اخراج از کار به خاطر اندیشه

یکی از اعضای شورای شهر پیش آمد و بدون مقدمه پرسید : به ولایت فقیه اعتقاد داری ؟ گفتم : نه ، صدایش را بلند کرد و گفت: پس حق کار کردن نداری!....هر چند که بسیاری از فعالان مدنی و سیاسی دربند و زندان بسر می برند و مردم به جهت ضعف مدیران ناکارآمد دچار مشکلات دهشتناکی هستند، اما به راستی جامعه راه گذر از استبداد بسوی دموکراسی را یافته است و به پیش می رود

حکومت در تلاش برای ماندگاری به هر قیمت ، به نهادهای امنیتی و قضایی فرمان می دهد که فعالان جامعه مدنی ، کنشگران سیاسی ، دگراندیشان و آزادیخواهان را سرکوب و به بند بکشند تا هزینه فعالیت های انسانی را بالا ببرند و مردم کمتری روی به اعتراض آورند .

اما بیگمان چنین نشد ، هر چند که بسیاری از فعالان مدنی و سیاسی دربند و زندان بسر می برند ، مردم به جهت ضعف مدیران ناکارآمد دچار مشکلات دهشتناکی هستند اما براستی جامعه راه گذر از استبداد بسوی دمکراسی را یافته و به پیش می رود .

چندی پیش نوشتم که به جهت فعالیت های مدنی و حقوق بشری ، مصاحبه ها و مقالات و روشنگری ها ، همواره تحت خشونت و سرکوب به اشکال گوناگونش هستیم ، از پرونده سازی و زندان گرفته تا محدودیت های بسیار دیگر ، از جمله شغل کارگری مرا نیز برنمی تابند و در طی ۱۷ سال کار شرافتمندانه و بی تخلف در واحدهای مختلف شهرداری ، همواره از همان آغاز بکار در سال ۸۰ همیشه تحت فشار و مبادرت به اخراج و تهدید بودم .

در این چند سالی که به خواست خودم به اتش نشانی رفتم عکس و تصاویر من اسباب خشم پیروان قدرت گشته و فشارهای پس پرده به شهرداری که مرا از آنجا بردارند !؟ . یعنی شغل مرا نیز جزو ابزار کار خود می دانند که باید با اجازه آنان باشد !؟ .‌

البته فعالیت های من بیرون از اداره و ساعت آزاد و استراحتم هست که ربطی به شخص ، نهاد و دستگاهی ندارد . بدنبال مسند و مدیریت نرفتم تا با فراغ بال و آزاد از هر تعلق و قید و بندی بتوانم در کنار مردم برای آزادی ، عدالت ، حقوق بشر و دمکراسی در میهن تلاش کنم .

به هر روی ایستادن در برابر استبداد ، اعتراض به فقر ، گرانی ، بیکاری ، فساد ، رانتخواری ، اختلاس ، بحران ناکارآمدی مقامات و مدیران ، تاراج سرمایه های ملی در سوریه ، یمن ، عراق ، لبنان ، بهانه هایی چون انرژی هسته ای میلیاردی ، نابودی محیط زیست ، اقتصاد پریشان ، اعدام ، خشونت ، سرکوب و ... مستلزم دادن هزینه است همانگونه که دوستان آزادیخواهم ؛ اسماعیل عبدی ، محمود بهشتی ، محمد حبیبی ، نرگس محمدی ، نسرین ستوده ، گلرخ ایرایی ، اتنا دایمی ، آرش صادقی ، بهنام ابراهیم زاده ، قاسم شعله سعدی ، سعید شیرزاد ، رضا ملک و ... اکنون در زندان بیداد و ستم اسیرند .

در چند روز گذشته شهرداری تحت فشار پشت پرده ، دو ابلاغ برایم نوشته !؟ ببینید از قوانین شهرداری که باید در جهت رفاه و خدمت به مردم و پرسنل و کارکنان باشد ، بطور ابزاری در برخورد با من بهره می برند !؟ . مدتی پیش برای عضویت در شورای کارگری شهرداری در انتخاباتش کاندید شدم ، به نماینده اداره کار و تعاون از همان پشت پرده فرمان داده بودند که صلاحیت مرا رد کند !؟ .

برای سندیکای کارگری نیز تلاش های بسیار کردم که اجازه تشکیل آن را ندادند !؟ . دیروز نامه اعتراضی روی ابلاغ ها گذاشتم و تحویل شهرداری دادم مبنی بر اینکه تحت فشار پس پرده ، برای من تصمیم نگیرند چون منصب و مسندی ندارم که برای ان مجبور به مردم آزاری و تن دادن به دلت و خواری باشم ، لحظاتی با شهردار گفتگو میکردم که یکی از اعضای شورای شهر پیش آمد و بدون مقدمه پرسید : به ولایت فقیه اعتقاد داری ؟ گفتم : نه ، صدایش را بلند کرد ؛ پس حق کار کردن نداری !؟ گفتم مگر دستگاه تفتیش عقایدی ؟ باور کنید نفهمید چه گفتم ، بدنبال فرار بود که انچه باید نثارش کردم و یاد اوایل پس از ۵۷ افتادم که ؛ ریاکاران هنگام دعوا با جنجال و فریاد به طرف مقابل می گفتند : به امام فحش دادی ، تا در هر محکمه ای پیروز شوند .

اما روزگار فریبکاران نیز بسر آمد و مردم آگاه شدند . حکایت طولانی شد اما به جهت شفاف سازی ، باید این وقایع را جهت اگاهی هم میهنان و مبارزان آزادی می نوشتم ، که اگر احزاب مستقل و رسانه هاز شفاف نداریم و حکومت نیز زور می گوید ، ما همچنان ایستاده ایم و در برابر ظلم و ستم کوتاه نخواهیم آمد . ما برای ان که ایران سرزمین خوبان شود ، خون دل ها خورده ایم . تا آبادی میهن و آزادی مردم ، پاینده ایران ....

 

 

 

 

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: