اپوزیسیون تمامیت خواه و متوهم سرتاسری زیر آوار رژیم اسلامی له خواهد شد

آنچه که بدنه خون آشام و رانت خوار اسلامیون را با مخالفین سرتاسری اش به هم پیوند می دهد توهم مدیریت گذار از جمهوری اسلامی است. غافل از اینکه ایران با فرهنگ تعامل و بده بستان سیاسی کاملا بیگانه بوده و تمامیت خواهی و توسل به زور در حل اختلافات سیاسی همواره حرف اول را زده است. سقوط جمهوری اسلامی-فارسی جبر تاریخیست و بشکل فروپاشی و انقلاب صورت خواهد پذیرفت که خود موجب خلا قدرت خواهد گردید. احتمالا عقب نشینی رژیم از مناطق دور دست آغاز خواهد گشت و تهران, قم و مشهد آخرین پایگاههای رژیم خواهند بود

اپوزیسیون تمامیت خواه و متوهم  سرتاسری ایران زیر آوار رژیم جمهوری اسلامی له خواهد شد.

 

پتانسیل عظیم انقلابی ذخیره شده ناشی از چهل سال حکومت اسلامیون آدمخوار,  به لحظه تکمیل ظرفیت خود بسیار نزدیک شده است. بعبارتی افزایش تصاعدی نارضایتی مردمان ساکن ایران ,  به مرحله جهش و انقلاب تعالی پیدا کرده است. از شواهد و قرائن چنین پیداست که ملایان, الوات سپاه و حزب الهی های رانت خوار ملیاردر در تلاشی کم حاصل, برای نجات جان و مال خود , متناسب با سناریوهای مختلفی که احتمال وقوع آنرا پیشبینی می کنند دست به تمهیداتی زده اند و سعی در یافتن جای پائی در میان اپوزیسیون راست و چپ سرتاسری برای دوران پسا جمهوری اسلامی دارند. یکی از این تدابیر, گسیل انبوه مهاجرین اصلاح طلب وبسیجیان فعال در تشکلهای اسلامی ایران  با عنوان اصلاح طلبان جوان برانداز  به اروپا و امریکا بمنطور نفوذ سیستماتیک در میان دسته جات مختلف مخالفان سرتاسری می باشد.  رژیم کهریزکی آگاهی کامل از   پیری و استحاله نسبی مهاجران دهه های اول , دوم  و سوم  انقلاب در کشورهای اروپائی و آمریکائی و فروکش کردن تمایل  به مبارزات سیاسی دارد و سعی دارد اپوزیسیون سرتاسری را تاحد ممکن به شکل و فرم  اپتیمالی تغییر دهد. جوانان حزب اللهی - امنیتی عضو انجمن های اسلامی دانشگاههای ایران , تحکیم روابط حوزه و دانشگاه و یا وحدت ادوار که بیاری جمهوری اسلامی اقامت اروپا و امریکا را کسب کرده اند, اینروزها بشدت فعال شده و با تشکیل شبکه ای  بنام فرشگرد  و  آویزان شدن از آقای رضا پهلوی  سعی دارند  اپوزیسیون  سرتاسری خارج از کشوررا تسخیر کنند. اپوزیسیون بیمار سرتاسری نیز ظاهرا تاب این فشار را نیاورده و عملا میدان را به این جوانک های پرخاشگر باخته و حتی بخشی از جمله رضا پهلوی میدانداری آنها را پذیرفته اند. نیروهای سرکوبگر رژیم آخوندی و سپاه میدانند که پس از قیامهای بشدت ساختار شکن دی ماه, احتمالا برای کودتا و نجات جمهوری اسلامی دیر شده و اینک چشم به نفوذی های خود دوخته اند تا حد اقل حیات و ممات بخشهائی  از آنها را در آینده تضمین کند.

 

 آنچه که بدنه خون آشام و رانت خوار اسلامیون را با مخالفین سرتاسری اش  به هم پیوند می دهد توهم مدیریت گذار از جمهوری اسلامی است. غافل از اینکه ایران با فرهنگ تعامل و بده بستان سیاسی کاملا بیگانه بوده و تمامیت خواهی و توسل به زور در حل اختلافات سیاسی همواره حرف اول  را زده است. سقوط جمهوری اسلامی-فارسی جبر تاریخیست و  بشکل فروپاشی و انقلاب صورت خواهد پذیرفت که خود موجب خلا و امپلوسیونImplosion  خواهد گردید. احتمالا عقب نشینی رژیم از مناطق دور دست آغاز خواهد گشت و تهران, قم و مشهد آخرین پایگاههای رژیم خواهند بود که توسط نیروهای مسلح مردمی ساکن شهرهای دیگر از لوث وخود اسلامیون تبهکار پاکسازی خواهند شد. در شرائط انقلابی طبیعیست که خلا قدرت   بلافاصله توسط نزدیکترین نیروهای غالب محلی  پر گردد و صحبت  از مدیریت گذار تعدادی آیت الله زاده و رضا پهلوی که همه سرمایه های  مادی و سیاسی خود را از پدرانشان به ارث پرده اند  تماما باد هواست. واقعیات فردای جمهوری اسلامی ایران,  حضرات را در وحله نخست گیج و منگ و سپس با رهبری بسیجیان فرشگردی به  سمت  ائتلاف علنی  یا پشت پرده با بازماندگان آخوندیسم  تحت عناوینی همانند صیانت از تمامیت ارضی سوق خواهد داد. به احتمال بسیار زیاد نیروهای مردمی و میدانی همانند حرکت ملی ازربایجان کنترل مناطق ترک نشین را بلافاصله در دست گرفته  و پیش از قدرت گیری احزاب سرتاسری رفراندوم حق تعیین سرنوشت را برگزار خواهند کرد.

 

بخش کوچک و کم وزن اپوزیسیون سرتاسری با گنجاندن  رفراندوم حق تعیین سرنوشت  ملل ساکن ایران  در پلاتفرم خویش, سعی در تلطیف سیاست حفظ تمامیت ارضی دارند  که فی الواقع سیاست غالب نیروهای سرتاسری است . هدف چیزی نیست جز خرید زمان تا بازسازی دوباره نیروهای سرکوب و اختناق و فریب بخشهائی از نیروهای ملل و  تضعیف حرکتهای ملی ملل غیر فارس. این گروه ها غافلند که  نیروهای سیاسی و نظامی منتسب به ملل ساکن ایران  هرگزرفراندومی را  زیر شمشیر دموکلس سپاه و ارتش و بدون نقش اجرائی سازمان ملل نخواهند پذیرفت. تصور اینکه اینها نمی دانند, انحلال کامل سپاه و ارتش و تحویل همه پادگانها به نیروهای محلی میتواند تضمین کننده آرامش بوده و از یوگسلاویزه شدن پروسه تولد دولت ملتهای احتمالی جدید  جلوگیری کند خود فریبی بیش نیست . نیروهای وزین اپوزیسیون سرتاسری حتی پیش از سوار شدن بر اریکه قدرت , آشکارا سودای لشگر کشی و سرکوب ترکها و دیگر ملل غیر فارس را در سر می پروراند و بعضا همانند داریوش همایون  اتحاد با کهریزکیان را مجاز میدانند.

 

تقسیم بندیهای استانی داخل ایران, از زمان حکومت کودتائی و غیر قانونی رضا خان میرپنج دستخوش تغییراتی  در راستای سیاست فاشیستی یکسان سازی فرهنگی,  با  زدودن نام آزربایجان  از مناطق ترک  نشین و بخش بزرگی از سرزمین تاریخیمان گردیده است. بسیاری از شهرهای ما  یا ضمیمه  استانهای همجوار و یا در قالب  استانی دیگر با نام مرکز آن  قربانی تلاشی مذبوهانه برای پاک کردن هویت آزربایجانی آنها شده اند. گنجاندن  اصل بازگشت به تقسیمات ایالتی ولایتی دوران پیش از پهلویها  یعنی دوران مشروطه در پلاتفرم احزاب سرتاسری, میتواند قدم مثبتی  در جهت کاهش تنشهای سیاسی پسا جمهوری اسلامی  باشد . اما اپوزیسیون ضد دموکراتیک سرتاسری نه تنها موافق لغو کامل سیاستهای ظالمانه و فاشیستی شاه و شیخ نیست بلک علنا و یا بطور ضمنی  آنها را از دستاوردهای سیاسی  حکومتهای پیشین می شمارد.

 

آزربایجان بدلیل موقعیت جغرافیائی , سیاسی و اجتماعی خود  در هزاره اخیر مرکز تولید ثروت و اندیشه بوده است. سیاستهای ضد ترک پهلویها و کهریزکیان به انتقال این مراکز به شهرهای فارس نشین حاشیه کویرها  موجب سیر قهقرائی فرهنگ و اقتصاد ایران گردیده است که هنوز هم ادامه دارد. آیا احزاب سرتاسری برای حفظ یکپارگی ایران حاضرند از ترکان و آزربایجانیها عذر خواهی کرده و غرامت تخریب عمدی  به اقتصاد مناطق ترک نشین  و زیانهای ناشی از لشگر کشیهای  های وحشیانه  شاه و شیخ  در یکصد سال اخیر از جمله سرکوب جنبشهای خیابانی, پسیان, صولت الدوله و پیشه وری را  بپردازند. اپوزیسیون سرتاسری هرگز دغدغه عدالت, دموکراسی و ثبات نداشته و خود از تولیدات جنبی همین سیاستهای ضد انسانی می باشند.

 

زمان آن فرا رسیده است که ما ترکان سرنوشت خود را بدست گرفته و راهمان را از شاه و شیخ و اپوزیسیون سرتاسری زاده این دورانها جدا کنیم. ما در فردای جمهوری اسلامی طبق قوانین بین المللی, طی رفراندومی آزاد سرنوشت خود مان را خود تعیین خواهیم نمود. تنها استقلال کامل میتواند به سکولاریزم , دموکراسی , ثبات و رفاه اقتصادی بیانجامد و بس. تنها دولت مستقل آزربایجان قادر است با انحلال کامل نهاد روحانیت و برقراری وزارت دین, به گونه تجربه شده و موفق زمان آتاتورک , شر  آخوندیسم را برای همیشه از سر مردم کم کند. تنها حکومت مستقل آزربایجان جنوبی قادر است زمینهای وقفی در اختیار اختاپوس مذهبی را, ما بین ملیونها بی خانمان حاشیه شهرها تقسیم کرده و قدمی بزرگ در راستای احقاق حق داشتن سر پناه برای اتباع خود بردارد. تنها حکومت مستقل آزربایجان میتواند بلافاصله اموال رانت خواران و وابستگان رژیم را مصادره کرده و برای تامین آب و نان طبقات آسیب پذیر مصرف کند. تنها حکومت مستقل آزربایجان جنوبی می تواند غده سرطانی فارسیسم و اسلامیسم را از جامعه  برای همیشه پاک کند. استقلال دست یافتنیست کافیست که از حق خود استفاده کرده و شرائط لازمه برای برگزاری رفراندوم حق تعیین سرنوشت را مهیا ساخته و  به آن رای دهیم.

 

دیرنج مین ائللی

21 دسامبر 2018

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: