مروری بر زندگی پر تلاطم جعفر پیشه وری!

در تاریخ معاصر ایران کمتر کسی نظیر پیشه وری، این همه دوست و دشمن و مدافع و مخالف داشته است. در بین انبوه موافقین و مخالفین، دلدادگان سلطنت استبدادی شاهان پهلوی این ویژگی را دارند که نگاهشان به پیشه وری بس دشمنانه و کینه توزانه است.

مروری بر زندگی پر تلاطم جعفرپیشه وری!

حسن  جداری

 

جعفر پیشه وری – جواد زاده-  از شحصیت های  سیاسی برجسته  ایران  در نیمه اول  قرن  چهاردهم میباشد . وی در سال  1272 هجری شمسی در یکی از دهات خلحال – سیدلر زیوه سی-  در خانواده تهی  دستی  به دنیا آمد و در سال 1326، در 54 سالگی در یک  تصادف  ماشین در باکو در جمهوری آذربایجان، وفات یافت. عمرپرثمرنسبته  کوتاه پیشه وری،  همه  در مبارزه  و تلاش  در جهت  رهائی  خیل  زحمتکشان از بند  اسارت و بردگی  گذشت. در رابطه  با زندگی سیاسی و مبارزات پر دامنه پیشه وری، در طول بیش از هفتاد سالی که از تاریخ   به قدرت رسیدن حکومت فرقه دموکرات آذربایجان میگذرد، نظرات متضادی از جانب  گرایش های مختلف سیاسی،  ارائه شده، اما  آنچنان که باید و شاید جوانب مختلف این مطلب، شکافته نشده است. در نوشته ها و اظهارات ناسیونالیستی  سلطنت  طلبان، پیشه وری  به مثابه فرد تجزیه طلب فتنه گری ظاهر میشود که هدفش  چیزی  جز جدائی آذربایجان از ایران نبود.  طرفداران جبهه ملی و دیگر تمایلات لیبرال - شوونیست در اپوزیسیون رژیم  نیز،هممچون  سلطنت  طلبان، درنشریات حود پیشه وری  را  آماج تیر ملامت  قرار داده،  این شخصیت  برجسته  سیاسی را عامل بیگانه قلمداد کرده و روز 21 آذر سال 1325  شمسی  - روز  سیاه در تاریح خلق  آذربایجان-   را روز نجات آذربایجان،  میدانند! اکثریت عظیم گرایش های طیف چپ ایرانی،  در بهترین  حالات، از برخورد  به  افکار و فعالیت های سیاسی پیشه وری  اجتناب ورزیده و در رابطه با  وقایع 21 آذر 1324 و ایجاد حکومت فرقه  در آن دیار، همچنان  کشتار  بیش  از سی هزار تن از  اهالی آذربایجان توسط ارتش  مهاجم شاه در  ماه های پس از  21  آذر 1325، سکوت مصلحت آمیز  را به اظهار موضع  صریح، ترجیج  میدهند. اگر هم  احیانا یکی از این  گرایش های مدعی کمونیسم از پبشه وری یادی  میکند، وی را به  مثابه عنصر چپ ملی گرای اپورتونیست، ارزیابی میکند! اما  در بین  گرایش ها و گروه های جدا ئی  طلب آذربایجانی ،  موضع مشخصی  راجع  به پیشه وری و عملکرد سیاسی وی، وجود دارد که صدر فرقه  دموکرات آذربایجان  را  به  علت  عدم  کوشش  در جهت جدائی کامل آذربایجان  ازایران،   مورد سرزنش و انتقاد قرار می دهد. گرایش  هائی در طیف  چپ  ،  به  کمونیست بودن پیشه وری شک  و تردید  دارند و او را آماج  نقدهای  "ناب" مارکیستی  خود  می سازند و جدائی  طلبان  دو آتشه ای  در  بین  آذربایجانی ها وجود دارند  که به  پیشه وری  ایراد میگیرند  که چرا پرچم  استقلال آذربایجان را بلند  نکرده است. به  راحتی  میتوان  گفت   که  در تاریخ سیاسی معاصر ایران کمتر کسی   نظیر  پیشه وری این همه  دوست و دشمن  و مدافع  و مخالف  داشته است! در بین انبوه  موافقین و مخالفین، دلدادگان  سلطنت استبدادی شاهان پهلوی، این  ویژگی را  دارند که  نگاهشان به  پیشه  وری، بس دشمنانه و کینه توزانه است. همانگونه که  دانته، شاعر معروف ایتالیائی،  در کمدی  الهی خود،  پاپ اعظم  را  در قعر جهنم جای  می دهد،  سلطنت طلبان  نیز قعر دوزخ  خود را به شخص پیشه وری، اختصاس  داده اند !                                                           

                     +++++

اما به بینیم   پیشه وری  کیست  و  عملکرد سیاسی  این  شخصیت  تاریخی معاصرایران و آذربایجان،  چیست؟  در دهه های  آخر  قرن  سیزدهم  و سال های  نخستین قرن چهاردهم شمسی،  دسته  دسته ار  ایرانیان  تهی دست و بیکار برای  تامین  زندگی  خود و خانواده،  ترک  یارو دیار کرده و در شهرهای قفقاز و  ترکستان، مشغول کار میشدند. خانواده  پیشه وری  هم  در شمار یکی از هزاران  خانوار فقیر و  زحمتکش ایرانی بود که در آن سالها در شهرهای قفقاز و ترکستان، اقامت اختیار میکردند.  وقتی  پیشه وری  همراه  خانواده به قفقاز رفت ، دوازده سال  ازعمرش  میگذشت.   پیشه وری  در نوشته ای  در رابطه  به  زندگی خود  در اوان جوانی  در قفقاز ، چنین   مینویسد: " در  زاویه سادات خلخال  آذربایجان  در سنه  1272، متولد شدم  و در سن دوازده سالگی در تلاش معاش ، قدم گذاشتم. در مدرسه ای که تحصیل میکردم ، وارد خدمت شدم. آنجا مانند یک نفر مستخدم ساده، خدمت کردم . پس از خاتمه مدرسه ، در همانجا به معلمی پرداختم."  پیشه وری که در دامن فقر و تهی دستی بزرگ شده بود، در تمام عمرش هرگز خدمت  بیدریغ به تهی دستان و ستمدیدگان را از یاد فراموش نکرد.  در همان زمان  که  کار  میکرد، درس خواند، دانش آموخت وسال ها در مدارس  نواحی باکو (  اتحاد ایرانیان و بلدیه) به تدریس و معلمی  پرداخت. صغری خانم خواهر پیشه وری در خاطرات خود یاد آور میشود  که برادرش " پول هائی را که  از معلمی در آورده بود،جمع کرده و در خیردالان دو اطاق  کرایه کرده، به وسیله اعلانی که  به دیوارها چسبانده بود، بچه های بی بضاعت کارگران ایرانی را در آن دو اطاق  جمع کرده و به صورت رایگان به آنان درس میداد."                

           +++++

پیشه وری از همان اوان جوانی  علاقه  وافری به کتاب  خوانی و مطالعه آثارتاریخی و  فلسفی داشت. هر  وقت فراغتی به دست می آورد، سری به کتابحانه ها میزد. در مقالات  پرمغز پبشه وری، عمق  دانش  وی را  در زمینه  تاریخ  و سیاست،  به آسانی  میتوان  مشاهده کرد. مقاله نویسی  را  در رورنامه  "آچیق سوز" حزب مساوات که به سردبیری  محمد امین رسول زاده منتشر میشد، آغاز کرد  و  بعد ها  در  نشریه " آذربایجان جزو لاینفک ایران"  که از جانب  شعبه باکو حزب دموکرات ایران  انتشار می یافت،  روزنامه "حریت"  متعلق  به حزب عدالت، و"حقیقت" ، نشریه حزب کمونیست ایران – ادامه  حزب  عدالت-،  با قلم آتشین و شیوایش،  متین ترین مقاله ها را می نوشت. پیشه وری  در میدانهای  مبارزات اجتماعی  نیز همچون  حیدر عمو اوغلی، همواره  جان فشان ، پیشقدم و پیشرو  بود. پبشه وری از فعالین  اصلی حزب عدالت  وعضو برجسته کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران بود. پیشه وری در جنبش  جنگل  که  به مدت 7 سال   از 1915  تا 1921 دوام  داشت، به مدت کوتاهی در جمهوری  شورائی،  سمت  کمیسری  داخله را  به  عهده داشت . درهمان  دوران  مبارزه  در  صفوف  جنبش جنگل، پیشه وری  نشریه  "کامونیسم"  را  به  مثابه  ارگانی  کمونیستی،  منتشر میساخت .  در رابطه با  فعالیت های  قلمی خود در این زمان،، پیشه وری  در  جزوه " سرگذشت من" پس از  ستایش از انقلاب اکتبر، چنین می نویسد : "  اقیانوس  نهضت اجتماعی مرا هم مانند سایر جوانان  معاصراز جای خود تکان داده، به میدان مبارزه سیاسی انداخت....  نظر  به  صمیمیت و صداقتی که  در کار داشتم ،مترقی ترین تشکیلات  سیاسی ایرانیان   (حزب عدالت  که  در سال 1917، پس  از انقلاب فوریه  با شرکت  کارگران ایرانی مقیم قفقاز،ایحاد شد ) مرا با آغوش باز پذیرفت. دستور داد روزنامه حریت را تاسیس و اداره نمایم. من خودستائی نمی کنم زندگی  من با مبا رزه سی ساله توده زحمتکش  ایران ، ممزوج و آمیخته است. این برای من افتخار بزرگی است."                                                                           

               +++++

مبارزات مسلحانه جنگل  داشت با ناکامی به پایان میرسید که پیشه  وری  از جانب حزب کمونیست ایران به عنوان مسئول تشکیلات،  به  تهران آمد و در سازمان دهی مبارزات کارگران و ایجاد سندیکاهای  کارگری،  نهایت  کوشش  را به عمل آورد. در نتیجه  فعالیت های  پیشه وری ودیگر اعضای حرب کمونیست ایران،  هزاران تن از کارگران  تهران  در پیکاربرای خواست های سیاسی و صنفی، متشکل شدند. " هنوز جنگل  داشت تازه  تمام میشد ، در صورتی که ما در تهران علاوه بر سازمان های جدی سیاسی، شورای مرکزی اتحادیه  کارگران را که اعضایش آن روز به هفت هزار نفز بالغ میشد، موفق شده بودیم، تشکیل بدهیم. شورای اتحادیه، ارگان خود را تاسیس کرد. این روزنامه حقیقت بود.  به استثنای چند مقاله  که رفقای آزادیخواه آن روز  می نوشتند، تمام  سرمقاله های  روزنامه  مزبور، ازقلم من تراوش کرده است." در سال  1309 شمسی، پیشه وری  با  دیگر فعالین  حزب کمونیست ایران  از طرف پلیس مخفی گرفتار شده،  روانه زندان  گردید.  این سازمانده  خستگی ناپذیر  مبارزات کارگران،   ده سال  تمام  در زندان های  رضا شاهی،   بدترین   فشارها را متحمل  شده،  خم به ابرو نیاورد و تسلیم زور و قلدری  نشد. در جزوه "  سرگذشت من"، پیشه وری  در رابطه   با پایداری و مقاومت خود و رفقایش  درزندان ، چنین می نویسد : "اغلب  رفقای ما  در زندان، مجسمه  استقامت و بردباری  بودند. ایستادیم، جنگیدیم، هفته ها غذا نخوردیم   حرف های خودمان را زدیم . روز هائی که مردمان معمولی  با فامیل خود نمی توانستند در  ساده ترین موضوع های سیاسی گفتگو به کنند، صدای ما همیشه بلند بود  پلیس  رضا خانی  از ما حساب می برد..... می خواستند ما را با مرگ  تدریجی معدوم بکنند. بهترین رفقای خود را از دست دادیم. خودمان از  حیث جسمانی  از پا  در آمدیم. ولی  روح مان قوی بود.نبرد  را همچنان ادامه دادیم." پیشه وری  در  سال  1318، پس از تحمل  سال ها اسارت و زندان و گذشت  نه سال از تاریخ دستگیری،  در بیدادگاه های حکومت خودکامه، محکوم به  ده سال حبس انفرادی و 10 سال حبس تادیبی گردید!  در  اواخر سلطنت  خون آلود رضا شاه، این مبارز مقاوم  راه آزادی، به کاشان تبعید شد. بالاخره در شهریور ماه سال 1320، پس  از بر افتادن  خودکامگی رضا شاه، وی نیز  نظیر دیگر  زندانیان سیاسی  آزاد  گردیده، فعالیت  های  سیاسی  حود را از سر گرفت.                                                                            

                    +++++

  پیشه وری در سال 1322 پس از تهیه  مقدمات،  روزنامه وزین آژیررا که  مواضع  چپ  داشت، انتشار داد. تاریخ  انتشار نحستین شماره  این نشریه ،  اول  خرداد ماه سال 1322 بود. در انتخابات  مجلس  چهاردهم   از تبریز  با  شانزده هزار رای  به نمایندگی انتخاب شد. اما ارتجاع  که از  بودن  پیشه وری  در مجلس سخت واهمه  داشت،  به  اعتبار نامه  وی،  رای مخالف  داد. در جالیکه   دکتر مصدق نماینده  مجلس  چهاردهم  اعتبار نامه  پیشه وری  را تائید میکرد، تنی  چند از نمایندگان حزب توده با  اعتبار نامه  وکالت وی، مخالفت ورزیدند. در آن زمان حزب توده ایران، هشت  نماینده  در مجلس  داشت.  درتابستان  سال1324،  پیشه  وری  نشریه  آژیر را به  دوستانش  سپرده، به قصد  اقدامات دوران ساز سیاسی، عازم تبریز شد.  اینک، فعالیت های  مهم عملی، پیشه وری فعال و پر پشتکار را  به شرکت در مبارزات پرشور دموکراتیک،  این بار در  دیاری  که در آن  به دنیا آمده بود، فرا میخواند.  پیشه وری  در تبریز پس  از مشورت  با شخصیت های آزادیخواه  و تلاش  فراوان، زمینه را برای ایجاد فرقه  دموکراتیک آذربایجان، فراهم ساخت. در روز 12 شهریور سال 1324،  با انتشار بیان نامه  ( مراجعت نامه)  12 ماده ای، تولد  فرقه  دموکرات آذربایجان به رهبری  جعفر  پیشه وری ،  اعلام  گردید.اندکی بیش از سه ماه ، 12  شهریور را از 21 آذر سال 1324، روزبه قدرت رسیدن فرقه دموکرات آذربایجان ، جدا میسازد .  در این مدت کوتاه ، فعالیت  فرقه  در شهر ها  و دهات آذربایجان  گسترش  یافته و  مقاومت و مبارزه مسلحانه  دهقانان علیه ارباب های  خون آشام  و ژاندارم ها  که   با بیدادگری ها و اخاذی های خود  توده های  فقیر دهقانی  را سخت به ستوه آورده بودند، دامنه  گسترده تری  پیدا کرد. دهقانان مسلح،  تحت  رهبری فرقه  دموکرات،  دهات و شهر های  آذربایجان  را یکی   پس از دیگری  از چنگ  ارباب ها ، ارتش و ژاندارمری رها ساختند. بالاخره  در 21  آذر ، فدائیان جان بر کف، شهر تبریز، مرکز آذربایجان  را به تصرف خود در آوردند. پیروزی های درخشان ارتش سرخ بر فاشیسم هیتلری در تمام جبهه ها و کمک های مادی و معنوی حکومت شوروی، بدون تردید در پیروزی سریع فرقه دموکرات آذربایجان، تاثیر به سزا داشتند.        

                +++++

 روز 21  آذر، روز بیاد ماندنی در تاریخ مبارزات  کارگران و زحمتکشان آذربایجان میباشد. دراین روزتاریخی، مجلس ملی آذربایجان  افتتاح گردیده و  وزیران حکومت دموکراتیک آذربایجان معرفی شدند. در این حکومت  دموکراتیک انقلابی ، پبشه وری سمت نخست وزیری  را به عهده داشت. برنامه دولت فرقه دموکرات آذربایجان  مواد زیر را شامل میشد:  اعلان  مختاریت آذربایجان با رعایت استقلال و تمامیت ایران ، تشکیل فوری انجمن های  ایالتی و ولایتی ،ایجاد ارتش ملی،  تقسیم بلا عوض اراضی  متعلق به دولت واربابان  فراری در بین دهقانان،تعلیم و تربیت  مجانی وهمگانی، تصویب و اجرای  قانون  اجباری کارو بیمه کارگران، کوشش در جهت توسعه  صنایع ، برقراری  حقوق مساوی و آزادی عقیده برای همه  ساکنین آذربایجان ، اعم از آذری ، کرد ، آسوری، ارمنی و غیره . متداول کردن زبان ترکی  در مدارس و ادارات  و ایجاد دانشگاه در تبریز.  در فردای  روز 21 آذر، روزی که  فدائی  ها  تبریز  را به تصرف خود در آوردند،  سرتیپ  درخشانی   فرمانده  سپاه تبریز پس از مذاکره با  نمایندگان حکومت  فرقه، موافقت خود را  با تسلیم  ارتش  مرکزی و خلع سلاح سربازان، اعلام داشت. از این روز،  به مدت  یک سال،  فرقه  دموکرات تحت رهبری پیشه وری، زمام قدرت را در آذربایجان در دست داشت. در طول  این یک سال تاریخی، درحالی که  در مرکز کشور، رژیمی  ارتجاعی وابسته به امپریالیسم بر سرکار بود ،  در آذربایجان  حکومتی ترقی خواه متکی به توده های محروم و زحمتکش، استقرار یافته بود . هدف شوم ارتحاع  وابسته به امپریالیست  مرکز نشین به سرکردگی شاه،  در طول یک سالی که  فرقه  دموکرات  در آذربایجان حکومت میکرد این بود که  از هر طریقی  شده،  جنبش  دموکراتیک  را در آذربایجان  خفه ساخته و بار دیگر خودکامگی  عنان گسیخته را  در آن دیار مبارزه و آزادیخواهی، مستقر گرداند.                                            

                  +++++

 در برخورد به وقایع سیاسی  یک سالی  که  فرقه دمکرات در آذربایجان  بر سر کار بود، عناصر و گروه های ایرانی مدعی ترقی خواهی و کمونیسم، ناگزیر  از موضع گیری روشن میباشند. به طاق نسیان سپردن حوادث عظیم تاریخی نظیر مبارزات  قهرمانانه  توده های  زحمتکش آذربایجان  در  دوران حکومت فرقه و نقش جعفر پیشه وری در این  پیکارهای تاریخ ساز و سکوت  در  باره  جنایات رژیم شاه در ماه های پس از حمله ارتش ارتجاعی  به  آذربایجان ، بهیچ وجه کار درستی نیست.  در طول یک سالی که فرقه دموکرات تحت رهبری  داهیانه پیشه وری در آذربایجان حکومت میکرد، در سطوح  مختلف  زندگی  اجتماعی،  تحولات عمیقی در آذربایجان رسته از چنگ ارتجاع هار، رخ  داد و سیمای این دیار صیان و مبارزه، دگرگون گردید. در حالی که این تحولات شایان توجه در آذربایجان به وقوع می پیوست،  در بخش هائی از ایران که رژیم ارتجاعی شاه  در آن ها  حاکم بود  ، استبداد و ستمگری  حلقوم  توده های محروم و زحمتکش را سخت میفشرد. د رحالی که  بخش  قابل ملاحظه ای از  دهقانان در آذربایحان از چنگال خونین اربابان خون آشام  رسته بودند،  در سرزمین های  تحت انقیاد رژیم شاه، هنوزمیلیون ها  دهقان فلک زده، اسیر  ظلم  ارباب ها و ژاندارم ها بودند. در این نوشته  قرار نیست  در باره   رخدادهای  سیاسی واحتماعی  یک   سالی که فرقه  دموکرات در آذربایجان بر سر قدرت بود، با تفصیل صحبت شود.  نگارنده این مقاله،  در نوشته های دیگری  در این موارد، مطالبی بیان داشته است . آنچه  در یکسال  حکومت فرقه در آذربایجان اتفاق افتاد،  به روشنی، نمایانگر  شخصیت ، کاردانی و صداقت انقلابی شخص پیشه وری میباشد . عنصر کمونیست و انقلابی آزاده ای که پس از تحمل  یازده سال زندان و تبعید، دست از پیکار و مبارزه بر نداشته و در جهت ایجاد حکومتی دموکراتیک در آذربایجان و به منظوررهائی زحمتکشان این سرزمین  از یوغ   ستم و بردگی و در نهایت  امر گسترش  دامنه مبارزه رهائی بخش به سرتاسر ایران،  نهایت  تلاش و فداکاری را، مبذول می داشت.  در تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان، پیشبرد ظفرنون پیکارهای  مسلحانه دهقانان، کوتاه کردن دست ارگان های دولت ارتجاعی  شاه  از  آذربایجان  و  ایجاد تحولات عمیق  احتماعی در این سرزمین،  در طول  یک سال  بین 21 آذر سال 1324  و 21 آذر سال 1325 ، همه جا رد  پای  پیشه وری را میتوان  دید.   پیشه وری با مقالات کوبنده اش  در روزنامه آذربایجان که به زبان ترکی  انتشار می یافت ، با نطق های  آتشین  و شیوایش  در کنکره ها ونشست  های  عمومی ، با  تلاش وکوشش بیدریغ شبانه روزی  و زندگی ساده و بی پیرایه  ، درس مبارزه به توده ها می آموحت و تحسین خلق به پا خاسته آ ذربایجان را بر می انگیخت. آنچه  در پیشه وری وحود نداشت خودنمائی،  فخرفروشی، سرفرود آوردن در مقابل سختی ها و تسلیم در آستان خدایان زر و روز بود.  هنوزهم که هفتاد و پنج سال ازبه قدرت رسیدن  فرقه  دموکرات آذربایجان  میگذرد، توده های  زحمتکش  این دیار ، نام  پیشه وری  را گرامی  میدارند .  

         +++++

محبوبیت پیشه وری  در  بین مردم آذربایجان، چه  در دوران  اقتدار فرقه  دموکرات،  چه در حال حاضر، بهیجوجه بی دلیل نیست.  در آذربایجان  قبل  از به قدرت رسیدن  فرقه  دموکرات،  فقر  و  بیکاری و  بی عدالتی  بیداد میکرد. اکثریت اهالی یعنی دهقانان  در چنگال خونین اربابان، ژاندارم ها و  دیگر مامورین دولتی اسیر بودند و به فریاد دادخواهی آنها بازندان و قتل و کشتار، پاسخ  داده میشد.  در تبریز ، اردبیل  ، ارومیه و دیگر شهرهای آذربایجان،  تهی  دستی  و بیکاری  دمار از  روزگار مردم بی پناه در آورده بود.  تبریز  که در آن زمان دومین شهر  ایران محسوب میشد، فاقد  دانشگاه، ایستگاه  رادیو ، خیابان های اسفالت و دبیرستان و درمانگاه و بیمارستان کافی بود.  مالیات  شهرها و دهات  فراموش شده  آذربایجان به جیب  دولت مداران و اهل ثروت و دارائی  در تهران سرازیر میشد و حاصل  کار و رنج زحمتکشان آذربایجان،  بی  دریغ  به یغما میرفت.در چنین  شرایط دردناکی، پیشه وری  به تبریز آمد و در شرایط  دموکرتیک مساعدی که در  ایران در نتیجه  شکست  فاشیسم  هیتلری و بر  افتادن بساط  زور و قلدری  رضا شاه به وجود آمده بود،  حزب  دموکرات  را  ایجاد  کرد . تحت رهبری  فرقه  دموکرات ،  دهقانان، اسلحه  در دست به جنگ  اربابان و  ژاندارم ها  رفته،  دشمنان آزادی توده ها را شکست  داده،  به مقدرات خود، حاکم  شدند.  در  طول  یک سالی که  فرقه  دموکرات  در آذربایجان   زمام  قدرت را در دست داشت.،  اقدامات  مثبتی   در تمام  زمینه های  حیات اجتماعی  جامعه تشنه اصلاحات، انجام یافت. کوشش  در جهت  مسلح ساختن  توده ها و ایجاد قشون  ملی یکی  از  کارهای  مثبت  نخستین  فرقه  دموکرات آذربایجان بود. تنها  باارتشی انقلابی ، دهقانا ن و دیگر توده های  زحمتکش   قادر بودند دشمنان بی امان خلق را شکست  داده و  از دست آوردهای  گرانبهای انقلاب، حفاظت به عمل آورند.  فرقه  دموکرات  پس  از تصرف قدرت سیاسی، با تکیه برقشون ملی و توده  مسلح  زحمتکش،، ژاندارمری را منحل ساخته، توده های  دهقانی  را از ظلم و بیدادگری  ژاندارم  ها  رها ساخت . حکومت فرقه، دهات دولتی و  املاک  اربابانی را که از ترس  قشون های فدائی  از آذربایجان  فرار کرده بودند ، رایگان  در بین   دهقانان تقسم  کرد . بدین ترتیب بیش ازیک میلیون تن  از دهقانان، صاحب زمین شدند. در زمینه ترویح   صنایع و تجارت ، فرقه  قدم های موثر بر داشت. ایجاد کارخانه های جدید و باز سازی  کارحانه های تعطیل شده، کوشش مجدانه ای بود از جانب فرقه دموکرات در جهت ترویج صنابع  داخلی  و مبارزه با بیکاری. فرقه  دموکرات  همچنان  در  زمینه  رهائی  زنان از بند  اسارت  و بندگی،  گام های موثر  بر داشت. برای  نخستین بار در ایران، زنان حق  رای  به دست  آورده و توانستند  آزادانه  در حیات اجتماعی جامعه، به فعالیت به پردازند.  فرقه همچنان  در جهت آبادی  شهر  تبریز  و دیگر شهرها  اقدام کرده، به ساختن  مدارس و درمانگاه ها، پارک ها و  سنگ فرش و اسفالت  خیابان ها پرداخت.                                                                              

                      +++++

 در حوزه فرهنگی،  مساعی فرقه دموکرات، بس چشمگیر و ارزنده بود . در دوران سلطنت استبدادی رضا شاه، نه تنها  در جهت آبادی تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان کوچکترین  اقدامی به عمل  نیامده بود ، بلکه  بدنام ترین اشخاص شوونیست و مرتجع  به عنوان استاندار و فرماندار و ... از مرکز  به آذربایجان فرستاده میشدند که  کاری  جز  اهانت  به اهالی این  دیار نگون بخت و پر کردن جیب  خود ، انجام نمیدادند. مالیات  آذربایجان به  تهران سرازیر میشد و هر روز بر  دامنه  ویرانی، بیکاری و فقر و فلاکت در  این سرزمین، افزوده میگشت. در این میان،  تحمیل  زبان فارسی  که برای اهالی  آذربایجان، زبان بیگانه ای محسوب میگردد،  بار  گران ظلم و بیدادگری را سنگین تر نیز میساخت. یکی از اقدامات مهم  فرقه دموکرات آذربایجان،  متداول کردن  زبان ترکی  در مدارس و ادارات بود.  در آن یک سال  تاریخی، دانش آموزان آذربایجان توانستند برای نخستین بار  به زبان  مادری خود  تحصیل  کرده  و در کتاب های  درسی با آثار شعرا و اندیشمندان  ترک زبان  و بین الملی آشنا  گردند.  تابلو های  مغازه ها  از فارسی   به ترکی برگردانده شد  و  در ادارات نیز،  زبان ترکی  جای زبان فارسی  را گرفت. تشکیل  انجمن های ادبی، به شعرای  آذربایجان این امکان را  داد  که  اشعاری  را که به زبان ترکی سروده بودند در این  محافل شعر و ادب، دکلامه کنند.  تا  زمان به قدرت رسیدن  فرقه  دموکرات ،  در تبریز  که  در آن سال ها  دومین شهر ایران محسوب میشد  ، دانشگاه  وجود نداشت . در زمینه فرهنگ  عمومی،  یکی  از کارهای  برحسته  فرقه دموکرات، ایجاد دانشگاه  تبریز بود.           

                  +++++

 یاد آوری  این نکته لازم  است  که  در طول یک سالی که فرقه دموکرات در آذربایجان  بر سر کار بود   در تمام  زمینه های  زندگی عمومی،  دگرگونی هائی  به وجود آمد که  در کل  به سود منافع  توده های  محروم و زحمتکش این سرزمین عقب نگه داشته بود .  در آن زمان،  شرایط  انقلاب سوسیالیستی  در آذربایجان  فراهم نبود .  در حالی که  حزب انقلابی طبقه  کارگر در ایران وجود نداشت. در شرایطی  که  در بخش های دیگر کشوربه استثای  قسمت هائی از کردستان که در آن فرقه  دموکرات  به رهبری قاضی  محمد  قدرت را در دست داشت، ارتجاع  سلطنتی  وابسته به امپریالیسم حاکم بود ،  پیش برد  انقلاب سوسیالیستی در آذربایجان، بهیچ وجه  امکان  نداشت .  در حقیقت امر،  همین  تحولات عظیم  دموکراتیک  که در آذربایجان  انجام یافته بود ،  زمینه را برای  انقلاب سوسیالیستی فراهم میساخت. برای  پی بردن به اهمیت  تلاش های  فرقه دموکرات  و شخص  پیشه وری در دوران  سیادت حکومتی  دموکراتیک  د ر آذربایجان،  باید آذربایجان  بین  آذر ماه سال 1324  تا آذر ماه سال 1325  را با  آذربایجان  امروز  که  در فقر و فلاکت  و ستمدیدگی  دست و پا میزند و آذربایجان پس از  سقوط حکومت فرقه دموکرات مقایسه کرد . آنوقت، قدر و ارزش انسان های آزاده و مبارزی نظیر پیشه وری و  فدائیانی  که در راه آرمانهای والای انسانی جان باختند ، به روشنی  معلوم خواهد شد.  در فردای سرنگونی  حکومت مترقی و دموکراتیک فرقه در آذربایجان ، در حالی که  هزاران تن از اهالی این دیار  مبارزه و عصیان طلبی،  توسط ارتش مهاجم شاه  و دار و دسته های مزدور  وابسته به حکومت مرکزی،  وحشیانه  کشتار میشدند ،  ارباب های ستمگر، دهات  تقسیم شده بین دهقانان را  دوباره تصاحب  کرده و ژاندارم های  خونخوار بار  دیگر به جان  دهقانان ستمدیده  افتادند.  در مدارس و موسسات  دولتی،  زبان  بومی  جای خود را به زبان تحمیلی داد و  طی مراسم رسمی،   آثار منتشره به زبان ترکی  در لهیب آتش سوختند .  دانشگاه تبریز   تعطیل گردید و درب انجمن های ادبی  به زبان مادری، مهر و موم شد. ارتش سرکوبگر شاه، جای ارتش  مردمی  را گرفت  و به دخالت  اهالی  آذربایجان  در امور داخلی خود ، پایان  داده شد.  دست آوردهای  کارگران و زحمتکشان  در طول یک سال حکومت فرقه بر باد  رفت و  آزادی های  دموکراتیک دوران حکومت  فرقه، جای خود را به  سلطه سرکوبگران غارتگر داد.  در عین حال، هزاران تن از اهالی آذربایجان توسط  ارتش  شاه و آدمکشان حرفه ای  سلاخی شدند. در یک جمله،  تاریکی  شب طولانی ملال انگیز، جای  روزروشن شادی بخش را گرفت.

              آذر ماه سال 1398 

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: