سرنوشت زن تن فروش
19.08.2020 - 20:17
 

این روزها اینجا و آنجا بحث سینِما رکس آبادان پیش می آید. سینِما رکس آبادان تنها سینمایی نبود که به آتش کشیده شد. پس از انقلاب اما انگشتها بطرف این سینِما رفت چرا که چندصد نفر در آن سوختند. این توجه به سینِما رکس آبادان که وجدان عمومی را آزرده ساخته بود و رژیم هم محاکمه ای برای عاملین آن در نظر گرفت در‌واقع خواه به عمد یا غیر عمد سرپوش بزرگی بر سایر خرابی ها و سوزاندنهای انقلابیون بود. مگر فقط سینِما رکس را آتش زدند؟ اسم سینماها یادم نیست ولی خاطرم هست که در تهران تعداد زیادی سینِما آتش زده شد همچنین در سایر شهرستانها سینِما آتش زدند. سال 58 که با دوستان نظامی خود سفری به شیراز و بوشهر داشتیم سری به کشتی رافائل زدیم. کشتی را که میگشتیم رسیدم به یک سالن سوخته. از یک ملوان دلیل سوختن آن سالن را پرسیدم. گفت مردم ریختند به کشتی و سینمای آنرا آتش زدند!! از این سخن در ذهنم باری به بلاهت انقلابیون افزودم.

باری... چون کسی در آن آتش سوزی های غیر از سینِما رکس کشته نشد پس از انقلاب بر روی نفس عمل آتش زدن سینماها و تئاترها و غیره بحث نشد. دلیلش بسیار واضح است: شرم از شرکت در آتش زدن و نیز تأیید این عمل. یا دستکم شرم از محکوم نکردن بلافاصه این عمل زشت. دلیلش هم خیلی واضح این بود که انقلابیون «روشنفکر» نمیخواستند بدنامی بوجود بیاید و خللی درروند انقلاب بوجود بیاید. در عین حال پس از انقلاب پرداختن به این آتش زدنها آبروی خودشان را بیشتر میبرد. مساله بیهوده بودن و بلاهت آمیز بودن این کار بود. اینکه شهر نو را به آتش کشیدند و جنایت آفریدند. شنیدم که در این جنایت زنانی تن فروش سوختند و دستکم عکس یک زن سوخته را در روزنامه دیدم. همان زمان به این اندیشیدم که مردانی دور جسد سوخته زن تن فروش هلهله شادی میکشیدند که تا همان چند ماه قبل یا حتا شاید چند روز قبلش آتش شهوت خود را در تن گرم و زنده صاحب آن جسد خاموش میکردند.

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محسن کردی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما