“جنبش اقدام در خیابان” علیه گرانی، “فرصت ها و مخاطرات”

جامعه ایرانی از بیداد اسلامگرایان حاکم بستوه آمده و در تب یک انقلاب “آخوندستیزانه” می سوزد. آگاهانه واژه آخوندستیزانه بکار می رود تا انقلاب “شاه ستیزانه” تداعی گردد و خطاهای انقلاب بهمن مبنی بر انتقال قدرت از یک دیکتاتوری به دیکتاتوری دیگر میسر نگردد.
توحش، بربریت، ایران ستیزی و درنده خوئی اسلامگرایان حاکم، نمی تواند بهانه ای باشد تا نسبت به نوع نظام سیاسی پس از حکومت اسلامی، سهل انگاری سیاسی و عملی کنیم.
 

 

جامعه ایرانی از بیداد اسلامگرایان حاکم بستوه آمده و در تب یک انقلاب “آخوندستیزانه” می سوزد. آگاهانه واژه آخوندستیزانه بکار می رود تا انقلاب “شاه ستیزانه” تداعی گردد و خطاهای انقلاب بهمن مبنی بر انتقال قدرت از یک دیکتاتوری به دیکتاتوری دیگر  میسر نگردد.

توحش، بربریت، ایران ستیزی و درنده خوئی اسلامگرایان حاکم، نمی تواند بهانه ای باشد تا نسبت به نوع نظام سیاسی پس از حکومت اسلامی، سهل انگاری سیاسی و عملی کنیم.

هرچه به تاریخ مبارزه سرنوشت ساز باشندگان ایران برای مدیریت خود بر حاکمیت سیاسی نزدیک تر می شویم، باید تصویر ما از جامعه فردا واضح تر و شفاف تر گردد.

برای نخستین بار شعار  «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی»  بمثابه نظام جایگزین حکومت اسلامی، در خیزش 1388 درخشید.

جمهوری ایران هنگامی می تواند عامل دست سکولار – مستبدهای دمکرات نما نگردد و مرزهای سیاسی کیفی خود را با انواع و اقسام نظام های استبدادی حفظ کند، که بر بنیاد آزادی، داد، دمکراسی خودمدیرانه شهروندی، جمهوری پارلمانی و لائیسته استوار گردد. به برخی از عناصر “فرصت ها و مخاطرات” خیزش “تسخیر خیابان ها” پرداخته می شود.

1-مختصات شرایط کنونی جامعه کدام است؟

-به گواه تحلیل های کارشناسان اقتصادی، و اعتراف حسن روحانی، حکومت در آستانه ورشکستگی قرار دارد و برای تامین

به لقمه نان مردم هجوم آورده است.

-فشار اقتصادی، کمر اکثریت مطلق جامعه را شکسته و افزایش قیمت بنزین، برای اقشار متوسط جامعه غیرقابل تحمل است.

فشارهای متراکم گشته از سوی حکومت و خشم های فروخفته جامعه نسبت به حکومت دینی، راهی جز انقلاب توده ای باقی نگذاشته است.

-خیزش مردم لبنان و عراق با اهداف رفاهی، دمکراتیک و سکولاریستی، تقبیح و سرزنش آشکار حکومت ایران، بیانگر شکست سیاست های حکومت و جهانی گشتن تنفر نسبت به رژیم اسلامی شده است. اگر بهار عربی متاثر از خیزش 1388 ایران بود، اکنون خیزش های عراق، لبنان و .. فضا را برای خیزش های شهروندی و تسخیر خیابان توسط مردم مهیاتر ساخته است.

جهانیان با مبارزات باشندگان ایران همدلی دارند و قدرت های مداخله گر در منطقه، کوشش می کنند از مجرای رسانه های شان، ملیجک های خود را به مردم ایران تحمیل کنند.

2-مخاطرات پیشاروی انقلاب آتی

با آغاز مبارزات مردمی و چالش قدرت سیاسی، چشم انداز خلاء قدرت در کشور، همسایگان فزون طلب ما بیکار نخواهند نشست. با تشدید مبارزات آزادیخواهانه ایرانیان، از سوی ترکیه و کشورهای عربی، شیطنت ها تشدید خواهد شد.

در جریان مبارزات برای سرنگونی حکومت اسلامی، مردمی که امر درهم کوبیدن ماشین نظامی – ایدئولوژیک را متحقق می کنند، در عین حال باید در اندیشه سازماندهی قدرت نظامی برای دفاع از کشور باشند. به بیان دقیق تر، بموازات انحلال نهادهای سرکوبگر سپاه، دستگاه های امنیتی اطلاعاتی و ..، ارتش مردمی و ملی باید تجدید سازماندهی گردد.

منفورترین نظام های استبدادی هم در آخرین روزهای زندگی سیاسی شان، هنوز بخشی جیره خوار و مزدور دارند. این مسئله در مورد حکومت اسلامی هم صادق است. هنگامی خیزش های مردمی به جنبش همگانی و ملی فرارویند، مهره های در نمک خوابیده حکومت، از نظر تئوری سیاسی، تخریب در جنبش و بانحراف بردن آن، در امر براندازی سنگ اندازی می کنند و کوشش خواهند کرد تا به لوکوموتیو انقلاب سرنگون طلبانه فرمان ایست دهند.

در چنین شرایطی ست که “اپوزیسیون” های دست ساز ویا عالیجنابان چترقورت داده، توسط رسانه های برون مرزی ویا حتا درون مرز چون قارچ می رویند و کوشش خواهند کرد تا گوی سبقت را رهبران عملی جنبش های سیاسی و اجتماعی کف خیابان (با اشک فروتن مآبانه ریختن) بربایند.

از مخاطرات دیگر برای مبارزات سرنگون طلبانه، قومیگری کردن انقلاب است. از هم اکنون عناصر شوم این سیاست که («بوی خون می دهد») را، در تقسیم بندی جغرافیائی و حذف آموزش به زبان فارسی در مناطق بومی توسط محفل خودمدیر خوانده “شورای گذار” می بینیم. این جماعت، استارت سیاست ازهم پاشیدن شیرازه کشور را در برنامه خود قرار داده است.

جامعه ایرانی از آنچنان شجاعت، فرهنگ دمکراتیک و شعور سیاسی برخوردار هست که خود با ایجاد انجمن های  (مهستان های) لائیک دمکراتیک و سوسیال در محلات، مناطق و شهرها، و  متشکل از خردمندان،  معتمدین و رهبران عملی مبارزات،  به وظایف خود در قبال سازماندهی براندازی حکومت اسلامی و استقرار نظام مطلوب عمل کند.

اگر جامعه ایرانی خود را متشکل و سازماندهی نکند، قماربازی از کازینوهای امریکا، ملائی با عبای سکولار دمکراسی، کاسب و آقازاده حقیری از هامبورگ و .. بعنوان قیم ایران و ایرانیان، سرنوشت مردم و کشور را با کمک رسانه هایی نظیر صدای امریکا، بی بی سی، بلندگوهای اروپائی و .. به چاهی خواهند انداخت، که تا 40 بعد هم بایستی آیندگان برای بیرون آمدن از آن مبارزه کنند.

3-فرصت های طلائی که در برابر ما قرار دارند، کدام اند؟

-شانس یک انقلاب دیگر برابر ما قرار دارد. انقلابی که می تواند فلسفه هویتی آن بر خرد جمعی جامعه، نهادهای دمکراتیک خودمدیر و خود مدبر، فرهنگ سوسیال (دادمحور)  و مدیریت کشور و جامعه در انطباق با ارزش های  لائیک دمکراتیک، بنا گردد.

-جامعه ایرانی در خیزش علیه افزایش قیمت بنزین، اعتراض به کلیت جمهوری اسلامی را نمایش داد. و حکومت اسلامی هم بر درنده خوئی سیاسی،  فیزیکی و مکتبی خود پایفشاری کرد.

-با کشتار معترضین در خیابان های شهرهای مختلف، امر مقاومت بهر شکل ممکن و قیام برای براندازی نظام درنده خوی حاکم را، رژیم اسلامی در دستور کار جامعه ایرانی گذاشت.

-به نظر می رسد که جامعه ایران آبستن انقلاب است و از انقلاب گریزی نیست.

-ما تجربه انقلاب بهمن را از لحاظ سیاسی و امر سازماندهی پیشارویمان داریم. از لحاظ سیاسی نباید انقلاب همانند انقلاب بهمن که به “شاه ستیزی” تقلیل یافت، اکنون مبارزات مردم به “آخوندستیزی” محدود شود.

-انقلاب آتی علیه اسلام سیاسی، استبداد و دیکتاتوری در همه جلوه های آن خواهد بود. انقلاب اگر با عناصر دین مسلکی، قوم مسلکی، و شاه مسلکی آلوده شد، این ویروس های سرطانی، ما را از راه استقرار آزادی، سوسیال دمکراسی، لائیسیته و خودمدیریتی شهروندی باز می دارد.

-اکنون در بخشی از شهرها خیابانها در اختیار مردم هستند. خیزش علیه گرانی بنزین، بستر قیام علیه موجودیت حکومت اسلامی را مهیا می کند. مردم پندهای سیاسی موعظه گران “جنبش خشونت پرهیز” را ناشنیده می گیرید، چون می دانند که این موعظه گران، خود در خلوت کار دیگر می کنند. تئوری “مبارزات خشونت پرهیز” ناظر بر خلع سلاح فکری – سیاسی جامعه در برابر تهاجم فاشیسم حاکم است. حامیان این نظرات یا ناآگاه هستند، ویا پیوندهای ایدئولوژیک، سیاسی، قومیتی و مالی با حاکمان دارند.

-مبارزه برای سرنگونی حکومت اسلامی را نباید به جنگ طولانی مدت بدل گردد. 40 سال است که ما در جنگ و گریز با حکومت هستیم و اکنون نباید فرصت آرایش نظامی در خیابان به رژیم داد. یک قیام همگانی، ملی، سراسری و ضربتی، با اشغال تمامی مراکز نظامی حکومت و لانه های فساد ملاها و نیروهای امنینی، می تواند به غافلگیری و سرنگونی حکومت بیانجامد.

خوشبختانه مردم دوباره بخیابان آمده اند.

باشد که “جنبش اقدام در خیابان” آنقدر توانمند گردد که؛

امروز خیابان های تهران، سنندج، اصفهان، شیراز، کرمانشاه، اهواز و .. گورستان رژیم جمهوری اسلامی گردد، و فردا میدان جشن و شادی مردمان کشور عزیزمان!

اقبال اقبالی

16.11.2019

.

منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: