حداقل بیولوژیکی، حداقل تاریخی

از طرف دیگر گذر از حداقل بیولوژیکی و فرارویدن بە حداقل تاریخی، معیار تغییر فرم در آگاهی طبقاتی کارگران و مزدبگیران است. و آنجا کە این آگاهی شکل می گیرد و در شیوە مادی تبلور می یابد، ما با یک طبقە کارگر روبرو هستیم کە از لحاظ کیفی متفاوت است.
لوئی آلتوسر، فیلسوف و مارکسیست ساختارگرای فرانسوی (و یا بە بیانی دیگر مارکسیست پست مدرن)، در متنی تحت عنوان 'ایدئولوژی و دستگاههای ایدئولوژیک دولت' بر مبنای نظریات مارکس از بازتولید تولید و بازتولید شرایط تولید می گوید. بر مبنای این نظر یک نظام اجتماعی اگر قادر بە این کار نباشد، نمی تواند حتی یک سال هم دوام بیاورد.

در ادامە این بحث آلتوسر بە بازتولید نیروی کار، بعنوان بخشی از کل این پروسە، هم می پردازد و معتقد است کە این بازتولید از طریق مزد صورت می گیرد. مخارجی بقول او از قبیل مسکن، خوراک، پوشاک و خلاصە تمام مخارجی کە حضور روزانە یک کارگر را بعنوان یک کارگر بر در بنگاە تامین می کند.

آلتوسر می گوید کە این نیازها توسط حداقل نیازهای 'بیولوژیک' مشخص نشدەاست، بلکە بوسیلە حداقل تاریخی هم تعیین می گردند. و او در اینجا از مارکس یک مثال می آورد کە کارگر انگلیسی آبجو می نوشد و یک کارگر فرانسوی شراب.

پس حداقلها هم جنبە بیولوژیکی دارند و هم جنبە تاریخی. و اگر حداقل بیولوژیکی توسط طبقە سرمایەدار برسمیت شناختە می شود، اما حداقل تاریخی بوسیلە مبارزە طبقاتی کارگران بر کرسی نشاندە می شود.

سالهاست طبقە کارگر در اروپای غربی دارای حداقلهای تاریخی است. و این حداقلها تنها بە تفریح آخر هفتە از طریق محافل دوستانە گپ و نوشیدن نوشیدنی های گران قیمت (در مقایسە با آب) مختص نمی شود. حداقلهای تاریخی گسترش یافتەاند و بە این ترتیب کیفیت زندگی یک کارگر اروپائی با کارگر ایرانی از زمین تا آسمان فرق دارد. در شرایطی کە کارگر ایرانی از تامین حداقل بیولوژیکی هم ماندەاست (کە این نشان از ضعف ایدئولوژیک طبقە سرمایەدار ایرانی دارد)، کارگر اروپائی در ساحت 'حداقل تاریخی' کیفیت زندگی خود را رقم می زند.

می توان گفت گسترش حداقل تاریخی، نشانە جدی پیشرفت مبارزە طبقاتی بە نفع کارگران است. آنجائی کە حداقل تاریخی رو بە گسترش است، دولت رفاە شکل می گیرد و آنجائی کە حداقل تاریخی وجود ندارد و حداقل بیولوژیکی هم در تنگناهای جدی، ما با خشن ترین شکل سرمایەداری روبرو هستیم.

از طرف دیگر گذر از حداقل بیولوژیکی و فرارویدن بە حداقل تاریخی، معیار تغییر فرم در آگاهی طبقاتی کارگران و مزدبگیران است. و آنجا کە این آگاهی شکل می گیرد و در شیوە مادی تبلور می یابد، ما با یک طبقە کارگر روبرو هستیم کە از لحاظ کیفی متفاوت است.

تامین حداقل تاریخی همچنین منجر بە تقویت آگاهی طبقاتی می شود، و همراە است با ایجاد و تقویت سندیکاههای کارگری و نقش بی بدیلشان در شکل دهی یک زندگی بهتر.

کارگر تنها عبارت از یک حداقل بیولوژیکی نیست، او یک حداقل تاریخی هم هست. ما انسانها در حداقلهای تاریخی است کە می توانیم توانائی های انسانی خودمان را متحقق کنیم. و تا این حداقلها گستردەتر، خصلت انسانی ما گستردەتر و عمیق تر.

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: