معمای مجاهدین خلق

بمناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس آن
موضوعی که همواره در ابهام قرار داشته منابع مالی این سازمان است. هزینه های سنگین برگزاری مراسم و تظاهرات در کشورهای مختلف جهان؛ گرداندن شبکه های مختلف اطلاع رسانی و پرداخت هزینه های سنگین لابی گری در اروپا و آمریکا این برداشت را بدست می دهد که این سازمان اگر در هر زمینه ای با بحران و انزوا مواجه شده ولی در زمینه پول و تامین مالی فعالیتهای خود مشکل جدی ندارد. بواقع منابع مالی این جریان از کجاست؟

بنا به تاریخی که بر روی آرم سازمان مجاهدین نقش بسته؛ این گروه در سال ۱۳۴۴ تاسیس گشته و در مطالب تاریخی که حول زمان دقیق تاسیس آن ذکر می شود شهریور؛ ماهی بود که چند تن از بنیانگذاران این سازمان تصمیم به تشکیل یک گروه چریکی با تفکرات اسلامی گرفتند.  شش سال حیات اولیه این سازمان در خفا طی شد ولی از سال ۱۳۵۰ که موجودیت آن اعلام گردید و در طی ۴۴ سال اخیر؛ این سازمان بخشی از فضای سیاسی جامعه ایران را اشغال کرده است. 

جدای از نگرش های ارزشی؛ ایدیولوژیک؛ «حق و باطل» و غلط یا درست بودن مشی؛ این جریان یک واقعیت سیاسی و اجتماعی جامعه ایران است ولی متاسفانه شناخت دقیق و علمی از آن بسیار قلیل و تقریبا ناچیز است.اگرچه تقریبا همه شهروندان ایران نظری نسبت به این سازمان دارند ولی برخلاف بسیاری از گروهها و سازمانها و احزاب سیاسی دیگر؛ تاریخچه و ماهیت این سازمان بطور بیطرفانه مورد بررسی علمی قرار نگرفته است.  یک دلیل عمده آن امنیتی شدن موضوع «مجاهدین خلق» است.در ایجاد این فضا هم دو رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی و هم سازمان مجاهدین مشترکا نقش داشته و به آن دامن زده اند تا جاییکه بجزء مطالب جانبدارانه؛ شدیدا موافق و یا شدیدا مخالف نمی توان به پژوهشی علمی و بیطرفانه و در عین حال همه جانبه از این سازمان و تاثیرات آن بر جامعه ایران دست یافت. تنها کتابی که از طرف یک پژوهشگر دانشگاهی در مورد این سازمان منتشر شده کتاب «اسلام رادیکال: مجاهدین ایرانی» نوشته یروند ابراهامیان است که در سالهای ۱۳۶۰بزبان انگلیسی در آمریکا منتشر شد و سپس به فارسی ترجمه گردید.

متاسفانه فضای امنیتی موجود مانع ورود پژوهشگران؛ جامعه شناسان؛ تاریخدانان و دین شناسان و دیگر کارشناسان به حوزه شناخت علمی این سازمان گردیده و هم رژیم جمهوری اسلامی و هم سازمان مجاهدین از مسکوت ماندن پژوهش علمی در این زمینه بهره می برند.همه طرفهای درگیر در این کشاکش از نقد بیطرفانه اعمال و رفتار و مشی خود هراس داشته و نمی خواهند اعمالشان که باعث اینهمه خشونت و خونریزی بی حاصل شده مورد نقد قرار گیرد.

اشتباه بزرگی است اگر فکر کنیم با پاک کردن صورت مسئله و نادیده انگاشتن آن؛ مقوله «سازمان مجاهدین خلق» از صفحه سیاسی ایران محو خواهد شد. ظهور این جریان با ظهور و رشد اسلام سیاسی در ایران بخصوص پس از وقایع خرداد ۱۳۴۲ در قالب جنبش تحت رهبری ایت الله خمینی بهم گره خورده است.  در واقع سازمان مجاهدین و جریان روحانیون سیاسی حاکم بر کشور دارای یک نقطه عزیمت بوده و هر دو خواستگاه مشترک اسلامی داشتند و در ۴۰ سال گذشته و بخصوص پس از تحولات درونی این سازمان در سال ۱۳۵۴ به رقابت خونین با یکدیگر پرداخته و هرکدام تلاش نمودند «به نام خدا» و «به نام اسلام» رقیب را بطور فیزیکی حذف کند؛ اما هیچکدام در دستیابی به این هدف موفق نشدند. تاکنون دهها هزار نفر از شهروندان ایران قربانی این خشونت کور شده اند و هنوز چشم اندازی بر پایان این خشونت متصور نیست.

از یک نگاه پژوهشگرانه میتوان انبوهی سوال حول سازمان مجاهدین خلق مطرح کرد و هر سوال را موضوع یک پژوهش علمی و دانشگاهی قرار داد تا هم نسل کنونی و هم نسل های آینده از آن بهره ببرند.  سوالاتی از این قبیل:

چه شرایطی در جامعه ایران موجب تاسیس چنین گروهی شد؟

خواستگاه اجتماعی و فلسفی این چریان چه بود؟

دیدگاههای دینی و اسلامی این گروه از کجا ناشی شده است؟ مشابهت های تاریخی آن کدام است؟ و تفاوت و تعارض آن به اسلام حاکم در جمهوری اسلامی و با دیگر برداشتها از اسلام چیست؟

سازمان مجاهدین خلق در دوران جنگ سرد و در شرایط رشد جنبش های ضد استعماری در جهان سوم و محبوبیت گروهها و سازمانهای چریکی در کشورهای مختلف جهان شکل گرفت.  تاثیرات ایدیولوژی های متنوع چپی و کمونیستی رایج در دوران جنگ سرد بر آن چه بود؟چرا این سازمان خشونت سیاسی و مشی مسلحانه را برگزید؟ دید این گروه از مشی مسلحانه چه بود و اینک پس از ۵۰ سال نگرش آنبه مشی مسلحانه چیست؟

سازمان مجاهدین خلق در طی ۵۰ سال گذشته از مراحل مختلف تکوین و رشد و انهدام تشکیلاتی و تجدید سازمان و اقبال عمومی و افول و انزوای اجتماعی عبور کرده ولی کماکان بعنوان یک جریان مخالف حکومت عمل میکند و به اذعان مخالفین و موافقین هنوز در صحنه سیاسی ایران تاثیر گذار است. سیر تکوین و تحول این سازمان در ۵۰ سال اخیر چه بوده است؟چه عاملی یا عواملی باعث شدهکه این جریان پس از ۴۴ سال سرکوب کماکان به حیات خود ادامه دهد؟ مولفه های ساختار و مناسبات تشکیلاتی و سازمانی آن چیست؟  اساسا رمز بقای آن پس از ۴۴ سال سرکوب وحشیانه در چیست؟ چه نوع افرادی با چه زمینه های طبقاتی و اجتماعی جذب این گروه شده و می شوند؟

این سازمان در نوشته ها و گفتارهای رهبران خود ادعاهای زیادی برای جامعه و حکومت مورد نظر خود مطرح میکند و هدف خود را سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و تشکیل حکومت دیگری قرار داده است. نگاه این جریان به قدرت سیاسی و کسب حاکمیت چیست؟ برنامه ها و نظرات اقتصادی این جریان چه بود و چه هست؟

۴۰ سال پیش تحولات شگفت انگیزی در درون این سازمان به وقوع پیوست.  عده ای که رهبری این سازمان را بدست داشتند اعلام نمودند که دیگر به اندیشه ها و ایدئولوژی اسلامی آن معتقد نیستند و ایدئولوژی این سازمان را مارکسیست – لنینیستی اعلام کردند.  این تحول تنها فکری و ایدیولوژیک نبود بلکه با خونریزی درونی همراه شد.  انبوهی مطالب و خاطرات حول علل این تغییر ایدئولوژی و تبعات سیاسی و اجتماعی آن منتشر شده است ولی هنوز تمامی ابعاد آن مورد بررسی بیطرفانه قرار نگرفته است.  به واقع چه عاملی باعث تغییر ایديولوژی عده ای در این سازمان شد؟مارکسیسم – لنینیسم چه جایگاهی در ایدئولوژی اسلامی این سازمان داشت؟  چه ضعف و انحراف درونی زمینه ساز چنین واقعه ای گردید؟ واکنش بقایای این سازمان در زندان، در بیرون زندان و در خارج از کشور به این واقعه چه بود؟  واکنش و نقش رژیم پهلوی و ساواک به آن چه بود؟ واکنش جریانات متنوع جامعه بخصوص روحانیت و رهبران اسلام سیاسی به این واقعه چه بود؟ واکنش گروهها و جریانات چپ؛ ملی و سکولار به آن چه بود؟ این واقعه آنهم ۳ سال پیش از وقوع انقلاب ۵۷ چه تاثیراتی بر روند انقلاب و حکومت بر آمده از انقلاب بجا گذاشت؟

سازمان مجاهدین یک جریان سیاسی با سازماندهی و مناسبات نظامی است و در عین حال مدعی است که تافته ای جدا بافته از سایر احزاب سیاسی و گروههایی است که خشونت را بعنوان تنها ابزار تغییرات سیاسی در جامعه برگزیده است.  وجه تشابه و تمایز این سازمان با دیگر گروهها؛ احزاب و سازمانهای سیاسی تاریخ معاصر ایران در چیست؟ وجه تمایز و مشابهت این سازمان با دیگر احزاب سیاسی در ممالک عقب مانده؛ در حال توسعه و یا باصطلاح «جهان سوم» چیست؟تاثیرات و بهای خشونت سیاسی بین این سازمان و رژیم های حاکم بر جامعه ایران چه بوده است؟

موضوعی که همواره در ابهام قرار داشته منابع مالی این سازمان است.  هزینه های سنگین برگزاری مراسم و تظاهرات در کشورهای مختلف جهان؛ گرداندن شبکه های مختلف اطلاع رسانی و پرداخت هزینه های سنگین لابی گری در اروپا و آمریکا این برداشت را بدست می دهد که این سازمان اگر در هر زمینه ای با بحران و انزوا مواجه شده ولی در زمینه پول و تامین مالی فعالیتهای خود مشکل جدی ندارد.  بواقع منابع مالی این جریان از کجاست؟ چرا دولت ها و کشورهای مختلف که نسبت به جابجایی پول نقد بیش از ۵ هزار دلار حساسیت نشان میدهند و ظاهرا اشراف کافی بر نقل وانتقال پول و منابع مالی سازمانهای سیاسی دارند؛ اطلاعاتی در مورد منابع مالی مجاهدین خلق منتشر نمی کنند و این اطلاعات را محرمانه نگاه داشته اند؟  

هنگام سخن گفتن از «سازمان مجاهدین خلق» بسیاری از سوالات در اذهان مطرح می شود ولی در قرن بیست و یکم که بعنوان «عصر آگاهی و اطلاع رسانی» از آن یاد می شود هنوز به بسیاری از این سوالات بطور بیطرفانه؛ علمی؛ مستند و پژوهشگرانه پاسخ داده نشده است.   

دو نسل از جامعه ایران از ۵۰ سال پیش شاهد و حتی قربانی خشونت بی حاصل در فضای سیاسی و اجتماعی ایران بوده و کماکان هستند.  آیا پایانی بر این چرخه باطل خشونت متصور هست؟ایا شهروندان و دگراندیشان میتوانند نقشی در پایان دادن به این چرخه باطل خشونت ایفاء کنند؟

برای یافتن پاسخ به این سوال قبل از هر چیز باید شناختی دقیق؛ علمی و بیطرفانه نسبت به ماهیت سازمان مجاهدین خلق بدست آورد.  شکستن سکوت در این مورد به مثابه شکستن فضای امنیتی و گشودن باب گفتگو میان شهروندان و تلاش برای بازکردن این گره کور در فضای سیاسی کشور است.

علی فراستی

afarassati@yahoo.com

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام و عرض ادب
به نظر حقییر منشأ تامین مالی اینها ریشه در بخشهایی مخفی در داخل حکومت ایران دارد .
همانطور که قبل از انقلاب مستنداتی هست که از شخصی که صاحب ثروت افسانه ای ابوالفضل تولیت شد ، وجوهات دریافت می کردند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یادتون نره دراین گروه تعدادی بچه بازاری عضو بوده وهستنند و در مرکزیت این سازمان ناسیونال -سیوسیالیست بخشی از همین افراد قرار دارند که با جناح راست جمهوری اسلامی خصوصن "حزب موتلفه اسلامی" درتماس. چنانچه در بزنگاه ها دست بکارهای زدند که مشمول چپ کشور و جناح چپ خودشون وتصفیه خونین شده و مطمئنن از درآمدهای نجومی و دزدی های این حزب درصدی بهشون میرسه. متاسفانه مرکزیت این سازمان دچار بیماری عقدهای سرکوفته است که با بهره گیری از روش "فرویدیسم"شناسائی بشه ولی درمان پذیر نیست!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Malom mishavad ke shoma ham hamchon gerdanendgane interlink mozdore mollahae hakem ber mihaneman hastid!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگه هیچ وقت شک نداشتی رجوی از صدام و سگ و گربه و گراز هم پول گرفته چرا از اول نگفتی؟

هر کی نصف حقیقت رو مخفی کنه پیام دروغ میده نه پیام امید!

بر و بچه های اسیر لیبرتی یادتون نره.
مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
رفیق سائل.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقاى lachin, بى گدار به آب زديد, من نه از مجاهدين دفاع کردم ونه طرفدار آنه بوده ام و نيستم, من اطلاعاتى را که از طريق تحليل گران امريکايى خوانده ام, ذکر کردم, چون خودم در يک بانک کار ميکنم و با اين نوع اطلاعات سر و کار دارم, من هيچ زمان منکر اين نبودم که دولتى و يا دولتهايى به آنها کمک ميکنند, فکر نميکنم دولتى به يک سازمان بدون چشم داشت به منافع خودش کمک کند, اين را که همه ميدانند و لازم نيست جناب استاد يادآورى کنيد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هنوز برای من روشن نشدکه چه دلیلی دارد پرونده بسته شده تروریستهای مجاهد دوباره باز شود. مسئله مجاهد نیست خود اسلام منبع این همه جنایت و رزالت و وحشیگری است . انچه تاریخ د ر اغاز اسلام از جنگ و بربریت محمد سخن میراند اکنون در چهره و سیمای نظام اسلامی و داعش و سازمان رجوی برای ما دوباره تجربه میشود. مجاهد یکی از شعبات هزار گونه اسلام است که برای گریز از تعفن اسلامی ونجات از دست هیولای اسلامی خود به ادم خوار دیگر ی تبدیل میشود و این خود به گروه های دیگر . سازمان اسلامی مجاهد در اغاز برای تبلیغ دین پلید و ضد انسانی محمد و دشمنی با فرنگ و تمدن ونظام قانونی کشور بپا خاست. هدف مجاهد از اغاز تسخیر قدرت بنام اسلام و برای اسلام و فدا کردن هزاران انسان بیخبر از ارتجاعی ترین دین موجود بود. ترور و بانک زنی و اسیر گرفتن در این سازمان همانند صدر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان............. این هم قسمت دوم فیلم بالائی

https://www.youtube.com/watch?v=rJoU3D66K6Y

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقایان فراستی و امید.. و ملت ایران...شما را دعوت به دیدن فیلم (( افراد ماهرو تحصیل کرده ای که در رشته های تجارت و مالی تخصص دارند و در مدیریّت سرمایه گذاری خبره هستند )) می کنم. فکر میکنم این متخصصان اقتصاد , شایسته جایزه نوبل در رشته اقتصاد باشند . همان طور که مشاهده خواهید کرد این جایزه نوبل در رشته اقتصاد را نه دولت سوئد , بلکه سازمان اطلاعات جاسوسی صدام حسین به این « خبرگان» می دهد. تازه بگذریم از این که نماینده گان این خبره گان ها در سال های 1984 در خیابان های لندن ( های استریت کنزینگتون) , اسکاتلند ,و .... با چه افتضاح بخاطر جمع آوری پول بدون اجازه, با پلیس لندن و اسکاتلند در گیر میشدند..
https://www.youtube.com/watch?v=bBiHL5wNcsM

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
غیر از منابع مالی که در بالا ذکر شد ؛چه کسی شک دارد که مجاهدین از رزیم صدام حسین و اکنون از کشورهای عربی مثل عربستان و حکومت هایی که از جمهوری اسلامی دل خوشی ندارند، کمک مالی دریافت می کنند.البته دیافت کمک مالی از جانب یک سازمان سیاسی تا حدودی هنر است ولی بایستی این موضوع بررسی شود که ایا دریافت این پول ها برای مجاهدین وابستگی ببار نمی اورد . مثلا در قبال کمک های میلیاردی_ نظام رزیم صدام ف مجاهدین تعهدی در قبال اهداف نظامی _ سیاسی رزیم پیشین عراق نداشت و یا این سازمان ادعا می کند که توسط تشکیلات مخفی خود توانسته است اهداف فوق سری اتمی جمهوری اسلامی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقاى فراستى, درود بر شما, سئوال خوبى را مطرح کرديد, که منابع مالى سازمان مجاهدين خلق از کجا تأمين ميشود؟ شايد در بعضى از هموطنان اين فکر شکل بگيرد که حتمأ يک دولت از آن حمايت مالى ميکند و در نتيجه مبتلا به همان بيمارى دايى جان ناپلئون بشويم.
سازمان مجاهدين, افراد ماهر و تحصيل کرده اى در رشته هاى تجارت و مالى دارد, که اين افراد سرمايه هاى اين سازمان را در بازارهاى مالى دنيا, و تجارت در انواع بخشهاى صنعت و تجارت را سرمايه گزارى کرده و مديريت ميکنند, اين افراد سرمايه هاى اوليه اين سازمان را که از طرف هواداران و اعضاء پرداخته شده بود را تبديل به غولهاى تجارى و مالى کردند که امروز
اين سازمان از آن بهره مى برد. اما اين افراد, افراد قابل اعتماد اين سازمان هستند و تا حالا شنيده نشده است که مديران سرمايه هاى مجاهدين, خلاف کرده باشند و يا حداقل من نشينده ام.