انقلاب همگانی است!

نقش ما در آن بعنوان حزب کمونیست کارگری؟
٭ما بر عکس احزاب چپ و راست !
صادقانه و بدون ترس باورهایم را ترویج می کنیم! چون بر عکس آنها باورهای ما انسانی و زمینی ست! ما در نهایت احترام به ارزشهای انسانی رو به جلو؛ گام بر میداریم با تلاش برای باز گشت اختیار به خود انسان و رهایی ازبردگی!
همین امرما مدافعان انسانگر را بر آن داشت تاعمیق تر و مسئولانه تر برای رسیدن به یک جامعه انسانی در اهداف خود تفکر کنیم

٭برای مبارزه با استبداد نباید بیراهه رفت چون احیای مجلس موسسان دلیلی برای مبارزه با استبداد نیست شاید عمامه را در ظاهر به کراوات تبدیل کند ولی استبداد همچنان سر جای باقی خواهد ماند.

  ٭٭٭٭٭

٭تاریخ و سنت های ما بعنوان ایرانی کاملا غلط و با ارزشهای انسانی در تناقض است چون تاریخ ایران به خون آلوده است و حاکمان یا شاهان ایران جنایتکار و مستبد بودند که افتخاراتشان جدا کردن سر از تن؛ پوست کندن انسان و خلق آویز در ملاعام ؛ در آوردن چشم از حدقه بودهاست!

 

و به همین دلیل دروغگویی – مماشات – ریا –خرافات – ترس – معامله گری – و فروش وجدان و عقل امروز در ایران بسیار عادی و جا افتاده است.

   ٭٭٭٭

٭ ناسیونالیسم ایرانی از درد سرشکستگی

تاریخ را برعکس جعل می کند تا در آن افتخار بیافرینند!

٭چون سرخورد و پاک باخته اند به همین دلیل است که همیشه افتخارات را در گذشته جستجو می کنند آن هم در گذشته ها دور ! متاسفانه ناسیونالیستها هیچ وقت آینده را تصور نکرده و نمی کنند بلکه همیشه به گذشته های دور پناه می برند» چی بودیم و چی شدیم» جز فرهنگ شان است

٭٭٭

٭ما فعالین حزب کمونیست کارگری سعی کردیم بدیل درست – یک سیستمی انسانی را به ایرانیان معرفی کنیم تا در چهار چوب آن بتوانیم با یک حرکت جمعی جامعه ایران را به سوی ارزشهای انسانی سوق دهیم «صیمیمت و سعادت» رفاه وخوشبختی را در جامعه احیا کنیم. بنا به همین دلیل برای جلو گیری از استبداد » جمهوری انسانی! را بر اساس یک نظام شورائی که توده کارگر و زحتمکش در آن نقش فعالی داشته باشند.به مردم توصیه می کنیم

٭٭٭٭

٭ایران و نتیجه استبداد دینی!

خفقان وسانسور- بگیر و ببند – فقر و پایین بودن سطح زندگی که اقلیتی انگل با دراختیار گرفتن ثروت ملی جامعه را به بدبختی کشانند. کودکان خیابانی – کودکان کار – سن تن فروشی و اعتیاد از یازده سالگی . ناپدید شدن کودکان و فروش اعضای بدنشان- تبدیل شدن بیمارستانها به بازار سود – بلاهای طبیعی و نابودی محیط زیست و هزار یک بدبختی دیگه! که دردهای پر درد مردم امروز ما در ایران است.

  ٭٭٭٭

٭ما برای همه این مصیبتها راه حل داریم و به آن فکر کردیم چون انسانگرا هستیم و در تلاش برای ساختن یک جامعه انسانی خود را مسئول می دانیم به همین دلیل با تمام وجود داریم با کس و نکس سر و کله می زنیم. چون زندگی کودکان برای ما مسئله است اما ناسیونالیست ایرانی بر عکس  ما ساختن مجسمه کوروش با طلا خالص برایشان مسئله است همانطور گور امامان برای سران جمهوری اسلامی مسئله است.

٭به همین دلیل ما تنها راه رهایی کودکان کار و نجاتشان از بردگی ساختن سیستمی می دانیم که اساس آن ارزشهای انسانی باشد نه ارزشهای ملی و مذهبی! تا کودک بتواند نه تنها تحصیل رایگان بلکه از شادابی کودکانه و رها شده از فقره باشد

 

٭به زنان تن فروش و دختران فراری فکر کردیم که چگونه آنها را از باندهای قاچاق انسان که در داخل ایران و در کشورهای عربی گرفتار آمدن به جامعه برگردانیم و چکار کنیم که آنها بتوانند یک زندگی انسانی داشته باشند!

 

٭به معتادین و نجاد آنها؛ بازگشت شان به جامعه؛ فکر کردیم؛ چاره سازی کردیم که چگونه از امکانات پزشکی و کار برخوردار شوند تا دوباره بتوانند به آغوش جامعه و عواطف گرم خانواده بر گرده اند

 

٭برای ما انسانهای روشن اندیش مجالسهای ملی مثل مجالس موسسان؛شورای ملی؛مجلس سنا؛باز گشت به گذشته است؛ دفاع از استبداد است و از آن مهمتر دفاع از زندان و سازمانها جارسوس یست که در شکل بهترش یا مدرنتر  جنایتها را به زیر زمینها بردند که همان حاکمیت چکمه است.

 

٭محمد علی شاه مجلس را به توپ بست، رضا خان مجلس را طویله نامید و عاقبیت خودش نمایندگان را انتخاب می کرد و یا در زمان پسرش که هرنماینده موقع سخنرانی باید با ذکر نام او «محمد رضا پهلوی» و با ستایش از او حرفش را شروع می کردند یعنی نمایندگان خنثی و مماشاتگر -و یا امروز مجلس دیگه طویله نیست بلکه از طویله بدتر است!

 

٭ما باید این حقیقت را بپذیریم که حکومت پارلمانی در ایران نتیجه بخش نیست و در طول تاریخ ایران از جمع مهستان تا به امروز شوراها یا مجالس با هر نامی که شما بیان کنید نه تنها فاقد اعتبار و ارزش انسانی ووسیاسی بلکه ابرازی بود در دست حاکمان برای مشروع کردن جنایاتشان! چون ایران کشوریست مهم در منطقه و تاثیر گذار! هر اتفاقی در ایران بیافتاد در منطقه تاثیر گذر است به همین دلیل غربیها نمی تواند بی تفاوت باشند و بر عکس هم در ایران سیاستمداران خود فروش و مماشاتگر کم نیستند .برای نمونه : آوردن رضا خان توسط انگلیسیها ، باز گشت پسرش توسط سازمان سیاه بر علیه مصدق!

 

٭انقلاب مشروطیت یک انقلاب ناکارآمد بود که اسلامیها در آن فعال بودند!

دنبال کردن مشروطیت با فرهنگ انسانی امروزی نه تنها در تضاد است بلکه باز گشت به دوران فئودالی و عشایری است. در طول تاریخ ایران حاکمان جنایکار و مستبد بودند، از مشروطیت تا به حالا ایران با حاکمان مستبد که نماد سرمایه داری راست جهانی افسار گسیخته که؛سازمانهای جاسوسی داشتند؛ اعدام کردند؛حقوق کارگران را بالا کشیدند ، زندان و سانسور با سیستم فاسد داشتند؛ و تا دلت بخواهد سیاستمدار خود فروش و عاشق قدرت و موقعیت طلب بودند و هستند.

 

٭برای ازبین بردن استبداد و فرهنگ قروسطی شیخ و شاه !  تنها یک سیستم می تواند کارائی داشته باشد، آنهم نظام شورائی است منظور من شورای سلطنت یا شورای قدرت و مجلس موسسان نیست

شورائی که از پایین و به دست توده های کارگر زحمتکش شگل بگیرد و مردم به عام شرکت فعالی در آن داشته باشند

٭جمهوری ایرانی یا مشروطه نمی تواند ضامن قوانین انسانی باشد در این دو سیستم فقط کراوات به جای عمامه ظاهر می شود در جمهوری ایرانی یعنی هر مخالفی به جرم جدایی و دشمن ملی اعدام خواهد شده و معلوم نیست خون چندین هزار کارگر افغانی را به جرم غیر ایرانی بودن خواهند ریخت داستان به اینجا ختم نمی شود تصفیه نژادی و قومی و کشتار احزاب مخالف و صد ها مصیبت دیگه . این تکرار تاریخ ایران است همین خود جمهوری اسلامی دست پخت ناسیونالیست ایرانی و دنیای غرب است!

 

٭من بعنوان یک کمونیست  انسانگرا  کاملا با نقدها و انتقاد های بقایای سازمانهای خط سه از جنس فدای و پیکار و چپهای سنتی که تمام افکارشان در یک نقطه مجهول بدور از منطق جمع کرده اند کاملا بیگانه و جدی نمی گیرم  – انتقادهای بازدارنده امروز اینها را نه تنها جدی بلکه بعنوان انسانهای چپ هم بی ربط؛ مذهبی و در تضاد با ارزشهای انسانی می بینم که به رسمیت نمی شناسم چون از  حقیقت   جامعه  دور و پرت از منطق در افکار خود رویا پردازی می کنند توهم زده و در عالم هپروتند.

 

امروز حزب کمونیست کارگری ایران در میان احزاب راست و چپ ایرانی متشکلترین و سازمان یافت ترین حزب   بعنوان چپ واقعی  در میان مردم  جامعه ایران جدی گرفت شده و تاثیر گذار بود است.. 

٭شعار جمهوری انسانی برای منهدم کردن استبداد و احیای یک زندگی انسانی و ارزشهای انسانی متکی بر یک سیستم شورای از پایین و آزادی بی قید و شرط سیاسی احزاب و گروه های صنفی و سیاسی شعاردرست  بجا فعالین حزب کمونیست گارگری هست  و خواهم ماند

٭ما بعنوان حزب کمونیست  کارگری بطور جدی بر این هدف  روان است تا مبارزات و اعتراضات مردم را  براساس شعار حق طلبانه مردم  متشکل و سازماندهی کند..

 

٭اساس را؛ با شعار مرگ بر جمهوری اسلامی / زنده باد آزادی بی قید و شرط سیاسی / لغو هر گونه تبعض جنسی / جدائی کامل مذهب از دولت/ لغو حکم اعدام و بر چیدن قوانین ضد انسانی چون سنگ سار و قطع دست و پا! فراهم کردن رفاه برای سالمندان و کودکان در سطح استاندار های جهانی / بهداشت و تحصیل رایگان/ یعنی تمام انسانهای  که    بر پایه ای همین  ارزشهای انسانی گام بر می دارند ضرفنظر  از اینکه در جبهه راست هستند یا چپ باید حزب کمونیست کارگری  آنها زیر چتر خود و مورد حمایت  قرار دهید  که تا همین حالا هم این گونه بوده است  حزب کمونیست کارگر ی  درک کرده است که انقلاب امروز  ایران  همگانی است و به درستی آن را تشخص داده است.

 

و امروز فرا خواندن من به همه انسانها شریف و طرفداران انسانیت / عاشقان آزادی و برابری در جامعه ایران اینه که پرچم جمهوری انسانی را بردارید در تقویت و حمایت حزب کمونیست کارگری  کوشا و بطور فعال  به آن بپوندی!

چون حزب کمونیست کارگری بر اساس انسانیت و  دانش بشری استوار است 

جمهوری انسانی  نام دیگری همان جمهوری  سوسیالیستی با بیان ساده تر آن  بر اساس یک دنیای بهتره و ارزشها انسانی تنظیم شده است. 

شمی صلواتی

شش دسامبر۲۰۱۹

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: