فراموش نکن، خرمگس ها با بال‌هایشان میکروب حمل می کنند!

تقدیم به تویی که انتظار آزادی را به ظهور مجهول ترجیح می دهی!

صبر می کنم که زمانش فرا رسد. 

تفاوت های ما، زبان های ما، نژادهای ما، ایدئولوژی های ما، فاصله های ما، ناسازگاری های ما ، حتی سازگاری های ما نمی توانند ما را قضاوت کنند.

در مورد تو خیلی دلم می خواهد که آنقدر بزرگ شوی تا عدالت تو، و آزادگی تو مرا قضاوت کند. یعنی حداقل اگر قرار است « قاضی بازی» در آری بهتر است که عدالت تو، و مهمتر از آن، آزادی تو مرا قضاوت کند. 
در مورد خودم هرگز اجازه نمی دهم که حتی عدالت و آزادگی من بر مسند قضاوت بنشیند. من هرگز انسان را قضاوت نخواهم کرد. من انسان را تا جان در بدن دارم « آزادانه » خواهم زیست. 
مرا باکی از تخریب های رژیم و سیاستمداران و بیزنسمن هاو لیدرها و لودرها و بعضی قهرمانان ساختگی که « قهر» ما هستند نیست. اینها دارند در داخل خطوط قرمز خویش و در درون « مرزبندی های قدرت» برای خود عضو و نفر و عدد و اسکناس پس و پیش می کنند. گور پدر همه شان. 

تنها دغدغه من رسیدن تو به آن اندازه از آزادی است که قابلیت اداره کردن انسان در تار و پود تمدن ها و فرهنگ ها و جغرافیاهای گوناگون را داشته باشد. 
من این را نمی توانم تحمل کنم که تو در مبارزه با خشونت و تبعیض و نژادپرستی و فاشیسم و بنیادگرایی به شکل دیگری از آنها تبدیل شوی. 
پرسیده ای؛ « در برابر بعضی مسائل سکوت چرا؟!»

اشتباه پرسیده ای. من کوهی نیستم که با پرتاب سنگی به سمتم فرو بریزم. باید از تو بپرسم؛ در برابر سکوت من بعضی مسائل چرا؟! لبّ اندیشه من این است که نمی توان برای رسیدن به آزادی مبارزه را با نفرت تئوریزه کرد! در قاموس آزادی و آزادگی لغت نفرت وجود ندارد. 

بعضی وقت ها داشتن بال پرواز به مفهوم آزادی نیست. خرمگس ها با بال‌هایشان میکروب حمل می کنند

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: