جنبش فدرال دموکرات آذربايجان: برای یک ایران دموکراتیک

جنبش فدرال دموکراتیک آذربایجان، همواره بر اصل اتکاء به مردم و حق کنترل آنان بر دستگاه قدرت سیاسی، بعنوان اصل تعریف کننده حق تعیین سرنوشت تاکید ورزیده است و برآن پایبند خواهد ماند. ما بخوبی آگاهیم که شرایط دشوار مبارزه برای حقوق سیاسی و مدنی، وجود تعصبات ملی و قومی در جامعه ایران که گذر به آزادی و دموکراسی در کشور مارا با موانع جدی روبرو ساخته است، بقای طولانی یک حکومت استبدادی و توتالیتر و فاسد که منافع لایه فاسد خود را بر هرگونه حق و حقوق عمومی مردم و از آنجمله هر ملیت و قومی در ایران ترجیج ...

جنبش فدرال دموکرات آذربايجان

 

برای یک ایران دموکراتیک

 

۱ - ایران سرزمین مشترک همه ایرانیان، مستقل از هر گونه تمایز قومی، ملی ، جنسی، فرهنگی و مذهبی است که در آن زندگی میکنند و همه حق برخورداری از حقوق برابر برای زیستن آزاد و حق تعیین سرنوشت این میهن مشترک خود را دارند.

 

در قریب چهار دهه از حاکمیت یک حکومت مذهبی بر ایران، که  از همان ابتدا مختصات مشترکی با حکومت های توتالیتر و شبه فاشیستی را به نمایش گذاشت، حاکمیت سیاسی به نمادی از ستم همگانی و بی حقی عمومی و بی قانونی تبدیل گردیده است. این تجربه تلخ تاریخ است که  تحمیل اراده هر گروه و فرقه اقلیتی برجامعه، با هر ایدوئولوژی و با هر ادعائی، به استبداد محض می انجامد. بیرون آمدن یک استبداد حکومتی ازتحمیل اراده فرقه روحانیت بر جامعه ایران در چهره ولایت فقیه، از این قاعده عمومی جدا نبوده است. از آنجائی که استبداد بخاطر استبداد وجود ندارد، حتی اگر خود را در لباس مقدسات آسمانی پوشانده باشد، و در ورای هر استبداد سیاسی، منافع مادی و ملموسی نهفته است، حکومتگرانی که که بعداز قیام بهمن ۱۳۵۷ قدرت را بدست گرفتند، بیش از هر قدرت اشغالگر بیگانه ای به تاراج ثروت ها و منابع کشور روی آوردند. لیکن، غارت بدون دست های خونین ناممکن است. اراینرو، پیش از آنکه غارتگران روی به تاراج آرند، آزادی در آن توسط حکومتی ناعادلانه باید ربوده می شد، و قهر و خشونتی مداوم ، شرط لازم برای چنین تاراجی بوده است.

 

 ۲ ـ سرکوب آزادی های سیاسی، سرکوب اندیشه و بیان، ازبین بردن هرگونه تشکل سیاسی و صنفی، سرکوب جامعه مدنی، از بین بردن هرگونه حقوق فردی انسان ها، نه تنها شرط اولیه برای به تملک در آوردن دارائى های کشور دردست اقلیتی از یکسو، و گسترش فقر و فلاکت عمومی و فاصله عظیم و بی سابقه طبقاتی از سوی دیگر بوده است، بلکه کشور ما را اکنون بیش از هر زمان دیگری در برابر حوادث نامنتظر بین المللی و منطقه ای بی حفاظ و آسیب پذیر ساخته است.

 

۳ـ ما بر این باوریم که دموکراسی و حق تعیین سرنوشت از همدیگر تفکیک ناپذیر هستند و حق تعیین سرنوشت چیزی جز گسترش و تعمیق دموکراسی به حیطه اقتصاد و حقوق اجتماعی مردم و بدست گرفتن سرنوشت خود نیست. نه حق تعیین سرنوشت بدون دموکراسی معنائی دارد و نه دموکراسی بدون گذار به زندگی اقتصادی و اجتماعی توده های مردم می تواند عمق و معنائی داشته باشد.

 

۴ ـ ایران جامعه ایست با طیف رنگارنگی از اقوام و ملیت ها، با فرهنگ ها و زبان ها و مذاهب مختلف، که حکومت های متوالی در قریب صد سال گذشته، هیچگونه حقوقی را در عمل برای آنان برسمیت نشناخته است.نمیتوان از تداوم تبعیض و وجود یک حیات دموکراتیک سخن گفت. حقوق و آزادی های فردی، حتی در مطلوب ترین شکل خود، تضمین کننده حقوق جمعی خلق های غیر فارس در ایران نیست و هیچگونه بازتابی در نظام سیاسی این میهن مشترکی که ایران می نامیم ندارد. اگر ما فرهنگستانی برای پاسداری و پیشبرد زبان فارسی داریم، اگر نظام آموزشی و قضائی و قانونگذاری کشور تنها به زبان فارسی است، جایگاه فرهنگی و زبانی میلیون ها غیر فارس در کجاست ؟ آیا «خرده فرهنگ » نامیدن زبان های دیگر، چیزی جز بمعنی تحقیر خلق ها و مکمل نژاد پرستی « آریائی» ایست؟ میتوان از دموکراسی سخن گفت و نسبت به این تبعیض و نابرابری بی تفاوت ماند؟ بدون فائق آمدن بر چنین کسری دموکراتیک، همدلی و همزیستی همه خلق ها در ایران غیر ممکن خواهد بود و به آسانی میتواند به نیروهای گریز ازمرکز دامن زده و زمینه بهره برداری بیگانگان گردد.

 

 ۵ ـ از آنجائی که هیچ جامعه و هیچ ملیت و گروه قومی شبیه سنگ مونولیت و یک پارچه نیست وخود از گروه ها و طبقات مختلف اجتماعی تشکیل یافته است، ما دفاع از آزادی و حق تشکل سیاسی و صنفی، با هر تنوع اعتقادی، آزادی بیان و اندیشه، و دفاع از حاکمیت قانون برخاسته از اراده آزاد مردم را شرط بقای آزادی همگانی وهمزیستی دموکراتیک میدانیم.

 

۶ ـ با توجه به تنوع اتنیکی و زبانی جامعه ایران، نظام سیاسی ایران زمانی ساختار دموکراتیکی خواهد داشت که بازتابی از این تنوع جامعه خود باشد. تاریخ، تجربه و حیات سیاسی کشورهای دیگر جهان، ابزار سیاسی آزمون شده ای را در اختیار ما می گذارد که می توان از آن بهره گرفت. بسیاری از کشورها چه در کشورهای پیشرفته غربی و چه در کشورهای جهان سوم که تنوع اتنیکی و زبانی داشته اند،برای غلبه بر چالش های درونی، بطرز موفقیت آمیزی از الگوی حکومتی فدراتیواستفاده کرده اند که به ثبات، همزیستی صلح آمیزآنها کمک کرده است و جامعه ایران برای بقای یک پارچه خود راهی جز آن ندارد.

 

۷ ـ نابرابری سیاسی، مدنی و جنسیتی علیه زنان بخشی از ایدوئولوژی حکومتی در ایران را تشکیل میدهد، که به خشونت بی سابقه علیه زنان چه در سطح جامعه و چه در در درون خانواده ها دامن زده است. زنان نخستین قربانیان سرکوب و در عین حال نخستین سد مقاومت علیه رژيم اسلامی در طول حیات آن بوده اند. تنها دفاع از تشکل های مستقل زنان، بیان دفاع از دموکراسی نیست. برابری حقوقی زنان در تمام سطوح با مردان، عیارسنج نگاه عمومی دموکراتیک جامعه و مدنیت آن است. بدون فرصت های برابر و مشارکت زنان بعنوان نیمی از جامعه در تمامی نهادهای سیاسی، مدنی، قانونگذاری، نظام قضائی و تصمیم گیری های ناظر بر سرنوشت کشور، دموکراسی به مفهوم واقعی کلمه نیز وجود نخواهد داشت. دموکراسی بر شمول و عامیت حقوق همگانی دلالت دارد و قیچی کردن هربخشی ازآن بمعنی از بین بردن همه آنست. چرا که هیچ جامعه ای، با حفظ تبعیض و ستم در هر شکلی، خود آزاد نیست.

 

۸ ـ نظام سیاسی ایران نه تنها ضد دموکراتیک، فاسد و ستمگر نسبت به مردم خود است، بلکه دولتی است با هرج ومرجی درهم تنیده، با دولتی در درون دولت و بیرون از نظارت مردم، که گوئی اشباحی نامرئی برآن فرمان می رانند. دست آورد تاریخی آن چیزی جز فقر و فحشاء و اعتیاد و ایجاد جامعه ای بیمار نبوده است.

 

۹ ـ ما اعتقاد داریم که تنها حکومتی دموکراتیک، مبتنی بر اراده و رضایت همه مردم، می تواند در جهت از بین بردن تبعیض ها، کاهش نابرابری های عظیم طبقاتی، و نزدیک کردن خلق ها به هم و تامین همزیستی صلح آمیز آنان گام بردارد.

 

۱۰ ـ مساله محیط زیست در کشورما ابعاد بحرانی و خطرناکی پیدا کرده است. اگرچه مسائل مربوط محیط زیست از علل متعددی تاثیر میگیرد، لیکن در جمهوری اسلامی، بیشتر از هرچیزی از عامل سیاسی و ایدوئولوژیک و بی کفایتی مدیریت در آن متاثر بوده است. هیچ بلای طبیعی نمی توانست به اندازه خود جمهوری اسلامی در تخریب زیست محیطی کشور این چنین آسیب های ترمیم ناپذیری را وارد کند.

 

 ۱۱ـ  ما اعتقاد جدی داریم که بدون فرا روی از جمهوری اسلامی، هیچ چشم انداز دموکراتیکی در کشورما قابل تصور نیست. این بمعنی نادیدن تضادها و جناح بندی ها و تعارضات در درون حاکمیت و بهره برداری از آنها نیست. همانگونه که حکومت اسلامی همواره از تضادهای درون اوپوزیسیون خود بهره برداری کرده و اراده مبارزات متحدانه علیه خود را باز داشته است. بنابراین بدون افتادن در دام جناح بندی های حکومتی و امید بستن به منازعات درونی آن، می توان در جهت خط حرکتی مستقل و تلاش برای آگاهی اجتماعی و سازماندهی گام برداشت. بی تردید جنبش های توده ای، دینامیسم و قانونمندی های خاص خود را دارد و نهایتا شکل و چگونگی فرا روی از آنرا تعیین می کند.

 

۱۲- جنبش فدرال دموکراتیک آذربایجان، همواره بر اصل اتکاء به مردم و حق کنترل آنان بر دستگاه قدرت سیاسی، بعنوان اصل تعریف کننده حق تعیین سرنوشت تاکید ورزیده است و برآن پایبند خواهد ماند. ما بخوبی آگاهیم که شرایط دشوار مبارزه برای حقوق سیاسی و مدنی، وجود تعصبات ملی و قومی در جامعه ایران که گذر به آزادی و دموکراسی در کشور مارا با موانع جدی روبرو ساخته است، بقای طولانی یک حکومت استبدادی و توتالیتر و فاسد که منافع لایه فاسد خود را بر هرگونه حق و حقوق عمومی مردم و از آنجمله هر ملیت و قومی در ایران ترجیج می دهد و در این راه از همدستی با هیچ سیاست ارتجاعی در منطقه و در سطح بین المللی ابائی ندارد، راه حل را تنها در تکیه بر براداری خلق ها و اشتراک تلاش آنها میدانیم. ما بر دشواری وسختی راه آگاهیم. هرگونه عدول از آن و تکیه به بیرون از مردم کشورمان، به بیراهه ای می تواند بیانجامد که تنها تضمین کننده خواست و منافع حمایتگران خواهد بود.تاریخ درس های تلخی در این زمینه دارد. بگذارید صریح تر سخن گفته باشیم :ما در جهانی متفاوت از انقلاب اکتبر و یا عصر جنبش های ضد استعماری زندگی می کنیم که ایدوئولوژی و سیاست محافظه کاری راست بر آن سایه انداخته است که با آزادی و دموکراسی و حق تعیین سرنوشت بمثابه اصل دموکراتیک در تعارض است. در طی نیم قرن گذشته ، عربستان در مرگز ثقل ارتجاعی ترین سیاست ها در منطقه خاورمیانه بوده است و با کوچکترین گرایش دموکراتیک حتی در بین کشورهای عربی دشمنی ورزیده است .این کوته بینی سیاسی خواهد بود که گروه یا یک سازمان مدعی حقوق دموکراتیک، ایده آل خود را با آن گره زند. بگذارید تنها و تنها به ایده آل آزادی و خواست دموکراتیک مردم خود وفادار بمانیم.

 

دور است سرآب در این بادیه هشدار

تا غول بیابان نفریبد به سرابت !

 

جنبش فدرال دموکرات آذربايجان

پانزدهم سپتامبر 2016 مطابق بيست و پنجم شهريور1395

 

برگرفته از: 
www.tribun.com
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزيز آتش قارداش،
با همه آنچه نوشتي موافقم و مطمئنم اگر در ماجرا بوديد و رفتار طرفين را از نزديك ميديد، مصداق عمل خوب به اين پرنسيپها را در رفتار فدرال دموكراتها ميديد. لابد ميدانيد كه من سالهاست با اين جريان نيستم و زماني از ماجرا گذشته كه به بي جرأت ترين آدمها هم فرصت اشتباه به اعتراف ميدهد. اما حق آن است كه رفتار فدرال دمومكراتها از نوع و جنس ديگري و بسيار متعالي بود. اين دوستان عليرغم همه مشكلات مثل كودكاني منظم همه قواعد بازي را رعايت كردند و چنانچه نوشتم، تا لحظه آخر كه به چشم خود همه درهاي ادامه همكاري را بسته يافتند، عليرغم زحمات بسيار خود -كه از دو گزارشي كه قبلا لينك زدم برمي آيد- معصومانه بدون اينكه اعتراضي بكنند، كنار كشيدند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بخدمت آقای اردبیلی.
حیف که ما تمام کارهای خودمان را با اعمال دیگران توضیح می دهیم یعنی آنها این کار را کردنند در جواب ما هم این کار را انجام دادیم یعنی مقابله به مثل کردیم. پس فرق کجاست ؟ از طرف دیگر احساس مسئولیت ، جواب دهی ما در برابر ملت آذربایجان و ایران فدرال با دمکراسی برای مردم مد نظر نیست ! بلکه مسئله وموقعیت یک فرد یا یک گروه در مقابل یک فرد یا یک گروه دیگر مطرح هست ، یعنی ما همیشه از اشتباه واز کار زشت دیگران اعمال خودمان را می توانیم توجیح بکنیم.تمامی مشکل ما در این نقطه می باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام خدمت آتش (كاش اسم واقعي تان را مينوشتيد)

كنفرانس آمستردام بر اساس مدل مشاركتي يعني با شركت صاحبان همه نظرات صرفنظر از تعداد نمايندگان هر نظر شكل گرفت و به يي از موفق ترين اقدامات در نوع خود تبديل شد. در فاصله ششماهه كنفرانس آمستردام و نشست بروسسل، تقريبا صاحبان همه نظرات متفاوت با دوستاني كه امكان تبليغ و بسيج داشتند، (بجز فدرال دموكراتها) از پروسه حذف شدند. فدرال دموكراتها براساس يك احساس اعتماد بنفس مانده بودند. (سند مصوبه كنفرانس آمستردام، عينا سند پپيشنهادي فدرال دموكراتها بود. به گزارش زير نگاه كنيد) با همين اعتماد بنفس هم بدون اينكه به جمع آوري نيرو براي شركت با تعداد زياد در نشست بروسسل احسان نيازي بكنند، عليرغم شناختي كه از انحصار طلبي دوستان داراي امكان بسيج و تبليغ داشتند، با تعداد اندكي نماينده شركت كردند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این مبحث لطفا دنبال بفرمایدد
http://iranglobal.info/node/56807

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلامهای مجدد بخدمت آقای اردبیلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کدام فدرالیسم نمونه عراق را ندیدید که همین کردها هر روز ساز تجزیه سر میکنند در ضمن گیریم فدرالیسم و این مسائل مسائل مرزی آذ غربی با پانکردیسم تروریستی مساله لرستان و ایلام و خوزستان و کهکولیه و همدان و ...با پانکردیسم تروریستی چگونه قابل حل هست تمام کردها مسلح و اماده کشتار ترک و لر و عرب و فارس آنوقت شما آب به آسیاب آنها میریزید؟؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-جناب آقای پیروزاین نوشته ازمن بود.اگرچنانچه سوء تفاهمی پیش آمده عذرمیخواهم.درثانی من کلمه نه نه قمرراکه یک مثل است ازاین باب بکاربردم .میگوینددرمثل مناقشه نیست.
جناب آقای آتش درتورکی میگوییم (بالیقی هروقت سو دان توتسون تزه دیر)یعنی ماهی راهروقت ازآب بگیریدتازه است.
آتش عزیزمن یادم می آیدوقتی جنبش آزادیخواهی (هویت طلبی یاحرکت ملی آزربایجان)شروع میشد،باورکنیدمابه اندازه تعدادانگشتان نبودیم واگرهم بودبسیارمخفی بود.باحرکت دوستان وروشنگری وپخش کتاب های مختلف، دوستان ازچپ وراست وغیربه جمع اضافه شدند.
مانبایداشتباهات وحرکات ناشایست دوستان رابزرگ کرده تانگذاریم درهمان حال وهوای قبلی بمانند.ماهمیشه دوستان رادعوت به پیوستن به جنبش حرکت ملی کرده وازتمام دوستان چپ واصلاح طلب وطرفداران مجاهدین ومذهبیون دعوت میکنیم که باتجدیدنظردرتفکرخودبه ملت خودپیوسته ودرسنگراجنانب وعوام فریبان قرارنگیرند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلامهای صمیمانه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ع.ب.تورک اوغلی,
امید که این کامنت از شخص شما بوده و " بیشرفی " تقلبی آنرا به نام شما ننوشته باشد, چون گمان ندارم " ننه قمر " خواندن دیگران برازنده شخص شخیص شما باشد. اگر این کامنت از شماست ناچار به تکرار مطلبم که شاید " ننه قمر ها " هم موضوع را درک کنند.

به گمان من پیش از دوران آتاتورک و پهلوی, فارس و ترک و کرد ایران و دیگر ملت ها و اقوام, همزیستی مسالمت آمیز داشتند و اگر ظلمی بود علی السویه بود. زمانی که آتاتورک و رضا شاه بیسواد به تقلید از او شروع به پاک نمودن عناصر و نشانه های " ناپاکی " نمودند به چنین مصیبتی گرفتار شدیم. اگر شما و یا ع.ب.تورک اوغلی تقلبی, اعتراض و تصحیحی بر این مطلب دارند ممنون خواهم شد که بدون شعار های مرسوم و مکرر, آنرا بیان بفرمایید. ذکر حقایق تاریخی در پاسخ به جمله " حکومت های متوالی در قریب صد سال گذشته " در مقاله بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-جناب آقای پیروزفرمایش شمامتین.اماآدم عاقل ازحال سخن میگویدنه ازاستخوان های پوسیده یکصدسال پیش.
جناب پیروزبایدگفت که هرکسی دراین عصرومخصوصادراین پنجاه سال ازگذشته های دورحرف بمیان می آورد،دراصل مغلطه میکند.
همه میدانندکه جنبش مدرنیسم ومدنیت خواهی اززمان ناصرالدین شاه بااعزام دانشجوبه روسیه واروپاشروع ودرزمان مظفرالدین شاه منشورحکومت مشروطه امضاء وباتحریک ودخالت روس وانگلیس این قانون الغاشده وبازدرزمان احمدشاه برقرارشد.
باآوردن رضاشاه وایجادحکومت بی دخالت روس .انگلیس وعوام آن کشورمثل محمدعلی فروغی.نفیسی.سیدضیاء. قوام.احمدکسروی ووو..میدانداروتعیین کننده سیاست درایران شد.
بگذریم بایدگفت که پیشرفت واعتلای یک ملت بادموکراسی پیوندناگسستنی داشته والحمدالله اززمان روی کارآمدن رضاشاه ودیگرعوامل انگلیس تاکنون وبارسمیت دادن به زبان فارسی وقتل وعام دیگرزبان این اتفاق نامیمون عقب ماندگی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
" ایران جامعه ایست با طیف رنگارنگی از اقوام و ملیت ها، با فرهنگ ها و زبان ها و مذاهب مختلف، که حکومت های متوالی در قریب صد سال گذشته، هیچگونه حقوقی را در عمل برای آنان برسمیت نشناخته است. ". پایان نقل قول.

ظاهرا قبل از صد سال گذشته, حکومت های متوالی برای اقوام و ملیت های ایران, حقوقی را به رسمیت میشناخته اند. مطابق ویکیپدیای فارسی, از دوران سلجوقیان تا دوران پهلوی یعنی تقریبا حدود ۸۸۰ سال حکومت های ایران تقریبا تماما ترک بوده اند . در همان حوالی, یکی دوقرن بیش یا کم , عثمانی ها حاکم آناتولی بودند. در این دوران ترک و فارس و عرب و ارمنی و کرد و یونانی در ایران و ترکیه در جوار هم میزیستند. فارسی زبانی مخلوط از فارسی و عربی و ترکی بود و سلاطین عثمانی به فارسی شعر میگفتند.
بعد از دوران قاجار, رضا خان قزاق حاکم شد و در ملاقات با آتاتورک نظامی, بالباس نظامی و زبان ترکی, پیشرفتهای شگرف ترکیه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پیشنهاد می شود مطلب و کامنت ها در این پست بخوانید/ از جمله کامن های اینجانب را. مختصری از راهکارهای حل مشکل ما (چگونگی به دست اوردن حق آزادی انتخاب) در اینجاست:
http://iranglobal.info/node/56807

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خدمت آقاي بهمن
من تا كنون تعداد كثيري (مسلما هزاران) مقاله از ديگران منتشر كرده ام و لزومي ندارد و ممكن هم نيست كه باهمه مضامين همه آنها موافق بوده باشم. روابط ما در درون جريان مورد بحث، بسيار عالي بود اما در يك تغيير ناگهاني دچار سكته شد و مديريت بد يكي دو مسئله باعث جدايي 12 نفري ما شد. ما همان موقع جزئيات ماجرا منتشر كرديم كه همين الان در دسترس است. كلا درجه و نوع اختلاف ما در آن زمان توجيه گر جدايي 12 نفر از يك تشكيلات كوچك نبود و ما بطور يكجانبه براي جلوگيري از آن حداكثر همت خود را بكار بستيم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب حسن جداری
حدوداً 10سال پیش به یکی از کشورهای آسیایی میانه همراه با گروهی برای تکمیل یک سازه نیمه تمام و باز مانده ازدوران شوروی رفتیم .
درآن زمان تعدادزیادی کتاب گفتگوتمدن های آقای خاتمی ازطریق سفارت دربین مردم توضیح شده بودومن مخالف پخش کتاب دربین مردم آن منطقه که بودیم وبخصوص دربین کارکنان بومی بودم مخالفت من نه بخاطر شوونیست بودن خاتمی بلکه به دلیل ذیل بود.
من برای شناحت بیشتر منطقه به روستای های اطراف می رفتم روستایی های اطراف بنام لنین ودختر وهمسرومادرلنین نام گذاری شده بودساکنن روستاها عموماً تورک وکورد بود ند ازمرزترکیه وشوروی به آسیایی میانه انتقال یافته بودند وبه جای آنها گرجی وارمنی ساکن کرده بودند زندگی اسفناک داشتند.
غرض ازمطرح این است که روزی به منزل نگهبانی سازه رفتم ودرتوالت نگهبان کتابهای را دیدم که درایران برای به دست آوردن هریکی ازآنها چه جوانانی کشته نشدند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"""" آزربایجان جنوبی و بحران ژئوپولوتیکی جامعه شاهنامه خوان """ ترکان آزربایجانی عزیز، باید هر چه زودتر، به این پرسش ها، راه حلهای قطعی پیدا کنیم. ۱- اگر ایران وارد بحران اقتصادی و قحطی شود، تکلیف ما چیست؟ ۲- اگر ایران وارد جنگ با عربستان و دیگران شود و کشور وارد مرحله فروپاشی شود، تکلیف ما چیست؟ ۳- اگر شرق ایران، هند و پاکستان، در کشمیر وارد جنگ شوند و کشور‌های شورای همکاری خلیج و اسرائیل از این فرصت استفاده کرده به ایران حمله کنند و کشور ایران وارد بلبشو شود تکلیف ما چیست؟ دوران راه حل‌های مسالمت آمیز به پایان رسیده است، در غرب آزربایجان جنوبی، هر چه تروریست کشته شوند، به نفع ماست، مخصوصا کسانی‌ که به خاک آزربایجان جنوبی، ادعای ارضی دارند. به نفع ماست که ترکیه و جمهوری آزربایجان، در حالیکه شرق، جنوب و جنوب غرب ایران وارد بحران بیشتر خواهند شد شمال ثبات خود را حفظ کند. بحث‌های ساده لوحانه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اردبیلی منظور شما از انتشار پلاتفرم تشکل جنبش فدرال دموکرات در این سایت چیست؟ جنابعالی به تشکل مذکور پشت کردید و با تشکیل حرکت بیرلیک بمنظور رقابت با آنها وارد میدان شدید. حالا بهتر نبود برداشت خود را در مورد این پلاتفرم نیزضمیمه این مقاله میکردید یا اینکه کامنت آقای دیرنج بیانگر کم و بیش اعقاید شما راجح به این مسائل میباشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در ایران در چهارچوب نظام سرمایه داری، امکان ایجاد یک فدرالیسم ملت ها بر پایه اصول دموکراتیک وجود ندارد. اگر هم معجزه ای رخ دهد و تحت نظام سرمایه داری، چنین فدرالیسمی در ایران ایجاد گردد، کارگران، توده های زحمتکش، ملت های کوچک نظیر ترکمن ها ،بلوچ ها و عربها از این فدرالیسم سودی عایدشان نخواهد شد. کسانی که ذره ای علاقه به رفع ستم ملی در ایران را در دل می پرورانند، باید این امر را مسلم بدانند که بدون سرنگونی سلطه استبدادی و قرون وسطائی رژیم جمهوری اسلامی توسط توده های زحمتکش، امکان رهائی از چنگ انواع ستمگری ها و از آنجمله ستم ملی در این کشور اسیر و دربند، وجود ندارد. کسانی که بر آنند که از طریق سازش با رژیم جمهوری اسلامی، در جهت رفع ستم ملی در آذربایجان گام بردارند ، بدترین دشمنان توده های زحمتکش این سرزمین می باشند. کسب آزادی و رهائی از

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دانش آموزان تورک در اورمیه با باز کردن پلاکاردی در مدرسه خواستار تحصیل به زبان مادری خود شدند + تصاویر


http://www.gunaz.tv/?id=2&vmode=1&sID=95178&lang=2
تصویر دیرنج مین ائللی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایران مظاهر ظاهری تمدن همانند شهرهای نیمه مدرن و کامپیوتر و غیره را با پترودلارها از غرب خریده اما از نظر پیشرفت سیاسی و فرهنگی هنوز در دوران فئودالیسم درجا میزند. برای برقراری فدرالیسم بدون خونریزی , فرهنگ بالای سیاسی- اداری مدرن و نهادینه لازم است که جامعه ایرانی فاقد آن می باشد. سنت مذاکره و بده بستان سیاسی در ایران هنوز شکل نگرفته و اکثریت قریب به اتفاق سیاسیون دولتی واپوزیسیون ایرانگرا تعارفی, شعار زده و بی رحم هستند. در چنین کشوهائی انفجار توده ها و یا دخالت قدرتهای خارجی به خنثی شدن نیروهای سرکوب می انجامد و فرصت کوتاهی برای تغییر ایجاد میکند. آزربایجانیها تجربه دولت قوام السلطنه و توافق با پیشه وری را در انبان خود دارند و نتیجه فاجعه بار انرا می دانند. مطمئنم آزربایجانیها به هزار و یک دلیل,اینبار با استفاده از حق تعیین سرنوشت خود رای به استقلال خواهند داد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
امروز اول ماه مهر یعنی روز عزا و جزا برای بچه های غیر فارس در مکانی که ایران نامیده میشود و این ظلم و ستم حدود ٩٠ سال است که به بچه های غیر فارس روا میشود . ای آنهائی که طرفدار حقوق بشر هستید ای آنهائی که طرفدار حقوق بچه هاهستید ای دمکراتها ای آنهائی که خود را انسان میدانید آیا از این ظلم و ستم بی خبرید ؟ چرا صدایتان را در نمی آورید سکوت در مقابل ظلم و ستم در این ابعاد به منزله اشتراک است .من اعتراض میکنم شما چی ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-حرکت ملی آزربایجان دریک تفکرخاص خلاصه وتمام نمیشود.مبارزان جنبش آزادیخواهی تورکان ایران وخصوصاآزربایجان درتمام جبهه های فکری برای رهایی ازاستبدادحاکمیت سیاسی وفرهنگی واقتصادی مبارزات گسترده ایی دارند.مابرای مبارزان خودخط ومشی خاصی راسفارش نکرده ویا تونل سیاسی تاریک ایجادنکرده ایم.
کسانی که به تفکرسوسیالیستی ویاکمونیستی معتقدهستند،آنهاخوددانندوازنظرمانیزدراین جبهه میتوانندقرارگیرند.
ماعقداخوت باتفکرفدرالیستی نیزنبسته ایم.این هم یک تفکربرای مبارزان ماست.جبهه آزادیبخش تورکان آزربایجان بخاطرهمین تنوع اندیشی به بزرگترین نیروی کارسازدربین دیگرنیروهای جزم اندیش توانسته به تعیین کننده ترین نیروتبدیل گردد.
جناب آقای جداری عزیزسنگ بزرگ برداشتن علامت نزدن است.کسانیکه میخواهندکوه راجابجاکننداین هادررویا وتوهم زندگی می کنند.آرمانهای عالی شمااکنون درایران وبرای آزربایجان یک آرمان زیباست ولی
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرصت پرداختن به نکات مختلف این نوشته را ندارم ولی موضع درستی ست که نوشته اند :
« در طی نیم قرن گذشته ، عربستان در مرگز ثقل ارتجاعی ترین سیاست ها در منطقه خاورمیانه بوده است و با کوچکترین گرایش دموکراتیک حتی در بین کشورهای عربی دشمنی ورزیده است .این کوته بینی سیاسی خواهد بود که گروه یا یک سازمان مدعی حقوق دموکراتیک، ایده آل خود را با آن گره زند. بگذارید تنها و تنها به ایده آل آزادی و خواست دموکراتیک مردم خود وفادار بمانیم.»
امید وارم فعالان آذربایجانی گروههای دیگر و برخی شخصیتها نیز موضع خود را در مورد « ارتباط یا عدم ارتباط ایده آل خود با دولتهای خارجی» به خصوص در شرایط حاضر با عربستان اعلام کنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نظرات من این پست بد نیست برای شما
http://iranglobal.info/node/56807

هر چند بنیاد حرف های شما درست است و من قبول دارم ولی چند ایراد بزرگ دارد. شما هم دراید بر خلاف منش دمکراسی و عرف نظام دمکراسی سخن می گویید. بگذارید بجای اصرار کلمات تنش زا و اختلاف برانگیز، از اشتارکات دموکراتیک بهره ببریم.
تفرقه به نفع استبداد است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همانطوریکه کشاورزی و برداشت محصول در کویر ممکن نیست فدرالیسم هم در ایران ممکن نیست. چرا؟
چونکه اولا - فدرالیسم نمی تواند ستم ملی را حل کند و حق تعیین سرنوشت را به ملتها به ارمغان بیاورد. ملت تحت ستم میخواهد ارتش خود را داشته باشد اما در فدرالیسم ممکن نیست. ملت میخواهد پول و سیستم مالی خود را داشته باشد اما در فدرالیسم ممکن نیست. ملت تحت ستم میخواهد سیاست خارچی خود را داشته باشد اما در فدرالیسم ممکن نیست. ملت تحت ستم میخواهد در سیاستهای کلان اقتصادی خودش تصمیم گیری کند اما در فدرالیسم ممکن نیست و تصمیم گیریهای مختلف دیگر که ملت تحت ستم از اتخاذ آنها عاجز و محروم است.
دوما - تجربه صد سال گذشته نشان داده است که ملت حاکم فارس که تمامی امکانات ، توانائیها، قدرت مالی، قدرت اقتصادی و کنترل روابط و مناسبات بین المللی و غیره را در دست دارد هنوز هم شدیدا افکار برتری طلبانه شوونیستی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای مقدمه، فعالین جنبش فدرال دموکرات آذربایجان برای یک ایران دموکراتیک را مخاطب قرار داده و سوآلات زیر را در مورد اغلام مواضع این گروه سیاسی مطرح مبسازم . در فرصت دیگر نظرات خود را در مورد مطالب اطلاعیه این تشکیلات سیاسی فدرالی، بیان خواهم کرد. .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Mane Azerbayjane Janubi_Esteghlale Mikhahm-Iran nemikham