همه با هم در جنبش اقدام، اراده سیاسی در جبهه بزرگ جمهوریخواهی

هیچ تحولی در ایران نمی تواند به ستم، فقر، تبعیض، آزادی کشی، سرکوب و جنابت پایان دهد، مگر سیاست روی ریل رژیم جمهوری لائیک دمکراتیک و سوسیال قرار گیرد. تجربه نظام های دمکراتیک، لائیک و سوسیال اروپا، در برابر ما قرار دارند.

 

 

یکی از علل سرگردانی بخش قابل توجهی از جمهوری خواهان و نیز تبدیل شدن آنها به پیاده نظام رژیم های استبدادی دینی و موروثی، می تواند ناروشنی در ارتباط با اصول و پرنسیب های همپیمانی های پایدار ایران محورانه، جمهوری خواهانه، لائیک، دمکراتیک و سوسیال باشد.

همزمان با کمرنگتر شدن چشم انداز بقاء حکومت اسلامی و شدت دستگاه مهندسی افکار جامعه ایرانی از تریبون های امریکا، انگلیس و ..، جمهوریخواهان سرنگون خواه هم به تب و تاب افتاده تا آلترناتیو خارج از مدارهای شیخ و شاه را در جامعه طرح کنند.

یکی از موانع فکری که مبارزه برای آزادی، داد و دمکراسی در اپوزیسیون را فلج کرده و در واقع زمین بارور حکومت اسلامی در اپوزیسیون بوده، پوپولیسم سیاسی است. سیاست های پوپولیستی در مبارزات همه با هم، عامه پسند، تعمیق نایافته، نادیده گرفتن خرد جمعی، اتکاء بر رهبری منزه فردی، تحمل ناپذیری پلورالیسم سیاسی و گرایش شدید به نفی آن و ..  نمایان است.

پوپولیسم سیاسی متکی به اقشار ناآگاه جامعه و تبلور سطحی نگری مردم  و خواست های کوتاه مدت بوده و همواره بار مسئولیت اندیشه و سیاست را به رهبر و اقدام را به مردم واگذار می کند.

ما در ایران سیاست به میدان آوردن مردم  و بسیج رمه وار عقب مانده ترین اقشار جامعه حول سطحی ترین لایه های اندیشه های سیاسی توسط رهبری بی رقیب را شاهد بودیم و تکرار تجربه گذشته ، نامحتمل به نظر می رسد.

تغییر شرایط جهانی و شکست نظام های پوپولیستی و علاوه بر همه آن، حضور هزاران ژنرال سیاسی تبعیدی ایرانی، شانسی برای به میدان آمدن رهبری فردی را از اپوزیسیون گرفته و پذیرش خرد دمکراتیک، لائیک و سوسیال جمعی را به عنوان یکی از مبانی همکاری پایدار در تمام سطوح سیاسی و اجتماعی، اجتناب ناپذیر کرده است.

رهبری سیاسی از شروط موفقیت جنبش های سیاسی و اجتماعی است. پرسش این است که رهبری جامعه ایران برای سرنگون کردن رژیم اسلامی، انتقال امور سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به نمایندگان مردم در مجلس موسسان و نظام برآمده از آن، می تواند پوپولیستی، متکی به یک رهبر، یک شبکه سیاسی، یک باند نوپا، ویا یک جبهه براستی لائیک، دمکراتیک جمهوریخواهانه انجام گیرد؟

پاسخ به این پرسش بستگی به خاستگاه و جایگاه کنشگران سیاسی دارد. من از موضع سیاسی سخن می گویم که تاریخ حکومت شاه و شیخ در ایران را پایان یافته دانسته و از خاستگاه شهروند سوسیال، دمکرات، لائیک و باورمند به همبستگی جامعه ایرانی و سربلندی کشورمان به فردا می نگرم. براساس شناخت تا کنونی می توان با قاطعیت گفت که؛

هیچ تحولی در ایران نمی تواند به ستم، فقر، تبعیض، آزادی کشی، سرکوب و جنابت پایان دهد، مگر سیاست روی ریل رژیم جمهوری لائیک دمکراتیک و سوسیال قرار گیرد. تجربه نظام های دمکراتیک، لائیک و سوسیال اروپا، در برابر ما قرار دارند.

کوشش هائی که اکنون در محافل ایرانی خارج کشور جاری است، معطوف به یارگیری های قومی، تشکیل باندهای سیاسی، اتحاد محافل پوکیده های سیاسی، مجالس و محافل تمرین موج سواری و در نهایت رهبری رمه وار مبارزات شهروندی ملت ایران است. بیشتر عناصر و محافل در مناطق امن کمین نشسته اند تا در فرصت مناسب، با یاری رسانه های مهندسی افکار عمومی در امریکا، انگلیس، عربستان، ترکیه و .. جامعه و کشور را در جهت اهداف خود هدایت کنند.

