تکرار تاریخ پس از سی و هفت سال،

خمینی و جانشین او بارها ادعا کرده‌اند که هر گونه همراهی رسانه‌های غربی با یک گفتمان، نشان دهنده انحراف آن می‌باشد یا هم‌پوشانی منافع غربی‌ها با آن گفتمان را نشان می‌دهد. اگر این‌چنین است کدام منفعت مشترک تریبون‌های پرخرج غربی را در اختیار نهضت خمینی قرار داد؟

یکی دوماه قبل از حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی ، گفتگویی با صدای امریکا داشتم ودر بخشی از آن به این سخن آیت اله خمینی اشاره کردم که " برای حفظ نظام ، حتی می توان نماز را تعطیل کرد" . پس از یاد آوری این سخن عجیب ،گفتم : " وقتی برای حفظ نظام بتوان نماز را تعطیل کرد، حتماً دروغ هم می توان گفت ، تجاوز هم می توان کرد و هزاران مفسده دیگر را مرتکب شد" . ساعاتی بعد، با شیخ تماس تلفنی داشتم. حس کردم که از من دلخور است . با لحنی همراه با شوخی و دلخوری گفت : " چرا تن آن پیرمرد را در گور می لرزانی ؟ " سپس برخی توجیهات برای موجه جلوه دادن سخن آیت اله خمینی ارائه کرد. به آقای کروبی گفتم : " اگر فکر می کنید اینگونه سخنان آیت اله خمینی صحیح است بهتر است تا نسل اول حامیان و نزدیکان او در قید حیات هستند نقاط ابهام پیرامون شخصیت آیت اله خمینی مطرح شود و حامیان جدی او در صدد پاسخگویی بر آیند."

همان موقع پرسش های زیادی که در ذهن بسیاری از جوانان در خصوص وقایع سال پنجاه وهفت وجود داردرا به خاطر داشتم و قصد من از توصیه به شیخ هم لزوم پاسخگویی نسبت به همان سؤال ها یا اعتراف به عدم امکان پاسخگویی بود. آنچه داستان پنج سال پیش را برای من یاد آوری کرد رفتار حمایت آمیز برخی رسانه ها وسیاست مداران غربی نسبت به سید علی خامنه ای و سیاسیت های اوست که پرسش های فراوانی در اذهان ایجاد کرده است. . یقین دارم این وضعیت ، بسیاری از افراد را به یاد سال پنجاه و هفت هجری شمسی می اندازد. در آن سال ، ناگاه دولت عراق تصمیم به اخراج آیت اله خمینی گرفت. بر اساس آنچه سید احمد خمینی و برخی نزدیکان رهبر انقلاب نقل کرده اند او تلاش کرد از طریق زمینی به کویت برود اما دولت کویت مانع شد و نتیجه آنکه فرانسه برای اقامت آیت اله خمینی انتخاب شد. این نقل مکان در حالی صورت گرفت که شهرهای مختلف ایران ، شاهد تظاهرات ضد حکومتی بود و چندی قبل از آن ، تصویر آیت اله خمینی در صفحه اول یکی از دو روزنامه پر تیراژ ایران منتشر و نام او بر سر زبان ها افتاده بود. در واقع انتقال آیت اله از عراق به فرانسه ، موجب شد در شرایط جدید ایران ، او ارتباط بهتر و بیشتری با رسانه های پر مخاطب و تأثیر گزار جهانی داشته باشد. پس از آن هم، برخی رسانه های فرانسوی و انگلیسی به مهم ترین منبع برای دسترسی شیفتگان آیت اله خمینی به بیانیه ها و اظهارات او تبدیل شد. اکنون مایلم بر اساس استانداردهای تعریف شده توسط آیت اله خمینی ، پرسشی را مطرح نمایم که یقیناً در ذهن بسیاری از ایرانیان به ویژه نسل جدید وجود دارد. پرسش مورد نظر شبیه همان چیزی است که این روزها در خصوص رفتار حمایت آمیز برخی رسانه های غربی نسبت به جانشین آیت اله خمینی مطرح می شود.

آیت اله خمینی و جانشین او بارها ادعا کرده اند که هر گونه همراهی رسانه های غربی با یک گفتمان، نشان دهنده انحراف آن می باشد یا هم پوشانی منافع غربی ها با آن گفتمان را نشان می دهد. اگر اینچنین است کدام منفعت مشترک ، تریبون های پرخرج غربی را در اختیار نهضت آیت اله خمینی قرار داد؟ گمان می کنم هیچیک از نزدیکان و حامیان رهبر انقلاب اسلامی نمی توانند این موضوع را تکذیب کنند که چند رادیوی سرشناس غربی ، مهم ترین و موثق ترین منبع برای اطلاع از آخرین مواضع رهبر انقلاب و خبرگیری از تحولات اتقلاب در سراسر ایران بود. به عبارت بهتر ، نقش امدادی رسانه های غربی در تسریع تحولات انقلابی و حتی هماهنگی انقلابیون با یکدیگر، واضح تر از آنست که کسی بتواند آن را تکذیب کند.

اکنون مایلم برخی سوالات دیگر را نیز که عدم پاسخگویی به آنها در زمان حیات نسل اول از انقلابیون ، آنها را به پرسش بی پاسخ در تاریخ تبدیل خواهد کرد مطرح نمایم تا شاید بتوان برای برخی ابهامات در مورد رفتار همراه با شیفتگی برخی افراد و رسانه ها با جانشین آیت اله خمینی نیز پاسخی یافت.

یک - کدام اتفاق و کدامین مصلحت موجب شد که سیزده سال پس از اقامت آیت اله خمینی در عراق، نا گاه دولت آن کشور تصمیم به اخراج ایشان گرفت؟

دو - با توجه به رابطه حسنه رژیم گذشته با دولت های اروپایی از جمله فرانسه، چه شد که آن دولت ژیسکار دستن به راحتی اقامت دشمن دولت ایران در کشور خود را پذیرفت؟

سه - آیا ملاقات های آیت اله خمینی در نوفل لو شاتو ، محدود به همان مورادی است که همه روزه در زیر آن درخت معروف صورت می گرفت ؟

چهار - انگیزه قوی رسانه های غربی در انعکاس سریع و دقیق دیدگاههای آیت اله خمینی ناشی از چه مصلحتی بود؟ لطفاً رگ های گردن برخی حامیان متعصب آیت اله خمینی متورم نشود. در روزهای اخیر که سخنان حسن روحانی پیرامون نقش شورای نگهبان در انتخابات ، انعکاس وسیعی در رسانه های معتبر غربی داشته است ،رسانه های نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی بارها روحانی را مورد حمله قرار داده اند که " تو چه گفتی که رسانه های صهیونیستی تا این حد به انعکاس آن همت گماشته اند؟ " حملات اخیر به روحانی به بهانه انعکاس اظهارات انتخاباتی او در رسانه های صهیونیستی - به تعبیر رسانه های اصولگرای جمهوری اسلامی - نشان دهنده آنست که معیار تعیین شده توسط آیت اله خمینی ، همچنان ابزاری برای بستن دهان منتقدان و مخالفان است و هرگاه رسانه های خارج از ایران ، نسبت به کسی اقبال نشان دهند آن فرد مشمول اظهار نظر آیت اله خمینی است که " اگر رسانه های غربی از ما تعریف کنند نشانه شروع انحراف است." آیااین حکم شامل حال رفتار رسانه های غربی در سال پنجاه و هفت و تکرار آن در سال نود و چهار هم می شود؟

پرسش های دیگری نیز بر همین منوال می توان مطرح کرد و همان پرسش ها در مورد سید علی خامنه ای ورفتار اخیر برخی رسانه های بین المللی با اونیز قابل طرح است. البته به عنوان یک فعال رسانه ای ، حکم کلی صادره توسط آیت اله خمینی را غیز قابل قبول می دانم و همانند بسیاری از فعالان رسانه ای معتقدم اغلب اقدامات وفعالیت های رسانه ای در کشورهای آزاد ناشی از درک درست جهان مدرن از نقش رسانه ها در "حکمرانی خوب " است . یقین دارم آیت اله خمینی نیز شخصاً حکم کلی خویش در خصوص رسانه های غربی و دستور پذیری مطلق آنها از دولتمردان را باور نداشته و مهم ترین دلیل او برای اینگونه اتهام افکنی علیه رسانه های غربی ، تسهیل برخورد با منتقدان و مخالفان نظام جمهوری اسلامی است در عین حال در مورد انتقال ایت اله به فرانسه ، برخی ملاقات های احتمالی در پاریس و نیز رفتار حمایتی بعضی رسانه ها که از سوی آیت اله خمینی وجانشین اوبه عنوان رسانه های صهیونیستی معرفی می شوند پرسش های جدی وجود دارد که حذف آنها از یاد و خاطره نسل های مختلف ایرانی ، امکان پذیر نیست. همچنین تکرار تاریخ پس از سی و هفت سال و رفتار مشابه رسانه های پرمخاطب جهانی با سیاست گذاری های سید علی خامنه ای ، می تواند مورد تحقیق قرارگیرد.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.