مقدمه ای بر آلترناتیوهای قدرت و سرنوشت ملت های محروسه

استقلال طلب های ملیت های ممالک محروسه حکایتشان جداست. برای آنها ایرانی وجود ندارد که درباره اش به ریست و راست کردن اندیشه های همرنگ ایرانیت بپردازند. آنها برای آزادی سرزمین ها و زبان ها و ملیت های اشغال شده می جنگند. آزادی استقلال طلب های ملت های ممالک محروسه با آزادی مریم رجوی و رضا پهلوی در شکل و معنا آنچنان متضادند که آزادی این یکی به مفهوم اسارت و فروپاشی دیگری است و بالعکس. ..

۱- پس از نشست مجاهدین در پاریس باز هم دریافتیم که ایران مریم رجوی ایران هزاراشرف است. یعنی در صورت حکومت احتمالی رجوی بر ایران آینده شاهد یک پاکسازی خونین خواهیم بود. مریم رجوی با افروختن شمع و بوسیدن چهره ی شهدای خویش این نکته را یادآوری می کند که انتقام، خمیرمایه ی حکومت آینده است. رجوی در پی سرنگونی استبداد مذهبی و البته در پی ایران دمکراتیک و مستقل مبتنی بر جدایی دین از دولت است. او خودمختاری ملیت ها را نیز در گفتگوی خویش گنجاند.

۲- رضا پهلوی بین جمهوریت و سلطنت در نوسان است و البته انتخاب را به عهده ی مردم گذاشته است. او از منشور کوروش و منشور آزادی حرف می زند و فدرالیسم را هم چاشنی ایران آینده ی خویش کرده است.

۳- استقلال طلب های ملیت های ممالک محروسه حکایتشان جداست. برای آنها ایرانی وجود ندارد که درباره اش به ریست و راست کردن اندیشه های همرنگ ایرانیت بپردازند. آنها برای آزادی سرزمین ها و زبان ها و ملیت های اشغال شده می جنگند. آزادی استقلال طلب های ملت های ممالک محروسه با آزادی مریم رجوی و رضا پهلوی در شکل و معنا آنچنان متضادند که آزادی این یکی به مفهوم اسارت و فروپاشی دیگری است و بالعکس.

۴- چمدانها و بسته های مالی را هم باید مدنظر بگیرید. کسانی که به فدرالیسم پهلوی و سلطنت طلب ها و یا به بند خودمختاری ملیت های رجوی دل باخته اند یقیناً نانشان توی روغن است. اینگونه اشخاص در حقیقت اعتقادی به ایجاد اتاق فکر مستقل برای ملت محروسه ی خویش ندارند و در اتاق فکری فدرالیسم زبان حاکم ذوب می شوند. اینها با توجیه های سیاسی به راحتی از سر میز آزربایجان برخاسته و به میز ایرانیت می پیوندند. و عجیب اینجاست که میز آزربایجان را ملک ننه شان می دانند و اگر سیاستشان در میز ایرانیت نگرفته باشد دوباره سر میز آزربایجان برگشته و ادعای مدیریت آن را می کنند. یعنی به راحتی به شعور ملت آزربایجان اهانت می کنند.

۵- آلترناتیوها هم به اندازه ی خود رژیم ایران بر سر ستیز با دیگری ها و بر سر تمرکزگرایی اشغال و استعمار و استحاله هم رای هستند. همه ی هم و غم اپوزیسیون و رژیم و همه ی داد و فریادها بر سر این است که ؛ نمی گذاریم فروپاشی صورت بگیرد. رژیم بیشتر به فروپاشی خودش اشاره دارد و اپوزیسیون به فروپاشی ایرانیت آزاد آینده اش.

۶- آنهایی که از درون ما به این آلترناتیوها می پیوندند در اصل بر گفتمان استعمارگری و اشغال گردن خم می کنند.

۷- باید به جای گپ و گفتگو و ناز و ادا بر سر ایران آینده طرح ها و برنامه هایی را برای آزربایجان آینده به بحث بنشینیم.

————————————

خارج از موضوع: ارتباطم با بعضی از دوستان به خاطر شرایط بریده شده. جهت اطلاع شماره تلفن جدیدم را علاوه می کنم. با احترام : ‭‭+1 (312) 375-9642‬‬

 

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: