از محتوای مرامنامه احزاب و سازمانهای سیاسی ایرانی چه میدانیم؟ به آقای ازیز دادیار

متاسفانه ما اهل سیاست در ایران چندان به مرامنامه های گروههای مخاطب مان توجه نداریم لذا بر اساس سخنانی که شنیده ایم قضاوت میکنیم. گاها حتا آگاهی کامل از مرامنامه گروه سیاسی خودمان هم به اندازه کافی نمیدانیم. جناب دادیار بهنگام ذکر نام حزب ما در نوشته های شان از اسامی مانند حزب داریوش همایون، شاهیان مشروطه خواه، و غیره استفاده کرده اند. نام این حزب «حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات)» است. صفت لیبرال دمکرات در پرانتز نشان...

 

 نشان دهنده محتوای برنامه سیاسی اجتماعی و اقتصادی حزب است. در عین حال نشانه ای است که با سایر سازمان ها و گروههای هوادار نظام پادشاهی و مشروطه خواه اشتباه گرفته نشود. لذا میتوان آغاز مطلب را با نام رسمی حزب شروع کرد و در ادامه مطلب هرکجا لازم است کوتاه تر نوشته شود حزب مشروطه. این روش در نوشتار منشور حزب بکار گرفته شده است.  

 تاریخی مختصر از تشکیل این حزب:

 این حزب در آغاز با تشکل و اتحاد گروههای مشروطه خواه گوناگون هوادار نظام پادشاهی در اروپا و آمریکا شکل گرفت که هرکدام اهداف و مرامنامه های خود را داشتند.  اما با چند نشست در اروپا و آمریکا اول سازمان مشروطه خواهان ایران و چند سال بعد  حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) از دل آنها بیرون آمد. زنده یاد داریوش همایون در این سالها همواره در کنار مشروطه خواهان بعنوان معلم و رایزن حضور داشت و حزب مشروطه امروز هم همچنان از اندیشه های ناب او مینوشد.  فقدان داریوش همایون نه فقط برای حزب مشروطه که برای کل اپوزیسیون ایران صدمه ای جبران ناپذیری بوده و جایش خالیست. داریوش همایون هرگز نه عضو شورای مرکزی، نه دبیرکل بود و تنها عنوان رایزن و راهنمای حزب را داشت. و این هم بدان معنا نبود که هرچه بگوید اعضا بپذیرند. همین صفت لیبرال دمکرات که به پیشنهاد او به حزب عرضه شد و پیرامون آن ایشان توضیح بسیار دادند اما بازهم  به سه کنگره و شش سال جر و بحث میان اعضای حزب  انجامید  تا اکثریت حزبی پذیرفتند که این صفت و نیز اصول حاصل از آنرا را کنار عنوان حزب مشروطه ایران بپذیرند. از همین روست که باید دقت کرد وقتی شما سخن از حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) میرانید، نه حزب داریوش همایون است، نه صرفا «یک مشت سلطنت طلب» که دور هم جمع شده باشند «پسر شاه» را بیاورند ایران و او را شاه کنند! این حزبی است با منشور و اساسنامه و برنامه حزبی آماده شرکت در سرنوشت ایران از طریق  انتخابات مجلس موسسان. در فردای پس از جمهوری اسلامی،  و پس از تعیین نوع نظام جمهوری یا پادشاهی،  این حزب آماده شرکت در انتخابات و فرستادن نمایندگانش به مجلس شورای ملی و مجلس سنا در کنار سایر احزاب خواهد بود.  

 در تمامی بیست اصل اهداف سیاسی حزب مشروطه تنها در یک اصل به نظام پادشاهی مشروطه بعنوان نظام مطلوب نگریسته و پیشنهاد میشود. باقی 19 اصل برنامه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی حزب را بازگو میکند. 

 در اینجا شاید گفته شود که در یک نظام جمهوری حزب مشروطه دیگر چه معنا دارد. این سوال بر این اساس است که مشروطه خواهی را با سلطنت طلبی یکی میگیرد در حالی که مشروطه خواهی یعنی حکومت بر اساس قانون. حاکم، پادشاه، رئیس جمهور، نخست وزیر نمیتواند فرمانروای مطلق باشد بلکه باید بر اساس قانون منبعث از مردم کشور را اداره کند که در آن تقسیم وظایف پیش بینی شده است. بحث در این مورد در این مختصر نمیگنجد اما دوستانی که تمایل دارند میتوانند در گوگل لغت «مشروطه» را جستجو بفرمایند.

اما در این برهه از زمان و دوران تبعید عنوان مشروطه خواهی برای حزب لیبرال دمکرات ما یک بار تاریخی را نیز بهمراه دارد و آن این که میگوید ما ادامه دهنده راه پدران مشروطه هستیم و آنرا تا رسیدن به یک ایران دارای دمکراسی ادامه خواهیم داد. در روزگار تبعید در یک «قرارداد نانوشته» در اپوزیسیون این عنوان و نام به معنای گروه سیاسی هوادارن نظام پادشاهی پذیرفته شده است. این بار تاریخی برای ما سرمایه ای برای آینده نیز محسوب میشود. 

 

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: