آیا سر مردم باز هم بی کلاه می ماند؟

نگرانی بزرگ مردم این است که اگر میلیاردها پول بلوکه شده ی ایران در جهان به حساب تاریک و غیرشفاف حاکمیت مذهبی بازگردد مبادا باز هم صرف جنگ افروزی در منطقه شود و به حساب حسن نصرالله و پیروانش در لبنان یا بشار اسد جنایتکار و حامیانش در سوریه و ... برود و باز هم سر مردم بی کلاه بماند...مردم ایران همواره شاهد شعارهای پوچ از تریبون ها و رسانه های حاکمیت بوده اند، حال آنکه سردمداران غرق در تجمل و ثروت های به یغما رفته ی میهن در آسایش و رفاه کهکشانی زندگی می کنند

هنگامی که امام حاکمیت مذهبی برای پایان دادن به جنگ خانمانسوز هشت سال میان دو کشور قدرتمند و نفت خیز منطقه ، جام زهر را سرکشید در بسیاری از نوشته ها و نقل قول ها از فرماندهان جنگ در آن زمان این زهر خوردن به سبب نامه این فرمانده ها به او به سبب کمبود منابع مالی و تسلیحاتی دانسته شد و همواره در تمامی سال های پس از جنگ نیز به آن اشاره می کنند .

اما هیچکدام از این بزرگان حکومت اشاره به اصل ماجرا نمی کنند و آن این بود که : صدای مردم جنگ زده و رنج دیده داشت به فریاد تبدیل می شد و در چند شهر نیز در همان زمانها مردم سر به اعتراض بر علیه حاکمیت فریبکار و جنگ فرسایشی بیهوده و فشار افتصادی برداشتند که بیدرنگ توسط نیروهای امنیتی سرکوب شد و از طرف دیگر کسی حاضر به رفتن جبهه بصورت داوطلب نبود .

اشاره ام به سبب توافقی است که این روزها پس از سالها گفتگو و مذاکره و چانه زنی بین نمایندگان حکومت و شش قدرت جهانی انجام گردید . پس از هشت سال دروغ و نیرنگ و چپاول و یاوه سرایی دولت پاکدست !!! و برجسته کردن تهدید میان تهی اتمی و چنگ و دندان نشان دادن به جها نیان که سبب ایجاد تحریم های بیدادگرانه و پی در پی غرب بر علیه مردم سرکوب شده ایران شد ، و ادامه آن می رفت که عفریت جنگ را باز به میهن بکشاند مردم در انتخاباتی که دواطلبین آن از منتخبین حاکمیت بود روحانی را با پیام گشودن درهای دوستی ایران با جهانیان و دست برداشتن از ادامه بازی انرژی هسته ای که میلیاردها دلار پول و سرمایه ملی کشور را به تارج داد و آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و بهبود شرایط اقتصادی ، به ساختمان ریاست جمهوری فرستادند .

مردم تحت فشار فقر و بیکاری و اعتیاد و فحشا همواره شاهد چپاول های گوناگون وابستگان حکومت بودند و از طرفی سرکوب جنبش های اعتراضی مدنی کارگران و معلمان و پرستاران و ... زندانی کردن مبارزان میهن توسط نهادهای امنیتی و انتظامی همگان را جان به لب رسانده بود . از جانبی دولت پیشین و کارگزاران حاکمیت دم از ریاضت اقتصادی و تحمل شداید می زد و از طرفی دود غلیظ تحریمها چشمان مردم را به کوری کشانده و نفس های اقتصاد به شماره افتاده ، در این میان مانند همیشه مردم شاهد شعارهای پوچ از تریبونها و رسانه های حاکمیت بودند که سردمداران غرق در تجمل و ثروتهای به یغما رفته میهن در آسایش و رفاه کهکشانی نسبت به مردم زندگی می کردند .

پیام جان به لب رسیدن مردم به ارکان حاکمیت مخابره گردید و تحریم ها نیز بنیه درآمدی حکومت را ضعیف کرده بود ، این دو عامل بزودی سبب بروز حنگ می گردید و بی تردید زیر ساخت های کشور مورد آسیب بیگانگان قرار می گرفت و از جهتی نیز مرد با فشارهای وارده سر به شورش بر می داشتند و برکناری حکومت را طلب می کردند . از آنجایی که مبارزان میهن دوست تریبونی نداشتند هر چه در آن سالهای سیاه فریاد برآوردیم که ایران با توجه به داشتن کویر و آفتاب و باد و انرژیهای پاک نیاز به انرژی هسته ای ندارد و ثروتهای ملی میهن را بیهوده به کام روس های خیانتکار و چین نریزید ، گوش حکومت بدهکار نشد که نشد و این همه آسیب دیدیم .

نوشته ام بدرازا کشید، اما نگرانی بزرگ مردم این است که اگر میلیاردها پولهای بلوکه شده ایران در جهان به حساب تاریک و غیرشفاف حاکمیت مذهبی بازگردد مبادا باز هم صرف جنگ افروزی در منطقه شده و به حساب حسن نصرال..و پیروانش در لبنان یا بشار اسد جنایتکار و حامیانش در سوریه و یا در یمن ، عراق ، افغانستان ، ونزوئلا و ... برود و باز هم سر مردم بی کلاه بماند . در این میان دولت باید همه توانش را همانگونه که صرف مذاکره و توافق نمود و به نتیجه رسید با همان اراده پول های بازگشته را صرف بهبود وضعبت اقتصادی در بخش های گوناگون صنعت و کشاورزی و نفت و گاز و ... نماید .

از جهتی زندانیان سیاسی و عقیدتی آزاد شوند . اعدام ها در زندانها و میادین شهرها لغو گردد ، زنان و مردان یکسان در برابر قانون باشند و تبعیض علیه زنان برداشته شود ، زنان پرمهر میهن بتوانند با آزادی به ورزشگاه ها برای تماشا و تشویق بازی های ورزشی بروند . احترام و ارج گذاشتن به هم میهنان با ادیان و گویش ها و فرهنگ های دیگر از جانب حاکمیت تایید و احترام گذاشته شود . پاینده ایران و جاوید مردم میهن مهر . اینجا ایران ، شهریار و من همراه رنج و خوشی مردم کشورم ........*

 

* زرتشت احمدی راغب، کنشگر مدنی در ایران است.

 

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.