چرا مردم قیام نمی کنند؟

سعید حجاریان می گوید مردم دیگر نیرو ندارند حتی از خانه بیرون بیاند! او درست می گوید اما براستی چرا مردم به این روزگار گرفتار آمده اند؟ هر معلولی باید علتی داشته باشد.باید به کاوش پرداخت و پاسخی مناسب برای این پدیده یافت.مردمی که در فاجعه بهمن فریب خوردند و انقلاب شکوهمندشان به یک واقعه قهقرایی و ارتجاعی تاریخی رقم خورد پرواضح است که به یک ملت شکست خورده و درمانده تبدیل شدند و اعتمادشان به هر کس و هر چیزی از بنیان فرو ریخت و سپس فقط برای زندگی بهتر به تلاش در آمدند.

سعید حجاریان می گوید مردم دیگر نیرو ندارند حتی از خانه بیرون بیاند! او درست می گوید اما براستی چرا مردم به این روزگار گرفتار آمده اند؟ هر معلولی باید علتی داشته باشد.باید به کاوش پرداخت و پاسخی مناسب برای این پدیده یافت.مردمی که در فاجعه بهمن فریب خوردند و انقلاب شکوهمندشان به یک واقعه قهقرایی و ارتجاعی تاریخی رقم خورد پرواضح است که به یک ملت شکست خورده و درمانده تبدیل شدند و اعتمادشان به هر کس و هر چیزی از بنیان فرو ریخت و سپس فقط برای زندگی بهتر به تلاش در آمدند.زندگی که قبل از فاجعه بهمن داشتند از دست داده بودند و دوباره شروع کردند تا برای یک زندگی نوین بدون دخالت در مسایل سیاسی که تنها به ثروت اندوزی یا خروج از کشور منتهی می شد. مردم در دوره های بعد مانند دوم خرداد 76 و جنبش برگشت به دوره طلایی امام راحل  سال 88نیز با نیرنگ به خیابان کشانده شدند و در آن ورطه نیز کشته و زخمی و شکنجه و زندانی و تبعیدی دادند و به شکست انجامید و به سرخوردگی مفرط دیگری دامن زده شد که تا به امروز ادامه داشته و قیام های 96 و 99 جوانان دلیر و جانباز که از پشتیبانی میلیونی توده ها همراهی نشد و با صدها کشته و زخمی زندانی مواجه گردید نیز به ناکامی های قبلی اصافه گردیدِ .بعضی عناصر پیرامونی رژیم به شرایط سخت زندگی مردم و شورش های ملی هشدار می دهند اما هیچ واقعه ای رخ نمی دهد چرا که نه آلترناتیو سیاسی سراسر ی وجود ندارد و نه اپوزیسیون متحد و در کنار همه اینها ملت ناامید همچنان برای اتومبیل پرایدکه عامل قتل هزاران انسان بوده است به تعداد 5 میلیون ثبت نام کرده اند تا شاید در 5سال آینده به دریافت آن موفق گردند تا با آن شاید مسافرکشی نمایند و یا جواز دریافت آنرا بفروشند  . آری ملتی که انقلابش ارتجاعی از آب آمد  و جنگ هشت ساله اش بیهوده  و در خدمت کشورهای امپریالیستی در آمد , طبیعی است که دیگر هیچ انرژی ذخیره شده ندارند که به اقدامی اساسی برای نجات خویش از فقرو بیکار ی و تهیدستی و گرانی و دیگر مسایل فاجعه بار اجتماعی که به نقطه انفجار رسیده است و اما منفجر نمی شود دست بزنند.پس از چهل سال که بسبار دیرهنگام است دسته دسته از فعالین شکل گیری فاجعه 57 به پشیمانی از کرده خویش اعتراف می ورزند که دیگر هیچ ارزش و اثر تاریخی برای جبران واقعه تلخ 57 ندارد.
13 اگوست
ناصر مستشار

برلین

برگرفته از: 
ایمیل ارسالی
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: