پلاتفرم ملی برای “اقدام در خیابان” (میدان عمل)

اکنون حتا بی رمق ترین محافل، گروه ها و احزاب سیاسی هم ادعای نفی کلیت حکومت اسلامی را دارند. اگر قرار است نفی حکومت اسلامی به دمکراسی (حکومت مردم بر مردم) بیانجامد، پس ستون های اشتراکات سیاسی مان را میان مردم و در میدان عمل اجتماعی قرار دهیم.
 

حکایت گلایه ها و شکوه های کنشگران اپوزیسیون برانداز از فقدان یک آلترناتیو سیاسی بزودی چهل ساله می شود. با قدرتگیری اسلامگرایان در ایران، وابستگان رژیم سرنگون شده و نیروهای آزادیخواه و برانداز در اپوزیسیون قرار گرفتند. مبارزه سختی درگرفت و رژیم اسلامی سرکوب بربرمنشانه را آغاز کرد. از همان آغاز حکومت اسلامی، چگونگی براندازی آن، پرسش بزرگی بود که در برابر ما قرار داشت. در میان ریزنویس هائی که آنزمان دست بدست می گشت و اکنون نیز جزو اوراق ممنوعه در آرشیو راه کارگر باید موجود باشند، اندیشه ای بود که دبیر اول راه کارگر (علیرضا شکوهی) طرح کرده بود.

شکوهی معتقد بود که رژیم اسلامی سازماندهی سیاسی بوروکراتیک ارتجاعی را در دستور کار گذاشته و ما باید سازماندهی دمکراتیک و انقلابی را سرلوحه سیاست خود قرار دهیم. پراتیک 37 سال گذشته نشان داد که هدفگیری سیاسی طرح شده  درست بوده، و درس های ما از این سال ها به تدقیق آن نظرات انجامیده است. امروز ما به ضرورت تلفیق آزادی، لائیسیته و مضامین سوسیال دمکراتیک تحولات سیاسی و اجتماعی تاکید داریم.

ما در چهار دهه گذشته نتوانستیم در مدار سیاست همبستگی و سازماندهی سیاسی – اجتماعی، خارج از مرزهای فرقه ای، ایدئولوژیک، گروهی و قومی – قبیله ای حرکت کنیم و بتدریج تحلیل رفتیم. شکست اپوزیسیون در نبرد با حکومت اسلامی به پراکندگی بیش از پیش آن و بیماری های سیاسی گوناگون انجامید.

توهم “امام”، “لنین”، “نادرشاه”، “رضا شاه” شدن و انفرادمنشی و برتری خواهی ایدئولوژک، قبیله ای، فرقه ای و دینی و ..  از بیماری های مزمن در اپوزیسیون ایرانی هستند که چون سرطان همه پیکر آنرا فرا گرفته است. از اینرو تا هنگامی مردم زبان نگشایند و محترمانه سخنگویان قلابی شان را سر جایشان ننشانند، نمی توان پیش از به میدان آمدن مردم، به همبستگی ملی و همگانی از بالا، در اپوزیسیون مبتلا سرطان امید چندانی بست.

سیاست همبستگی و همپیمانی را به کف خیابان (میدان عمل) منتقل کنیم.

اکنون حتا بی رمق ترین محافل، گروه ها و احزاب سیاسی هم ادعای نفی کلیت حکومت اسلامی را دارند. اگر قرار است نفی حکومت اسلامی به دمکراسی (حکومت مردم بر مردم) بیانجامد، پس ستون های اشتراکات سیاسی مان را میان مردم و در میدان عمل اجتماعی قرار دهیم.

برای تحقق این هدف، سیاست را به کف خیابان منتقل کنیم تا جامعه با قطب نمای شعور فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، سمتگیری مبارزات خود را تعیین کند. اپوزیسیونی که در بالا تحمل یکدیگر را ندارد و بخشن هم به دلیل تفاوت استراتژی های سیاسی درست است، می تواند بر سر پلاتفرم همبستگی برای “اقدام در خیابان” متحد، همزبان و همدل شود.

کنشگران اپوزیسیون می توانند پلاتفرمی تدوین کنند که  چتری در میدان عمل برای 1) نیروهای برانداز، 2) ایراندوست،3) مستقل، 4) دمکراتیک، 5) لائیک (سکولار) و فرای تعلقات سیاسی، دینی، موروثی، مکتبی، ایدئولوژیک، قومی، قبیله ای و ..  باشد.

اگر اپوزیسیون ایرانی پلاتفرمی (پیمان نامه) ناظر بر همبستگی ملی برای اقدام در خیابان تدوین کند و پرچم همبستگی ملی دمکراتیک افراد، گروه ها و احزاب برای براندازی جسورانه حکومت اسلامی گردد، امروز باز شاهد عریضه نویسی های توهم آفرین به رژیم نمی شویم که گروهی دانسته یا ناآگانه بجای دعوت مردم به مبارزه برای بپاخاستن علیه حضور گروه های تروریستی زیر مجموعه سپاه قدس (حکومت اسلامی) و تشدید پیکار برای سرنگونی رژیم اسلامی، از این حکومت جنایتکار درخواست دارند: “به قید فوریت این گروه ها را از ایران اخراج کنند”.

به آغاز سخن و نظر علیرضا شکوهی بر می گردم. سازماندهی ارتجاعی بوروکراتیک در ایران اشباع شده و موضوع مالکیت 40  ساله شبکه های مافیائی اسلامی – آخوندی بر کشور، اکنون به شبکه های تروریستی سپاه پاسدران، حزب الله لبنان، حشدالشعبی، جنبش النجاء، گردان فاطمیون .. انتقال می یابد.

هنگام سازماندهی مردم در کوی برزن برای مبارزه و نجات ملت و کشور از سلطه حکومت اسلامی و تفاله های وابسته به آن است. بیرون راندن گروه های تروریستی (نوچه های) حکومت، جدا از مبارزه برای براندازی آن نیست. به سیاست همبستگی ملی و وفاق همگانی برای سازماندهی “جنبش اقدام در خیابان” رو آوریم. اگر امروز به وظایف تدارک سازماندهی قیام ملی – دمکراتیک پاسخ ندهیم،  فردا بسیار دیر است.

ما با سیاست راه اندازی جنبش همزبانی، همدلی و همگاهی “اقدام در خیابان” برای براندازی رژیم اسلامی، در عمل تیرک خیمه همبستگی ملی و دمکراتیک را ایجاد خواهیم کرد. در اندیشه تدوین پلاتفرم همبستگی ملی برای “اقدام در خیابان” (میدان عمل) باشیم.

اقبال اقبالی

25.04.2019

منبع: 
تریبون ایران
برگرفته از: 
http://www.tribuneiran.org/
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سخنی است بسیار متین که :«کنشگران اپوزیسیون می توانند پلاتفرمی تدوین کنند که چتری در میدان عمل برای 1) نیروهای برانداز، 2) ایراندوست،3) مستقل، 4) دمکراتیک، 5) لائیک (سکولار) و فرای تعلقات سیاسی، دینی، موروثی، مکتبی، ایدئولوژیک، قومی، قبیله ای و .. باشد.».
اما جلوتر نوشته اید: توهم “امام”، “لنین”، “نادرشاه”، “رضا شاه” شدن و انفرادمنشی و برتری خواهی ایدئولوژک، قبیله ای، فرقه ای و دینی و .. از بیماری های مزمن در اپوزیسیون ایرانی هستند که چون سرطان همه پیکر آنرا فرا گرفته است. از اینرو تا هنگامی مردم زبان نگشایند و محترمانه سخنگویان قلابی شان را سر جایشان ننشانند، نمی توان پیش از به میدان آمدن مردم، به همبستگی ملی و همگانی از بالا، در اپوزیسیون مبتلا سرطان امید چندانی بست.».
ببخش دوم نوشته شما اقرار به این واقعیت است که.. ادامه