ادغام مذهب در فرهنگ

در تجزیه و تحلیل پدیده های اجتماعی عموما نیروهای چپ عوامل فرهنگی را نادیده می گیرند و بر این باورند که "طبقه ی حکام" جهان بینیِ خاص خود را به بقیه ی جامعه تحمیل می کند. در برخورد با مذهب هم نیروهای چپ چنین دیدی دارند و آن را به عنوان "جسمی خارجی" می بینند که توسط "طبقه ی حکام" در رگهای جامعه تزریق می شود.
تصور کارل مارکس از مذهب به عنوان "افیون توده ها" هنوز هم در بین نیروهای چپ رواج دارد. در تجزیه و تحلیل پدیده های اجتماعی عموما نیروهای چپ عوامل فرهنگی را نادیده می گیرند و بر این باورند که "طبقه ی حکام" جهان بینیِ خاص خود را به بقیه ی جامعه تحمیل می کند. در برخورد با مذهب هم نیروهای چپ چنین دیدی دارند و آن را به عنوان "جسمی خارجی" می بینند که توسط "طبقه ی حکام" در رگهای جامعه تزریق می شود. اکثریت چپها معتقدند که اگر مذهب از مدارس و سایر نهادهای دولتی و همچنین از رسانه ها حذف شود، می توان مذهب را در جامعه ریشه کن کرد.
 
تجربه ی کشورهای سابقا سوسیالیستی ثابت کرد که چنین تصوراتی با واقعیت همخوانی ندارد. پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم تقریبا در همه ی کشورهای سابقا سوسیالیستی مذهب مجددا و شدیدا جان گرفت. طبق نظرسنجی موسسه لوادا 69% مردم روسیه خود را مسیحی می دانند و فقط 22% آنان خود را بیخدا می دانند. در صورتی که فقط 27% فرانسوی ها و 28% هلندی ها طبق نظرسنجی یورو بارومتر به خدا اعتقاد دارند.
 
اینکه مذهب علیرغم همه ی تلاشها همچنان به حیات خود ادامه داده و در مراحلی تاریخی با شدت گرفتنِ تفکرات مذهبی در جوامع گوناگون روبرو هستیم، ناشی از آن است که مذهب ریشه ای فرهنگی دارد. حتی مخالفین مذهب از تاثیرات فرهنگی مذهب بر افکار و رفتار خود در امان نیستند. برای نمونه چپ های ایرانی نیز پسران خود را ختنه می کنند، با اینکه می دانند ختنه، رسمی اسلامی ست. آنان حتی راجع به این موضوع چندان فکر نمی کنند که آیا درست است پسران خود را ختنه کنند یا نه، و همان حرفهای اسلامیون را راجع به مزایای ختنه تکرار می کنند، بدون اینکه خودشان در این مورد کمی تحقیق کرده باشند. حتی پس از دهه ها زندگی در کشورهای غربی تقریبا همه ایرانیان پسران خود را ختنه می کنند.
 
مورد دیگری که نشان می دهد انسان از نظر فرهنگی تا چه اندازه تحت تاثیر تصورات مذهبی ست، نوشته های ایرانیان چپ و مخالف مذهب به مناسبت مرگ عزیزان شان است. با اینکه آنان به زندگی پس از مرگ اعتقادی ندارند، ولی بسیاری از آنان در این نوع نوشته ها فردِ درگذشته را مورد خطاب مستقیم قرار می دهند، با جملاتی مانند "میدانی چقدر دلم برایت تنگ شده" یا "یادت هست با هم رفته بودیم فلان جا" و امثالهم.
 
حتی افرادی که مذهبی نیستند یا ضد مذهب هستند، متاثر از تفکرات مذهبی رایج در فرهنگی هستند که در آن بزرگ شده اند، و آن را به نسل های بعدی بطور مستقیم یا غیرمستقیم منتقل می کنند. این یکی از دلایلی ست که برای نمونه باعث می شود در بین مهاجرین مقیم اروپا فرزندان شان "به ناگهان" مذهبی تر از پدر و مادر خود شوند، و یا اینکه "به ناگهان" پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم با رشد چشمگیر تفکرات مذهبی در اروپای شرقی روبرو شویم، و یا اینکه در کشورهای اسلامی "به ناگهان" شاهد رشد جریانات اسلامگرا شویم.
 
ایمیل نویسنده: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ختنه کردن از آئین های دین یهودیت بوده که به دین اسلام هم وارد شده است.یکی از آئین های جایگزین شده در مراسم های کهن قربانی نمودن و ریختن خون.دلایل دال بر سلامت و بهداشت ساخته ی دست مروجین دین است. تائیدیه ی پزشکی ندارد بلکه برعکس با ختنه نمودن تعداد زیادی از سلول های عصبی تحریک جنسی به مرور زمان خاصیت خود را از دست می دهند و از بین می روند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پس طبق ادعای فمنیست های ضد مرد جهان سومی ایرانی ، تمام مردهای آمریکا جلقو هستند و دائم بفکر خودارضایی و استمناع هستند . بیچاره مرام های وارداتی ایرانی !
تصویر آزاده سپهری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"ختنه در مردان خودارضایی را دشوارتر می کند. یعنی رسیدن به ارگاسم از طریق خودارضایی در بین مردانِ ختنه شده دشوارتر است تا مردانی که ختنه نشده اند. در آمریکا برای جلوگیری از خودارضایی مردان، ختنه را وارد کردند. نیروهایی که ختنه را تبلیغ می کردند و سعی در رواج آن داشتند، این موضوع را مد نظر داشتند و انگیزه شان "اخلاقی" بود، و نه بهداشتی یا پزشکی" (بخشی از یادداشتی کوتاه در رابطه با ختنه ی پسران در آمریکا که در وبلاگم منتشر کرده بودم).

لینک کل مطلب: http://azadehsepehri.blogspot.com/2015/07/blog-post_62.html