این اقدامات نمی تواند به ایجاد اراده سیاسی مطلوب ارتقاء یابند، چراکه معطوف به آزادسازی پتانسیل خرد جمعی جامعه نبوده و اساسن اندیشه های اسلامگرایانه، شاهپرستانه و قومپرستانه نمی توانند جدا از بیخردی رهبری پوپولیستی کارائی داشته باشد.

با توجه به تجارب 41 سال گذشته، این شانس برای جامعه بزرگ جمهوریخواهان وجود دارد تا در روند گسست از انواع پوپولیسم، بعنوان شخصیت سیاسی مستقل، با ترسیم خط قرمزها (شیخ، شاه و قومپرستان ایران ستیز)، جهت پاسخ به نیازهای جامعه ایران خود را متشکل کند.

یک جبهه بزرگ جمهوریخواهی با برنامه روشن می تواند در پیوند با کنشگران متن جامعه، نقش تعیین کننده سیاسی در روند تحولات آتی داشته باشد و به اعتبار ایحاد پیوند ارگانیک با جامعه و مبارزات مردم، اراده سیاسی آنها را در متن جامعه بازتاب دهد.

واقعیت جامعه ایران حکایت از تعدد گرایشات سیاسی مردمی و ضدمردمی، دمکراتیک و ضد دمکرایتک، ایراندوستانه و ایران ستیزانه دارد. پوپولیست ها برآنند تا تفاوت ها فرهنگی، زبانی، مذهبی را، شکاف های پرناشدنی جلوه دهند و با پشتیبانی همنژادان خود در آنسوی مرزها، آشوب بپا کنند، اندیشه های جدائی طلبانه را متحقق نمایند ویا کشور را به دوره سروری قبیله ای و حکومت های پاتریمونیال (حکومت پدرمیراثی که حاکم قدرت مطلق دارد و طبقات نقشی در قدرت سیاسی ندارند. حوزه خصوصی و عمومی درهم عجین بوده و وفاداری به صاحب منصب معیار گمارش است) بازگردانند. برای مثال؛ کوشش شیخ خزعل در جنوب ایران و بهنگام دوران ضعف حکومت ملی، معطوف به ایجاد حکومت پاتریمونیال بود.

در یک مبارزه همگانی برای سرنگونی حکومت اسلامی، نه می توان نیروئی را حذف کرد و نه این سیاست درست است. اما چگونه مبارزه همه با هم، همگانی و ملی می تواند بسترساز آزادی و دمکراسی در ایران گردد؟

آیا ما مجاز هستیم ابزار مدافعان حفظ وضعیت ویرانگرانه کنونی، ویا بازگشت نوع دیگر از دیکتاتوری ویا تدارکاتچی جنگ های قومی باشیم؟

همپیمانی سیاسی ما معطوف به ایجاد قطب بزرگ جمهوری خواهی در ایران است. ما در مبارزات همگانی، هیچگاه تریبون خود را زمین نمی گذاریم و همواره بر نوع جمهوری مورد نظر و مرزهای روشن آن با دیگران، مردم را مورد خطاب قرار می دهیم و روشنگری مان را در هیچ شرایطی متوقف نمی کنیم.

جبهه سیاسی ما شامل کنشگران، محافل و احزابی ست که باورمند به نظام مبتنی بر جمهوریت، داد، دمکراسی و لائیسیته می باشند.

قطب جمهوریخواهان می توانند آرماتور جنبش اقدام، مبارزات میدانی و قیام “همه با هم” علیه حکومت اسلامی باشد. بنابراین ما از موضع سیاسی جمهوریخواهان سوسیال و لائیک دمکرات از مبارزات “همه با هم” و جنبش ملی همگانی دفاع کرده و نه تنها در آن حل نمی شویم، بلکه در متن مبارزه مردم را به پذیرش سیاست و خط مشی سوسیال دمکراتیک لائیک قانع می کنیم.

ما جنبش “همه با هم” را نه تنها نفی نمی کنیم، بلکه در چارچوب جنبش اقدام آنرا تبیین کرده و بعنوان ظرف مبارزات میدانی و همبستگی در خیابان، بر ضرورت آن تاکید داریم.

با تفکیک دو ظرف متفاوت تشکل سیاسی آلترناتیو جبهه اقدام، و نیز ظرفی برای جنبش ملی و همگانی، به اغتشاش نظری پوپولیستی پایان داده و راه های لغزش سیاسی به راست و چپ مسدود می شود.

در پایان؛ مبارزه همه با هم در جنبش اقدام (مبارزات میدانی) برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی آری، اما ایجاد اراده سیاسی در کوشش جهت ایجاد جبهه بزرگ جمهوریخواهی لائیک و دمکراتیک پیگیری می شود.

اقبال اقبالی

05.07.2020

www.tribuneiran.org

منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: