سرکوب وحشیانه ی گردهمایی دیروز پشتیبانی از رضا شهابی به دست پلیس امنیت

پیرمرد کارگر ۷۰ ساله را چند مأمور انتظامی با هم کتک می زدند و او را لای در خودروی ون گذاشته، فشار می دادند بطوری که نفسش داشت قطع می شد....پلیس امنیت به من می گفت که نظام از من حمایت می کند تا تو را نابود کنم و پول دیه ات را بدهم!

 

 

در این نوشته روی سخن با مقامات حاکم ، دستگاه قضا ، نهادهای امنیتی و انتظامی است.

دیروز در جریان حمایت انسانی از رضا شهابی کارگر زندانی بیمار ، در برابر وزارت کار ، مورد هجوم و یورش نیروی عملیات پلیس امنیت تهران قرار گرفتیم و با خشونت و سرکوب وحشیانه همراه با فحش ناموس ، کتک ، ضرب و شتم ، ایجاد جراحت ، پاره کردن شلوار ، بازداشت شدیم .

مامور پلیس امنیت که باید رفتار قانونمند همراه با احترام به حقوق شهروندی فعالان کارگری ، مدنی و دانشجویی داشته باشد نشان داد که نه تنها تربیت نشده بلکه مغزشویی هم گشته اند و به فعالان معترض نگاه انسانی و قانونی نداشتند.

هیچ مامور انتظامی و امنیتی حق توهین و خشونت ورزی و کتک زدن یک انسان دردمند ایرانی آگاه و معترض را ندارد.

دیروز خود من با هجوم و حمله چند پلیس لباس شخصی امنیت در یک آن روبرو شدم که با فحاشی و خشونت و ضرب و شتم بازداشتم کردند !؟ . در خودرو ون پلیس شاهد بحث یک مامور پلیس امنیت با یک فعال دانشجویی بودم که ، پلیس دانشجو را متهم به رای دادن و حمایت از رییس جمهور می کرد !؟ به من می گفت که نظام از من حمایت می کند تا تو را نابود کنم و پول دیه ات را بدهم !؟

این ماموران از کجا فرمان می گیرند که دولت را قبول ندارند ؟ آیا نظام اسلامی به این ماموران گفته که می توانند فعالان مدنی و کارگری را بکشند و پول دیه آنها را پرداخت می کنند ؟

چرا به جای آموزش چنین اراجیفی به این پلیس ها ، حقوق شهروندی و رفتار قانونمند در برابر هم مهینان معترض را یادشان نمی دهید ؟ همواره در اینجا و آنجا می بینیم که مقامات حکومتی در برابر رسانه ها از حق اعتراض و نقد و حقوق شهروندی می گویند اما در عمل و رفتار دیدیم که پلیس امنیت شلوار یک کارگر را در خیابان پاره کرد ، پیرمرد کارگر ۷۰ ساله را چند مامور با هم کتک می زدند و او را لای در خودرو ون گذاشته و فشار می دادند بطوری که نفسش داشت قطع می شد و من به نجاتش شتافتم ، از آغاز بازداشت تا رفتن به مرکز عملیات پلیس امنیت در گیشا و سپس بازداشتگاه دادسرای اوین ، یکسره من در حال مشاجره با ماموران و گوشزد کردن حقوق شهروندی بازداشت شدگان به آنها بودم چرا رفتار آنها همراه با توهین و ناسزا و خشونت پس از بازداشت نیز بود!

شما که دم از رافت اسلامی و حقوق بشر اسلامی می زنید آیا این حقوق بشر شماست ؟ اگر در مجامع جهانی به نقض حقوق بشر متهم می شوید به جهت همین رفتارهای غیرانسانی پلیس شما با فعالان مدنی ، سیاسی و کارگری است تا کی باید شاهد سرکوب و خشونت و فشار امنیتی باشیم ؟ آیا حمایت انسانی از یک کارگر فعال سندیکایی زندانی که بیمار است و جانش به خطر افتاده ، از جانب شما جرم تلقی می شود ؟ اگر با تصور شما ما مجرم هم باشیم حق ندارید ناسزا بگویید ، کتک بزنید ، شلوار پاره کنید ، فحش ناموس بدهید ، هشدارم را جدی بگیرید و ماموران خاطی و سرکوبگر پلیس امنیت تهران را که دیروز به ما حمله ور شدن را محاکمه کرده و بر سر جای خود بنشانید تا پیش از انکه دیر شود .

در این میان ما برای حاکمیت راستین قانون ، گسترش عدالت ، برپایی دمکراسی و احترام به حقوق بشر و آزادی در ایران با همه توان تلاش می کنیم و جان به مشت گرفته به پیشواز هر حادثه ای خواهیم رفت .

پاینده ایران ....

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فراخوان اقاى سيد هاشم خواستار نماينده معلمين براى شركت در گردهمايى در پشتيبانى از كارگر زندانى و عضو سنديكاى اتوبوس رانى، اقاى رضا شهابى، قبل از هر چيز، نقشه راهى مشخص در مبارزه اى مشترك با دشمنى مشترك بود.
عكس العمل حكومت ضد بشرى حاكم بر ايران در برابر اين حركت اعتراضى و مدنى نيز، قبل از هر چيز نشان دهنده اوج استيصال و درماندگى رژيم نماينده خود خوانده خدا بر روى زمين است.
اينان هراسشان ز يگانگى ماست
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یک مشت لمپن وحشی را به خدمت گرفته اند، و اسم آنها را پلیس امنیتی گذاشته اند!
رژیم ضدکارگری و پلید آخوندی در دزدی، اختلاس، خشونت، تجاوز و جنایت خلاصه می شود.
رژیم وحشی آخوندی و سگ های هار و زنجیری اش( پلیس امنیتی، سپاهی، بسیجی، اطلاعاتی) اینچنین به جان کارگران و دانشجویان ایران زمین افتاده اند تا بتوانند چند صباحی به حکومت ننگین خود ادامه دهند.
باید به این وطن فروشان جیره خوار که عنوان مامور نیروی انتظامی را یدک می کشند گفت:"بترسید از روز انتقام ای خائنین خونخوار"