ابریق سوز

به بهانه مرگِ آیت الله علی اکبر حسینی موسوی (اخلاق در خانواده) و بازنگری روایات پیرامون وی

اِبریق سوز

اخیراً خبرِ مرگ ِ آیت الله حسینی(اخلاق در خانواده) منتشر گردید. بهمین دلیل در سطورِ ذیل، با یک مقدمه به قسمتهایی از زندگی ایشان میپردازم
برخلافِ بسیاری از اقشار که با مرگِ یکی از سرانِ رژیم آخوندی شادمان میشوند، من بشخصه ناراحت میشوم زیرا بارها و بارها دیده ام که در چرخه طبیعت فقط "ضعیف پایمال است" و عدالت ِ الهی نیز به جهانِ دیگر که کَس ندیده، حواله میگردد و نه در این دنیا.
متاسفانه براساس فرهنگِ جاریمان، برای بسیاری از سوالات هیچوقت شاید نتوان پاسخِ شایانی پیدا کرد. مثلاً میگویند که "دنیا دار مجازات" است. اما همه دیده ایم که حداقل در بازه زمانیِ انقلابِ شکوهمندمان، خمینی ها، خلخالیها و لاجوردیها از هیچ جنایتی فرو گذار نبوده اند اما نهایتاً در مسندِ قدرت و ثروت جان باخته اند.
از همینروست که معتقدم تا خودمان آستین بالا نزنیم، هیچ فریاد رسی نیست و کسی هم عدالت به ما پیشکش نخواهد نمود.
و اما بعد، برنامه تلویزیونی اخلاق در خانواده که توسط حجت الاسلام حسینی آنزمان هر هفته در دهه هفتاد تلویزیون اجرا میشد خاطر بسیاری از دوستان هست که بطور ناگهانی با وجود اینکه طرفدارانی هم پیدا کرده بود قطعِ پخش و سپس بدست فراموشی سپرده شد.
شهرت «حسینی اخلاق» در بین مردم اما نه به دلیل مواضع سیاسیش بلکه به دلیل یک شایعه فراگیر بود که هیچ گاه به صورت رسمی، صحت و سقم موضوع روشن نشد و در ادامه شرحِ کامل آنرا مطالعه خواهید فرمود
آیت الله علی اکبر حسینی موسوی متولد ۱۳۱۸ تهران و مدرس حوزه و دانشگاه بود . گرچه این مخلص هرگز از چگونگی ِ موسویِ حسینی بودن، سر در نیاورده ام لذا باین تعریف کلی بسنده میکنم که سادات حسینی یعنی نوادگان امام سوم و شهرت موسوی به نوادگان امام هفتم شیعیان اتلاق میگردد و البته فرزندان زاده شده از سیده را نیز "میر" میخوانند( دوطرف سید؟).
گرچه فامیلی موسوی حسینی از قرون پیش در ایران جسته و گریخته در تاریخ ثبت شده است اما ریشه جستارم به نتاجی جز صفویه نیانجامید. من باب مثال ابوالبقا موسوی حسینی ابرقویی که از خطاطان قرن یازدهم قمریست را بدین دلیل موسوی ِ حسینی می خوانند که در برخی مقاطع ، خویش را به حسینی و در زمانهای دیگر خود را منتسب به سادات موسوی می دانسته است
برخی از مسئولیتهای آیت الله موسوی حسینی:
۱ - مدیرکل آموزش و پرورش تهران بزرگ
۲ - نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در دوره های چهارم و پنجم با کسب رای نخست
۳ - رئیس کمیسیون آموزش و پرورش مجلس شورای اسلامی در دو دوره
۴ - عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی
۵ - استاد حوزه و دانشگاه
۶ - مدرس و مشاور دانشگاه امام صادق
۷ - رئیس فراکسیون حزب الله مجلس پنجم ، ائتلاف نمایندگان جامعه روحانیت مبارز و تشکلهای همسو
از تالیفات وی میتوان به مجموعه پنج جلدی سلام بر خورشید و تألیف کتب دینی سطوح ابتدایی و راهنمایی مدارس اشاره کرد
دختران موسوی حسینی، همسران حسین طائب و حسین شاهمرادی هستند که حسین طائب بدلیل عضویتش در سپاه از مسئولیتهای متعددی برخوردار بوده است از جمله :
- عضو مهم سپاه از منطقه ده تهران تا استان قم
- معاون هماهنگ کننده دفتر رهبر
- عضو وزارت اطلاعات در دولت رفسنجانی
- معاون فرهنگی ستاد مشترک سپاه
- فرمانده دانشکده فرهنگی دانشگاه امام حسین
- جانشین فرمانده بسیج قبل از سردار نقدی
- ریاست اطلاعات سپاه پاسداران
علیرغم اینکه حسین طائب در سال ۲۰۱۱ جزو لیست تحریم شدگان بتوسط دولت امریکا بود در سال ۲۰۱۲ در سفری مخفیانه بهمراه علی اکبر ولایتی به آمریکا رفته بود تا به اقوالی راه بهبود روابط با اوباما را باز کنند گرچه سران ایران این خبر نیویورک تایمز را طبق معمول تکذیب میکنند.
داماد دیگرِ حسینی خانواده، حجت الاسلام سید حسین شاهمرادی است که برخی از مناصب وی عبارتند از:
- دبیر شورای فرهنگ عمومی
- همکاری با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (از زمان تصدی دکتر لاریجانی و مشاور معاونین امور هنری در زمان تصدی خوشرو و کاظمی)
- عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (انتهای دوره تصدی محمد هاشمی و ابتدای دوره دکتر علی لاریجانی)
- مؤسس موزه هنرهای دینی امام علی(ع)
- مشاور رییس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی (در زمان تصدی حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی زم )
- مشاور معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی
- رییس ستاد سال تکریم حضرت امیر المومنین(ع)
مقوله جالب تر اینکه ترانه موسویی کذایی در کانادا ، زن برادر حجت الاسلام شاهمرادی است که بکمک طائب و ضرغامی آن سناریوی ِ ضایعِ سال ۱۳۸۸ را کارگردانی نموده بودند
ماجرای هلمت هوفر
ماجرای هلمت هوفر، بازرگان آلمانی که بر مبنای برخی اخبار غیر رسمی پاسپورت دیپلماتیک نیز داشته است خود داستانی است شنیدنی که چگونه یکسال بعد از حکم دادگاه میکونوس به دام رژیم افتاد و تا یک قدمی طناب دار هم رفت.
بیاد داریم که عصر ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ چند مرد مسلح به مخالفین جمهوری اسلامی ایران دررستوران میکونوس برلین حمله کردند و چهار تن از آنان را به ضرب گلوله به قتل رساندند
کلید کار از روزی آغازمی شود که دادگاه میکونوس که پنج سال بطول انجامید و سران ایران را بطور مستند حامی تروریسم و مجرم خواند و متهمان اصلی قتل دکتر سعید شرفکندی و همقطارانش توسط قاضی آلمانی محکوم گردیدند. در این پرونده سه متهم لبنانی و متهم ردیف اول کاظم دارابی ایرانی به حبس ابد محکوم گشتند و در حکم دارابی تصریح شده بود که وی نمی تواند قبل از گذراندن ۲۵ سال از دوران محکومیتش، تقاضای تخفیف کند
اشپیگل سالها بعد در گزارش خود می‌نویسد که جمهوری اسلامی ایران تا کنون بارها برای آزادی دارابی تلاش کرده اما هر بار با شکست مواجه شده است. بر اساس این گزارش، دستگیری دونالد کلاین ، ماهیگیر آلمانی در نوامبر ۲۰۰۵ در آبهای خلیج فارس نیز در این رابطه بوده است. اشپیگل مدعی شده است که دولت ایران ۱۶ ماه کلاین را در اسارت نگه داشته، به این امید که او را با دارابی معاوضه کند
دارابی از آن جهت که عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان اروپا بود، قبلا نیز بدلیل شرکت در تظاهرات به نفع جمهوری اسلامی، حمله به گردهمایی های مخالفان نظام و حمله به یک خوابگاه دانشجویان ایرانی در غرب شهر ماینز متهم شد; و البته در این مورد آخر دستگیر و توسط دادگاه محکوم به هشت ماه زندان و اخراج از کشور آلمان شد که گفته می شود با وساطت سفیر ایران در آلمان این موضوع فیصله یافته است
تنش در روابط دو کشور پس از آن ظهور کرد که روز جمعه ۱۶ مارس سال ۱۹۹۶، قاضی دادگاه میکونوس، علی فلاحیان وزیر اطلاعات وقت جمهوری اسلامی ایران را، مظنون به دخالت در کشتار میکونوس تشخیص داده و به دادگاه فراخواند. احضار فلاحیان به دادگاه متهمان میکونوس به این بهانه صورت گرفت که وزیر اطلاعات چند هفته قبل از وقوع قتل ها، در یک مصاحبه تلویزیونی، سازمان کردی که مقتولین به آن وابسته بودند را به عنوان یکی از اهداف وزارتخانه خود برشمرده و اعلام کرده بود وی آنان را در داخل و خارج از کشور تحت نظارت دارد. پس از آنکه دادستان کل آلمان اعلام کرد اگر فلاحیان به آلمان وارد شود، دستگیر شده و به دادگاه آورده خواهد شد، تهران نیز در واکنش باین خبر تهدید به عمل متقابل کرد
