قتل رومینا، محصول داستانهای شاهنامه رستم سهراب است، بیخودی دنبال مقصر نگردید

وقتی شاهنامه و قهرمانش رستم کتاب مقدس مردم باشد ، که سر پسرش سهراب را به طرزی فجیعتر از داعش می برد، طبیعتا بریده شدن سر رومینا بدست پدرش تکرار همان داستان رستم و سراب است، کتاب شاهنامه سرشار است از خشونت و جنگهای نژادی و ترک ستیزی

وقتی شاهنامه و قهرمانش رستم کتاب مقدس مردم باشد ، که سر پسرش سهراب را به طرزی فجیعتر از داعش می برد، طبیعتا بریده شدن سر رومینا بدست پدرش تکرار همان داستان رستم و سراب است، کتاب شاهنامه سرشار است از خشونت و جنگهای نژادی و ترک ستیزی، عرب ستیزی و زن ستیزی و کتابهای شعر و غزل و فال حافظ و سعدی ووو که سرتا پا جام و می و ساقی، که روح پدوفیلی ( بچه بازی ) را به جامعه تزریق می کنند، یکی از ضرورت های آینده برای ملت ترک آزربایجان و دیگر ملل این است که ضمن جمع آوری مجسمه های این شعرا، باید کتابهای بدآموز، آنها را از کلیه کتابفروشیها و کتابخانه ها جمع آوری کرده و به همراه کلیه کتابهای جعلی و مالیخولیائی رمانتیک در مورد تاریخ ایران و ایران باستان را به کارخانه های کارتون سازی جهت خمیر شدن ارسال کنند.
متاسفانه در ایران اکثر روشنفکران باخار کور ( بینایان نابینا ) می باشند، همانند مسلمانان که قرآن را با معنی آن نمی خوانند، اینها هم شاهنامه و شعرهای حافظ و سعدی را با دید علمی نمی خوانند، و بخاطر توهماتی که در کودکی در مدارس در مخشان کاشته شده، این کتابها را با ژست خاصی در کتابخانه و یا تاقچه خانه اشان نگهداری می کنند،
در این رابطه سریالی بود راجع به مستاجری که در اثر فقر قادر به پرداخت اجاره خانه نشده بود و پلیس با حکم تخلیه وسایل خانه اش را بیرون می ریخت و کتابهای فال حافظ و شاهنامه اش پاره شده بود، قبل از آنکه بفکر زن و بچه اش و برای شروع زندگی کارتون خوابی زن و بچه اش گریه کند به کتابهای پاره شده شاهنامه و حافظ و سعدی گریه می کرد. ( همانند گریه شیعیان به طفلان معصوم امام حسین ) هیپنوتیزم اسطوره ائی یعنی این، که همانند دین و ایدئولوژی مخ انسانها را به صلّابه می کشد، روشنفکران هیپنوتیزم شده، طبق روایات شاهنامه همیشه دشمنان و عوامل عقب ماندگی خود و جامعه را در خارج از مرزهای پرگهر ایران جستجو می کنند، و با مقصر جلوه دادن عرب و ترک و مغول و انگلیس و آمریکا، خودشان را تبرئه و تسکین می دهند و از جواب دادن و احساس مسئولیت شانه خالی می کنند. و اینگونه اشعار را، همراه با نوشیدن آبجو تگری، دکلمه کنند :
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: