پنجم دیماه، نمایش قدرت حکومت در برابر مردم و مسئله تغییر توازن قوا

قدرت نمائی حکومت در پنج دیماه 1398، از نوع آخرین مانورهای پایان عمر دیکتاتورهای متعفنی ست که ملت از آن روی برگردانده و در انتظار فرصت برای سرنگونی آن است. در این روزهای ایران باید شاهد شتاب ریزش نیروهای سرکوب رژیم و نیز تقویت سرنگون طلبان و قیام باوران باشیم.

 

حکومت اسلامی پس از سرکوب خیزش آبانماه، برای پیشگیری از گسترش دامنه مبارزات سرنگون طلبانه خیابانی، اقدام به حکومت نظامی و قدرت نمائی کرد. روز پنجم دی ماه، بار دیگر حکومت با کشکرکشی به خیابان، سرکوب و دستگیری شهروندانی که قصد شرکت در همایش یادبود جانباختگان آبانماه را داشتند، توحش و بربریت خود را به مردم نشان داد.

حکومت اسلامی با کشتار آبانماه و حکومت نظامی 5 دیماه، به ملت ایران اعلام جنگ علنی و  رودرو داده است. ملت ایران باید به واقعیت کنونی با چشمان باز بنگرد و یکبار برای همیشه تکلیف خود را روشن کند. اکنون گردن بخش پیشآهنگ براندازی، زیر گیوتین حکومت قرار دارد و بیوقفه خون آگاه ترین و شجاع ترین فرزندان کشور بر سنگفرش خیابانها ویا سلول های شکنجه گاهها جاری می شود.

پرسش این است که قرار است مردم همچنان ناظر جنایات اسلامگرایان حاکم در ایران بنشینند ویا به کمک های “غیبی” دل ببندند؟

آیا هنگام آن فرا نرسیده که مردم بعنوان یک تن واحد (ملت)، شتاب سقوط  کشور و جامعه را باور کنند و از برزخ پراکندگی خارج شوند؟ جامعه ایرانی بر سر دو راه مرگ و زندگی قرار دارد و مجبور است بعنوان یک تن واحد برابر حکومت و در کف خیابان صف ارائی کند. در بخش های کوچکی زمزمه های و کوشش برای مقاومت مسلحانه در برابر این بدتر از داعشیان مطرح است.

حکومت اسلامی نماینده سیاسی یک قشر انگل در جامعه بود که پس از قدرتگیری، بتدریج به مافیائی تروریستی حکومتی افت کرد. درهم کوبیدن نظام سیاسی امری همگانی و ملی بوده و از همینرو بایستی راه حلی همگانی، توده ای و ملی برای آن یافت. تردیدی نیست که کشورهای همجوار و بدخواه ایران، علاقمند هستند تا گروه های سیاسی معینی را برای اهداف مشترک مسلح کنند و از شرایط بحرانی کشور بسود اهداف تجاوزگرانه و فزون طلبانه استفاده نمایند.

ما در دروان اعتصابات همگانی، شورش ها و قیام های پراکنده رعدآسا (نظیر دیماه و آبانماه) قرار داریم که فرآیند آنها می تواند به انقلاب سوم ایران  بیانجامند. این روند اجتناب ناپذیر به نظر می رسد و ثقل سیاست جمهوریخواهان سرنگون طلب می تواند همبستگی در خیابان و وفاداری به سیاست های شهروندمحور  و اسلوب انقلابی، دمکراتیک و سوسیال در مبارزه برای جنبشی مردمی بیاری مردم برای مردم و اقتدار آنها باشد.

شایسته جنبش سرنگون طلب نیست که در دام جداسازی اشکال مبارزه از متن جامعه گرفتار شوند، بالعکس ضرورت دارد در انطباق و هماهنگی با پتانسیل و سطح و مضمون مبارزه در صحنه باشند. جداسازی مبارزه مسلحانه از مبارزه کف خیابان، نتایج نامطلوبی بر سمتگیری جنبش و امر تکوین نهادهای شهروندی خودمدیریت لائیک – دمکراتیک و سوسیال در متن جامعه خواهد گذاشت. راه حل مقابله با ترورهای حکومتی، تدارک و سازماندهی قیام همگانی و ملی می باشد.

نمایش قدرت مردم نه با تظاهرات سکوت و موضع تسلیم طلبانه، بلکه با همبستگی ملی در  خیابان، اعتصاب های همگانی شهروندی، پاکسازی محلات و شهرها از مزدوران حکومت، فلج کردن کنترل رژیم در صنایع استراتژیک  نظیر نفت و گاز، و در یک کلام با جنگ توده ای و بهره گیری از اشکال گوناگون مبارزه می توان توازن قوا را در خیابان تغییر داد و کشور را از مدار استبداد خارج ساخت.

قدرت نمائی حکومت در پنج دیماه 1398، از نوع آخرین مانورهای پایان عمر دیکتاتورهای متعفنی ست که ملت از آن روی برگردانده و در انتظار فرصت برای سرنگونی آن است. در این روزهای ایران باید شاهد شتاب ریزش نیروهای سرکوب رژیم و نیز تقویت سرنگون طلبان و قیام باوران باشیم.

اقبال اقبالی

27.12.2019

منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: