقل در ایران‌گلوبال به مساله جدایی پرداختم، پاسخ به مقاله‌ای بود از آقای انصافعلی هدایت. در آن نوشته، به روشنی تمام نوشتم که هرگونه جدایی، به زیان کل مردم ایران و همچنین به زیان منطقه جدا شده خواهد بود و این جدایی، بدون شک، از دریایی از خون و ویرانی خواهد گذشت.
من مخالف سرسخت جدایی هستم ولی در عین حال، جدایی طلبی را جرم و تابو نمی‌دانم. از نظر من، جدایی طلبان هم حق و حقوقی دارند و باید آزادی بیان آنها را تامین و تضمین کرد.
مسلما بین بیان نظر، و تبلیغ کشت و کشتار و جنگ و خونریزی، دریایی فاصله است ولی تشخیص این دریایی از فاصله هم به همین سادگی نیست.
بی بی سی ارگان ام آی 6 است و حافظ منافع حکومت بریتانیا. من در این مورد هیچ شکی ندارم. در این هم شکی ندارم که اگر امروز بی بی سی ترتیب

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این آقای علیرضا اردبیلی ماهم گاهی خیال میکند که خیلی لیبرال و دموکرات است ولی توجه نمیکند که لیبرال و دموکرات بودن هم خط قرمز دارد و نا محدود نیست..
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خمینی 15 سال در تبعید بود. خامنه ای زندانی سیاسی بود. و همکاران آنها.
-تاریخ نشان داده تبعید و زندان «تقدس» ایجاد نمی کند. و نه «مظلومیت » موجب تقدس است.
-باز تاریخ نشان داده آیندگان مجبورند هر چیز را بر اساس «منافع و بهزیستی» فردی-عمومی خود محک بزنند.
-همینطور تاریخ نشان داده کشورهای بزرگ سرمایه داری علی رغم گذشته ی استعماری و نواستعماری، علی رغم اداره ی سیستم بردگی جهانی، در قلمرو داخلی خود «آزادیهای نسبی» را ایجاد کرده اند که به سود بهزیستی خودشان و بشر است.
نمی توان به خاطر ماهیت تاریخی-سیستمی آنها ارزش آزادیهای «مدنی-موکراتیک» نسبی موجود را نفی کرد و با دید توطئه و دایی جان ناپلونی به همه چیز نگاه کرد.
نه آقا جان ، نه، این متد نگاه غلط است.
نگاه نوین لازم داریم. این نگاه هم آن است که «آزادیهای دموکراتیک مفید برای بهزیستی ست»
حالا از سوی هر کس و نیرو ودولت و بنگاهی باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
براستی چقدر فرهنک سیاسی ایرانی-پارسی عقب مانده است که هنوز از درک این اصل بنیادین دموکراسی, مدرنیته و حقو ق بشر عاجز مانده که مشروعیت هر کشوری تنها و تنها از اراده سیاسی انسانها بر گرفته می شود نه از دین و شرع و تاریخ. هر کس و هر فرقه ای جز این بیاندیشد در صف فاشیسم و دشمنان انسانها قرار دارد و محکوم به نابودیست. قرائت مخدوش از تاریخ برای سرکوب دیگر ملتها ودموکراتهای!!! خود خوانده ضد دموکراسی, زندانیان سیاسی!!! مخالف حقوق بشر و غیره نوبر های دوران مایند و تنها در ایران فارس محور میتوان شاهد چنین موجوداتی بود. جناب بهنام ما راهی جز استقلال نداریم چرا که شما برای تعامل و برقراری فدرالیسم , شریک سیاسی مطرح در میان ملت فارس ندارید.
تصویر علی رضا اردبیلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدر گرامي،
اگر واقعا كساني از زندانيان سياسي كه خود قرباني نبود آزادي بيان هستند، خواهان شكستن قلمهاي ديگران بوده و خطاب به يك دولت دمكراتيك غربي، خواهان گسترش محدوديتهاي مرسوم در جوامع نكبت زده استبدادي، به جوامع برخوردار از آزادي بيان باشند، يك فاجعه است.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انصاف گرامی،
من تا آنجایی که وقت و حوصله‌ام اجازه دهد، تلاش می‌کنم تمامی کامنتها را بخوانم.
من برداشت خودم را از مجموعه دهها کامنتی که در سایت نوشته‌اید بیان کردم. آنچه را هم که شما نوشته‌اید، برداشت شما از نوشته‌های من است. متاسفانه موارد خاصی را بیان نکرده‌اید.
در مورد شما من آخرین نمونه را ذکر می‌کنم تا یکی از دلایل این برداشتم را نشان دهم:
آقای لوایی مطلبی از آقای امیر احمدی منتشر کردند. کیانوش گرامی مطرح کردند که حد و حدود نوشته آقای امیر احمدی مشخص نیست. من به عنوان مسؤل فنی، مقاله مصاحبه ایشان را پیدا کرده و با مقایسه‌ای اجمالی دریافتم که آقای لوایی آن را کامل منتشر نکرده‌اند. از آنجایی که ما تغییری در مقالات نمی‌دهیم مگر با رضایت نویسنده، من متن کامل را جایگزین کرده و به آقای توکلی توضیح دادم.
شما کامنتی نوشتید و مرا هم همراه با آقای لوایی مورد عنایت قرار دادید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان ..فقط چند دقیقه فکر کنید که چمدان های دستی , که هاوی کدهای بمب های اتمی کشور های که صاحب این سلاح های هسته ای هستند و در هر سفر خارجی رئیس جمهور این کشورها , این چمدان ها بایستی همراه آنان باشد, یکی در دست آقای کرمی , این ژورنالیست مدرن , سکولار و از همه مهمتر « دموکرات» باشد. همانطور که خوب حدس زدید , حتم دارم که ایشان بجای اینکه ایران را به (( جهنم)) تبدیل بکند , بعد از یکسان کردن خاک و مردم آزربایجان با این بمب ها, ایران را به « بهشت و یک کشور دموکراتیک » تبدیل خواهد کرد. چون ما ترک ها در طول تاریخ نگذاشتیم و الان هم نمی گذاریم این آقایون هم پیشرفت بکنند و هم دموکراتیزه بشوند. بنا به نوشته ایشان (( اکنون بحث سکولاریسم، دمکراسی، و حتّی بحث حقوق اقوام است))..بعنی ای ترک تباران ما ها ( اقبالی ها, نوری زاده ها, کرمی ها سلطنت طلبان رنگارنگ و....) آنقدر دموکرات شده ایم که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام گرامی! از شما کمی بعید بود. شما نظرات مرا در مورد جدائی خواهی مسملا می دانید و گمان نکنم که مرا به تقدیس تمامیت ارضی متهم کنید. پس نیازی به توضیح واضحات در این زمیه نیست. من هم مثل شما نمی دانم این دوستان چگونه در زندان به برنامه بی بی سی دسترسی داشته اند و پیامشان را چگونه به بیرون رسانده اند. همینقدر می دانم که جمهوری اسلامی و مافیای نظامی اقتصادی آن امکاناتی هزاران برابر این را در اختیار نژادپرستان ترک قرار می دهد، تا با نشان دادن لولوی تجزیه طلبی بتواند هر صدایی را خفه کند (ماجرای پلاکاد 10 متری آذربایجانی جنوبی ایران نیست را حتما بیاد دارید). مشکل اینجاست که اعتقاد به ویرانگر بودن تجزیه ایران می شود "تقدس تمامیت ارضی" ولی تبلیغ برای جنگ و ویرانگری و برادرکشی و همچنین نژادپرستی آشکار می شود "آزادی بیان". بی بی سی یک رسانه مستقل نیست، بی بی سی بازوی رسانه ای ام.آی سیکس است و
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ناصر کرمی،
در بحث برنامه پرگار 3 ایرانی شرکت داشتند همراه با گرداننده برنامه.
اینکه شما آنها را ایرانی نمی‌دانید و به تبار آنها نظر دارید، نشان از دوری شما از قافله تمدن و دمکراسی است.
شما با وجود اینکه سالها در آلمان زندگی کرده‌اید، شناختی هم از جامعه آلمانی ندارید. اگر "مردم تُرک تبار" همین امروز هم در آلمان ادعای "تجزیه و جدایی یک وجب از خاک آلمان را بکنند"، جامعه آلمانی برخلاف شما، رسانه‌ها را در اختیار آنها قرار می‌دهد و آنها را به بحث و گفت و شنود دعوت می‌کند و کسی را سرکوب نمی‌کند. البته نئونازیستهایی مانند شما تلاش خواهند کرد که برای آنها جهنم درست کنند ولی کلیت جامعه آلمانی چنین کاری نخواهد کرد و جلو این نئونازیستها را خواهد گرفت.
من شخصا نه تنها مدافع آزادی بیان "جدایی طلبان" و در عین حال "تمامیت خواهان" و "ایران پرستان" هستم، حتی از آزادی بیان افکار بغایت "نژادپرستانه"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاى انصاف مشکل شما چيست؟ قبل ازاينکه به آقاى بهنام حمله کنيد, ميتوانيد جواب سئوالهاى ايشان را بدهيد؟ شما و زندانيان سياسى مجاز به اظهار عقيده هستيد همانطور زندانيان سياسى اظهار نظر کردند, آقاى بهنام هم اظهار نظر کرد و همينطور من و شما, مشکل چى هست؟ مهم اين هست که گفتگويى اتفاق به افتد, تا شايد يک راه حل منطقى پيدا شود, راه حلهايى که زندانيان سياسى و شما ارائه داده ايد, بيشتر از صد سال هست که مردم ايران به بند کشيده است و ديگر منطقى نيست اين راه را برويم, اجازه بدهيد که يک راه ديگرى را امتحان کنيم, وقتى که يک راه حل, يک ملت-دولت صد سال جواب نداده است و نا رضايتى, ظلم و ستم مضاعف را بيشتر کرده است, اين ره به جايى نميبرد و خود باعث تجزيه ايران, اين سرزمين مقدس خواهد شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام گرامی عجیب است که شما از چند کامنت اینهمه نتایج روانشناسانه در باره شخصیت من اتخاذ کرده اید: " شما نمی‌خواهید گفت و شنود کنید. شما کسانی را که مخالفتی با نظراتتان دارند، دشمن می‌دارید و تمام تلاشتان در جهت کوبیدن و از میدان به در بردن آنهاست.". اگر من قصد کوبیدن و از میدان به در کردن کسی را داشتم مانند همفکران هویت چی شما به توهین و تمسخر متوسل میشدم. دوست گرامی من آنچه از شما دیده ام همراهی با ایران ستیزان و مخالفت با ایراندوستان در همه جا ـ البته بصورت مودبانه ـ بوده است. یعنی همان نقش پانترک های دشنام گو را شما بصورت مودبانه و هوشمندانه تر انجام میدهید. دربرابرتوهین ها و دروغ ها و بی نزاکتی های ایران ستیزها ساکت هستید. ولی همینکه کسی از موضع ایراندوستی کمی تندی میکند به میدان میشتابید و درس اخلاق و بردباری میدهید! بهنام گرامی اینهارا خوانندگان میبینند و داوری میکنند.
تصویر ناصر کرمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

آقای اژدر بهنام.....وقتی 3 نفر با پیشینهءِ تُرک تباری به سرپرستی اقای کریمی به موضوع ملّی و به سرنوشت سرزمین مادری و پدری ایرانیان می پردازند، بدون اینکه یک ایرانی در آنجا باشد، اساس کار غیر دمکراتیک است. تا چه رسد به آزادی بیان. ا
گر مردم تُرک تبار بعد از 3 نسل در آلمان میتوانند ادعای تجزیه و جدایی یک وجب از خاک آلمان را بکنند، و یا ادعای استقلال حتّی یک شهرک و روستا و مساحتی به اندازهء یک زمین فوتبال را بکنند، آنوقت شما و هم تباران شما اجازه دارید و از آن ازادی بیان برخوردار خواهید بود که در اینجا و آنجا و در پس کلبه های خود در مورد ایران و یا قسمتی از جغرافیای آن سخن به میان آورید.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای انصاف گرامی،
باز هم بی‌انصافی کرده‌اید! من چرا حق آزادی بیان زندانیان سیاسی ایرانی را برنتابم؟ کجای نوشته من شما را به این نتیجه رسانیده است؟
من ابتدا از داشتن امکان نوشتن اعتراضیه و امکان اظهار نظر آنها اظهار خوشحالی کرده‌ام و سپس از اینکه اعتراض این عزیزان "نه در جهت دفاع از آزادی بیان و نظر، نه در دفاع از حقوق مردم کشورمان، بلکه در ضدیت با آن است" اظهار تاسف کرده‌ام.
آیا به نظر شما من باید برای این کار آنها کف می‌زدم و آفرین می‌گفتم؟ آیا به نظر شما انتقاد از زندانیان سیاسی جرم است؟
اگر نوشته‌های مرا خوانده باشید، متوجه می‌شوید که من مخالف جدایی آذربایجان یا هر بخش از کشورمان هستم و آن را به زیان مردم آن مناطق و دیگر مناطق کشورمان می‌دانم. ولی از حقوق جدایی طلبان و یا به عبارتی دیگر، استقلال طلبان و از آزادی بیان و فعالیت آنها دفاع می‌کنم. من حتی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام گرامی شما که برای حق آزادی بیان تجزیه خواهان اینهمه نگرانید چطور است که حق آزادی بیان زندانیان سیاسی ایرانی را که از کنج بند رژیم ملاها ندای ایراندوستی سر میدهند برنمیتابید؟ چرا اینقدر ناراحتید که زندانیان سیاسی هم بتوانند اظهار نظر کنند؟ هویت چی های محبوب شما همین دیروز در مراسم روز قدس رژیم شرکت کردند و اظهار نظر نمودند. هم رژیم جمهوری اسلامی و هم رسانه های خارجی بلندگوهایشان را در خدمت هویت چی ها گذاشته اند. آنوقت شما از بیان عقیده زندانیان سیاسی ایرانی که با هزار سختی صدایشان را در حمایت از حاکمیت ملی ایران به بیرون رسانده اند سراسیمه شده اید. خوشبختانه قدرتی در دست ندارید وگرنه لابد میهندوستان را بجای زندان از دم تیغ میگذراندید تا دیگر صدایی نداشته باشند تا اظهارنظر کنند.