تئاتر و قتلعام؛ گفتگو با هنرمند ارجمند ناصر رحمانی‌نژاد

تئاتر، به عنوان یکی از نیرومندترین و جذاب ترین هنرهای بشری، چه می تواند باشد اگر نتواند یا نخواهد رنج، شادی، آرزو، حسرت، غم، خشونت، مضحکه، بلاهت، دانایی، تلاش و مبارزه ی انسان را برای ادامه دادن و بنا کردن زندگی خود به نمایش بگذارد؟

آقای عبدالوهاب شهیدی از خانواده پدری من هستند و ما سالهای سال در یک خانه زندگی می‌کردیم...علاقه من به تئاتر ازجمله به دلیل همین پیوند بود...
یک روز رو به پدرم کردند و گفتند: «عباس آقا؛ یک دختر شانزده ساله سبزه اومده، یک صدایی داره که شما نمی‌تونین باور کنین. یک صدای استثنایی داره. در نمایشنامه شیرین و فرهاد، او نقش «شیرین» را بازی می‌کند...»
 
شخصی که آقای عبدالوهاب شهیدی از او سخن می‌گفت؛  خانم مرضیه بود و من رفتم آن نمایشنامه - شیرین و فرهاد - را دیدم...
 
 
تصحیح چند اشتباه:
  • «هم از توبره، هم از آخور» عنوان یک مقاله است و من به اشتباه نمایشنامه گفته‌ام.
  • «پروانه‌ای در مشت» نقدی به نمایشنامه «پروانه‌ای در مشت» نوشته ی آقای ایرج جنتی عطایی است و به غلط نمایشنامه پنداشته‌ام.
  • مصطفی و مهین اسکویی نه بعد از ۱۳۳۰، بلکه پیش از این تاریخ از ایران خارج شدند.
  • مترجم نمایشنامه ی «طبقه ششم» (اثر آلفرد ژری) Alfred Jarry، «شاهین سرکیسیان» است. به اشتباه مهین اسکویی گفته‌ شده‌است.
 
گفتگوهای پیشین
...
...
سایت همنشین بهار
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.