ما و چند کجروي در حرکت ملي کرد

ذهنيت وسياست الحاقطلبانه گروههاي کردي، صرفا متوجه بخشهاي غربي جنوب آزربايجان نيست. اين ذهنيت علاووه برمناطق عربي همه مناطق ترکنشين در منطقه را هدف قرارداده و به صورتي جدي تهديد ميکند: در ترکيه ايغدير، قارس، آرداهان، درعراق کرکوک ونواحی؛ در جمهوري آزربايجان لاچين، نخجوان و پيرامون آن؛ در سوريه نواحي قاميشلي، باييربوجاق و اکناف آن؛ درخراسان نواحي بجنورد، قوچان، و در آزربايجان جنوبي همه غرب آن از ماکو،خوي، سلماس، اورميه، سولدوز، سايين قالا, تيکان تپه، تا اسدآباد، قروو, بیجار, یاسوکند, سنقر و ...

 سؤزوموز

ملت کرد، هم در ترکيه و هم در منطقه براي احقاق حقوق ملي خويش، در حال انجام مبارزهاي سخت و طوالني و در عين حال به لحاظ اصولي محق است. اين حقوق کمابيش همانهايي هستند که ما نيز براي تحصيل آنها تلاش ميکنيم. در گذشته موضع کشور ترکيه در قبال حرکت ملي کرد (امپراتوري عثماني در برخي از برهه هاي زماني، جمهوري ترکيه کال) اشتباه بود. اين موضع هم اکنون، به دلائل بسيار کردي، ترکي، منطقهاي و بين المللي، در جهت مثبت در حال تغيير است. در اين راستا، در برخي از کشورهاي منطقه از جمله ترکيه و عراق شاهد تحقق حقوقي مانند پذيرفته شدن رسمي هويت کرد، ارتقاء موقعيت زبان کردي به زبان رسمي و زبان تحصيل در مناطقي که کردان در آن ميزيند و اداره امور کردان در اين مناطق توسط خودشان در سطوح مختلف هستيم. اين گشايشها در جهت منافع ملي و توسعه سياسي- اجتماعي- فرهنگي کشورهاي منطقه و بهروزي مردمان آن و در اين ميان کردها است.

اما حقانيت مبارزه براي حقوق ملي، به چند افراطيگري و کجروي مشکل ساز که در حرکت کرد ريشه دوانيده و در حال تظاهر افزاينده است، يعني تروريسم کردي، توسعهطلبي-الحاق گرائي کردي، شونيسم قومي کردي و تهديد خلق ترک ما به پاکسازي قومي حقانيت نمي بخشد. اين مواضع و رفتارهاي نابخردانه مستقيما خلق ترک ما و آزربايجان و منافع ملي وي را تهديد ميکند. تا زمانيکه حرکت ملي کرد در ايران و منطقه به اين رفتارها و مواضع مخرب پايان ندهد، آينده روابط ترک-کرد و آزربايجان-کردستان بيش از بيش تنشدار خواهد شد و حتي قابليت آنرا خواهد داشت که سرنوشت منطقه را به جهاتي بسيار خطرناک سوق دهد. از اين روند نيز، همه و در درجه اول خود خلق کرد متضرر خواهد شد.

 توسعهطلبي و الحاق طلبي کردي 
خلق ترک و سرزمينهاي ترک در معرض تهديدتوسعهطلبي کردي قرار دارند:

١-به دلائل گوناگون، نرخ رشد جمعيت در جامعه کرد بسيار باالتر از نرخ رشد جمعيت در ميان ترکهاي همسايه شان است. اين امر که باعث افزايش بلا انقطاع جمعيت کردها در منطقه ميشود، به نوبه خود در خطوط تماس ترک-کرد در ايران، عراق و ترکيه مسائل بيشمار اجتماعي و سياسي و فرهنگي ايجاد کرده است. بعضي از گروههاي کردي، با سوء برداشت از اين واقعيت جمعيت شناسانه، اينگونه ميانديشند که با افزايش جمعيت کردها در منطقه، حدود و قلمرو کردستان نيز بالانقطاع گسترش مييابد. به عبارت ديگر، کردستان اين گروههاي کرد، سرزميني با مرزهاي نامعلوم و سيال و سيار است که سطح آن پيوسته در حال انبساط است. اينگونه گروهها با سوء استفاده از روند مدام توسعه مساحتي مناطق زيستي کردان، هدف گسترش مداوم مرزهاي کردستان آرماني خود و يا دولت کردستان واحد و مستقل را دنبال مينمايند. اين سياست توسعهطلبانه و ايردنتيسم (الحاق طلبي) کردي، مشابه سياست حکومتهاي افراطي ارمنستان، روسيه، اسرائيل و ... در مورد گسترش مرزهاي خود به بهانه حضور و يا گسترش مراکز ارمني نشين، روس نشين و يا يهودي نشين در کشورهاي همجوار و مناطق ملي همسايه است.

٢- ذهنيت و سياست توسعه طلبانه- الحاق طلبانه برخي از گروههاي کردي، صرفا متوجه بخشهاي غربي جنوب آزربايجان نيست. اين ذهنيت توسعهطلبانه و ايردنتيسم کردي علاوه بر مناطق عربي همه مناطق ترکنشين در منطقه ما را هدف قرار داده و به صورتي جدي تهديد ميکند: در ترکيه نواحي ايغدير، قارس، آرداهان، ... ؛ در عراق نواحي کرکوک و پيرامون آن؛ در جمهوري آزربايجان نواحي لاچین ، نخجوان و پيرامون آن؛ در سوريه نواحي قاميشلي، باييربوجاق و پيرامون آن؛ در خراسان نواحي بجنورد، قوچان، ...؛ و در آزربايجان جنوبي همه غرب آن از ماکو، خوي، سلماس، اورميه، سولدوز، سايين قاال، تيکان تپه، تا اسدآباد، قروه، بيجار، ياسوکند و سنقر ...

 
تروريسم و خشونتخواهي کرد
تروريسم کردي مسالهاي پيچيده است. در اينجا به اختصار به چند مورد مرتبط به ملت ترک ما اشاره ميشود:

 ١-خلق ترک در آزربايجان جنوبي از دوره صفويان - که بويژه در آغاز ظلم و اجحاف بسيار به سنيان منطقه از جمله کردها نمودند- به طور مداوم در معرض تهاجمات و قتل عامهاي انجام شده توسط طوائف و دستجات اشرار مسلح کرد قرار داشته است. تا ظهور شيخ عبيداهلل نهري در دهههاي آخر قرن نوزده، اين تهاجمات در فرم غارت و چپاول شهرها و روستاهاي ترک و خونريزي و کشتار و قتل عام اهالي ترک آنها توسط عدهاي از طوائف سرکش و دستجات اشرار مسلح کرد بود. با ظهور شيخ عبيداهلل نهري به تهاجمات مسلحانه اين دستجات و طوائف و اشرار کرد به مراکز ترکنشين و کشتار اهالي ترک آنها، بُعد مليتگرائي کردي و يارگيري بازيگران منطقهاي )فارس-تاجيک، ارمني، آسوري، ...( و قدرتهاي استعماري )روسيه، بريتانيا، فرانسه، ...( نيز اضافه گشت. در قرن بيستم و بعد از پيدايش حزب دمکرات کردستان، کومله و بويژه پ.ک.ک و پژاک، اين حمالت به بهانه مبارزه مسلحانه و جنگ چريکي و ... کم کم و به طور فزايندهاي رنگ و خصلت تروريسم سازمانيافته و کشتار و خونريزي آگاهانه نيز به خود گرفت.

٢-عمليات مسلحانه و تروريستي گروههاي کرد در آزربايجان و شبکه وسيع قاچاق انسان، اسلحه و مواد مخدر که براي فينانسمان اين شبکه و عمليات در آنجا ايجاد کردهاند، و واکنش نظامي دولت ايران بدان، سبب ميليتاريزه شدن منطقه ترکنشين؛ ايجاد وضعيت جنگي مداوم و اتمسفر خوف و انهدام و مرگ؛ متوقف شدن رشد و توسعه اقتصادي، فرهنگي و سياسي؛ شديدتر و گستردهتر شدن نقض حقوق بشر توسط دولت جمهوري اسالمي ايران در اين منطقه از آزربايجان، و عموما عقبماندگي همه جانبه آزربايجان در يک صد و پنجاه سال اخير شده و ميشود.

٣-توده ترک بيدفاع روستائي و شهرنشين ساکن در اين منطقه از آزربايجان که قرنهاست – بر خالف کردان- مطلقا غيرمسلح و بدور از رفتارها و خوي جنگجويانه ميباشد، براي حفظ خود از حمالت مسلحانه و تروريستي کردها و تهديد شدن به قتل عام، ناچار به دولت ايران پناه برده به آن نزديک ميشود. اين نزديکي هر چند مشروع، با توجه با ماهيت و سياستهاي ترکستيزانه دولت ايران، باعث پررنگتر شدن و تعميق فاناتيزم ديني-شيعي و در نتيجه عقبماندگي فرهنگي- اجتماعي- سياسي هرچه بيشتر خلق ترک ميگردد.

٤-تروريسم، توسعهطلبي- الحاقطلبي، مليتگرائي شوون و تهديد به تصفيه قومي که خلق ترک از سوي گروههاي مسلح و زيادهطلب و خشونتخواه کرد مواجه با آن است، باعث شده است که در يک صد و پنجاه سال اخير بخش عمده انرژي ترکهاي ساکن در غرب آزربايجان به جاي متمرکز شدن بر سياستهاي استعماري و نژادپرستانه عنصر قومي مسلط فارس، به اين مسائل منحرف شده و تلف گردد. اين نيز، با توجه به وزنه عنصر ترک و نقش تعيين کننده تاريخي وي در معادالت سياسي ايران، سبب به تعويق افتادن حل مساله ملي در ايران ميشود. به عبارت ديگر، يکي از مهمترين عوامل در عدم گشايش در حل مساله ملي در ايران در تاريخ معاصر، تروريسم-خشونتخواهي و توسعهطلبي - الحاقطلبي کردي است.

٥-عمليات تروريستي گروه پ ک ک در منطقه و بويژه در ترکيه هم مستقيما و هم غير مستقيم بر عليه منافع ملي خلق ترک ما است. در طول تاريخ توسعه، رفاه و دمکراتيزاسيون ترکيه همواره تاثيرات بسيار مثبت و فوري بر منطقه، ايران و مناطق ترکنشين ايران از جمله آزربايجان داشته است. ترکيه- بر خالف ايران- در منظومه جهان تورکيک و اروپا قرار دارد. داراي تجربه دمکراسي و سکوالريسم است و کشور چندملتي نيست. در اين جهان خشونتخواهي و عمليات مسلحانه و تروريسم جائي ندارد. اين گونه رفتارهاي بيخردانه و خرابکارانه سد راه دمکراتيزاسيون ترکيه و در نتيجه دمکراتيزاسيون منطقه و ايران است. اما پ ک ک متعلق به جهان ديگري، خاورميانه است. بنا به اتحاديه اروپا و آمريکا و ..... پ ک ک يک تشکيالت تروريستي است. اين تشکيالت استالينيستي-مائوئيستي تماميتخواه، که خشونتورزي و آدمکشي و خونريزي و تروريسم را تحت نام مبارزه مسلحانه و جنگ چريکي و ... بکار ميبرد، شايد در ذهنيت خاورميانهاي معارض و يا گريال شمرده شود، اما نه در ذهنيت اروپائي که ترکيه بخشي از آن است.

 

تروريسم کردي در خدمت توسعهطلبي ارضي و الحاقگرائي کردي 
 انجام عمليات خشونتآميز، مسلحانه و تروريستي پي در پي گروههاي کرد در خاک آزربايجان و سرزمينهاي ترک و يا در مناطقي که دو خلق کرد و ترک در جوار هم و به صورت در هم ميزيند، انتخابي آگاهانه و استراتژيک است. 
گروههاي کردي از اين انتخاب، چند هدف را- به شرحي که خواهد آمد- دنبال ميکنند. 

١-يکي از نتايج ميليتاريزه کردن غرب آزربايجان و انجام عمليات تروريستي در آن توسط گروههاي کرد، همانگونه که در قرن اخير به دفعات ديده شده است، فرار و کوچ پيوسته اهالي ترک از منطقه )معموال به فارسستان(، و از طرف ديگر مهاجرت و ورود بالانقطاع جمعيت کرد (از بخشهاي کردنشين ايران و حتي عراق و ترکيه) به منطقه است. گروههاي مسلح و تروريست کرد، از انجام عمليات تروريستي خود در اراضي آزربايجان و ميليتاريزه کردن آگاهانه آن، در درازمدت به عنوان روشي راهبردي براي تغيير بافت دمگرافيک اتنيک منطقه به له خود و پاکسازي قومي مناطق غربي آزربايجان، از ماکو، سلماس و اورميه تا بيجار، قروه و سنقر از ترکها استفاده ميکنند.

٢-پناه بردن واکنشي تودههاي ترک بيمناک از تروريسم کردي به دولت ايران و نيروهاي امنيتي و نظامياش، باعث تقويت حس تعلق او به هويت ملي ايراني و مانع رشد خودآگاهي ملي ترک و در نتيجه تسهيل روند ذوب او در هويت ايراني ميشود. اين وضعيت، همانگونه که به خير سياستهاي ترکزدائي و فارسسازي دولت ايران است، مقبول گروههاي مليتگراي کرد نيز ميباشد. زيرا از يک توده همسايه ترک، که به لحاظ فرهنگي- اجتماعي و سياسي عقبمانده، فاقد شعور ملي، غرق در فاناتيزم ديني، ذوب شده در هويت ايراني، بيخبر از حقوق ملي خود و عاجز به قيام براي دفاع از منافع ملي خويش است، همه چيز - و در درجه اول سرزمين و وطن و خانه و خاک- وي را به راحتي ميتوان گرفت و تصاحب کرد.

٣- گروههاي کرد، نزديک شدن واکنشي تودههاي بيدفاع ترک به دولت ايران، از خوف مبارزه مسلحانه، ترور، غارت و کشتار گروههاي مسلح و شبکههاي قاچاقچيگري خود کردها را به عنوان بهانهاي براي زير آبزني و جنگ رواني بر عليه خلق ترک بکار ميبرند. در اين استقامت، آنها در تبليغات خود، خلق ترک را به صورت طرفي که در سرکوب خلق کرد با دولت ايران همکاري ميکند تقديم ميکنند. اين نيز، در افکار عمومي جهاني، باعث موجهتر جلوه کردن و ايجاد مشروعيت و حقانيت براي ادعاهاي ارضي گويا کردهاي مظلوم بر خاک گويا ترکهاي ظالم و در نتيجه تسهيل امر الحاق مناطق استراتژيک ترکنشين آزربايجان به کردستان آرماني اين گروهها ميشود.

٤-گروههاي کرد بويژه وابستگان پ ک ک، عمليات مسلحانه و تروريستي خود را اصوال در اراضي آزربايجان اجرا ميکنند. دولت ايران نيز کساني از اين گروهها را که دستگير ميکند، عموما در همان مناطق به محاکمه کشيده و به عقوبت ميرساند. انعکاس اخبار اين حوادث به ويژه در رسانههاي خارجي، اين تصور را به وجود ميآورد که اين مناطق آزربايجان، در اصل خاک کردستاناند. چرا که گروههاي کردي عمليات خود را در اين مناطق انجام ميدهند، محاکمات در اين مناطق برپا ميگردد و مجازاتها نيز در اين مناطق انفاذ ميشود. در نتيجه همه چيز نشانگر کردستاني بودن اين مناطق است. گروههاي کردي، از جريان داشتن مجادله و جنگ خود با دولت ايران در اين بخش از آزربايجان، به صورت بسيار موثر در انجام تبليغات توسعهطلبانه خود استفاده ميکنند. کل اين سيستم سوررئاليستي، در برخي ناظران اين حس و اعتقاد را پديد آورده است که نوعي هماهنگي و پيمان اعالم نشده بين دولت ايران و گروههاي تروريستي کرد در ايجاد تصور غيرواقعي کردستاني بودن مناطق غرب آزربايجان وجود دارد. ٥-شبکه وسيع قاچاق انسان، اسلحه و مواد مخدر که گروههاي کردي براي فينانسمان عمليات تروريستي خود ايجاد کردهاند، باعث انباشت سرمايه در ميان قشر وسيعي از کردهاي مرزنشين بويژه مهاجرين جديد شده است. اين نيز به خود از يک طرف طبقه متوسط ترک در منطقه را تضعيف نموده، و از طرف ديگر طبقه جديدي از مافياي ثروتمند کردي را ايجاد کرده است که سرمايه نامشروع و غيرقانوني خود را براي خريد و تملک اراضي در شهرهاي استراتژيک ترک و کردستانسازي آنها بکار ميبرد.

 

 تهديد خلق ترک به پاکسازي قومي  

١-نامهاي اشخاصي چون شيخ عبيداهلل نهري، اسماعيل آقا سيمکو و ...، در نزد خلق ترک مترادف با کشتار و قتل عام، تهاجم و غارت و مرگ و ويراني، خشونتخواهي و افساد و خونريزي و لشکرکشي و ... است. اما اين نامها در ادبيات سياسي کرد، به قهرمانان ملي مبدل شدهاند. تاکنون حتي يک گروه و يا شخصيت کرد، از خلق ترک بابت ظلمها و بيرحميهاي غير انساني اشقياي مذکور عذر نخواسته است. اين رفتار، باعث ايجاد حس بسيار عميق بياعتمادي در خلق ترک نسبت به گروههاي کرد گرديده است. زيرا به نظر خلق ترک، قهرمان ساختن از اشرار مذکور توسط شخصيتها و گروههاي کرد داراي پيامي بسيار صريح به وي است: اگر خلق ترک وطن خود را ترک نکند، باز هم و در اولين فرصت بدست قهرمانان کرد ديگري مانند نامهاي مذکور، به همان عاقبت مبتال خواهد شد.

٢-حزب دمکرات کردستان، بابت ماجراجوئيها، تحريکات و کشتارهائي که در سال اول انقالب از خلق ترک انجام داد، تاکنون از وي عذر و پوزش نخواسته است. بر عکس، خلق ترک که معروض به کشتار و قتل عام شده بود را در تمام جهان به عنوان مسبب حوادثي که با انجام قتل عام اهالي ترک سولدوز آزربايجان توسط خود حزب دمکرات کردستان شروع و به وقوع فاجعه قارنا توسط دولت جمهوري اسالمي ايران ختم شد، مسئول و مجرم نشان داده است. اين داغ چشمي است که به خلق ترک داده ميشود. معني اين رفتار حزب دمکرات کردستان اين است: آن تحريکات و کشتارها بجا بودند و دوباره انجام خواهند شد. هدف، تروريزه کردن و ترسانيدن خلق ترک و مجبور ساختن وي به ترک وطن خود و راندن وي به آغوش جمهوري اسالمي ايران است.

 

نقشه هاي تحريک آميز کردستان بزرگ 

١-گروههاي توسعهطلب، الحاقگرا و زيادهخواه کرد ايراني و غير ايراني بويژه وابستگان پ ک ک، مدتهاست که در نقشههائي که در ايران، منطقه و جهان پخش ميکنند، عالوه بر مناطق کردنشين استانهاي آزربايجان غربي، کردستان، کرمانشاه و ايالم که کردستان اتنيک را تشکيل ميدهند؛ مناطق ترکنشين استانهاي آزربايجان غربي؛ برخي از مناطق ترکنشين استانهاي آزربايجان شرقي، زنجان، همدان؛ و مناطق ترکنشين و آزربايجاني استانهاي کردستان و کرمانشاه را که در دو دوره پهلوي و جمهوري اسالمي از استانهاي همجوار منتزع و به واحدهاي جديدالتاسيس کردستان و کرمانشاه الحاق شدهاند را نيز داخل ميکنند و همه اين مناطق ترکنشين و آزربايجاني را کردستان مينامند. علي رغم اعتراضات بيشمار ترکان اين مناطق به اين دروغپردازيها، تاکنون حتي يک گروه کردي مطرح بابت تهيه و پخش اين نقشههاي خيالي تهديدآميز و جنگطلبانه ابراز ندامت و يا ناراحتي نکرده است.

٢-جاي دادن شهرها، روستاها و مراکز جمعيتي آزربايجاني و ترکنشين استانهاي آزربايجان غربي، همدان، کردستان، کرمانشاهان و گاها آزربايجان شرقي و زنجان- که در بعضي از آنها درصد نفوس کرد يک رقمي است و يا اصال هيچ جمعيت کرد ندارند- در داخل نقشههاي کردستان بزرگ و پخش مصرانه و بسيار گسترده اين نقشههاي تماما غيرواقعي و خيالپردازانه در دنيا بويژه در مراکز سياسي و آکادميک غربي، محصول هوس و دلخوشي چند فعال کرد نيست. نقشههاي کردستان بزرگ که بيش از نيمي از سطح آن را اراضي ترکنشين تشکيل ميدهد، يک پيام هشدار و تهديد جدي است. اين نقشهها نه تنها علنا اعالم ميکنند که تصفيه قومي ترکها توسط نيروهاي کرد در حال آمدن است، بلکه افزون بر آن محل انجام اين تصفيه قومي را نيز دقيقا و پيشاپيش نشان ميدهند. نقشههاي کردستان بزرگ، بسترسازي براي تصفيه قومي گام به گام آينده در مناطق ترکنشين است. شونيسم کردي مبارزه ملي کرد به سرعت در حال کسب ماهيتي شونيستي است. نمونههاي اين روند- که در رابطه با خلق ترک ما به صورت ترکزدائي و کردسازي ميراث فرهنگي و تاريخي ترک تظاهر ميکند- بسياراند:

١- همسوئي، اشتراک و همکاري بسياري از گروهها و شخصيتهاي کرد با سياست استعماري و نژادپرستانه دولت ايران و پانايرانيستها در نقي هويت ملي خلق ترک با آزري ناميدن ملت ترک ساکن در آزربايجان

٢-کرد قلمداد کردن به زور گروههاي زباني-ملي ايرانيکزبان غير کرد ايران و منطقه مانند زازا، گوران، لک، فيلي و لر. در حاليکه بسياري از روشنفکران گروههاي مذکور به اين کردنمائيها معترضند

٣-تقديم کردن ترکان قزلباش-علوي )غالت شيعه( به صورت اهل حق و يارسان، و نيز ترکهاي سني )کوره سوننيها( آزربايجان به صورت کرد، در حاليکه نيستند

٤-جعل و بازنويسي تاريخي کردي براي سرزمينهاي مسکون توسط ترکها در سرتاسر منطقه، در حاليکه بيش از ٧٥ درصد از سرزمينهاي کردنشين فعلي، خود تا قرون اخير ترکنشين بوده است

٥-ناديده گرفتن حضور توده ترک در دو استان فعلي کردستان و کرمانشاه و انکار همه حقوق ملي اين ترکان

٦-انکار هويت آزربايجاني اراضي ترک که در تقسيمات اداري کنوني در محدوده استانهاي کردستان و کرمانشاهان قرار داده شدهاند

٧- مخالفت با ضرورت الحاق مجدد مناطق ترکنشين استانهاي کردستان و کرمانشاهان به استانهاي آزربايجاني مجاور و يا مخالفت با لزوم انتزاع آنها از دو استان مذکور و تشکيل استان جديدي (آزربايجان افشار) از آنها.

٨-کرد نشان دادن طوائف تاريخي ترک از قبيل افشارها، ...

٩-شخصيتدزدي و کرد نشان دادن شخصيتهاي برجسته ترک (از گذشتگان حسام الدين چلبي، صفوي الدين اورموي، نادرشاه، ... و از معاصرين حاج قربان سليماني، ...)

١٠-کرد نشان دادن ميراث فرهنگي و تاريخي ترک (ساز قوشما، قالي بيجار، ...)

١١-تعويض نامهاي تاريخي ترکي مراکز جمعيتياي که تا گذشتهاي نزديک ترکنشين بودهاند اما امروز کردنشيناند (خانا به پيرانشهر، ساووجبوالغ به مهاباد، ...)

١٢-تقال براي ريشهسازي جعلي کردي براي نامهاي ترکي که اکثريت مطلق توپونيمهاي منطقه فعال کردنشين را تشکيل ميدهد.

١٣-هماهنگي و همراهي استراتژيک در سياستهاي منطقهاي ضد ترکي (درياي خزر، مساله قرهباغ، ...)

١٤-اشتراک گروههاي کرد در جنگهاي قرهباغ در صف نيروهاي اشغالگر روسيه-ارمني و بر عليه توده ترک

١٥-انجام تبليغات منفي آشکار و يا پنهان بر عليه خلق ترک ساکن در جنوب آزربايجان در گردهمآئيها و تماسهاي بين المللي. از جمله با پخش تبليغات دروغيني مانند اينکه حرکت ملي دمکراتيک ترک، حرکتي نژادپرستانه است، خلق ترک در ايران همگام و همکار دولت جمهوري اسالمي است و ....

١٦-مسئول و مقصر شمردن ترکهاي ساکن در ايران و آزربايجان بابت اقدامات و سياستهاي دولت ترکيه در قبال کردهاي اين کشور. هدف از ايجاد اينهماني بين ترکهاي ايران و دولت ترکيه از سوي گروهاي کرد، جلب حمايت افکار عمومي جهاني، براي ادعاهاي ارضي اکراد مظلوم از خاک ترکهاي ظالم ميباشد.

گرچهيه هو

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آن زمانی که تئوریسن های کمونیست شوروی، داشتن قومیتهای ایرانی زبان را تحت نام های هورامی، گورانی، کلهر، جاف، لک، سورانی با رکرمانجها یک دست میکردند و ملت محعول کرد درست میکردند باید فکرش می کردید بالاخره پان کردیسم چنان فاجعه ای به راه انداخت که نازی در اروپا نی انداخت.
المانی ها هم مردمان خانواده زرمن از اتریشی و بوهمی و فلاندر دویچلندی حساب کردند و نازیسم بوجود امد.
وفتی اتنیک/قومیت را تبدیل به ناسونال/ملیت می کنید همین میشود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به علت عدم درج کامنت بنده. من این سایت را برای همیشه بایکوت می کنم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای بیش از هزار سال تورکها تشکیل دهنده امپراطوری ها بودند از چین و هند تا اروپا. اما تا اواخر قرن ۱۸ وسعت منطقه ای زبان فارسی قدرت بلامنازع آسیا بود تا اینکه یکی از خودشان زرنگتر وارد شد به اسم انگلیسی ها. باید قبول کرد در حقیقت این فارسها بودند که مشغول حکومت بودند و گرنه یک فرد به اسم شاه چه ارزشی دارد؟ تورک ها از قدیم به منفعت طلبی مشغول بودند و به این چیزها کاری نداشتند. ما هم وارثان همان پدران هستیم. به آزربایجان شمالی نگاه کنید. اسم زبان رسمیشان است آذربایجانا. تورک ها خودشان می دانند به شکلی این عبارت فحش است. بعد ما ایراد می گیریم چرا فارسها به ما می گویند آذری. به جای آزاد سازی قره باغ مشغول چه چهه و بزک دوزک هستند.با اقتصاد ۷۰ میلیاردی. وظیفه فعالین ما هم به قول شما دوستان شاهنامه خوانی است.
غیرت و مردانگی را باید از کردها یاد گرفت. همچنین اراده برای خواستن.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب یوردسوز شما که چنین به ملت تورک حمله کرده و انگ منفعت طلب و خیانتکار و فعالین آن را فانتزی می نامید لاجرم باید به اندازه همین توهین ها هم .... داشته باشید که چنین چهار نعل می تازید. حال که صاحب چنین چیز بزرگی هستید بفرمایید شما جلو بیفتید تا ما هم از فداکاری وفا و غیرفانتزی بودن شما یاد گرفته و مایه افتخاری برای ملت خود شوید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کرد ها با اشتباه استراتژیک ترک ها و عربها را دشمن خود کرده اند و احساس خطر لایه های مذهبی
جامعه فارسها به ضرر اکراد خواهد بود در فضای وب یک سیاست ضد پانکردیس علیه اکراد دیده میشه
وجه سابق اکراد را از بین خواهد برد و بحث پیرامون پانکردیسم را جایگیزین پانترکیسم و پانعربیسم
خواهد کرد.
سوال های جدی مطرح هست:
1-بیشترین گروهک تروریستی ایران متعلق به پانکرد هاست و جالب اینکه هویت این گروهک ها کمونیستی
هست و جالب اینکه در ایران نشانه فاشیست علیه اکراد نبوده و صرفا گرایش ای قوم به سمت ایران ستیزی
موضوع عجیبی هست که ...
2-برخی لایه های ایران خصوصا باستان گرایان ایران به خاطر مسلح بودن پانکرد ها تا کنون برخورد
جدی با این گروه پانکرد نبوده و به خاطر شرایط و ایجاد اتحادی علیه نظام اسلامی مجبور به پذیرش نقش
مسلحانه و دادن امتیاز به پانکرد ها شده این موضوع واقعا قابل تامل هست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
معضل خلقهای آذربایجان و کردستان تنها یک راه حل انسانی دارد و آن هم راه زنده یادان پیشه وری و قاضی محمد است. دعا کنیم تا اهورا مزدا این دو خلق ستمدیده و برادر را از شر آغا جمالها و آغا مهرانها محفوظ بدارد! در عین حال، از فتنه تاریکخانه های رژیم نیز غافل نباشیم. این آغا مهران سالهاست که در میان آذربایجانیها تخم کینه و نفاق میکارد. آیا کسی از ماهیت و هویت این سید مجهول المکان و معلوم الحال اطلاعی دارد؟ آغای مین اللی آیا شما او را می شناسید که خزعبلاتش را اینجا پخش میکنید؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این جناب مهران که معلوم نیست کیست زیاد .... می بافد. آزربایجانی ها به منفعت طلبی و فروش هر چیزی معروف هستند. ملت ما یک مشکل بزرگ دارد اینکه باید .... تاریخی خود را بپذیرد، اینکه نه تنها به برادران تورک خود بلکه به تمام ملت های خاورمیانه خیانت کرد و چنان کرد از ۵ قرن پیش از ما و ۵ قرن پس از ما آتش جهنمی آن همچنان شعله ور باقی خواهد ماند. در این جنگل خاورمیانه من مردها را شایسته تر از خودمان می دانم، در این جنگل خاورمیانه.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیزی به نام «یودسوز» که فعالان حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی را به عنوان «فانتزی» معرفی نموده و با این گفته‌ی خود که "تورکهای ایران خیانت به تورکها و بریدن ارتباط تورکی از شرق تا غرب چنان ضربه ای به هویت تورکی وارد کردند که هرگز دشمنی قادر به چنین ضربه ای نبود." اتهامی سنگین مثل «خیانت» به فعالان حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی وارد نموده است باید در نظر بگیرد که در خصوص حرکت‌های اجتماعی-سیاسی نباید اینگونه «احساسی» قضاوت نمود. برعکس این گفته که فعالان حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی «فانتزی» هستند من فکر می‌نمایم کسانی که با نام «تورک‌های ایران» فعالیت می‌نمایند «فانتزی» بوده و به «ناسیونالیسم رمانتیک» گرایش دارند. هدف حرکت ملی تورک آزربایجان جنوبی تشکیل حاکمیت مستقل در جغرافیای مختص به خود می‌باشد اما هدف «ناسیونالیسم رمانتیکی که با نام تورک‌های ایران» فعالیت می‌نماید مشخص نیست چیست!؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" فاکتور مهمی‌ که باید در این مقاله برجسته می‌‌شد """ اقلیم کردستان عراق، به دلیل افت قیمت نفت، دیگر ثبات اقتصادی ندارد، بدون ثبات اقتصادی، تضمین ثبات سیاسی، غیر ممکن است، در چنین شرایطی، نفوذ تروریست‌های داعش در کردستان، بیشتر از پیش، شدت خواهد یافت، دیری نخواهد پائید که کردستان ایران، تبدیل به مرکز داعش خواهد شد و دولت مرکزی ایران را تهدید خواهد کرد، در این مورد، به این مقاله که در ایران گلوبال نیز درج شده نگاه کنید. http://www.iranglobal.info/node/53188

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله بسيار عالى، تاريخى و تحليلى با تشکر بى کران از استاد ارجمند اقاى باهارلى ،منتظر مقاله بعدى شما هستم .بگذار اين جماعت چاپلوس هرچه دلش مى خواهد در اين سايت کامنت بگذارد،ولى به تنها چيزى که قادر نيست ودر واقع کم مى اورد همانا انتقاد علمى زمقاله شما مى باشد. ׳

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این نوشتە بە جای اینکە من را نا رحت کند خوشحالم کرد ، واقعأ دست مریزاد اگر ملت کورد این چنینن با برنامە و هدفمند در بیرون کردن اشغالگران تورک از سرزمین خودشان حرکت میکنند ،، اگر من هم نوشتەای می نوشتم دقیقأ همین توصیە ها را بە ملت کورد میکردم کە پی گیرانە بە جای اینکە منفی گرایانە بە بند های این نوشتە نگاه کنند با دید مثبت و عملگرایانە بند بند این این نوشتە را ملت کورد بە کار گیرد برای خلاصی از وجود اشغالگران تورکهای اغوز مهاجر و بیرون کردن آنها از سرزمین مادری خود ،،

این جناب از معذرت خواهی و پوزش ملت کورد از اتراک در چند جا اشارە کردە از این خندە دار تر دیگر وجود ندارد تقریبأ نصف ملت تورک را برای همراهی در کشتار و جنوساید ملتهای ، ارمنی ، کورد ، عرب ، یونانی ، بلغاری ، بوسنی، کراتی ، صربی باید در دادگاهای بین المملی بە محاکمە کشید قربان حالا دم از عذر خواهی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نویسنده می گوید "کردها در آذربایجان کشتار می کنند و ترکهای مظلوم به مناطق فارس مهاجرت می کنند و ذوب فرهنگ ایرانی میشوند! " خب در شهر و روستای خود بمانید و مبارزه کنید به سرزمین دیگران مهاجرت نکنید تا ذوب فرهنگشان هم نشوید
اقامت مهاجرافقانی وعراقی را که بطور قانونی در آذربایجان ممنوع کرده اید ورود کرد ایرانی را هم می خواهید ممنوع کنید؟!
شما ترکها از این چند میلیون مهاجرعراقی واففان و..که الان در تهران و شیراز و مشهد و یزد و اصفهان ساکن هستند 4 نفر را هم به آذربایجان راه ندادید( با وجود اینکه نیمی از آنها همنژادتان هستند)، جنگزدگان جنوب را که راه ندادید، سیستانی بیچاره که بخاطر بستن آب توسط همسایه و خشکاندن دریاچه هامون (در سایه تمرکز همه توجه ها به دریاچه ارومیه و سکوت دولت و رسانه ها) کشاورزی و ماهیگیری اش از بین رفته برای کارگری مجبور به مهاجرت می شود اما روی خوشی در تبریز

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باعث شگفتیست که این دشمنان ایران وایرانی چون بهارلی و لوایی که همه شان باهم یک زمین والیبال را پر نمیکنند چه جذبه ای برای اقای کیانوش توکلی دارند که همه ش مطالب بی اساس و نفرت افکن اینهارا در این سایت منتشر میکند. آقای توکلی اگر فکر میکنی این تجزیه طلب ها برای سایت شما تیراژ میاورند فکر باطل کرده ای. مطالب اینها خواننده هارا از سایت فراری میدهد. حیف است که این سایت را با این مطالب بی محتوا خراب کنی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من به عنوان یک تورک شخصا از کرد و فارس هیچ شکایتی ندارم. فعالان آزربایجان ما بسیار فانتزی هستند. واقعیت این است تورکهای ایران با خیانت به تورکها و بریدن ارتباط تورکی از شرق تا غرب چنان ضربه ای به هویت تورکی وارد کردند که هرگز دشمنی قادر به چنین ضربه ای نبود. مردم آزربایجان منفعت طلب، کوتاه بین و فانتزی هستند. در جنگل خاورمیانه از خورده شدن نباید شکایت کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نقشه کشیدن کشور خیالی مانند اذربایجان و یا کردستان و عربستان ایران بسیار ساده است .در عمل باید تبدیل به چریک و مزدور بیگانه و اماده ورود سرباز بیگانه و اماده گشته شدن و گشتن شوی .اگر نقشه ترکان تجزیه طلب و نقشه اقای یوسف بنی طرف را روی نقشه ایران کنونی را ترسیم کننیم نامی از ایران باقی نخواهد ماند. با تما م نیرو و همراه با ارتجاع حاکم نقشه شوم دولت یهود و غرب ر ا نقش براب خواهیم کرد. دولت یهود با فریب کردان و ترکان قصد خاورمیانه خوار ی دارد .رهبران تجزیه طلب بهتر است از نقش مخرب و انسانسستیز خود دست بردارند و ایران را تبدیل به عراق و سوریه و کورستان خود نکنند. ایجاد دو شهر بزرگ در مناطق مرزی و کم کردن جمعیت شهر تهران یکی از راهکارهاست .