پس از مدتی وزیر دادگستری آلمان، در نامه ای به قاضی دادگاه برلین، خواستار آن شد که دادگاه از ارسال احضاریه برای وزیر اطلاعات ایران خودداری کند; قاضی نیز با دریافت این نامه اعلام کرد از احضار آقای فلاحیان به عنوان شاهد صرفنظر می کند (چرا؟!)
در آن دادگاه بنی صدر نیز بعنوان شاهد حضور یافت و کسی را بنام ابوالقاسم مصباحی معرفی نمود که «از سال ۱۹۸۴ در جریان اقدامات سرویس امنیتی ایران در سفارت ایران در پاریس بوده تا اینکه توسط مقامات فرانسوی اخراج شده است» وی شهادت داد که «اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری ایران و علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه از نقشه ترورها مطلع بوده و علی فلاحیان مسوولیت نظارت بر اجرای طرحهای ترور را برعهده داشته است.» ادعایی که کما فی السابق بلافاصله توسط هاشمی رفسنجانی تکذیب شد
بعدها گفته شد که طبق قوانین آلمان، مجرمان غیر آلمانی که ۱۵ سال از محکومیتشان را در آلمان گذرانده باشند، به کشور خود بازگردانده می‌شوند با این شرط که بقیه دوران محکومیت خود را در زندان‌های آنجا ( کشور مطبوع) طی کنند
عباس رایلِ لبنانی، هم پرونده دارابی نیز حکم ابد داشت اما قبل از کاظم دارابی به ایران بازگشت و از زندگیش اطلاعی در دست نیست سپس دارابی به ایران بازگردانده شد و نه طبق قوانین آلمان به زندان ، بلکه با استقبالی همچون یک قهرمان ملی با بدرقه باقری معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه و به زندگی عادی خودپرداخت
این درصورتی بود که وکلای دادگاه میکونوس اعلام کرده اند که آزادی این دو نفر بر اساس معامله ای بین ایران و آلمان صورت گرفته است
در بیانیه ای که خانواده بدیعی در آنزمان صادر نمودند آمده است:
رژیم جمهوری اسلامی از زمان دستگیری کاظم دارابی و عباس رایل و به خصوص پس از اعلام حکم دادگاه میکونوس در ۱۰ آپریل ۱۹۹۷، تلاش های بسیاری کرد تا کاظم دارابی را به هر طریقی با یک زندانی غربی در ایران معاوضه کند. به گفته این بیانیه، پیشنهادات ایران در این زمینه از جمله شامل کمک به پژوهش در مورد وضعیت "رون آراد" خلبان مفقود اسرائیلی بوده است
خبر این معامله را بعضی از رسانه های اسرائیلی نیز تایید نموده اند و اسدالله عسکر اولادی نیز به این معامله صحه گذاشته است
رژیم آخوندی برای آزادی دارابی از هیچ کوششی دریغ نکرد اما نتوانست به جایی برسد لذا هلمت هوفر ۵۷ ساله را بعنوان طعمه مناسب برگزید . هوفر تاجری آلمانی بود که در سفرش به مشهد با دختری ایرانی و ۲۶ ساله بنام وحیده قاسمی که دانشجوی پزشکی بود آشنا میشود . در پی این رابطه و البته حین همبستری دستگیر میشوند که در نهایت وحیده قاسمی به چهار ماه حبس و ۹۹ ضربه شلاق محکوم گردید ولی هوفر را بدلیل رابطه جنسی ِ خارج از ازدواج به اعدام محکوم نمودند . روایتی دیگر نیز از قول مالک قهاری وکیل هوفر موجود است که آندو بدلیل بوسیدن یکدیگر در فرودگاه مهرآباد دستگیر شده اند.
گرچه در سطور پیشنین عرض شد که این معامله را چندین ماخذ تایید نموده اند ولی اینکه آیا این دختر جوان در دامی ناخواسته گیر افتاده و یا به نقل از برخی رسانه های فارسی زبان طعمه ای برای مقاصد حکومتی بوده است در ابهام است
وزارت خارجه ی آلمان که تحت فشار خانواده هلموت هوفر و هجوم رسانه ها بود دست به هرکاری برای آزادی هوفر میزد اما بی نتیجه بود و نهایتا دستگاههای امنیتی ایران تنها یک راه برای نجات جان بازرگان به طور محرمانه پیشنهاد کرده بودند و آن، آزادی کاظم دارابی در قبال آزادی هلموت هوفر بود.
از سوی دیگر علی اکبر موسوی حسینی از سوی فرهنگسرای ایرانیان به آلمان دعوت شده بود لذا سرویس امنیتی آلمان که سخت در تلاش آزادی بازرگان خود بود آقای حسینی را شکار مناسبی یافت
آنان حسینی را به بهانه آنکه مردی بسیار روشنفکر و عالمی است را پیاپی دعوت می کردند و یک دختر بسیار جذاب و زیبا را به آقای حسینی معرفی کردند که گویا دختر می خواهد به دین اسلام مشرف شود
نهایتا دختر جوان شبی در هتل ، مهمان آقای حسینی شد غافل از اینکه اتاق حسینی به دوربین مخفی و دستگاه شنود مجهز شده بود.
ظاهرا سپس نسخه ای از دروس اخلاق شبانه و مسلمانی دختر جوان ، به سفارت آلمان در تهران برای تقدیم به نظام ارسال میگردد
معما با این گروکشی حل شد و هلمت هوفر آزاد گشت . برخی رسانه ها اعلام کردند که نسخه ای از آن فیلم ضبط شده نیز در اختیار خانواده حاج آقای اخلاق قرار داده شد . در نتیجه دو همسر نامبرده به جهت انتقام ، آفتابه موال را مملو از اسید، تقدیم استاد اخلاق نمودند و نتیجه این واکنش شیمیایی بر بدن انسان هم کاملا مشهود است. لذا پس از این سناریو ، برنامه اخلاق و یا امر به معروف و نهی از منکر از دیده ها پنهان و بدست فراموشی سپرده شد.
این روایت یا شایعه تا سال ها بعد موضوع شوخی شخصیت های سیاسی با حسینی بود، از جمله سال ۱۳۸۹ در دیداری که با حسن خمینی داشت، اطرافیان حسن خمینی می خندیدند و حسینی نیز که موضوع را می دانست خطاب به آنان گفت که «سالم است، اگر می خواهید نشان دهم تا مطمئن شوید»
پس از پیچیدن این شایعه حتی برخی از جوانان نیز او را دست می انداختند و وقتی از کنارش رد می شدند، متلکی نثارش می کردند
حتی برخی از نمازگذاران مسجد فائق که حسینی پیش نماز آن بود دیگر به مسجد نمی رفتند. برخی نیز به سبک معمول این شایعه را ساخته دشمن می دانستند. حتی شایعه هایی درباره ممنوع التصویر شدنش در تلویزیون نیز مطرح شد
گرچه در سال ۱۳۹۴ حسینی با برنامه «به وقت خانواده» از شبکه قرآن مجدداً به تلویزیون بازگشت اما در فضای جدید این برنامه مخاطب زیادی را نتوانست جذب نماید

 

از بس که دم از عدلِ دروغی زده شد
حقّ بیشتر از جانیِ جانش زده شد
از بس که به ما وعده کاذب دادند
چوپان چاخان نیز خجالت زده شد

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: