دفاع بی آزرم صادق زیبا کلام از شکنجه در ایران

صادق زیباکلام نه تنها شکنجه را برای دیگران از جمله جرم ارتباط با بیگانگان و برانداز بودن, توجیه پذیر می داند, بلکه گلایه وی از شکنجه اسماعیل بخشی این است که "چرا او را آنگونه شکنجه کرده اند". یعنی به گونه ای دیگری و نه آنگونه که براندازان را شکنجه می کنند, باید شکنجه می کردند. این گستاخی شرمسارگونه در توجیه شکنجه را فردی مرتکب می شود که در جمهوری اسلامی استاد دانشگاه است و وصلت خانوادگی با روحانیت حاکم دارد. علاوه بر آن وی برنده با افتخار جایزه آزادی بیان ۲۰۱۸ رادیو تلویزیون دویچه‌ وله است.

صادق زیباکلام که چند ماه پیش با صراحت گفته بود "حاضرم برای جلوگیری از سقوط نظام، اسلحه به دست بگیرم", اکنون در واکنش به شکنجه اسماعیل بخشی، فعال کارگری و نماینده شورای مستقل کارگری در سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه  در صفحه تویتر خویش مدعی شده است چون اسماعیل بخشی متهم به جاسوسی نبوده و نه در ارتباط با بیگانگان بوده و نه عضو گروه برانداز بوده, پس شکنجه ایشان توجیه شرعی و قانونی ندارد. زیباکلام می نویسد: "اگرحتی نیمی از حرفهای اسماعیل بخشی واقعیت داشته باشد،این سئوال مطرح میشودکه چرا او را آنگونه شکنجه کرده اند؟ او نه متهم به جاسوسی بوده، نه ارتباط با بیگانگان، نه دست داشتن دراقدامات تروریستی، نه عضو گروه برانداز و نه هیچ اقدام دیگری که برای اقرار و اعتراف مامورین او را شکنجه کرده باشند. صادق زیباکلام نه تنها شکنجه را برای دیگران از جمله جرم ارتباط با بیگانگان و برانداز بودن, توجیه پذیر می داند, بلکه گلایه وی از شکنجه اسماعیل بخشی این است که "چرا او را آنگونه شکنجه کرده اند". یعنی  به گونه ای دیگری و نه آنگونه که براندازان را شکنجه می کنند, باید شکنجه می کردند. این گستاخی شرمسارگونه در توجیه شکنجه را فردی مرتکب می شود که در جمهوری اسلامی استاد دانشگاه است و وصلت خانوادگی با روحانیت حاکم دارد. علاوه بر آن وی برنده با افتخار جایزه آزادی بیان ۲۰۱۸  رادیو تلویزیون دویچه‌ وله است. دویچه‌ وله این جایزه را بعد از اینکه زیباکلام با صراحت گفته بود "حاضرم برای جلوگیری از سقوط نظام، اسلحه به دست بگیرم " به وی داده بود.  در همان زمان اعتراضات فراوانی بر علیه تصمیم دویچه‌وله صورت گرفت. اما مدیران آن رسانه بی اعتنا به استدلال معترضین جایزه آزادی بیان را به او اعطاء کردند.

 شگفت آورتر اینکه ایشان قبل از دریافت جایزه دویچه‌وله, از سوی دستگاه قضایی به ١٨ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود. وی در حالی که منتظر تصمیم دادگاه تجدید نظر بود, اجازه خروج یافت تا به آلمان برود و "جایزه" خود را دریافت کند. در همان زمان نسرین ستوده و بسیاری از فعالان داخل کشور دستگیر و ممنوع الخروج  و ممنوع المصاحبه شده بودند. بعنوان یک اصل قانونی خدشه ناپذیر در جمهوری اسلامی, کسی که به حبس محکوم می شود و منتظر دادگاه تجدید نظر است, خودبخود سلب گذرنامه شده و ممنوع الخروج اعلام می شود. حال چرا و چگونه صادق زیبا کلام از این قائده مستثنی است, باید گفت والله اعلم!. مضاف بر اینکه چرا هنوز دادگاه تجدید نظر تصمیم خود را اعلام نکرده و ایشان کاملا آزاد هستند تا روزانه با گرگ دنبه بخورند و در رسانه های بیگانه با چوپان گریه کنند. این رویه دو پهلوی ایشان نه مصداق صداقت و صادق بودن است و نه سخن گفتن از شکنجه در موارد خاص کلامی زیبا است.

 آیا شبانه روز با رسانه های معاند و بیگانه تماس گرفتن و مصاحبه کردن و علی الظاهر بر علیه نظام برای کسب وجهه حرف زدن در قاموس جمهوری اسلامی مصداق بارز "ارتباط با بیگانگان" نیست؟ آیا از یک رسانه دولت خارجی جایزه دریافت کردن مصداق بارز "ارتباط با بیگانگان" نیست؟ آیا بطور مکرر در رسانه های تکفیری و تند ظاهر شدن و بر علیه نظام سخن گفتن مصداق بارز "ارتباط با بیگانگان" و براندازی یا همکاری با  "براندازان" نیست؟ وانگهی من نمی دانم براستی معنی ضرب المثل "حیا را خورده و شرم را قی کرده" آن هم توسط کسی که سالهاست آبروی سیاسی را قورت داده, چیست؟

 فرج سرکوهی که قربانی شکنجه و عذاب در جمهوری اسلامی بوده است در واکنش به توجیه شکنجه توسط صادق زیباکلام در صفحه تویتر خود می نویسد: " شرم از بی اخلاقی این معرکه گیر شرم می کند. از نگاه این معرکه گیر وراج،که اصلاح طلب و استاد دانشگاه های اسلامی شده هم هست، "شکنجه برای اقرار و اعتراف" در اتهام ثابت نشده جاسوسی، ارتباط با بیگانگان، دست داشتن در اقدامات تروریستی،عضویت در گروه های برانداز و  هر "اقدام دیگری" مجاز است".

 بر طبق نوشته ویکی پدیای فارسی "صادق زیباکلام در کوچه معروف به دعانویس‌ها در محله بازارچه آب ‌منگول تهران متولد شده". و نه تنها تبحر در سبک و سیاق "دعانویسی" سیاسی دارد, بلکه داستان معروف دوگانگی "شنگول ـ منگول" و حبه انگور را از دوران کودکی بیاد دارد. داستانی که در جمهوری اسلامی که گرگی است در لباس میش (یا لباس بز)  مصداق عملی یافته است.

 آنهایی که کتاب وی بنام  "ما چگونه ما شدیم", ریشه یابی علل عقب ماندگی در ایران" را خوانده اند, به دوپهلو گویی ها و مسئولیت گریزی ایشان آشنایی کامل دارند. خود ایشان در همان کتاب (صفحه ٤٦٨ چاپ دهم زمستان ١٣٧٩ انتشارات روزنه) در جواب نقد دکتر احمد سیف به عوامفریبی های مستتر در کتاب ایشان, اعتراف به فقدان صداقت دارد و می نویسد:: بنده هیچ صداقتی در نوشتن "ما چگونه ما شدیم" نداشته ام و اساسا به لحاظ شخصیتی انسان صادقی نیستم. شوربختانه رسانه هایی که با او مصاحبه می کنند, "رعایت حال" او را می کنند و از طرح سوالات سخت و چالش برانگیز پرهیز می کنند تا ایشان با آسودگی خاطر بتواند یکی به نعل بزنند و یکی به میخ. تا نه سیخ رسانه هایی نظیر دویچه‌وله بسوزد و نه کباب ایشان بر منقل جمهوری اسلامی. اما اکنون زمان آن فرارسیده است تا ایرانیان (بخصوص آنهایی که پست های ایشان را لایک می زنند و او را در فضای مجازی دنبال می کنند) به یکی از علت های مهم عقب ماندگی ایرانیان پی ببرند و رسانه ها نیز به مسئولیت خطیر رسانه ای خود آگاه شوند. و مهمتر از آن دویچه‌وله اکنون بعد از حمایت ایشان از  شکنجه در موارد خاص, پس گرفتن جایزه را مورد بررسی جدی قرار بدهد. همانگونه که جایزه حقوق بشری "موزه هولوکاست" از آنگ سان سوچی پس گرفته شد؛ و موارد بسیاری دیگر که می تواند سرمشق اقدام دویچه‌وله باشد.  صدالبته برای نگارنده توجیه شکنجه برای حفظ نظام توسط کسی که گفته بود " حاضرم برای جلوگیری از سقوط نظام، اسلحه به دست بگیرم و در مقابل مردم از نظام، از جمله شورای نگهبان، روزنامه کیهان شریعتمداری و بقیه ارکان نظام دفاع کنم" تعجب آور نیست. زیرا ایشان بارها سخن گفته و عیب و هنر نهفته اش را عیان کرده. گویند از کوزه همان برون تراود که در اوست. فردی که علنا اعتراف می کند برای حفظ نظام حاضر است دست به "قتال" بزند, چرا باید شکنجه براندازان و دشمنان نظام را نامشروع و مذموم بداند؟ مگر شکنجه برانداز از قتل برانداز بدتر است؟

 

عبدالستار دوشوکی

مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن

دی ماه ١٣٩٧

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر دكتر عبدالستار دوشوكي

عنوان مقاله: 
رو که نیست سنگ پای قزوینه
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یکی از مجریان شناخته شده و کم سواد (اما پر ادعای) یکی از تلویزیون های تکفیری اهل سنت که خود را مخالف نظام جمهوری اسلامی قلمداد می کند و می خواهد "داعشیعه" را سرنگون کند و یک حکومت شبیه "داعش" برقرار کند, به دوستی این پیام را داده:

"دوشوکی با حمله و توهین به استاد زیباکلام که همیشه بر علیه جمهوری اسلامی افشاگری می کند, ماهیت اصلی خود را نشان داد. حمله به استاد زیباکلام بخشی از استراتژی اصولگرایان طرفدار ولی فقیه است".
تصویر دكتر عبدالستار دوشوكي

عنوان مقاله: 
دفاع بی آزرم صادق زیبا کلام از شکنجه در ایران
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چگونه دیگران برای استحکام روابط اقتصادی و پیشبرد منافع خود برای ما تصمیم می گیرند. و چگونه یک بظاهر "محکوم" براحتی از ایران خارج می شود تا از "رسانه بیگانه" جایزه بگیرد. و چگونه وزارت اطلاعات در همین سایت ایران گلوبال جنگ زرگری براه انداخته است تا اپوزیسیون سرگرم مسائل حاشیه ای بشود.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

13 مارس 2018 - 22 اسفند 1396
خبر سایت بی بی سی فارسی: صادق زیباکلام به ۱۸ ماه حبس و ۲ سال محرومیت از فعالیت سیاسی محکوم شد
صادق زیباکلام، استاد دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل سیاسی به اتهام "تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب" به ۱۸ ماه حبس تعزیری و ۲ سال محرومیت از فعالیت سیاسی و اجتماعی محکوم شده است. شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی این حکم را امروز سه‌شنبه (۲۲ اسفند) به او ابلاغ کرده است.
.
لینک و خبر متعاقب زیر را در "ادامه نظر" ببینید . . . . . .