اینان جنبش عدم خشونت آذربایجان را به لجن کشیده اند

میدانید به من چه میگویند؟
میگویند ائلیار از چه دفاع میکنی ، اینان جنبش عدم خشونت حق طلبانه ی آذربایجان را به « لجن» کشیده اند!
با اعمال شماها من در برابر شونیستها شرم میکنم که چیز بنویسم. نگونبختان من کی میخواهید بخود آیید؟

آیا جناب « تهرانلی » ، میداند معنی این جمله ایکه نوشته چیست: « مردم آزربایجان در وقت خوب پاسخ مقتضی بمحضرش [ منظور اسماعیل آلبایراق] تقدیم خواهد کرد.»
- نه، نمیداند . اگر میدانست نمی نوشت.
معنی این جمله « تهدید نویسنده ی مقاله آلبایراق است»!
«مقاله: شعارهای دمکراتیک و شعارهای پانتورکیستی در جنبش ملی و رهایی بخش آذربایجان جنوبی-اسماعیل آلبایراق»
ایشان نویسنده را تهدید کرده ، این را میداند، و به این دلیل هم مرتکب « جرم » شده ؛ این را هم میداند. اما نمیداند که تهدید نویسنده « تهدید مبارزه ی مسالمت آمیز ، دموکراسی خواهانه و حق طلبانه ی تبعیض دیدگان آذربایجان است».
نمیداند تیشه به ریشه ی تلاشها میزند و زحمات را نابود میکند. چرا متوجه ماهیت عمل خود نیست؟
- چه وقت ملت آذربایجان ایشان را «نماینده » ی خود انتخاب کرد که از طرف آن حرف بزند؟ چه کسی به ایشان حق تهدید نویسنده را داد؟
مگر ایشان نماینده و دیکتاتور خود خوانده اند که این عمل مجرمانه را انجام میدهند؟

شما که منطق دوکلمه سخن خود را ندارید از طرف مردم آذربایجان حرف میزنید؟
اگر این ملت نماینده اش شما باشید همان بهتر که برای همیشه در اسارت بماند و دچار « خشونت و دیکتاتوری و بی منطقی» شما و مانند شماها نشود. شما به جای آرایش ابرو چشم در میاورید!
در روز روشن، در میان هزاران خواننده ی سایت « اعمال خشونت و دیکتاتوری و تهدید » میکنید. خود که قلم ندارید ، هیچ، آبروی قلم نویسندگان زحمتکش آذربایجان را می برید؟

بیچاره نویسنده روزها زحمت کشیده تا نشان دهد « این فحشها را که به عنوان شعار حق طلبانه به خورد مردم و جهانیان میدهند ، شعار نیست ، بل بدتر از فحشهای چارواداری ست و آبروریزی»؛ و شما آمدید نویسنده را تهدید می کنید و خط و نشان میکشید؟ نمیدانید درجایی که نویسنده حضور ندارد پای حیثیت منتشرکننده درمیان است و تهدیدها متوجه اوست؟ یا خیال میکنید کسی اینجا زبان چینی نمی فهمد؟ و شما راحت هرچه « خشونت و دیکتاتوری و تهدید» دارید میتوانید در « زر ورق » بپیچید؟
جمله خود را به زبان خودت ترجمه کن ، ببین چه معنی میدهد.

شما بدون اینکه اسم خود را « پان ترک » بگذارید دارید ماهیت « فاشیستی بوزقورد ترکیه» را به عینه در « دیکتاتوری و تهدید و خشونت زرورقی خود» عیان میکنید. هیچ مهم نیست که نام خود را « جبرئیل» بگذارید، « عزرائیل» بودن شما روشن است.
مگر متوجه ماهیت عمل خود نیستید؟
آمدید از یک مشت فحش به جای شعار سیاسی دفاع میکنید و آبروی هرچه فعالیت مدنی ست ببرید؟
دفاع از این فحاشی ها و تهدید نویسنده شرم آور نیست؟ نمی بینی زیر توپخانه ی شونیسم هستیم؟ میخواهی شونیستها را شاد کنید که صد سال دیگر هم به سلطه ی خود ادامه دهند؟
این عزیز من، پان ترک نیست. بوز قورد هم نیست . اما « تهدید و دیکتاتوری و خشونت بوز قورد ترکیه را به ارث برده است».
ادعای طرفداری از مبارزه ی حق طلبانه هم دارد. و اجازه هم نمی دهد که « کسی نقد» بنویسد. و بالای چشمت ابرو بگوید. که آقا «در وقت خوب پاسخ مقتضی بمحضرش تقدیم خواهد کرد. » البته به نمایندگی از طرف ملت آذربایجان. که اکنون در کف دست خود دارد.
شما کی هستید که به نویسنده خط و نشان میکشید؟ بالا تر از شما ساواک و ساواما بود که نتوانست خم به ابروی قلم نویسندگان بیاورد. خشونت و تهدید دارید؟
بالاتر از شما « مهران بهاری» بود که « منطق نقد» به « تهدید و دیکتاتوری و خشونتش» نقطه ی پایان گذاشت. شما که هنوز دو کلمه کامنت نویسی بلد نیستید. لابد با این دلیل هم به تهدید متوسل شده اید.نه؟

30 و چند سال است مبارزه ی عدم خشونت در آذربایجان ادامه دارد شما ها هنوز نیاموخته اید که به « تهدید و دیکتاتوری و خشونت» متوسل نشوید؟ هنوز نیاموخته اید که شعار باید « حقوقی و سیاسی و دموکراتیک» باشد و دور از فحاشیها که بتوان در ترجمه آنها به زبانهای خارجی سربلند شد؟ اینها شعاراند که به زبان خارجی ترجمه شوند؟ اگر ترجمه شوند میدانید دنیا چه میگوید؟ یا همین تهدید شما ترجمه شود میدانید چه میگویند؟ اینها به کنار آنچه که امثال شما در همه جا منتشر میکنند ترجمه شود میدانید چه میگویند؟ نه نمیدانید. میگویند « اینها بدتر از فاشیستهای بوزقورد ترکیه اند». گر چه خود را پان ترک و بوزقورد و چه وچه ننامند.
مبارزه ی عدم خشونت در آذربایجان جایی برای این افکار خشونت طلب و دیکتاتورماب و تهدیدگر ندارد.

کی میخواهید عمق فلسفه ی 30 چند ساله ی عدم خشونت در آذربایجان را درک کنید؟ من و امثال من هیچ، حداقل از گاندی و ماندلا بیاموزید که چگونه مشکل تبعیض و استعمار و دیکتاتوری را حل کردند.
کی میخواهید ارزش قلمزنان اندیشمند رفع تبعیض را درک کنید؟ میدانید هر جمله ای این نویسندگان به اندازه ی کتابها معنی دارد؟
دیگران به کنار، ببینید برای رهایی از طاعون تبعیض چقدر مطلب نوشته ام؛ و شما و امثال شما میخواهید « با تهدید وخشونت دیگر اندیشان» همه را هیچ نشان دهید.

میدانید به من چه میگویند؟
میگویند ائلیار از چه دفاع میکنی ، اینان جنبش عدم خشونت حق طلبانه ی آذربایجان را به « لجن» کشیده اند!
با اعمال شماها من در برابر شونیستها شرم میکنم که چیز بنویسم. نگونبختان من کی میخواهید بخود آیید؟
آن فلان استاد دانشگاه تان است که به من می نویسد باید گروه خشونت درست کرد و بهمانیها را سرجایشان نشاند.
این هم نماینده ی «گوناذز» است که آبروی هرچه قلمزن آذربایجانی ست برده است. 
این هم کامنت نویس شماهاست که علناً دیگر اندیش را تهدید میکند و... الخ.
به درستی کی میخواهید از خواب خشونت و دیکتاتوری بیدار شوید؟ 
تکلیف این گرایشات غیر دموکراتیک و خشونت طلب خود را مشخص کنید.

بعد از نگارش:

آنچه در مقاله آمده اشاره به «نوک کوه یخ» دارد، اما بحث سر «تنه ی آن» است. نوک کوه یخ را که از آب بیرون زده
«ذوب» نکنید؛ انشاالله گربه نیست. سخن در مورد « جریانی» ست که « خشونت طلب و تهدید گر و دیکتاتور ماب است، که می تواند « کشتارگر» هم باشد.»
روشن است موضوع داخلی ست و منهم نمی خواهم بیش از این مطالبی مطرح کنم که مورد «سوء استفاده» قرارگیرد. اما به صورت «نظری و تئوریک» قید میکنم که «منطق نقد » همیشه آماده است جلو این « خشونت طلبی و دیکتاتوری» در تمام اشکال اش بیایستد. نقد تقدس نمی شناسد و تبعیض دیدگی هم ایجاد تقدس نمی کند.
هزاران هزار جوان آذربایجانی ، آواره شده اند،زندان رفته اند، بخشی کشته شده، زندگیها داغون شده، دوستی ها و عشقها از دست رفته، کودکان معصوم دچار محرومیتها و ضربات بسیار روحی شده اند که در سرتاسر زندگی مجبورند آنرا تحمل کنند؛ و گل های عمر بیشماری پرپر گشته است. 

به عنوان یک قلمزن آذربایجانی « احساس مسئولیت» میکنم در برابر «همه این تلاشهای انسانی برای زندگی بهتر».
سکوت و عدم احساس مسئولیت شخصی و اخلاقی و فکری را برای خود «جنایت» میدانم.
سخنم آنست که بکوشیم «رفتار خود را هرچه بیشتر مدنی کنیم». تا در جامعه آذربایجان،ایران و جهان رو سفید و سرفراز باشیم.
«منزه طلب مطلق گرا» نیستم، میدانم «اشتباهات و کجرویها و ...» هست و خواهد بود. و همه داریم. اما ابزار تصحیح آنرا نیز که «نقد» است در دست داریم. مجبوریم برای آزادی و زندگی بهتر هرلحظه و در هرنقطه خودمان را نقد کنیم. بدون نقد کار هر تلاشی ساخته است و نتیجه اش «شکست قطعی» ست.
چاره گروه گرایی و فرد گرایی و اختلاف آفرینی و خشونت طلبی و تهدید دگراندیش نیست. چاره «نقد و تلرانس و حفظ ارزشهای متمدنانه برای زندگی بهتر جمعی» ست.
همه نظرات فردی من را تا حدی دیده اند و میدانند . می بینند که «میکوشم تا حد ممکن با تلرانس» رفتار کنم. و تنها به دنبال فکر شخصی خود نروم. و این بخاطر علاقه به «زندگی بهتر جمعی»ست. چون میدانم پیروزی زندگی بهتر تنها جمعی ممکن است. ما چه بد باشیم و چه خوب محبوریم آینده و رهایی را با هم بسازیم. تاریخ دیروز و امروز ما موظف کرده برای حفظ تجارب آن جهت پیشروی به سوی آینده ی بهتر جمعی ، که با هم حرکت مدنی داشته باشیم.
براین اساس مجبوریم جلو «خشونتی» که شکست ما را قطعا میتواند رقم بزند جمعی بیایستیم.
آنچه این دوست ما اشتباها نوشته مفهوم روشن اش را کار بر دیگر بیان کرده است:
« فرستاده شده توسط اذربايجان در چ., 12/02/2015 - 10:44
نظر:
تهرانلى أشكارا نويسنده مطلب را تهديد ميكند و مينويسد، البايراق با برجسبها جلو رشد مبارزات مردم ازربايجان (منظورم جناح بوزقورد است) را سد ميكند، مردم ازربايجان در وقت خوب، باسخ مقتضي بمحضرش تقديم خواهد كرد.
يعنى ما بوزقوردها در وقت مناسب اسماعيل البايراق را خواهيم كشت»
پیش از آنکه دیگری را نقد کنیم مجبوریم خودمان را نقل کنیم.
تبعیض های مختلف در جامعه اساساً « ماهیت خشونتی» دارند. در عرصه فرهنگ و سیاست و اقتصاد و زنان و مذاهب و عقاید و غیره گوهر مسایل «اعمال خشونت بردیگری» است. به دیگر سخن تبعیض خشونت است.
اگر خودمان خشونت طلب باشیم چطور میتوانیم تبعیض را ریشه کنیم؟ اگر هم بکنیم تولید تبعیضات و دیکتاتوریها و سلطه گریهای دیگر میکنیم. که در اصل باز گرفتار باتلاق رهایی ناپذیریم. از تبعیضی به تبعیض دیگر، از استبدادی به استبداد دیگر درمی غلطیم.
ضرورت دارد روی این پدیده ها اندیشید.
با ایده های مرگ برفارس یا توهین به این آن، عاقبت ما «ترور همدیگر» نیست؟ یا در صورت عدم قدرت مرکزی « برپایی بیدادگاههای گروی چند دقیقه ای ست و صدور حکم تیرباران دگر اندیشان به بهانه ی ضد ملی،مانقورت، جاسوس شونیست فارس، خیانت به ملت و...» بله مسئله خیلی جدی ست. و بدنه ی کوه یخ اینجاست که خود نمایی خواهد کرد.
چاره ای نیست، مجبوریم در کنار نقد دیگری از نقد خود غافل نباشیم. راه ما مدنیست است نه بربریت.
از همه ی عزیزانی که این مسایل را درک میکنند انتظار دارم در مقابل بربریت گرایی ها بیایستند. چه در جامعه ی آذربایجان و چه در جامعه بزرگتر ایران و جهان. چه این بربریت از سوی دولتها باشد و چه ار سوی گروههای غیر دولتی.
هیچ گروه و دولتی برای مدنیت خودی نیست ، و باید نقد شود. انسان مدنی و مترقی مدافع امنیت و آسایش و زندگی بهتر همه ی انسانهاست.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قطعا در ایران امروز آذبایجانی ها شریف ترین قوم کشور محسوب میشوند مشخصا با توجه به ثبت
نژادپرستی سیستمی علیه ترک ها توسط اقشار جامعه، ترک های ایران روشهای مدنی برای اعتراض را
پیش گفته اند.

قطعا روشهایی مثل:
1-بلند کردن پرچم بیگانه
2-شعارهایی مثل خلیج ...
را صحیح نمیدانم ولی باطبع از منظر روانشناسی قومی شاید راهی برای تخلیه عصبت باشد.

متاسفانه در این موارد فرار روبه جلوی همزبان های فارس بنده بیشتر کار را خراب کرده.قطعا در
چنین بحثهایی برای فرار از اتهام نژاد پرستی کشیدن بحث به آذری آریایی یا ترک مغول کار
را بد تر میکند و عواقب آن سالهاست در چرخه ای ادامه دارد.

در هر صورت همینکه ترک های ایرانی که در مواقع خاص به پان ترک بودن متهم میشوند
و ارتباط با باکو و ترکیه به انها چسبانده میشود نشان داده اند که خشونت در دل آنها جایی
ندارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

بحث من در نقد این تفکر بود که تصور میشود روزی از روزها و در آینده ای نامعلوم دمکراسی در ایران پیاده خواهد شد و سیستم فدرالی برقرار خواهد شد و بلاخره در شرایط دمکراتیک ملتها برای جدا شدن یا جدا نشدن از ایران رفراندم برگزار خواهند کرد.
من خواستم با دلایلی نشان دهم این تصور و عقیده توهمی بیش نیست و هیچگاه عملی نخواهد شد.
من فکر میکنم ملل تحت ستم در ایران از جمله آذربایجانیها در فرصت مناسبی ( مثلا در دوره خلا سیاسی در ایران در انقلاب سراسری، ضعف شدید دولت و نیروهای نظامی ایران، قدرتمند شدن جنبش مردم آذربایجان و غیره) بدون اتلاف وقت دولت تشکیل دهند، نیروهای نظامی خود را سازمان دهند و اعلام استقلال ملی کنند.
تا این جا از بحث نتیجه می گیریم که اگر منتظر دموکراسی در ایران باشیم ، در ایران هیچ چیزی جز سرکوب و بی حقوقی نصیب ملل

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آیا کسی ، ترک یا فارس ، میتواند روانشناسی آ.الیار را توضیح دهد که چرا وی اینهمه کمنت میگذارد ، یا تئوری بافی میکند ؟ چرا زیر نوشته ها خودش اینهمه کمنت میگذارد ؟ آیا جای دیگری یا سرگرمی دیگری یا وظیفه دیگری .... چقدر ناگوار است که خواننده جویای کمنت ، فقط نام وی را در اینجا می بیند . چرا مسئول صفحه مثل مورد دیگران به وی تذکر نمیدهد که کمنت هایش را بصورت مقاله جای دیگری بگذارد و از این صفحه زبان بسته سوء استفاده نکند .
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با « راه و سیاست جنگ و خون» ، من باید پدر کودک فارس و کرد و آذربایجانی را از دستس بگیرم و اشک خون بر چهره ی شان بنشانم. بعد سخن از « انسانیت و انسان دوستی و عدالت » بگویم.
وقتی این کودک برگردد به من بگوید « آیا این است را انسانی تو که مرا بی پدر کنی و عشق ام را از من بگیری؟
آیا راه دیگری غیر از « خون» نبود؟ »
من جواب قانع کننده ای برای این کودکان ندارم.
بنابرین مجبورم بگویم : معیار درستی و نادرستی سیاست اشک و لبخند کودکان است. هرگاه عمل ما به جای گل شادی اشک بر چهره ی کودکان بنشاند باید دانست که به خطا رفته ایم.
تصور نشود چون ناز پروده ام چنین میگویم نه. با سختی ها بزرگ شده ام. و از سوی دیگر، تربیت یافته ی جنبش مسلحانه ام.
معیار اشک و لبخد کودکان را گاندی و ماندلا تست کرده اند و جواب مثبتی هم داده است.
از « جنگ و خون» دموکراسی و عدالت اجتماعی و حتی عدم تبعیض بیرون نمیاید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
7-آیا در شرایط فوق آذربایجان می تواند به «دموکراسی و عدالت اجتماعی و استقلال» برسد؟
8- خردمندانه نیست استقلال را در فدرالیسم به جوییم و دموکراسی و عدالت اجتماعی را هم؟ و مشکل دریای خون و آتش را حذف کنیم؟
بله اینها -خواسته ها-به دست نمی آید مگر اینکه
نیرو داشته باشی و در مبارزه مسالمت آمیز،حق ات را به طرف مقابل تحمیل کنی.
وگرنه کسی چیزی نمی دهد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
5- « نیروی مرکز،ارمنستان،کرد» آذربایجان را در وسط خفه نمی کنند؟
6- چه تضمینی هست که باکو آنکارا ، آذربایجان را حمایت نظامی کنند؟ آیا تضمینی هست که سر ما « معامله» نکنند؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
4- با قشون مرکز جنگیدیم. با قشون کرد چه کنیم که آذربایجان غربی را ملک پدری خود میداند. و فرض کنید حین جنگ آمده تسخیر کرد. می توانیم با دو نیرو به جنگیم؟ ترکیه و جمهوری آذربایجان دخالت کرد.
کرد از چهار قسمت کردستان، نیروی مرکز و ارمنستان هم از سوی دیگر دخالت کردند. و نیروهای جهانی هم بازار اسلحه را دایر کردند. آیا تصور میکنید چه « دریای خون و آتشی» برپا میشود؟ اضافه کن « سرازیر شدن گروههای اسلامی جنگ را».
چگونه از پس این مسایل برآییم؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیز، لطف کنید باقی برنامه را توضیح دهید:
1- دموکراسی نخواستیم. نمی شود. در آذربایجان دموکراسی حاصل میشود؟ در حالیکه همه جای جامعه سرتا پا یک کرباس است؟
حکومت را چه کنیم؟ چگونه رفع کنیم؟
2- حکومت جدید استبدادی مستقر شد و مخالف جدایی ست، لشگر کشید، چه کنیم؟ به جنگیم؟
3- از جنگ هم پیروز بیرون آمدیم- برای رسیدن به دمو کراسی. آیا تضمینی هست که نیروهای از جنگ بیرون آمده « دموکراسی» حاکم کنند؟
3-چه تضمینی هست که فاشیسم ملی در آذربایجان سرکار نیاید و حکومت دموکراتیک مستقر شود؟
و گروههای دموگرات و سوسیالیست را دسته دسته تیرباران نکند. در حالی که « هنوز به قدرت نرسیده حق حرف زدن به دیگری نمی دهند»؟



عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رفیق مان ائلیار می نویسند: "اگر سیستم فدرال واقعا دموکراتیک باشد. چه متحد شوند کشور جدید تشکیل دهند و چه در یک اتحادیه قرار گیرند. همه چیز از راه دموکراتیک ممکن است. به شرطی که واقعا دموکراسی پیاده شود." ......"اختیاج ما حالا رفع حکومت و ایجاد دموکراسی ست."

خواستم فقط تجربه خود را بنویسم. راستش را بخواهید من هم سالها عین ائلیار فکر میکردم و هر گونه تغییر دمکراتیکی را به حاکمیت و برقراری دمکراسی در ایران گره میزدم. فکر میکردم که اگر رژیم پهلوی سرنگون شود در ایران حکومت دمکراتیک سر کار خواهد آمد و حقوق ملتها، حقوق مردم ستمدیده و زنان برآورده خواهد شد. بعد از سر کار آمدن جمهوری اسلامی باز هم سالهای زیادی فکر میکردم که لازمه تغیرات بنیادی و اجتماعی سرنگونی رژیم فاشیستی و اسلامی ایران و برقرای دمکراسی در ایران است. این تفکر سالها انرژی مرا به هدر داد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
« هر کس بمنظور حفظ هویت ائتنیکی خود و اعتلای زبان و فرهنگ و سرزمینش مبارزه کند نژادپرست است»
نه جانم من چنین جمله ای ندارم. این جمله خود شماست که طرح و رد میکنید.
---------
تغییر مرز ها با جنگ مورد قبول من نیست.
---------

آنچه در کامنت های من آمده نظر شخصی خودم است. هر کس فکر خودش را بیان میکند.
من نه می توانم و نه دوست دارم فکر دیگری را بیان کنم.
هر کس آزاد است هر طور دوست داشت فکر کند. و بیان نماید که استفاده شود.
آنچه نوشته ام درست و نادرست از دید من است. ممکن است دیگران طور دیگری فکر کنند.
بیان کنند اطلاع پیدا کنیم.

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مشکل ما مردمان:
این نیست که نمی توانیم به « خواسته ها و آرزوهامان» برسیم
بل مشکل ما«نبود دموکراسی و عدم قدرت تفکر دموکراتیک» است. هم در حکومت و هم در ما مردمان.
مردمان عوض میشوند می توانند پیش روند ولی حکومت در کلیت خود عوض بشو نیست باید کنار رود.
امید است با مسالمت کنار رود که بعید است. اگر مثل قذافی خشونت نشان دهد به روزگار آن هم دچار خواهد شد.
برای حکومت نمی توانیم کاری کنیم ولی برای خودمان چرا. بهترین کارما برای خودمان آنست که بکوشیم
« رفتار و برخورد و تفکر دموکراتیک» خود را بالا ببریم. بر این اساس می توان بهتر فعالیت جمعی کرد. بهتر می توان برای رفع
حکومت عمل نمود.بهتر میتوان راه مسایل آینده ی آذربایجان و دیگر نقاط را حل کرد و پیش رفت.
با « چیرگی استبداد در میان خود» بیش از پیش ناآگاهی و تیره روزی خواهیم بود. کوششهای ما نیز کاهش خواهد یافت. حکومت نیز روز به روز قوی تر خواهد شد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اتحاد آذربایجان:
از سالها پیش تئوری « اتحادیه کشورهای منطقه» را داده ام. اتحادیه یا اتحادیه هایی نظیر اروپا را. در مقالاتم هست.
من نه تنها اتحاد دو آذربلیجان بل سه آذربایجان (بخش ترکیه) را هم دوست دارم. اما از راه « انتخاب دموکراتیک مردمان خود آنها» نه از راه های خشونت آمیز.
نه تنها این را برای آذربایجان بل برای همه ی خلقها ی روی زمین برای اتحاد همه کشور ها دوست دارد. « اتحاد دموکراتیک» چیز بدی نیست. منهم این کارها را دوست دارم.
سیستم فدرال یک اتحاد داوطلبانه است. در سیستم فدرال اتحاد دو آذربایجان هم می تواند صورت گیرد. اگر هر دو بخواهند. اگر سیستم فدرال واقعا دموکراتیک باشد. چه متحد شوند کشور جدید تشکیل دهند و چه در یک اتحادیه قرار گیرند. همه چیز از راه دموکراتیک ممکن است. به شرطی که واقعا دموکراسی پیاده شود.
این اتحاذ را برای کردها-عربها- بلوچلوها -فارسها و همه دوست دارم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ائلیار, شما با یک محدودیت بزرگ ذهنی مسائل را حلاجی می کنید. تصورتان بر این است که هر کس بمنظور حفظ هویت ائتنیکی خود و اعتلای زبان و فرهنگ و سرزمینش مبارزه کند نژادپرست است . آیا این ناشی از این مشکل نیست که شما تعاریف ایرانی-فارسی را از هویت و ترکیسم مبنای تحلیل خود قرار داده و آنهارا بنوعی مترادف با آریائسم و فارسیسم دیکشنری سیاسی ایران میدانید. باید بگویم سخت در اشتباهید. بسیاری از روشنفکران حرکت ملی ترک بودن را عضوی از 35 ملیون آزربایجانی که به زبان ترکی آزربایجانی تکلم می کنند, صاحبان سرزمین آبا و اجدادی خود آزربایجان هستند واسطوره ها و تاریخ یکسانی دارند تعریف می کنند . بعبارت دیگر ترک بودن فرهنگیست. شاید فکر کنید این تعریف مدرن ساخته همفکران من در قرن 21 است . اما اینطور نیست این تعریف پدر ترکیسم بنام اسمعیل گاسپرالی از تاتارهای شبه جزیره کریمه در نیمه دوم قرن 19 است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای آ.ائلیار می فرماید"تغییر مرزها در داخل طبق خواست مردمان خود جامعه از راه « دموکراسی و صلح و مسالمت» می تواند صورت گیرد. اگر نیاز احساس کنند. اگر اکثریت یک مردم موافق باشند. "
جناب آ.ائلیار پس چگونه است تعداد کشورهای جهان در 60 سال اخیر دوبرابر شده است؟ با رای اکثریت مردمشان؟ من تعجب میکنم به نوشته های شما.
آقای ناصر کرمی اقلا هر چه است ولی رو راست است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مرزهای یک کشور:
-مرزها در مقابل تجاوز خاجی ست. مثل کار همه ی کشورها باید حفظ شوند.
-تغییر مرزها در داخل طبق خواست مردمان خود جامعه از راه « دموکراسی و صلح و مسالمت» می تواند صورت گیرد. اگر نیاز احساس کنند. اگر اکثریت یک مردم موافق باشند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت پیشین:
آذربایجان:
گفتم منظور از «ترک» یعنی کسی که « زبانش ترکی»ست.
همانطور فارس و کرد و عرب نیز به همین معنی ست که اشاره به زبان آنها دارد.
دنبال طایفه ی اولیه ی خود در جهان باستان یا نوین گشتن مشکلی را حل نمی کند چون همه ی طوایف انسانی کم و بیش باهم در آمیخته اند. انسان اولیه از طایفه ی انسانهای آفریقایی ست که در جهان پراکنده شده است. و ریشه ی مشترکی دارند. و بعد ها تحت تأثیر محیط رنگهای مختلف پیدا کرده اند.
مردم آذربایجان نتیجه ی همه ی انسانهایی ست که از جهان باستان تا کنون در این منطقه « زیسته، و رفت و آمد» داشته اند. و اقوام مختلفی با هم در آمیخته اند. زبانشان ترکی آذربایجان است. که قبایل ترکی زبان قدیم داشتند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ.ائلیار عزیز شما تنها شعارمی دهید. شما زیر بیرق دولت یا دولتهائی که شهروندش هستید و پاسپورتش را حمل می کنید قراردارید و تنها تعداد اندکی در جهان Stateless هستند و شما جزو آنان نیستید. شما هزار بار هم خود را انتر ناسیونالیست بنامید بازهم نیستید بلکه در عمل یک ناسیونالیست نسبتا رقیق ایرانی هستید. چرا که زندگی فرهنگی تان در درون جغرافیائی بنام ایران است و حتی برای نجات آن از اضمحلال, از سیتم فدرال جانبداری می کنید . چراکه از نظر شما ایده فدرالیسم بمنظور برقراری دولت فدرال آزربایجان متحد شامل آزربایجان جنوبی و جمهوری آزربایجان -که تمامی مشخصه های ملییشان یکیست- مذموم است و فدرالیستهای پیرو آنرا به باد انواع تهمت ها و ناسزاها ی سیاسی همانند فاشیست و بی فرهنگ میگیر ید و آنرا نقد می نامید. متاسفانه غرق در تناقص هستید و این در فرهنگ ایرانی-فارسی امری عادیست. بعبارت دیگر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام.فارس هایک مثلی دارندمیگویندیک سوزن به خودت یک چوالدوزبه دیگران.باتوجه به تمام روشنگری های شما وباتوجه به اینکه مسایل رامی شکافی ودوستان ازنوشته های شمااستفاده میکنند.هرچقدربیشتربنویسید،خوانندگان ازمطالب شما بیشتربه تفکرتان پی میبرندوشمامیتوانیدتغییریافته وبه صف استقلال طلب هاخدمت شایانی بکنید.من دراولین روزهای آشنایی بااین سایت مطلبی نوشتم وشماهم آنراتاییدفرمودید.من نوشتم مردم ایران سه راه بیشترندارند.1-سیستم هایی ازقبیل سلطنتی.جمهوری اسلامی.دموکراتیک. سوسیالیستی وجمهوری که این سیستم هاتوتالیتری وسرکوب گربادیدگاه تمامیت خواهی ودیکتاتوری که پس ازمدتی مردم بازبرای تغییربایدجنفشانی وانقلاب نمایند.2- فدرالیسم که دراین سیستم باوجوداینکه اکثرخواسته های عقب مانده مردم درصورت اجرای دقیق قوانین داده خواهدشد.ولی دوران این سیستم گذشته ومنافع استعماری وعوامل آن هاکه دراین صدسال یک حق

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب Anonymj

به زبان خیلی ساده اگر بخواهیم بگوییم آ.ائلیار و سایر ایران‌گرایان تصور می‌نمایند اگر حس ناسیونالیستی (حس ناسیونالیستی تورکی/حس ملی‌گرایی تورکی) که اینها اسمش را «تورکیسم»، «پان‌تورکیسم»، «بوزقوردیسم» و ... گذاشته‌اند در فعالان حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی تضعیف شود اینها به سمت «ایران» گرایش پیدا نموده و مبارزه‌ی متحد و همبسته‌ی مد نظرشان با رژیم ولایت فقیه پدید می‌آید و در آینده مثلا ایرانی آزاد و دموکراتیک برپا می‌شود که شاید در آن گوشه چشمی هم از سر لطف و دلسوزی به این آزربایجانیان حبس شده در زندان فاشیسم فارس که نزدیک صد سال است زیر شلاق بدترین نوع آپارتاید فرهنگی و استعمار و استثمار هست و نیست‌شان درمعرض نابودی قرار گرفته است انداخته شود اما آزربایجان جنوبی در ایران آزموده‌ها را آزموده است و قرار نیست از یک سوراخ هزار بار گزیده شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ.آلیار گرامی , درست است اشتباه تایپی بود بجای اصلیت, منسوبیت درست بود من هیچ نژادی را اصیل و برتر نمی دانم. ولی از تمام نوشته های شما و دوستانتان, مثلا آلبایراقدار چنین نتجه میگیریم که شما فقط با شعار من ترکم مشکل دارید, با شعارهای , من فارسم , من کردم , من روسم , من فلانم هیچ مشکلی ندارید . برمیگردد به همان بحث که شما ها ضد ترک هستید. تمام
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ترک:
کلمه ی «ترک» طبق نظر پژوهندگان به معنی « güc=نیرو» از فعل « törümək» تولید مثل شدن یا törətmək تولید مثل کردن آمده است.
هرودت در کتاب خود نام طایفه ای را « تارژتااوس / ترگيتاوس » ذکر کرده و در تورات توقارمه / توغارمه آمده است . طبق نظر محقیقین گویا منظورهمین کلمه ی « ترک» است. و چینی ها «تروک» نوشته اند.
یعنی ترک در آغاز گویا نام یک طایفه بوده. بعد ها شده نام یک سری زبانهای نزدیک بهم. در حالی که اقوام نامهای مخصوص به خود را داشتند. واژه ی ترک بار زبانی دارد و فاقد مفهوم نژادی نسبی ست.
اگر نظری بخواهد به آن بار« نژادی - سیاسی » بدهد تکلیف اش روشن است.
بنا بر این : من ترکم، به معنای آن است که من به خانواده -طایفه -ملت ترکی زبان خود تعلق دارم. تنها زبان مورد اشاره است.
طایفه های مختلفی به هم در آمیخته اند و زبان هایشان نزدیک به یکدیگر شده است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسخ به دوستان:
با مین ائللی عزیز:
- کفر و دین: من این کلمات را به کار نبرده ام به سخن من مربوط نیست.
از نقد حرف زده ام. نفد به معنای نابودی نیست. بل « گذاشتن چرا، به چه دلیل، چه نتیجه دارد، عمل میکند یا نه، و... مثبت است یا منفی ، چه ربطی به حقوق دارد و غیره.این چیزهاست . البته در نوشته های سیاسی. و محول کردن موضوع به انتخاب خواننده. این کار را هم کرده ام.
- خواستن و نقد چیزی را نابود نمی کند. مردن یا زنده ماندن یک پدیده ی اجتماعی از جمله افکار طبیعی ست نه مکانیکی. زمان و پراتیک زندگی آنها را زنده و مرده میکند نه نقد من و شما. نقد تنها بیان نظر است. بنابرین آنچه در این مورد آمده بیرون از سخن من است.
- احساس را همه دارند مخصوص شاعر نیست. اما فن شعر مخصوص شاعر است. متاسفانه من شاعر نیستم تنها گاه گداری چیزهایی تمرین میکنم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از این کامنت جناب آ.ائلیار جنین استنبات میشود: از والدین ترک بدنیا آمده است وخانواده اش ترک است و زبانش ترک است ولی خودش ترک نیست یا خودش را ترک نمیداند. اگر منظور آقای آ.ائلیار را درست فهمیده باشیم میخواهد هویت تباری نداشته باشد و بجای آن بیشتر قائل به هویت انسانی اش است. ولی چرا قائل به هویت فرهنگی اش است؟ این جایش برای من غیر قابل فهم است. شاید خودش هم متوجه این تضاد نیست. یعنی, آیا هویت انسانی احتیاج به هویت فرهنگ گروهی هم دارد؟ آ.الیار عزیز , قادانی آلیم, در حرکت آذربایجان خود را ترک دانستن مترادف با برتری طلبی برای ترک بودن نیست و یا بر تری خواهی نژادی و تباری نیست. ترک بودن یعنی همان فرهنگی است در ایران پایمال شده و آذربایجانی ها یا ترکهای دیگر نمی خواهند پایمال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای ائلیار همه میدانیم که شاعران احساساتی هستند و زود جوش می اورند و شما هم استثنا نیستید. شما از ادبیات پیامبران استفاده می کنید و تصورتان بر اینست که باید کفر را حتی قبل از اشاعه آن نابود سازید!!!!! فکر می کنید اگر ستار خان را قبول دارید باید مثل او ناهار و شام بخورید!!!! آیا ستارخان به دلیل البسه و عاداتش مورد احترام است یا مبارزه با دیکتاوری, مقاومت و شجاعت؟ ائلیار عزیز پرچم ایران فارس را دو دستی چسبیده اید و فکر می کنید زیر یوغ بیگانه نرفته و نمی روید!!!!. مقام شخضیتهای تاریخی را درحد پیامبران پائین می آورید و می خواهید هر جا .... را مالیده زیارتگاهش کنید و هر چه گفته اطاعت مطلق داشته باشید!!! گیریم ستار خان چنین حرفی زده. آیا باید از سخنانش نهج البلاغه ای تدوین کرده و برای منبر و موعظه از آن سود جست؟ براستی خوانندگانتان را در حد پامنبریهای مساجد ساده لوح می دانید؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مثال خود گویم که به کسی بر نخورد:
در خانواده( پدرو مادر) طایفه، ایل ، مردم « ترک» به دنیا آمده ام. تصادفاً. اگر پدرم در اورمیه به جای مادرم یک زن ارمنی یا غیره انتخاب میکرد تصادف جور دیگری بود.
زبانم ترکی ست. علمی بگوییم « آذربایجان ترکی سی» . آذربایجانلی هستم.
خانواده، ایل و مردم و آذربایجان و فرهنگ اش را دوست دارم. در آرزوی زندگی بهترش هستم. برای کسب حقوق ضایع شده اش تلاش میکنم. خوشحالم که در میان مردمی با فرهنگ عنی زاده شده ام.
اما «ترکیست نیستم. » چرا که ترکیسم « ایده لوژی» ست. ایده لوژی ها مجموعه ی «عقاید کاذب» اند. چرا که محیط را
« جزم گریانه» بازتاب میدهند. مثل مذاهب. و آیه وار.
هر ایده ای را می توان به ایده لوژی تبدیل کرد. راهش آن است که « آنها را آیه، تغییر نا پذیر، حقیقت مطلق، مخالف اش را دشمن، و..بدانیم». در این حالت ایده لوژی شکل میگیرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آ.ائلیار

دز کامنت‌ها و نوشته‌های شما فقط جای خالی «جانم فدای ایران» خیلی مشهود می‌باشد اگر آن را هم با خط درشت بنویسید ممنون می‌شویم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باباجون ! آیا کسی هست به این آ.الیار بگوید اینقدر از خودت تعاریف غیر علمی و .... و تقسیم بندیهای بنی صدری 24 ساعته اینجا در نیاور ! این شخص چه اصراری دارد که پاسخگوی تمام مسائل مطرح شده در این سایت باشد ؟ واقعا میدان را چقدر خالی دیده و کاربران را چقدر .... که همینطور مثل ماشین تئوری سازی آخوندی زمین و آسمان را بهم میدوزد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ترکیستها ایرانپرست نیستند, ترکیستها فارس محور نیستند, ترکیستها فاذری نیستند, ترکیست ها ایران بایجان نیستند, ترکیستها .... گرا نیستند, ترکیستها مسکو و روسچی نیستند, ترکیستها لنین و استالینچی نیستند.,ترکیستها نسل پیر نیستند. ترکیستها روراست هستند, ترکیستها به اصالت خود افتخار میکنند, ترکیستها بی اصالت ملی نیستند. اما همه این خصائص در آ.ائلیار و آلبایراقدار وجود دارد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ترکیسم (ملی گرایی ترک) ، براساس « اعمال و ایده ها) که اینجا هم کم و بیش دیده ایم ،
- مدافع اختنان در تلاش عمومی آذربایجان است.
ترکیست ها یک مقاله در مورد ارزش ادبیات مردم- اینجا منتشر نکرده اند ولی در طومارهای کامنتی خود روی خوش نداشتن با ادبیات را همیشه نشان داده اند. نمونه ی جدیدش در کامنتهای زیر همین مقاله هست .
- فرهنگ مردم ما درست شده از شعر و نثر. داستانهای فولکلوریک و بایاتی ها. تاپماجا ها و ترانه ها ووو.
اما ترکیسم روی خوشی با ادبیات ندارد.
در حقیقت همان طور که ضد آزادی بیان است ، ضد فرهنگ نیز هست.
مگر اینکه این جریان بامقالات تئوریک موضع و عمل کرد خود را روشن کند و نشان دهد مدافع چه فرهنگی ست
آنچه من دیده ام در این زمینه هم فرهنگ دشمنی را تبلیغ میکند. نمونه اش «جمیلی» ست.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
استبداد و دیکتاتوری، دوختن دهانها، زندان و شکنجه ، ترور شخصیتها، در مورد دگراندیشان تحت نام دشمن در همه ی جوامع بوده است. مهم اینه که ببینم عمل درستی نیست و از این فاجعه عبور کنیم. بشر از این مرحله با سخن ولتر که گفت:
«جانم را میدهم تا تو بتوانی ایده ی مخالف ات را بیان کنی» گذشت. و بعدها حقوق بشر را به تصویب رساند.
اساس بحث ما این موضوع است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کسانی که هر نوع گرایش مردم زندگی کننده در کشورهایی که تورک‌ها در آن زندگی می‌کنند به همزبانان خود در سایر کشورها را <!---پان‌‌تورکیسم---!> می‌دانند یا چیزی از ریشه‌ی طرح این ایده نمی‌دانند و یا با آویزان شدن از دم پوسیده آن می‌خواهند به اهداف مغرضانه‌ خود دست یابند.

کسانی که حتی اگر درکی سطحی از پان‌تورکیسم داشته باشند اگر «مغرض» نباشند می‌دانند پان‌تورکیسم اساساً یک تئوری سیاسی و هیچگاه از حد «ایده» فراتر نرفته است. برای مثال در ویکی‌پدیا که دانشنامه‌ی آزاد مردمی است اما در ایران به دلیل اعمال کنترل حکومت، رژیم اشغالگر.... محتوای آن را کنترل می‌نماید می‌خوانیم:
"پان‌تُرکیسم، یک ایدئولوژی ناسیونالیستی و توسعه‌خواهانه است که برپایهٔ آن تمام مردمانی که ترک تبار هستند و یا به زبان ترکی سخن می‌گویند، باید تحت یک ملت و رهبری واحد در دولتی واحد و مستقل متحد شوند. پایان نقل قول"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آیا این انتظار من و سوسیالیستها از جمهوری اسلامی واقع بینانه است که فعالیت کمونیستی بکنیم ولی ما را بخاطر ضد کاپیتالیست بودن و ملحد و مفسد فی الارض بودن اعدام نکند؟ آیا ما این حق را داریم به پانترکیست بگوییم ای بئی ها و افندیها به ما سوسیالیست نگویید و با سوسیالیستها دشمنی نکنید و با فاشیستهای اسلامی همصدا نشوید تا جلادان اسلامی ما را اعدام نکنند؟ ما چنین توقعی نداریم.
اگر توقع ما از شما بجا باشد ما که بیشتر از شما برحق هستیم چون تعداد سوسیالیستهای اعدام شده دهها هزار نفر است ولی تعداد تلفات پانترکیستها انکشت شمار است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان مرا متهم میکنند که من "انک" پانترکیسم به فعالان حرکت ملی آذربایجان میزنم. ادعا می شود که پانترکیسم و بوزقورد در آذربایجان موجودیت ندارد و این پدیده ساخته و پرداخته ذهن علیل و ذلیل من است.
حقیقت این است که قبل از اینکه من حرفی در باره پانترکیسم و بوزقورد بگویم بخشی از فعالین سیاسی ترک شدیدا افکار و سیاستهای پانترکیسم را تبلیغ میکردند و هم اکنون هم لحظه ای از فعالیتهای پانترکیستی غفلت نمی کنند.
این بخش از فعالین اگر نمی خواهید پانترکیست و بوزقورد نامیده شوید چرا فعالیت پانترکیستی می کنند؟
اگر پانترکیست نیستند چرا وبسایدهای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-میگویندیک نفرارمنی درپش دوستانش اعلام کردکه من مسلمان شده ودیگرارمنی نیستم.همه قبول کردندواورابه درون مسلمانان راه داده وباهم ،هم غذاوهمره شدند.
تااینکه روزی باهم درجاده ایی خاکی راه میرفتند،یک مرتبه این ارمنی مسلمان شده ردپای یک گراز(خوک وحشی)را می بیندوازدل آه بلندمیکشد،دوستان مسلمانش وقتی آه وحسرت خوردن گوشت خوک این ارمنی رامی بینند به اومیگویند،دوست عزیزازتومسلمان درنمی آیدوبرودنبال دین خود،مامسلمان شدن شمارانخواستیم.
عین این داستان رانیزیک مسلمان انجام داده ومسیحی میشود وهنگام پس ازروشن شدن برق یک صلوات میفرستدومسیحی هابه مسیحی بودن اوشک کرده واوراازدرون خودبیرون میکنند.
شماآقایان هم بجای اینکه برخوردناسالم خوردرادربرخوردباجنبش آزادیخواهی ملت آزربایجان جنوبی تقبیح کرده وانتقاددوستان رابپذیرید ویادرجهت اصلاح افکارخودبرآییدبرطبل کنیه وخودبزرگ بینی میکوبید، وتمام حرکت های مردم
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام جانم، چنگائی عزیز،
ممنون از زحمتتان که نظر خود را نوشته اید.
از دل گفتید.
یا همه آزاد خواهیم شد یا هیچ کس.
یا همه را دوست داریم یا هیچ کس را.
بله دملهای چرکین قرنها به خصوص صد سال اخیر روز به روز بیشتر بیرون میزند. چاره ای جز دوست داشتن یکدیگر، تلاش همگانی، نیست. این زخمها را پیش از 57 نیز دیدیم. با عشق یارانمان تحمل کردیم ، کوشیدیم . باز هم میکنیم.
میدانم با چه عشقی از آن سر ایران بر ای سعادت ما که توی این گوشه در اسارت بودیم، مثل همه ی یارانمان که بیشترشان جان خود را فدا نموند ، تلاش کردید. و متقابلا همان عشق از این سو، همه را در آغوش خود گرفت. تجربه های ما با عشق بود و نه با نفرت. من نفرت ندیده ام و نمی شناسم. دوست هم ندارم ببینم.
تلاش ما از آغاز برای انتخاب زندگی بهتر بود، حالا هم هست. هرکس آزاد است خود انتخاب کند میخواهد چگونه زندگی کند.



تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Eldar گرامی،
دیالوگ بین طرفین مشکل دارد. این مشکلات نمی گذارند به شناخت نسبی درست مشترک برسیم:
1- عدم دقت در نامگذاری پدیده ها
2- تعصب
3- دشمن دیدن طرف مقابل
4- عدم دقت در فرق بین دیالوگ مدرن و دیالوگ دئمی یا سنتی
-
برای مثال در مورد حالت 1:
- آ.ائلیار یا آقای اسماعیل آل بایراق نوشته اند: همه ی این زندانیان 30 سال آذربایجانی در ایران «پان ترک»اند. و اتهام حکومت درست است.
ما نوشته ایم در آذربایجان بسیاری از نظرات سیاسی - مثل جاهای دیگر- وجود دارد:«گرایشات و جریانات مختلف سیاسی( پانترکیسم، ناسیونالیسم آذربایجانی، سوسیال دمکرات، سوسیالیستی، اصلاح طلب و غیره) حضور و نقش دارند. فعالین سیاسی آذربایجان هر کدام در یکی از جریانات فکری جای دارند.»
ولی شما یا دوستان دیگر نتیجه ی بالا را گرفته اید. یعنی حرف خودتان را به نام دیگری گفته اید. یعنی دوست دارید سنتی دیالوگ کنید.
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام آ.ائلیار گرامی؛ با همه ی تلاش در کناره گیری از ورود به این مقوله های ُپر چالش و حفظ هرچه بیشتر بردباری ام پیرامون آن،(چراکه می توانم دیدگاهم را آزادانه منعکس کنم همانگونه که تاکنون کرده ام) شگفتا که سعی ام بی هوده بود و نتوانستم. اما چرا؟ شاید چیزی شبیه به تعهد نوعدوستانه ی تو و خودم در این میان مسبب شد که مرا ناگزیر ساخت تا این پانویس را بنویسم!
مهربان، در راستای تندروی های موجود، و در پهنه و گستره ی تبعیض ها و ستم های دیروز و امروز استبداد شاهی و شیخی علیه ملت های مان، حقیقت های ناگواری وجود دارند.
بی هر اما و اگری دمل های واقعی، عقده های رو به انفجار و ریشه ی دردهای ژرف و فراوانی از نابرابری و سرکوفت ها و بی دادرسی ها نهفته است که شایسته است، تک تک آنها را بردبارانه دید، لمس کرد و برای درمان شان اراده ی همه ی ملت ها را بشکل سراسری و فراملی به میدان راه حل ها کشاند و با هم کوشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان لطفا فتیله این بحث بی حاصل ودشمن شادکن را پائین بکشید. بهتر است اینگونه گفتگوها را به زبان مادریمان انجام دهیم و فضای مانوور به دشمنان قسم خورده مان ندهیم. بقول انگلیسیها " ملحفه کثیف خود را در معرض دید همه از طناب نیاویزیم !!!!!!".(don't hang your dirty linen in public)
ما یک ملتیم و همانند هر ملتی به تعداد جمعیت فکر و اندیشه داریم که حتی دو اندیشه 100% یکسان در بین انسانها نمی توان یافت. بقول یک فیلسوف غربی (شرمنده ام اسمش یادم نیست) ما انسانیم چون هرکدام با دیگری تفاوت فکری داریم. تولرانس موجود در حرکت ملی آرربایجان جنوبی از جنبشهای ملتهای همسایه بمراتب بیشتر است. بخشی از خشونت کلامی, بر میگردد به طریقه رایج بیان در زبان فارسی .روش سخن و بحث در این زبان چه ازطرف رژیم و چه مخالفان پر از اصطلاحاتیست که وجود خشونت کلامی در آن محرز است و ما ناخود آگاه از آن استفاده میکنیم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

به نظر من هم اصطلاح «پانتورک» ترم دقیقی نیست به این دلیل که هم دولت ایران و هم ناسیونالیستهای ایرانی تمامی فعالان آذربایجانی را «پانتورک» مینامند! من طرفدار ترم «افندی» و «افندیها» هستم. اینان همانهایی هستند که منافع ترکیه را به منافع ملت آذربایجان ترجیح میدهند و البته چندتایشان نیز به عنوان ماموران و عوامل رژیم اردوغان کار میکنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

نوشته‌اید: "سوال سوم من این است: آقای طهرانی مرا تهدید کرد و ا. ائلیار در محکوم نمودن خشنونت و در دفاع از آزادیهای بیان، قلم و مطبوعات مقاله ای نوشتند. لطفا نظرتان را روشن در رابطه بگویید آیا تهدید طهرانی و طهرانیها را تائید می کنید یا نه؟ نظرتان نسبت شیوه های تهدید، افترا، سرکوب مخالفان، پرونده سازی، ترور فیزیکی و ترور شخصیت مخالفان چیست؟ پاین نقل قول"

پاسخ: من به آزادی بیان، آزادی اندیشه و برخورد مدنی و دموکراتیک با تفکرات گوناگون معتقدم اما اینکه شما انتظار داشته‌ باشید با آن «نفرت‌پراکنی»، «سم‌پاشی» و چسباندن همان انگ «پان‌تورکیسم» به پیشانی فعالان حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی که فاشیسم فارس نیز دقیقاً با همان اتهام واهی هزاران نفر تورک آزربابجانی را با وحشیت تمام سرکوب نموده و برای سالهای متعدد حبس و شکنجه نموده است کسی در مقابل خوش‌رقصی شما برای فاشیسم فارس برایتان کف بزند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آل‌بایراق

دقیقاً هسته‌ی اصلی مشکل و سر بزنگاه در اینجاست که شما به دلیل تفکر کمونیستی خود دشمنی دیرینه با «ملی‌گرایی تورکی» دارید و به همین دلیل اسم آن را به «پان‌تورکیسم» تغییر داده و با چسباندن این «انگ» به فعالان حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی تلاش بر حذف «ملی‌گرایی تورکی» از مقابل تفکر «کمونیستی» خود می‌نمایید تا به اهداف مغرضانه‌ی خود دست یابید. در حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی چیزی به اسم «پان‌تورکیسم» و «بوزقوردیسم» و چنین «برچسب»هایی که جهت ترور شخصیت ملی‌گرایان تورک به پیشانی‌شان می‌چسبانید وجود خارجی ندارد.

نوشته‌اید: "ما پانترکیسم و بوزقوردیسم را که شاخه آذربایجانی (م ه پ) ترکیه است را نقد کردیم و صدای پانترکیستها از هر طرف درآمد."
اگر در حرکت ملی تورک آزربایجان کسانی هستند که عضو «م‌ ه‌ پ» تورکیه باشند لطفاً بطور مشخص از آنان نام برده و مستندات خود را بیان نمایید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقایان البایراق و اُیلیار. نوشته شما در رابطه با بعضی شعارها که از طرف بعضی از جوانهای ازربایجانی داده میشود شاید درست باشد. ولی بقول اقای التین ”شما دقیقاً همان اتهام واهی «پان‌تورکیسم» را برای فعالان تورک آزربایجان جنوبی بکار می‌برید که سالهاست فاشیسم فارس با وارد آوردن این اتهام واهی هزاران نفر فعال ملی‌گرای تورک را در آزربایجان جنوبی برای سالها حبس و شکنجه نموده و یا به قتل رسانده است. شما دقیقاً خود را در کنار سرکوب‌گران ملت تورک آزربایجان جنوبی قرار می‌دهید.” پایان نقل قول .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آلتین عزیز
من بارها اشاره کردم که در جنبش ملی، رهایی بخش و دمکراتیک آذربایجان گرایشات و جریانات مختلف سیاسی( پانترکیسم، ناسیونالیسم آذربایجانی، سوسیال دمکرات، سوسیالیستی، اصلاح طلب و غیره) حضور و نقش دارند. فعالین سیاسی آذربایجان هر کدام در یکی از جریانات فکری جای دارند. اما به نظر من در سالهای گذشته خط فکری پانترکیستی قدرت و نفوذ بیشتری داشت و بسیاری بدون اینکه اندک شناختی از پانترکیسم داشته باشند به دنبال سیاستها و شعارهای آنها روان بوده اند. ما پانترکیسم و بوزقوردیسم را که شاخه آذربایجانی (م ه پ) ترکیه است را نقد کردیم و صدای پانترکیستها از هر طرف درآمد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جنا آ.ائلیار, امتیازی که سایت ایران گلوبال در اختیارتان قرار داده است, حسابی ضد ترک بودنی تان بروز مبدهید. مطمئن باشید,غیر از ضرر چیز دیگری عایدتان نخواهد شد. جوانهای آذربایجان نه آ.ائلیار میشناسند, نه آلبایراقدار کومونیست.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
zonozli گرامی،
1- عنوان مقاله خیلی واضح است و معنی آن هم بسیار روشن:
« خشونت مبارزه ی عدم خشونت را کند میزند یعنی خراب و فاسد میکند یعنی به لجن میکشد»
کسی که اعمال خشونت میکند مبارزه ی عدم خشونت را «نفی» میکند. یعنی مبارزه ی عمومی در آذربایجان برای احقاق حقوق که
«عدم خشونت» از مشخصه های مهم آن است ، نفی میشود. فرد خشونت طلب در بخش عدم خشونت تلاش، این قسمت از مبارزه را نفی میکند. و ضربه به مبارزه ی عمومی میزند.
صرف نظر از مبارزۀ عمومی، فرد خشونت طلب حقوق بشری انسان دیگر را از او میگیرد.
« تهدد فرد چه روانی چه جسمی، و تهدید به مرگ»و سلب آزادی بیان او، نهایت اعمال خشونت به انسان دیگر است و ناقض حقوق بشر.
پس:1- خشونت طلب، مبارزه ی عمومی را خراب میکند،موجبات شکست آن را فراهم میکند.
2-حقوق بشری فرد: آزادی بیان، امنیت جانی، امنیت روحی، مصون از شکنجه بودن فرد را نقض میکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام دوستان :
با تمام احترامی که به نویسنده ارجمند مقاله قائلم ولی متاسفانه ناچارم مطالبی را بیان دارم که شاید هم خود م و هم نویسنده را ناراحت کنم .
هر فردی حق تنقید مقالات دیگران را دارد
تنقید دارای 1 تیتر است 2 مضوع داخلی تنقید
سوال این است . تیتر نقد برای تفهیم چه موضوعی و برای کدام مخاطب است ؟؟؟
اگر خطاب به دشمنان آن موضوع است خوب باید آنها را شاد کند وطبیعی است که مورد تنقیدقرارگرفته ها رنجیده خاطر خواهند شد و به عبارتی دیگر نویسنده شاید میخواهد به دشمنان بگوید که خط من از اینها جدا است و البته باید دید که نویسنده چقدر تحت فشار بوده که چنین کرده .
تیتر( اینان جنبش عدم خشونت آذربایجان را به لجن کشیده اند ) برای به نقد کشیده ها بسیار متعفن و دور از انتظار است ولی برای دشمنان و کسانی که فشار آورده اند بسیار شاد کننده است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آل‌بایراق

در آن مقاله‌ی «چرا استقلال می‌خواهیم؟» شما برای آزربایجان استقلالی در چارچوب تفکر کمونیستی ترسیم نموده‌ بودید. این نوع «استقلال» به درد آزربایجان جنوبی نمی‌خورد. آزربایجان جنوبی در گذشته هزینه‌های خود را در راه کمونیسم داده است و شما خارج از محفل شخصی خودتان در سایت «سول‌گوناز» در آزربایجان جنوبی کسی را نمی‌توانید پیدا نمایید خواستار چنین استقلال (استقلال کمونیستی منهای هویت تورک) در آزربایجان جنوبی باشد.

بله من بازهم تأکید می‌کنم تفکر شما، آ.ائلیار و سایر کمونیست‌ها با تخریب «ملی‌گرایی تورکی» در بطن حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی کاملاً در خدمت فاشیسم فارس می‌باشد. شما علناً با این سم‌پاشی‌ها جهت تخریب حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی در صف دشمنان آزربایجان جنوبی قرار می‌گیرید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تهرانلی گرامی،
1- شما یک صفحه تمام نوشته اید در مورد اینکه « چه خواهید گفت». اما یک کلمه هم ننوشته اید که « چه گفته اید».
2- آقای آلبایراق ننوشته در جنبش آذربایجان «همه پان ترک اند یا بوز قورد اند. » بلکه نوشته در جنبش آذربایجان پانترک ، بوز قورد، و عقاید اینها و جود دارد.
3- در آذر بایجان حزب رسمی به نام « حزب پان ترک آذربایجان » هنوز نداریم.
4- اما در آذربایجان همه ی عقاید از راست تا چپ را داریم. و افراد هم کم یا بیش به این عقاید صاحب اند.
ترکیست، پان ترکیست، بوزقوردیت، کمونیست،سوسیالیست،دموکرات، سوسیال دموکرات، و غیره داریم. اینها عقاید هستند و افراد
کم را بیش به آنها باور دارند. اما نه آقای آلبایران نه من و نه کس دیگری « نگفته» که همه ترکیست یا پانترکیست یا بوز قوردیست یا غیره هستند. اما واقعیت آن است که در آذربایجان همه را داریم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آل‌بایراق

برای من سؤال است که شما چگونه به راحتی به خود اجازه می‌دهید به دیگران اتهام وارد نمایید؟ اسم مرا مکرراً در کنار اسم جناب «طهرانی» می‌آورید شما مدرکی دارید که این دو شخص یکی هستند یا اینهم مثل همان اتهامات واهی مقاله‌ی صد در صد تخریبی شما می‌باشد!؟!

من این دو کامنت شما را به دقت خواندم پر است از «یاد بگیرید»، «بلد نیستید»، «بی‌اصول و بی‌پرنسیپ هستید»، «ما همه کار کردیم شما هیچ کاری نکردید» و الی آخر. یعنی پر از «منم‌منم گویی» و نگاه متکبرانه‌ی از بالا به پایین به دیگران می‌باشد. شما که هیچ شناختی از من و سایرین ندارید چگونه بخود اجازه‌ی قضاوت در مورد اینکه چه کاری کردیم و چه کاری نکردیم می‌دهید!؟!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز تعصب کور به بوزقوردیسم و ناسیونالیسم افراطی و کینه و نفرت بی پایان به سوسیالیسم باعث شدند شما نتوانید مقاله را ببینید و آنرا مطالعه کنید. بهتر بود شما مثل یک فعال سیاسی نقاط منفی آنرا نقد میکردید و یا از نقاط درست چیزی یاد میگرفتید و در بهتر شدن وضعیت شعارها در اعتراضات استفاده میکردید. اما چنین نشد. شماها تا کی میخواهید شعارمرگ بر فارس بگویید. تا کی میخواهید الله اکبر الله اکبر بگویید، تا کی میخواهید شعارهای بی غیرت و بی شرف بکار ببرید، تا کی میخواهید شعار مرگ بر این و آن بدهید، تا کی میخواهید اکثریت بی طرف ازترکها را بی شرف و بی غیرت بنامید. تا کی میخواهید مخالفان یا بی طرفها را کور کنید و غیره. اگر حرفی برای گفتن دارید بیایید بگویید که چرا شعار الله اکبر الله و دیگر شعارهایتان درست و چرا نقد ما نادرست است؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با احترام
دوست ناشناسی نوشتند که اگر اسماعیل شهامت دارد بگوید که کمونیست است.
دوست عزیز من هیچ وقت سوسیالیست یا کمونیست بودن خود را هرگز مخفی نکردم و اکنون 37 سال است سوسیالیست هستم و همیشه با افتخار تمام و با صدای بلند گفتم که من سوسیالیست آذربایجانی هستم و بیشتر نوشته ها یا مقالات را با شعار زنده باد استقلال ملی آذربایجان جنوبی، زنده باد سوسیالیسم تمام کردم
دوستمان آقای آلتین که درکامنتها بیش از همه به سخنگوی پانترکیسم تبدیل شده است در هر کامنتی آ. ائلیار و مرا مدافع و عامل فاشیسم فارس معرفی میکند که گویا ما از ایران یکپارچه دفاع میکنیم.
دوست عزیز شماها نمی توانید با تهدید به قتل، پرچسب و اتهامات سیاسی علیه ما پانترکیسم یا افراطی گری را تقویت کنید. من شخصا با شخص شما هیچ مشکلی ندارم و شکی ندارم که دلسوز آذربایجان هستید. من با ایدئولوژی پانتورکیستی مخالفت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار خواسته بود، بطور دقیق معنی جمله قبلی را بداند. جناب ائلیار اگر من او را در نشستی و یا جائی ببینم، تو چشمانش نگاه کرده این بیان مختصر را بمحضرش تقدیم خواهم کرد. ....خواهم گفت: نوشته هایت از منطق و استدال تهی و توخالیست. خواهم گفت: همصدا با فاشیسم، و پان ایرانیسم لگد بر حلقوم ملت مظلوم آزربایجان گذاشته ای. ........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام- من دیگرنمیخواستم وارداین بحث شوم ولی اشاره به نقاطی ازخاطرات وتهدیدها ونظرات مجبورم کرد یک متن کوچک نیزبنویسم.مردم آزربایجان جنوبی اکثریت به اتفاق تورکند.وبهیچ وجه نمی توان آنهاراازدنیای تورک جداکرد.دردرون یک ملت 40 میلیونی من فکرمیکنم هرنوع نظرودیدگاه میتواندوجودداشته باشد.من به آزادی اندیشه نیزمعتقدمیباشم .ودوست دارم درصورت ایجادآزربایجان جنوبی آزادی تمام نگرش ها لازم وحق است .همانطورکه درفرانسه .سوئد.انگلیس.آمریکا.بلژیک ووو...وجوددارد.
جلوی تفکرانسانهاراگرفتن بالاترین حددیکتاتوری است.درغالب گروه واحزاب قانون مندفعالیت هرتفکری رابایدحمایت کرد.
طبق قوانین متمدن واروپابااعدام بهرشکل بایدمخالفت کرد.
نظراتسیزرابهانه کردن وبه هویت تورکی تورکان آزربایجان وبه جنبش استقلال خواهی حمله ویاتهاجم کردن خودیک نوع مخاافت ودشمنی بااین جنبش رابزرگ میکند.
بعلت تهدیدیک نفر ویایک گروه مسایل شخصی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اینکه کسی که به «هویت» خود افتخار می‌کند سایرین را دشمن خود می‌پندارد صرفاً از تراوشات ذهنی آمیخته با توهمات شما نشأت می‌گیرد. در بین تمامی ملت‌های جهان ملتی را نمی‌توان پیدا نمود که به ملیت خود افتخار نکند اگر ملتی به ملیت خود افتخار ننماید اصولاً آن پیوند و همگرایی و اشتراک اجتماعی و فرهنگی بین «ملت» پدید نمی‌آید اما گویا فارس‌پرستان ذوب شده در توهمات فاشیستی فقط افتخار به هویت خود را برای «تورک»ها حرام می‌دانند.

تفاوت بارزی که «تورک»ها با سایر ملت‌ها دارند این است که ملل دیگر هرگز نتوانسته‌اند آنان را بشکنند و به همین خاطر همواره با نفرت‌پراکنی مواجه بوده‌اند. اکنون عرب‌های افراط‌گرا در تمامی جهان دست به چنان اعمال تروریستی می‌زنند که جهان در مقابل وحشیت‌شان حیران مانده است اما اینجا یک شخص متوهم پیدا شده می‌گوید کسی که به «تورک» بودن افتخار کند دیگران را به چشم دشمن می‌نگرد. عجبا!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای آل بایراق خود را در جایگاه دانای کل قرار داده و با رویکردی قیم مابانه و توهین آمیز، درست و نادرست را در دیگ کج فهمی خود به هم آمیخته و در پایان، معجون مسمومی را ساخته و در کام مظلوم کرده و دل ظالم را شاد کرده است.
دست مریزاد آقای آل بایراق
آقای آ-الیار کاش با توجه به حسن نیتی که همیشه از شما سراغ داشته ام، چنین مطلب موهنی را منتشر نمی کردید و ناخواسته آب در آسیاب شوونیست نمی ریختید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ا اءلیار اقای التین دارد با شما در مورد موضوع مقاله بحث می کند و نوشته هایش از شما نام می برد ولی شما حتی شهامت بردن نام مخاتبتان را ندارید و مدام به دشت وکوه می زنید و از قول روانشناسان سعی در انانالیز به زعم خود یک گروه بزرک رادارید ایا میدانید از لحاظ روانشناسی فردی که جسارت بردن نام مخاطب خودرا ندارد از چه رنج می برد در ضمن جناب مبصر بزرگ و یا قاعد اعظم شما نیین نسسیسن که فعالان حرکت ملی ازربایجان تءوری حرکت را خدمت شما تقدیم کنند اگر متاعی داری سعی کن در بازار سیاست عرضه کنی وقتی مشتری نداری فکر کیفیت متاع خود کن با فارا یاخماق به جای نمی رسید چون که قبله امالتان به جای نرسید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آ.ائلیار گرامی , مشکل شما توهم گرائی و خیال پردازی است. با خیال پردازی نمیشود نه به کسی و نه به جانمعه ای خدمت کرد. همین
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
متن فارسی در کامنت بالا آمده:
PEYĞAM

«Atsız»
hamını düşmən görür
o fikr lideridir Türküçülərə

Acığım gəlir nifrətdən
mən hamını dost görürəm

‏”Atsız”ın peyğamı nifrət
məhv etməkdir
mənimki isə azadlıq günəşi
sülh, dostluqdur

O əsirgəmədən
bir sayaq
işıq saçır hamıya
can verir hava kimi
hər bir insana

Ətəyin açıb
kölgə kimi hər kəsə
əsirgəmədən
bir sayaq
sevgilə

«Atsız»ın peyğamı əsarət
məhv etməkdir
mənimki isə azadlıq günəşi
sülh, dostluqdur

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اول: این «نظر دهنده» اسم دارد لطفاً از بالای برج عاج به پایین تشریف‌فرما شده و نگاه فاشیستی به دیگران را به فراموشی بسپارید.

دوم: مردم متعلق همه‌ی ملتهای جهان به ملیت خود افتخار می‌کنند این ارتباطی به تورک، فارس، روس، ژرمن و ... ندارد. بین افتخار به ملیت و هویت خود و نژادپرستی و دیگرستیزی تفاوت فاحشی وجود دارد. کسانی که درک درستی از هویت‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ... دارند می‌دانند اساس «توازن» در جهان کنونی بر مبنای «ملیت» پایه‌گذاری شده و اینکه هیتلر چه جنایتی مرتکب شده ارتباطی به من «تورک» ندارد. من به هویت خود افتخار می‌کنم و مسئول رفتارها و عملکردهای فاشیستی هویت‌های دیگر نیستم.

سوم: آن آزادی و دموکراسی که «تورک»ها و سایرین در تورکیه‌ای که «تورک‌ستیزان» هزاران اتهام توخالی را بر آن وارد می‌نمایند دارند 500 سال دیگر هم در ایران برقرار نخواهد شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این افندیها مثل غده سرطان به جان خلق آذربایجان افتاده اند و اگر با جاروی نقد و روشنگری از دامن آذربایجان جاروب نشوند، همه جا را به گند خواهند کشید. انتظار اینکه اینها بیایند و عقاید ضدانسانی ترکیسم و ترکپرستی و پانترکیسم و ترکیه پرستی را تعریف و تشریح کنند، انتظاری عبث است. افندیها نه آن شهامت اخلاقی را دارا هستند که مثل انسانهای نرمال از عقاید خودشان دفاع کنند و نه توانایی فکری و علمی برای این کار دارند. نقد افندیها در وهله اول مسئولیت روشنفکران آذربایجانی میباشد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پیامها
-----
«آتسیز »
همه را دشمن می بیند
او رهبر فکری ترکیست هاست.

من از نفرت بیزارم
همه را دوست می بینم.

پیام آتسیز ظلمت و نابودی ست
پیام من خورشید آزادی
صلح و دوستی ست.

که یکسان ، بی دریغ
نورش را بر همگان می پاشد
که چون هوا
به یکسان
همه را زنده میسازد
و چون سایه
دامنش را بر همگان می گستراند
یکسان
بی دریغ
با عشق.

پیام آتسیز اسارت و نابودی ست
پیام من صلح و دوستی
خورشید آزادی ست.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دشمن نامیدن یکی در فرهنگ کروهی اینان به معنای «حذف روحی و جسمی» شخص است. با این کاراکتری که اینان در پیامهایشان نشان میدهید نه تنها ماهیت نظریات مستبدانه خود را روشن میسازید بل ماهیت افکار ترکیسم را نیز نشان میدهند. ماهیت ضد آزادی و انسان ستیز اینان هرروز بیشتر روشن میشود.
رفتار گروهی شان زیر ذره بین روانشناسی نشان میدهد که دارای یک شخصیت جباری هستند.
ابزار فکری تفکر شان مقولاتی مثل دشمن و خائن و خیانت و مانقورت و خدمت کار فاشیسم فارس و این جورچیزهاست. اینها همه نشانه ی عدم شجاعت فکری این افندیهاست.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ترک گرایی یا ترکیسم در عمل:
فاکت اول:
نظر دهنده ی ترک گرایی در بالا نوشته:
1- به ترک بودن افتخار میکند.
هیتلر هم به دویچه ی واقعی بودن افتخار میکرد.
تولد شخص در یک خا نواده یا ملت یک تصادف است. و نمی تواند افتخاری تولید کند. افتخار در حفظ آزادی و امنیت و سعادت همگان است. در تلاش برای انسان بودن و انسانی زیستن ، در غم و شادی همگان شریک شدن است. طایفه و نژاد و تعلق به این یا آن ملت هیچ افتخاری ایجاد نمی کند. کسی که تعلق به تباری را افتخار بداند قدم اول نژاد گرایی را برداخته است. و قدم اول ترک گرایی را.
2- راه به روی دیگران می بندد
او مستبد و دیکتاتور است که راه میبندد و دیگری را دشمن میبیند.
دید دشمنی با دیگران قدم دیگر ترکگرایی ست.
3- کسی که ترک گرایی را افتخار میداند و دیگری را دشمن می بیند « آزادی هیچ مردمی را و هیچ محیط دموکراتیکی را » برنمی تابد. قدم دیگرترکگرایی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فعالان حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی چه نیازی به بحث در مورد تخریبات و تراوشات مغرضانه‌ی ذهنی شما دارند!؟!

خارج از این سایت، فعالان حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی امثال شما و اسماعیل آل‌بایراق را اصلاً به حساب نمی‌آورند. هر قدر هم خودتان را خسته کنید نخواهید توانست مانع از فروپاشی ایران تخیلی‌تان شوید. حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی فقط در ایران‌گلوبال جریان ندارد فقط بخش خیلی کوچکی از امواج آن به ایران‌گلوبال رسیده است. راه شما ایران‌پرستان و آزربایجان جنوبی مثل دو خط موازی است که هرگز به هم نخواهند رسید.

تورک واقعی بودن افتخاری است که نصیب هر هویت‌باخته‌ای نمی‌شود.

راه ما راه رهایی است نه اسارت.

فارس‌زدگان را به مکتب آزادی‌خواهان و آزاداندیشان آزربایجان جنوبی راهی نیست.

ملت تورک آزربایجان جنوبی آزموده‌ها را آزموده است. «ایران آزاد و دموکراتیک» پیشکش خودتان.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ترک گرایان یا ترکیستها
فلسفه سیاسی خود را روشن کنند:
دوستان عزیز ، افندی های محترم ،
آزادی کامل برای شما هست که تئوری سیاسی خود را توضیح دهید:
میخواهیم از زبان خودتان بشنویم که « چه میگویید و چه میخواهید ، و چه پیامی دارید؟ به چه چیز معتقد هستید؟ خلاصه ی برنامه یتان چیست؟»
سئوالات را باز هم در پایین مطرح میکنم. هدف این است که فلسفه سیاسی شما را از زبان خودتان ببینیم؛ و نه از زبان مخالفان شما
مثل آقای اسماعیل آلبایراق یا من و دیگران. به جای « پریدن به این و آن، به جای تکرار حرفهای همیشگی، به جای تهدید و دندان شکنی و استخوان خرد کنی ، به جای « فردا اله و به له میکنید» ، بهتر است « خلاصه ای» از اصول همه ی گروههای ترکیست موجود که قبول دارید، و برنامه ی خود را اعلام کرده اند، ذکر کنید و بگویید که به چه چیز معتقد هستید و عمل میکنید». تا پیام
« رهایی بخش و انسانی» شما را بشنویم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ع.ب.تورک اوغلی

ممنون از نظر شما. در این سایت و هر جای دیگر من نظری بنویسم برای نوشته‌هایم دلایل قانع کننده داشته و قابل دفاع می‌باشند.

اینجا هدف این است که تفکراتی که خود را در مقابل ملت تورک آزربایجان جنوبی قرار می‌دهند مورد نقد و روشنگری قرار گیرند و صد البته تفکرات مسمومی که در نهان و آشکار جهت تداوم استعمار و استثمار ملت تورک آزربایجان جنوبی و باقی نگهداشتن آن در اسارت فاشیسم فارس تلاش می‌نمایند را باید شناخت و شناساند. تا آنجایی که به حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی ارتباط پیدا می‌کند ما با سه نوع «کمونیست» در ایران مواجهیم:

1: کمونیست‌های غیر تورک که چه بر این تفکر باقی مانده باشند و چه از آن دوری جسته باشند حتی اگر حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی را تخریب نیز نمایند موضع‌شان مشخص است و جرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی نیز با شناخت تفکر آنان برخورد مشخص خود را با آنان دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-باتشکرازآقای آلتین وتمام افرادی که دراین سایت چه مخالف وچه موافق قلم می زندد.بایداول ازهمه ازجناب توکلی تشکرکردکه این امکان راآفریده تاهمه بتوانیم به ابرازنظرات خودبپردازیم.
جناب آلتین من فکرمیکنم دررابطه باافرادکمونیست که زمانی برای حقوق انسانی کل مردم دردوران سیاه حکومت پهلوی وبرای برداشتن این سیاه اندیشان از عمرخودمایه گذاشتن براحتی نبایدهمه آنهارا یک کاسه کرده وآنچه دلمان میخواهدبزبان آورد.
من افرادزیادی می شناسم که اکنون بادل جان هرجندبااحتیاط برای مبارزات مردم آزربایجان جنوبی تلاش دارند.
اماتعدادی هنوزیخ های مغزشان آب نشده وبرافکاردوران خروشچفی خوداصراردارند.
اینها کافی است عینک خودراعوض کنند.تابتوانندیخ های منجمدمغزشان آب کنند.مگرهمین آقای توکلی که خودرامازندرانی میخواندبااینکه تورک نیست گوناگون نمی اندیشد.مگردیدایشان تغییرنکرده است.
من درخارج نیستم ودردرون این جماعت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بگذارید زبان فارسی را ایرایان معنی و ترجمه کنند و مثل موارد دیگر برای زبان بیگانه تکلیف تعیین نکنید ! شما که زبان فارسی را دشمن تاکتیکی و استراتژیکی خود میدانید چگونه بخود اجازه گستاخی در این مورد میدهید . نگونبخت یعنی آدم بدشانس یا بزبیار یا فلک زده ، و دعوت به همدردی میکند و هیچ معنی منفی و توهین آمیزی ندارد . کار شما تجریه طلبان جعل و تحریف و دروغ فرهنگ و زبان و تاریخ و هویت و آثار دیگران است . ولی بجایی نمیرسید چون رقیبانتان دهها بار از شما باهوش تر هستند و اینرا طی 7 هزار سال گذشته نشان دادند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من باز هم مصرانه روی آن بخش از کامنتم که نوشته بودم: "بکار بردن این کلمه‌ی «نگونبخت» آنقدر اهانت‌آمیز می‌باشد که یقین داشته باشید اگر در جایی خارج از این فضای مجازی بی در و پیکر جرأت به زبان آوردن این کلمه‌ی بغایت تحقیرآمیز را می‌یافتید با پاسخ استخوان‌شکنی مواجه می‌شدید" پافشاری می‌کنم. شما خارج از این فضای مجازی بی‌در و پیکر به کسی بگویید «نگونبخت» ببینید با چه پاسخ دندان‌شکن و استخوان‌شکنی مواجه می‌‌شوید؟ این ارتباطی به چسباندن اتهام واهی خشونت‌طلبی به فعالان حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی ندارد. برای هر شخص غیر تورک هم این کلمه‌ی بغایت اهانت‌آمیز و تحقیرآمیز را بر زبان بیاوری با چنین پاسخی مواجه می‌شوی. اگر این بهانه‌تراشی‌های واهی از دست شما کمونیست‌ها گرفته شود چه چیزی برای تخریب و سم‌پاشی بر علیه حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی دارید!؟!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کمونیست‌ها غالباً عاشق ایران بوده و با هر نوع انشقاق در «ملت ایران تخیلی‌شان» مخالف بوده و به همین جهت با هر نوع ملی‌گرایی از جمله «ملی‌گرایی تورکی» دشمنی دیرینه دارند. ایرادتراشی‌های بنی‌اسرائیلی مثل وارد نمودن اتهام واهی خشونت‌طلبی به فعالان تورک آزربایجان جنوبی کلاً از اساس واهی و بهانه‌ی افراد سابقاً کمونیست ضد تورک و ضد ملی‌گرایی تورک، جهت کوبیدن و تخریب حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی می‌باشد. این‌ها هیچ ابزاری غیر از سرکوب قلمی ندارند. این اسلحه‌های شکسته اگر از دست افردی مانند آ.ائلیار، اسماعیل آل‌بایراق و ... که علیرغم پیروی از تفکر و حکومت فاشیستی کمونیستی، پشت شعارهای مثلاً دموکراتیک سنگر گرفته‌اند گرفته شود کلاً خلع سلاح می‌شوند. همه‌ی تلاش اینها این است که به زعم خود مانع از جدا شدن مسیر حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی از ایران و منتهی شدن آن به اسقلال آزربایجان جنوبی شوند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تهرانلی،
0-طبق اصول سایت مسئول یک مقاله 3 نفر است نویسنده-منتشر کننده- مسئول سایت. درصورت لزوم یکی از این اشخاص به کار مقاله رسیدگی میکند. بنابرین سخن «وکالت» که طرح کردید بی مورد است.
1- منظورتان را از جمله خود بیان نکرده اید. بنابرین آنچه معنی داده ، به جای خود باقی ست. شما نویسنده را غیر مستقیم تهدید
جانی کرده اید! و این جرم است.
2- نویسنده آزاد است نظر منفی یا مثبت خود را مطرح کند. او از حق بیان خود استفاده است. شما حق جواب دارید ولی حق تهدید یا تهدید جانی ندارید.
3- اینکه میخواهید مثل شما فکر کند- که نکرده- و تهدید میکنید ؛ نقض آزادی اوست و دیکتاتوری. و اعمال فشاراست یعنی شکنجه ی روحی، به نویسنده. شما حق این اعمال را ندارید. این کارها خلاف آزادی بیان ، خلاف مسالمت است. و مدنیت. و اعمال خشونت است.



تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Direnc Minelli عزیز،
1-شما مقاله را بنویسید و جهت انتشار به ایمیل من ارسال کنید.
2- بیشتر مایلم کسانی که خود را « ناسیونالیست ترک» یا ناسیونالیست ترک آذربایجان یا پان ترکیست یا «بوزقورد» می نامند « فلسفه ی سیاسی» خود را توضیح دهند. و جایگاه آذربایجان و ترکیه را در دید سیاسی شان مشخص کنند. هدف از سئوال « شنیدن دیگاه آنها ، از زبان خودشان» است. وگرنه کسانی که این دید ها را رد میکنند نظرشان روشن است .
من آماده ی دریافت مقالات " خود نوشته ی آنها" هستم.
برای انتشار دیدگاههای « سیاسی- تئوریک» در مورد سئوال هیچ محدویتی نیست.
3- پس سئوال را تکرار میکنم:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من یک پیشنهادبه دوستانی که تمام کارشان ول کرده ودرکوچکترین حرکت مردم آزربایجان جنوبی قلم هایشان راازغلاف درآورده وشروع به نوشتن میکنند.وکارشان شاسنادن پان تورکیسم.تورکیست.بوزقوردیسیم.تورک علیف .تورک لردوخان وهمه تورک است ،یک تلاش کوچک هم درشناساندن یکصدسال شیوه های اعمال شده وشیونیسم نژادی .نسل کشی فرهنگی.آپارتایدفرهنگی.جنایت فرهنگی .حق کشی.وعلت ها وزمینه های این آپارتایدفرهنگی.دستاوردهای این اعمال خشونت فرهنگی ووو...بنویسند.اگرمیشود این استادان بزرگ ائیلیار.اسماعیل الپاراق.جوادی.جوادطباطبایی.آقای اژدربهنام ماراسرافرازفرمایند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای اینکه محتوای کامنت قبلی من مورد سواستفاده قرار نگیرد، و هرکس بنا به رغم خود آنرا توجیه و تشریح نکند، لازم دیدم چند نکته را بمحضرجناب ائلیار، و بالطبع آن، بمحضر جناب "آلبایراق" این چریک پیر، که درآغوش آمپریالیسم غرب پناه گرفته، و با انتساب وصله ناچسب "پانترک"، علیه مبارزه آزادیبخش مردم آزربایجان تبلیغات منفی و سم پاشی میکند، و با پانفارسیم، و رژیم دیکتاتوراسلامی تهران، و دشمنان مردم مظلوم آذربایجان، و گروههای تروریست همسو شده است، بمحضرشان برسانم.1. من تعجب میکنم که جناب ائلیار، بخاطرجمله "مردم آزربایجان در وقت خوب پاسخ مقتضی بمحضرش تقدیم خواهد کرد." اینهمه قیشقراق وهیاهو راه انداخته، و رل وکیل مدافع آلبایراق را بازی میکند. آقای ائلیاراگراینهمه به مسئله آزربایجان اهمیت قائل است و حساسیت نشان میدهد، اول در مقابل کامنتهای خصومت آمیز پانفارسهای تجزیه طلب، که هیچ حقوق انسانی بملل

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار عزیز از آنجائیکه مایلید در خصوش ترکیسم و پانترکیسم بیشتر بدانید من حاضرم در این خصوص و اینکه چه کسانی از این ترم سیاسی سود می برند مقاله ای کوتاه بنویسم بشرطی که ایرانگلوبال قول درج آنرا بدهد و مانع تراشی نکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جمع بندی این مقاله اینکه این یک دائره المفاحش به همه مردم آزربایجان است و اینکه در زیر یک مقاله نویسنده بیش از همه کامنت گذاشته شود نشان از کمبود نویسنده دارد. احتمالا نویسنده می خواهد از کامنت های خودش هم مقاله در بیاورد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به دست گرفتن ذره‌بین و دنبال «بربریت» گشتن در حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی، صرفاً سلاح شکسته‌ی شما جهت تخریب حرکت و درآوردنش به خدمت ایران‌گرایی مطلوب خودتان می‌باشد غیر از آن بربریتی وجود ندارد.

کسی که «خشونت زبانی» را «بربریت» قلمداد می‌کند «بربریت» را در آغوش خود گرفته است.

با این حرف‌های واهی و توخالی حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی مسیرش را به سمت ایران تخیلی شما نخواهد چرخاند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کسانی که در «تلاش عمومی آذربایجان برای زندگی بهتر» ، در ورودی-خروجی گذاشته اند، دیگر اندیشان را « تهدید» میکنند، به خشونت متوسل میشوند ، دهانها را می بندند ، خشونت طلب اند و « فکر و عمل شان» متضاد با «مدنیت» است.
مدنیت چادر نیست که زیرش ایده لوژی بربریت مخفی کنی.
بربریت را نمی توان زیر مدنیت پنهان کرد.
مدنیت اصول و قواعدی دارد. کسی که آنها را نقض کند دیگر آدم مدنی به شمار نمیاید.
این گونه آدمها افراد مدنی نیستند، به « ایده لوژی بربریت» تعلق دارند. مهم نیست که نام ایده لوژی خود را چه بگذارند، مهم
ماهیت «فکر و عمل» فرد است.
هرکس آزاد است راه خود را انتخاب کند. مدنیت یا بربریت.
خشونت طلبی را با هیچ کپسولی نمی توانید به خورد دیگران بدهید.
نه در زیر نام «ترک» و نه زیر نام «آذر بایجان »
و یا «استقلال».
دوران رنگ کردن گنجگ و فروختن آن به جای قناری پایان یافته.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این کامنت من بود که نام در آن فراموش شده بود.

زندانی نمودن آموخته‌ها در سلول انفرادی فاشیسم فارس را به این خاطر نوشته بودم که شما نوشته بودید:

"آقای محترم جنبش را که یک تلاش عمومی برای کسب زندگی بهتر است ، بر اساس « ایده لوژی » خود ملک خصوصی پدری اش حساب کرده و برایش « وردی-خروجی» گذاشته، باز از من سئوال میکند که چرا ایده لویشان را منشاء استبداد و خشونت می بینم.
چه کنم ؟ چشمم را ببندم ؟ یعنی این هنوز یاد نگرفته « عاشیق گؤردویون سؤیلر؟»"

به همین خاطر نوشتم که "اينکه من چه چبز ياد گرفته‌ام يا نگرفته‌ام را به خود من وا بگذاريد. لطفاً بر زنداني نمودن آموخته‌هاي من در سلول انفرادي فاشيسم فارس تقلاي بيخود ننماييد"
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Anonymous گرامی، نوشتید:
«ناسیونالیست تورک » هستید. منظورتان چیست؟ ناسیونالیسم ترک چه میگوید؟
کسی آموخته های شما را زندانی نکرده، دوست دارم بدانم این ناسیونالیسم ترک شما چه میگوید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ترکیست همسان کومونیست, نه کمتر و نه بیشتر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در کشورهای جهان سوم، علی‌الخصوص در جامعه‌ی استبدادزده‌ی ایران ملتی که زور و قدرت نداشته باشد نمی‌تواند به حقی دست پیدا کند. در این مملکت نفرین شده که در هر دو رژیم پهلوی و اسلامی مشت آهنین بر آن حکومت نموده است ملت تورک آزربایجان جنوبی با روشهای «اتوکشیده» و «تیتیش مامانی» قادر به رهاندن خود از شر استعمار فاشیسم فارس نخواهد بود. حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی بر مبنایی دموکراتیک و مدنی بنا شده و تاکنون هم بطور مسالمت‌آمیز و با پرهیز از خشونت جهت احقاق حق و به دست گرفتن سرنوشت خود در مقابل رژیم فاشیستی ولایت فقیه مقاومت نموده‌ است اما در فردای ایران اگر فاشیسم فارس در مقابل خواسته‌اش مقاومت نموده و با خطراتی مانند نسل‌کشی 21 آذر 1325 مواجه باشد حقش برای دفاع مشروع از خود تا سطح مباره‌ی مسلحانه و حتی فراتر از آن محفوظ است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ترکیسم چیست و چه میگوید؟ چه فرقی با پان ترکیسم دارد؟ اندیشمندان آن چه کسانی هستند و چه میگویند؟
در آذربایجان اندیشمندان ترکیسم چه کسانی هستند؟
کسانی که ترکیست هستند در صورت تمایل میتوانند به سئوال پاسخ دهند.
اگر جواب شان منتشر نشد لطفا به ایمیل من بفرستند.
ایمیل در قسمت «تماس با ما» در بالای صفحه ی سایت موجود است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نظر:

در کامنت ها دو چیز توجه مرا جلب کرد. در کامنت بالایی یک ناشناس می نویسد:
آ.ائلیار گرامی, هر چیز حدی دارد و عدم خشونت هم حدی دارد. در بعضی شرایط و دربرابر بعضی مسائل عدم خشونت نه تنها کار برد ندارد ,...........حرکت آذربایجان جریانی است که تحت نظر انبوهی از روشنفکران و استراتژیستهای خودی هدایت میشود و خیال نکنیم , یک در بی پیکر و یا بقول خودمان, حسن سوخدی دَیرمانی, دیر.
آقای ناشناس اقرار میکند که حرکت آذربایجان در انحصار یک تعداد روشنفکر و استراتژیست مشخص (افراطی و ترکیست) است. این آسیاب صاحب دارد مثل آسیاب یا دیرمان حسن سوخدی نیست که کسانی مثل ائلیار و اسماعیل وغیره وارد آن شوند. به نظر ایشان به جز این روشنفکران خودی بقیه غیر خودی و مانقورت هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شخصی که با نام «به آلتین» نظر نوشته است در نظر داشته باشد که نه در فضای مجازی بلکه حتی در دنیای واقعی اگر فعالان حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی می‌خواستند از تهدید و ارعاب واهمه‌ای به دل خود راه دهند اکنون حرکتی به نام «حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی» وجود نداشت تا ما با اتکاء و افتخار به آن در اینجا و در هر جایی که نام مقدس «آزربایجان جنوبی» و «ملت تورک آن» می‌درخشد در مقابل منسوبین به فاشیسم فارس قد علم نماییم.

«ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست.»

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آ.ائلیار

افتخار من است که یک ناسیونالیست تورک و یک استقلال‌طلب آزربایجان جنوبی هستم.

لطفاً نگاه نمودن به سایرین از بالای برج عاج را فراموش نموده و اینکه من چه چبز یاد گرفته‌ام یا نگرفته‌ام را به خود من وا بگذارید. لطفاً بر زندانی نمودن آموخته‌های من در سلول انفرادی فاشیسم فارس تقلای بیخود ننمایید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آل‌بایراق؛ که علیرغم منسوب بودن به تفکر و حکومت صد در صد فاشیستی کمونیسم می‌خواهی با سنگر گرفتن پشت شعارهای مثلاً دموکراتیک بر علیه ناسیونالیسم تورکی لجن‌پراکنی و نفت‌پراکنی نمایی بهتر است از خواب ....بیدار شده و ملتفت باشی دیگر تفکر و حکومت صد در صد فاشیستی کمونیسم با تمام دجالیت خود به زباله‌دان تاریخ انداخته شده است. در «آزربایجان جنوبی» هرگز انقلاب کمونیستی آرمانی شما به تحقق نخواهد پیوست. ملی‌گرایی تورکی از بطن حرکت ملی آزربایجان قابل زدودن نمی‌باشد چرا که حرکت بر محوریت «هویت تورک» بنا شده است بهتر است شما و سایر گرفتار شدگان در نوستالژی حکومت ضد انسانی کمونیستی بساط خود را در جای دیگری پهن نمایید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسئول کامنتها لطفاً بگوید چرا در مقاله‌ای که اینهمه تحقیر و توهین در داخل آن بکار رفته و در ذیل آن نیز نظر سرتاسر تخریبی و اهانت‌آمیز منسوبین به فاشیسم فارس از قبیل اسماعیل آل‌بایراق، آ.ائلیار و سایرین منتشر شده است چرا نظر من که بدون هیچگونه توهینی نوشته شده است عدم انتشار خورده است؟ این است ظرفیت دموکراتیک شما که دهان عده‌ای را جهت تخریب، تحقیر و اهانت باز بگذارید اما با سانسور نمودن نظر اهانت شوندگان دهنشان را مهر و موم نمایید!؟! اینگونه می‌خواهید فعالان حرکت ملی تورک آزربایجان در فردای ایران به شما اعتماد نموده و در مسیر هدف مشترکی با شما گام بردارند!؟! شما که ظرفیت چند کلمه حرف حساب را ندارید بهتر نیست که بخش کامنتها را کلاً ببندید و برای خودتان هر چه خواستید بنویسید و دیگران در مقابل متکلم وحده بودن شما فقط نظاره‌گر باشند!؟! این است تفکر پنهان شده در پشت ژست دموکراتیک شما!؟!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آلبایراکدار, زیاد بحث نکنیم.
شما کومونیست هستید یانه؟ اگر شهامت دارید, جوا ب آشکار بدهید
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اسماعیل عزیر،
ممنون از لطف و بیان نظرتان،
تلاشهای نقادانه ی شما برای روشن سازی ریشه های استبداد و خشونت در جامعه ی سیاسی ما، و فراهم سازی زمینه های آزاد اندیشی که در نوشته های پر رنجتان به خوبی قابل حس و درک است ، همواره روشنگر تاریکی هایمان بوده است .
من از زحمات شما بهره های فراوان برده ام . از این بابت ممنونم.

نوشته اند « نباید خودم را داخل جنبش آذربایجان ببینم چون ترکیسم یا به قول خود شان « «ناسیونالیسم (ملی گرایی) تورکی» را گویا مانند شما قبول ندارم».
در این ایده اوج استبداد نظری و زورگویی خودنمایی میکند. بدون اینکه روی سخن خود اندیشه کنند سئوال میکنند که چرا من مانند شما ایده لوژی اینان را از سرچشمه های استبداد و خشونت در جامعه ی سیاسی خود می بینیم؟
نمیداند « گؤرونن کنده بلدچی لازم دییل».

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مثال دیگر : « خرید-و-فروش» یک « رابطه» ی متقابل بین حسن و حسین است. اما خود حسن یا حسین نیست. ارتباط اشخاص نیست و چیز دیگری ست. تنها یک ارتباط است. که توسط « پول» به وجود آن پی می بریم. اما پول خود رابطه نیست بل « نشانگر» آن است. من با پدرم رابطه ندارم. یعنی چه؟ رابطه پدر یا پسر نیست . یک چیز انتزاعی ست که مثلا با « سلام» به آن عینیت میدهیم.
مشکل شما را درک میکنم. تشخیص مسئله کمی دشوار است چون « رابطه» دیده نمی شود و انتزاعی ست.
علی و ولی آدم اند. می بینیم. اما « انسان» انتزاعی ست . نمی بینیم.
مثال برای درک رابطه: بین کلید برق و لامپ که روشن میشود یک رابطه و جود دارد. و آن همان « جریان برق» است . اما جریان برق نه کلید است و نه لامپ. بل تنها خودش یعنی جریان برق است. که اگر قطع شود یا « رابطه» قطع شود، لامپ روشن نمی شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به نظر من امثال آ. ائلیار بسیار بسیار خطرناک تر هستند برای ایران تا چند پان ترک.
اجازه دهید ترکها هر چه قدر می خواهند شعار بدهند یا توهین کنند. اما نباید به تجار مسلکان یک ذره، تاکید می کنم یک ذره امتیاز داد.
امتیاز دادن یا بدتر فدرالیزم زهر کشنده ایران است. الان زنجانیها تقریبا فارس شدند، اردبیل هم در همان راه. آذربایجان غربی برای کردهاست. کار تبریز را هم طمع تبریزی ها و دریاچه اورمیه خواهد شد.
تا قطع سر مار چیزی نمانده.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آ.آئلیار

اینکه شما معتقدان به «ناسیونالیسم تورکی» را متهم به « ایده لوژی برده داران نوین» می‌کنید شاهکاری است در نوع خودش که فقط از ذهن مغرض شما به بیرون تراوش نموده است. اگر اینطور باشد باید ناسیونالیسم هر ملتی از جمله «ملت کاتالونیا» در اسپانیا را باید « ایده لوژی برده داران نوین» در نظر بگیریم. وجود ناسیونالیسم‌های مختلف در بین تمام ملت‌ها حقیقتی آشکار است که انکار آن مثل انکار خورشید می‌باشد.

ایکاش هر کدام از ماها همانگونه که ادعا می‌کنیم فقط نظر شخصی خود را بیان می‌نمودیم و به عبارتی پای خود را از گلیممان بیشتر دراز نمی‌نمودیم اما مطالب شما نه فقط آغشته با تخریبات، اتهام‌افکنی‌ها، اهانت‌ها و تحقیرها می‌باشد بلکه پایش را فراتر از آن نیز نهاده می‌خواهد برای یک ملت بزرگ نسخه‌ی مطلوب خود را بپیچد و به همین خاطر تصور می‌نماید مثلاً کسی انتظاری از وی جهت پاسخ به فاشیست‌ها را دارد
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نه جانم، کاپیتالیسم همان انسانهای طرفدار سرمایه داری نیستند. انسانهای طرفدار سرمایه داری افراد هستند ، اما کاپیتالیسم یک « سیستم» است سیستم یا « مجموع روابط گوناگون» افراد نیستند بل تنها « روابط» اند. مثال بزنم :
- « Windows» یک سیستم است ، یا « مجموع روابط گوناگون» است ، فرض کنیم تشکیل شده از « 0 -1» ؛ اما خود « کامپیوتر» ، یک شی است . وقتی ویندوز را عوض میکنیم یا نابود میکنیم یعنی پاک میکنیم ، مثلا سیستم Linux به جای میگذاریم دیگر خود کامپیوتر را که با چکش خرد و نابود نمی کنیم. فرض کن کاپیتالیسم ویندوز است و فرد همان جسم و شی کامپیتوتر.
در انترنت کلمه ی سیستم و کاپیتالیسم را پیدا کن و ببین چه نوشته.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار گرامی، من از شما تشکرمیکنم. تشکر نه فقط بخاطر دفاع از من در برابر تهدیدها بلکه بیشتر به این علت از شما تشکر و قدردانی میکنم که با جریان دیکتاتوری و سرکوبگر موجود در جنبش آزادیخوانه و دمکراتیک آذربایجان با شجاعت و جدیت مبارزه میکنید.
نوشته شما تحت "عنوان اینان جنبش عدم خشونت آذربایجان را به لجن کشیده اند" برای انسانهای آزادیخواه و مدافع دمکراسی بسیارمفید و ارزشمند می باشد. چونکه این نوشته کسانی را نقد و افشا میکند که میخواهند در آذربایجان قلمها را بشکنند، آزادی بیان، آزادی عقیده را نابود کنند و دیکتاتوری و استبداد خود را حاکم کنند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آلتین گرامی
1- «ناسیونالیسم (ملی گرایی) تورکی» که نوشته اید یا به اصطلاح من « ترکیسم» ، یک ایده لوژی ست .
هر کس آزاد است آنرا انتخاب کند یا نکند. برای من آن بخشی از ایده لوژی «برده داران نوین ترکیه» است ؛ و
ربطی به من ندارد.
مشکل من در زادگاهم رفع ستم فرهنگی،سیاسی،اقتصادی، جنسنی، و مذهبی و اعتقادی و بی عدالتی های اجتماعی ست که همه اینها در فرمول « رفع تبعیض و بی عدالتی اجتماعی» برایم خلاصه شده اند. از این رو:
- حق تعیین سرنوشت را انتخاب کرده ام.
اینکه ملت تصمیم بگیرد جدا شود یا در یک سیستم فدرال متحد شود بسته به تصمیم خود ملت است. نه من می توانم جلوش را بگیرم و نه امثال شما. منهم تابع تصمیم مردم خود هستم. و تنها می توانم نظر شخصی خود را بیان کنم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر اران شمالی بر اثر جنایتهای قاجار ترک از ایران جدا نمیشد ، شما اکنون این چنین اراده گرایانه خواهان تقسیم کشورهای دیگران نمیشدید . شما تجزیه طلبان یک طرف قضیه هستید / طرف دیگر قضیه 80 میلیونی ایرانی با مشتهای اهوارایی در مقابل تان ایستاده اند تا یکطرفه رویای رمانتیک را از سر بدر کنید . برکلی ، فیلسوف ایده آلیست و آخوند مسیحی میگفت در جهان هیچ چیز مادی وجود ندارد ، اینها فقط خیال های ماست . شما همچون برکلی میگویی برایت ، کشور ایران وجود ندارد تا از خود در آن مورد سئوال کنی ! . ولی ما بتو نشان خواهیم داد که جهان مادیست و ایران بیش از ده هزارسال وجود دارد ، پیش از مغول و توران و یونان و بوران .منطق شما تجزیه طلبان ترک آبروی آخوند و داعش و ... را از آن خود نموده . با آدم بی منطق باید با تئوری ماکیاولی پاسخ داد .یعنی از موضع قدرت . قدرت بی کران فرزندان ایرانزمین .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آ.ائلیار

- بدون هیچگونه شک و تردیدی چسباندن حرکت ملی آزربایجان جنوبی به «بوزقوردیسم تورکیه» از طرف منسوبین به فاشیسم فارس فقط جهت تخریب و زدودن ناسیونالیسم (ملی گرایی) تورکی یا به قول شما «تورکیسم» از بطن حرکت ملی آزربایجان جنوبی می‌باشد چون شما و آنان بخوبی می‌دانید «ناسیونالیسم تورکی» ستون حرکت ملی آزربایجان جنوبی می‌باشد و حرکت بدون آن به بیراهه خواهد رفت و به همین دلیل جهت کج نمودن مسیر آن به سمت ایران‌گرایی و جلوگیری از فروپاشی ایران، امثال شما و اسماعیل آل‌بایراق و سایر منسوبین به فاشیسم فارس تلاش بر محو ناسیونالیسم تورکی از بدنه‌ی حرکت ملی آزربایجان جنوبی می‌نمایند اما این آب در هاون کوبیدن نزدیک به 100 سال است در آزربایجان جنوبی دوام یافته و اما اهداف مغرضانه‌ی پشت این حرکتهای مذبوحانه همواره به خاک مالیده شده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منظور از کاپیتالیزم, همان انساهای طرفدار سرمایه داری هستند. آ.الیار عزیز لطفا به کوجه علی چپ نرویم
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گرامی اگر نوشته بود «مرگ بر کاپیتالیست= شخص سرمایه دار» بله سخن شما درست بود. اما ایشان مرگ بر کاپیتالیسم = سیستم سرمایه داری ، نوشته است. و اینها با هم فرق دارند. ما خواهان مرگ دیکتار مثلا فلان شخص نیستیم ولی خواهان نابودی دیکتاتوری هستیم. اینها فرق دارند. یکی شخص است و دیگری « روابط». میتوان خواهان مرگ روابط ضد انسانی شد ولی انسان را نمی توان کشت. ما خواهان کشتن شخص نیستیم. حالا هر جنایتی کرده باشد. ولی روشن است که جنایکار مجازات غیر از مرگ دارد . بدون هر گونه شکنجه . مجازاتها ی مدرن اکنون بدون زندان انتخاب میشوند. و راهی انسلنی و سازنده است. کمک میکند شخص به زندگی عادی برگردد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای ائلیار عزیز, جواب های, هوی است و جواب توپ, توپ. فکر نمی کنید در قضاوت و عمل خیلی تندروی کرده اید. جنبش ملی دموکراتیک ازربایجان حرکتی سیویل و مسالمت آمیز است. ما در برخورد با دشمنان خود از خشونت استفاده نمی کنیم چه برسد به البایراق خودی. قطعا تصدیق خواهید کرد که ملیون آزربایجان هرگز دست به قتل عام هیچ یک از ملل همسایه نزده اند و عکس ان صادق بوده است و توسط ملیون ارامنه, اکراد و فارسها در برحه های مختلف قتل عام شده ایم. ما هرگز از تروریزم برای بیشبرد اهداف خود استفاده نکرده ایم و نخواهیم کرد. آیا اینها کافی نیست که شما بدنبال جنایتکار احتمالی در بین خودی ها نگردید؟ ما آزربایجانیها بطور سنتی و نهادینه صلح دوستیم و تولرانت. دوست عزیز اگر همه قضاوت وعملشان مانند شما باشد تمامی مادران را محاکمه میکنید . مادران معمولا وقتی فرزند روی اعصابش راه می رود فریاد می زنند" پدر سوخته می کشمت"!!!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ.الیار گرامی, چرا یکی را به سندان و یکی را به چکش میزنید. اگر مرگ بر.... بربریت است, مرگ بر کاپیتالیزم هم از همه بربر تر است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیزان، آنچه در مقاله آمده اشاره به «نوک کوه یخ» دارد، اما بحث سر «تنه ی آن» است. نوک کوه یخ را که از آب بیرون زده
«ذوب» نکنید؛ انشاالله گربه نیست. سخن در مورد « جریانی» ست که « خشونت طلب و تهدید گر و دیکتاتور ماب است، که می تواند « کشتارگر» هم باشد.»
روشن است موضوع داخلی ست و منهم نمی خواهم بیش از این مطالبی مطرح کنم که مورد «سوء استفاده» قرارگیرد. اما به صورت «نظری و تئوریک» قید میکنم که «منطق نقد » همیشه آماده است جلو این « خشونت طلبی و دیکتاتوری» در تمام اشکال اش بیایستد. نقد تقدس نمی شناسد و تبعیض دیدگی هم ایجاد تقدس نمی کند.
هزاران هزار جوان آذربایجانی ، آواره شده اند،زندان رفته اند، بخشی کشته شده، زندگیها داغون شده، دوستی ها و عشقها از دست رفته، کودکان معصوم دچار محرومیتها و ضربات بسیار روحی شده اند که در سرتاسر زندگی مجبورند آنرا تحمل کنند؛

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب توکلی گرامی، متاٌسفانه شما در این مورد از کسی نام بردید که هراز چندگاه چند جمله نرم کننده برای خاطر رضا در اینجا شماره بندی میکند که خودش هم باورش نمشود. مدتی میشود که .................د. من شخصاً برای شما متاًسفم که خود را تا این اندازه در مسیر باد قرار داده اید.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مثال انقلاب 57، انقلابی دمکراتیک بود ولی افراطیون چپ واسلامی موجب شکست آن را فراهم آوردند. به قول زنده یاد مهدی بازرگان که گفته بود باران می خواستیم سیل امد! با این وجود باید گذاشت افراطیون سخن شان را ازادنه بگویند، وظیفه عاقلان فاصله گرفتن از افراطیون و طرد آنان است ، کاری که ایلیا ر در این نوشته انجام داد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آ.آئلیار

اول: اینکه شما از معرکه‌گیری منسوبین به فاشیسم فارس جهت نفرت‌پراکنی و لجن‌پراکنی بر علیه فعالان ملی حرکت ملی آزربایجان جنوبی استفاده و یا به عبارت بهتر «سوء استفاده» نموده‌اید و در کوران لجن‌پراکنی بر علیه فعالان ملی آزربایجان جنوبی مقاله‌ی «تورک‌ستیزانه» و ضد آزربایجانی اسماعیل آل‌بایراق را منتشر نموده‌اید جای تأمل فراوان داشته و صد البته دم خروس از پشت این فرصت‌طلبی آنقدر بیرون زده است که نیازی به بحث و توضیح ندارد.

دوم: عنوان این مطلب شما این است "اینان جنبش عدم خشونت آذربایجان را به لجن کشیده اند". برای شما که نه فقط بارها و بارها اثبات نموده‌اید که اعتقادی به حرکت ملی آزربایجان جنوبی نداشته و دشمنی خود را نیز با آن به اثبات رسانده و جهت محو آن و درآوردنش به خدمت فاشیسم فارس تلاش نموده‌اید نباید اینکه کسانی چه کنش و واکنشی دارند ارتباطی داشته باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چطور مثلا؟ چند نمونه رابرد ،خواهشمندانه، نام ببرید!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب توکلی، شما در اینجا در زیر این نوشته همکارتان مینویسید، جلوی افراد افراطی باید گرفته شود. در نوشته های شما سراسر تناقض محض وجود دارد. خودتان اما بی توجه حتی به گفته های خودتان در کلاف تناقض گویی به تنیده شده اید بی آنکه متوجه باشید. برادر من، اگر معتقد هستید که باید در هر جنبش از افراد افراطی باید دوری جست، چرا در سایت خودت جلوی افراط گرایی را نمیگیری؟ و اجازه میدهی که هر حرف نامورد و بی موزون و افراطی در سایتت منتشر شود؟ حرفتان با عملتان یکی نیست. آقای چاوشی را من نمیشناسم وای ایشان به شما به حق ایراد میگیرد و شما سعی میکنید که با مغلطه کردن ها که جمهوری اسلامی چون زبان بُر هست، ما یعنی من در اینجا میگذارم که همه حرف های افراطگرایان و دیگر افراد با منطق منتشر شوند. این چه آش شوری است که دست پخت تفکرات چریکی خودت میباشد و از شوری هم نمیتوانی به آن قاشق بزنی. شما تا جاییکه میدانم
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در هر جنبش و یا جریان سیاسی افراد افراطی می توانند آن حرکت را به گند بکشند، اگر امروز جلوی این افراد گرفته نشود،شکست آن حتمی است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ائلیار و آلبایراق به خود اجازه می دهتد که در مورد شعارهای بر حق مردم آزربایجان امر ونهی کنند و امر می فرمایند که فلان شعار و فلان شعار را دستور می دهم ندهید. آقای ائلیار هر وقت توانستی 40 نفر آنهم در تبریز جمع کنی و تظاهرات کنی هر شعاری دلت خواست بده اگر مردم آزربایجان اعتراض کردند. ولی شما چه کاره حرکت ملی آزربایجان هستی که مردم را امر و نهی می کنی . منظور آن دوستمان(تهرانلی) هم اینست که این هفته بشین بازی تراختور را نگاه کن و همان شعارهایی که به مردم دستور دادی نگویند را دوباره گوش کن.این یعنی که شما در حرکت ملی آزربایجان یک نقطه هم حساب نمی شوی پس ....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با آدم بی منطق درجهان سیاست گاهی توازن قوا اوضاع را تعیین میکند . اگر تجزیه طلبان توانستند به اهداف خود برسند مبارک باد ، و اگر شکست خوردند باید روزهای آخر عمر را در اروپا و امریکا بگذرانند و نه در باکو و استانبول و ترک آباد . و کسانیکه مدافع داعش و گرگهای خاکستری و چنگیز باشند ، در آینده از طرف نیورهای لایزال 70 میلیون ایرانی به پشت دیوار چین کوچ داده خواهند شد . جهان سیاست کشک نیست که هر کس هر چه دلش خواست انجام دهد . ایران مدافعانی 5 هزار ساله داشته که اکنون تسلیم 5 نفر همکاران سابق شاه و شیخ ، گردد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ.ائلیار گرامی, هر چیز حدی دارد و عدم خشونت هم حدی دارد. در بعضی شرایط و دربرابر بعضی مسائل عدم خشونت نه تنها کار برد ندارد , بلکه زیان آوربه خود اصل عدم خشونت است. آقای آلبایراق هم اظهار نظر کرده , آیا درست یا غلط؟ نمیشود مطلق کرد. حرکت آذربایجان جریانی است که تحت نظر انبوهی از روشنفکران و استراتژیستهای خودی هدایت میشود و خیال نکنیم , یک در بی پیکر و یا بقول خودمان, حسن سوخدی دَیرمانی, دیر. قادانی آلیم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من فکرمیکنم جمله آخر آقای طهرانلی صحح نبوده ونبایدبکارمیبرد.این نوشتجات ،گوناگونی مبارزات مردم آزربایجان جنوبی رامیرساند.درایران ازهرکس وگروه مبارزنمیتوان توقع بکارگیری منطق افلاطون وارسطو راداشت.احساسی شدن خودنیز انحراف ازنوع منطق مبارزه است.مگرخودشمارادراین سایت ده هابارپان تورک وطرفداربوزقوردنخوانده اند؟.مگرخودجناب عالی دربرخورد خودتان همیشه منطق رادرنظرمیکیرید؟بزرگ کردن این گونه مسایل خودنیزیک نوع وسواسی گری است.
همه عضوتشکیلات وسازمان نیستتند،که چهارچوب فکری آن تشکیلات رادرنظربگیرد.
من اگرنظرشما رابنوعی راست احساس کنم، بشماانتقادمیکنم .همانطورخودشماخیلی خشن ترازاین شیوه استفاده میکنید.
مبارزات مردم آزربایجان رابابه ترکیه وآزربایجان پیونددادن ،حتی درلابلای جملات استفاده وتند گویی به بوزد ترکیه وفاشیست خواندن آن وربط دادن مبارزه مردم تورک آزربایجان بخاطرنشان دادن علامت قورد در
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
متن کامل کامنت جناب تهرانلی:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برداشت ملایمتری نیز از کامنت اقای طهرانی میتوان داشت بدین معنی که نتیجه مبارزات ملت آزربایجان به آقای آل بایراق ثابت خواهد کرد که در اشتباه است. بنظرم برخورد ائلیار عزیز قدری عصبی و احساسیست. مطمئنم چریک پیر -آقای آلبایراق- لحن تهدید را در سخنان کامنت نویس پر رنگ نمی بینند.