حجاب اجباری، چالشی به درازای عمر نظام اسلامی در ایران

مبارزه برای لغو حجاب اجباری عرصه گسترده ای از مبارزه مشترک زنان و مردانی است که خواهان یک حکومت سکولار – دموکراتیک و وفادار به اعلامیه جهانی حقوق بشر هستند.

 

رژیم اسلامی ایران از بدو تاسیس، در تلاش برای استقرار حاکمیت اسلامی، می بایست تفسیر خاصی از اصول و قواعد شریعت شیعی را در همه شئون زندگی مردم ایران جاری کند. امری که با توسل به قوانین قرون وسطایی اسلامی و استفاده از نیروی قهر و سرکوب آنرا به پیش برد و روایت جهل و واپسگرایی خود را در تقابل با همه ظواهر مدرنیسم بر مردم کشور ما آن هم در پایان سده بیست، تحمیل کرد.

زنان اولین و بیشترین قربانیان این نظم شریعت شیعی رژیم اسلامی بودند. آزادی زن، لباس او، جنسیت، رفتار و لبخند او بایستی مهار می شد تا حاکمیت اسلامی معنا پیدا کند. حجاب اجباری بهترین وسیله بود تا مظهر مدرنیسم جامعه را که زنان آن هستند، به اسارت بکشد و او را زندانی مذهب و آیین خود کند. اگرچه زنان ایران از همان ابتدا خواب متحجران و فریبکاران شریعت اسلامی را آشفته کردند و این مبارزه تا امروز ادامه دارد و نظام اسلامی را به بن بست کشانده است، ولی خود پدیده حجاب اجباری، که همزاد این رژیم است، در میان کنشگران زن و مرد ایرانی، یک موضوع چالشی است و پرداختن به آن در گذر از این نظام و برایش مجدد به مدرنیته در کشور ما از اهمیت بسزایی برخوردار است.

کارگروه “زنان و برابری جنسیتی شورای گذار” در همین ارتباط سئوالی را اینبار نه در مقابل زنان که همیشه فریاد اعتراض خود به حجاب را سر داده اند، بلکه در مقابل نیمه دیگر جامعه یعنی مردان، قرار داده است تا نظر خود را در باره این موضوع بیان کنند. در زیر پاسخ تنی چند از اعضا و همکاران مرد شورای گذار به این سئوال را مشاهده می کنید.

نظر شما بعنوان یک مرد و یک فعال سیاسی در عرصە مبارزە برای رهایی ایران در بارە حجاب اجباری چیست؟

حسن شریعتمداری

شورا بر حسب تعریف وجودی خود، در صدد برپایی حکومتی سکولار و دمکرات و مبتنی بر حقوق بشر است . چنین حکومتی دخالت در نوع پوشش انسانها و از جمله زنان را که حق فردی آنان است، ندارد. نه بطور اجباری و نه حتی تبلیغاتی و اموزشی. شورا وظیفه دارد در مقابل هر نوع تحمیل اجتماعی در این موارد نیز با وضع قوانین مناسب بایستد، بطوری که هر زن بتواند، صرفا با انتخاب شخصی نوع پوشش خود را برگزیند.

 فریدون احمدی

۱- از منظر حقوق بشری دفاع از آزادی حجاب و نفی حجاب اجباری و دفاع از آزادی پوشش درست است اما این به هیچ وجه به معنای عدم اظهار نظر نسبت به خود حجاب نیست.

۲- ضرورت احترام به زن دارای حجاب امری است جدا از نفی بنیادی خود حجاب.

۳- حجاب نشانه نگاه جنسیتی و سکسیستی به زن است. تو تحریک کننده ای خودت را بپوشان. روی دیگر نگاه سکسیتی که پیکر زن را وسیله تبلیغ و تحریک قرار می دهد.

۴- حجاب نشانه وجود و سلطه یک جامعه مرد سالار است. تو تحریک کننده “جنس برتر” جامعه یعنی مرد هستی پس خودت را بپوشان.

۵- حجاب نشانه وجود یک رابطه مالکانه است. این زن در تملک شوهر و یا پدر و برادر پدر بزرگ است. پس باید در برابر همه دیگران مو و سر و بدن خود را بپوشاند.

۶- حجاب اجباری نشانه سلطه یک نظام ایدئولوژیک دینی است.

۷- حجاب وسیله اعمال قدرت سیاسی و اجتماعی است.

۸- حجاب و مناسبات ناشی از آن وسیله از میدان بدر کردن نیمی از رقبا در عرصه های مختلف اجتماعی است.

۹- حجاب نشانه نگاه سکسیتی به رابطه زن و مرد و تلقی توهین آمیز از مرد به مثابه یک موجود تحریک پذیر و منفعل و شهوانی است.

 شهریار آهی

ضد انسانی ترین جنبه حجاب اجباری تجویز خشونت علیه زنان است، که حتا از توجیه آن بد تر است.

 اسماعیل نوری علا

دوستان! در عبارت «حجاب اجباری» مشکل من با حجاب نیست، با اجباری بودن است که از آن متنفرم. آدم آزاد خود انتخاب می کند که چه بپوشد نه ملای بی سواد و مذهب زده.

 عبداللە مهتدی

شکی ندارم کە همە با حجاب اجباری مخالفند و همە از آزادی پوشش دفاع میکنند.

حساب حجابی کە احتمالا مادرها و مادربزرگهای ما داشتند، و امروزە نیز بدون شک خیلی از خانمها ترجیح میدهند داشتە باشند، با حجاب برقع و بورکینی و حجاب اردوغانی و اخوان المسلمینی کە نمادهای یک جنبش سیاسی اسلامگرای آزادی ستیز و غرب ستیز است، کاملا جداست. این دومی برایش میلیونها و میلیاردها دلار خرج میشود، برایش گفتمان سازی میشود، برایش رسانەها بە کار می افتد، در شرق با توسری تحمیل میشود و در غرب برایش وکلای مبرز استخدام میشود تا بااستفادە از آزادیهای غربی کە ازش متنفرند آن را در قالب حقوق بشر غرب پسندانە در این جوامع رسوخ دهند و در نهایت بە خیال خودشان این جوامع را از لحاظ فرهنگی تسخیر کنند. مگر رهبران سیاسی این جنبش بارها همین را نگفتە و اعلام نکردەاند؟

کار ما در عرصە قانونی مخالفت با حجاب اجباری ودفاع از آزادی پوشش است و همین، ولی در عرصە فرهنگی خیلی کارها هست کە در مقابلە با اسلامگرائی سیاسی و برای دفاع ازحقوق زنان و کودکان و اقلیتهای مذهبی و همجنسگرایان باید رویش تاکید کنیم و برایش سلاح نظری تدارک ببینیم.

کاوە موسوی

حجاب اجباری توهینی است که به همه ما مردان و زنان ایرانی می شود. توهین به زنان یعنی اینکه زن بودن فقط بعنوان سوژه جنسی مورد توجه اقایان است و توهین به مردان بعنوان انسانهایی که فقط به سکس می اندیشند و کنترلی بر خود ندارند و با دیدن یک زن بی حجاب اختیار خویش از دست میدهند.

 دیوید اعتباری

حجاب را در درون سر مردان باید نهاد، نه بر موی سر زنان.

محمود تجلی مهر

حق پوشش آزاد، حق داشتن حجاب کامل، روبنده، نقاب و بورکینی و هر چیز دیگری را هم شامل می شود. آزادی پوشش برای همه باید باشد و نه در آن چارچوب که ما را خوش آید.

اشکبوس طالبی

زن ستیزی یک شبه قاطی این فرهنگ نشده که با یک کمپین از بین برود . فریاد بی ناموسی به معنی احترام به زن و مادر و خواهر نیست و یا آنکه به ناموس می اندیشد، بر جان و روان زن و یا مادر و خواهر خود مالکیت ندارد.

راه چاره ی عاقلانه و تجربه شده، آموزش است، آنهم از دوران کودکی تا دانشگاه و تغییر در نگاه و باور مردم و تغییر در قوانین جاری تا شاید مغز و کارکرد مغز هم در رابطه با قدرت و نورم های اجتماعی و فرهنگی آرام آرام تغییر کند . شما با این مغزهای سنتی که ٥٠ یا ٦٠ سال کارکردی اتوماتیک پیدا کرده، کار چندانی نمی توانید بکنید.

روانشناسی هم می گوید: الگو های رفتار ناسازگار، قدم به قدم تغییر می کنند، البته اگر تقویت مثبت شوند که در کودکی و نوجوانی راحت تر و آسان تر است ولی در میانسالی و کهنسالی آهسته تر و سخت جان تر و در فرهنگ های بسیار کهنه بطئی تر و به مراتب سخت جانتر.

ما مردان آنطور که نشان می دهیم چندان شجاع و با اعتماد هم نیستیم. از نظر روانکاوی چادر کشیدن بر سر زنان نوعی reaction formation جابجا شده است که همراه با برون فکنی است. در حقیقت ما خود چادر بر ضمیر نا خود آگاه خود می کشیم تا ترس و عدم اعتماد ما برای جلب توجه زنان، پنهان شود و بعد دلیل تراشی می کنیم که ما باغیرت و باناموس هستیم و نمی خواهیم چشم غیر بر زنان ما بیفتد.

چادر و حجاب بر سر تا پای زنان، بیشتر انعکاس یک مکانیزم دفاعی روانی از جانب مردان است که ناشی از ترس درونی بر بیکفایتی در موضع رقابت بامردان دیگر برای بدست آوردن توجه زنان است نه تلاش زنان برای دیده نشدن.

خشایارشاه در مهمانی با شکوهی در شوش که نمایندگان رومیان هم بودند، از همسر بسیار زیبای خود وشتی می خواهد که در جمع حضور یابد تا مردان را با زیبایی وشتی به حیرت بیندازد ولی خود آنقدر اعتماد بنفس داشت که می دانست وشتی همسر یگانه اش به کس دیگری دل نخواهد بست ولذا لازم نمی دید که او را در نهانخانه پنهان کند و یا چادر بر سرش کند تا دیده نشود.

 محمد فارسی

لازمه حجاب واقعی شرافت انسانی است. پوششهای گوناگون هرگز نمیتواند نماد حجاب واقعی باشند. در دوران گذشته و حال کشور ایران، پوشش نماد بد و یا خوب بوده که از روی کم فکری اشخاص نشأت گرفته است. نحوه لباس پوشیدن حجاب به حساب نمی آید و در ایران بیشتر به فرهنگ اقوام ملت ایران ارتباط داشته است.

گرایش های ایدئولوژیکی و بخصوص ادیان بر حجاب واقعی سرپوش گذارده اند. گرایش زن و مرد به یکدیگر یک غریزه طبیعی انسانی است و نباید آنرا به حساب حجاب و یا بی حجابی گذاشت.

 حمید آقایی

اصولا در دیدگاه مذاهب، بویژه مذاهب تک خدایی وجود زن به گناه آلوده است. داستان آدم و حوا خود بیانگر این دیدگاه است. در این داستان زن فریب مار را می خورد و به گناه آلوده می شود و بخاطر همین به همراه آدم از بهشت اخراج می گردد. اصولا در این دیدگاه زن عامل و مقصر اصلی اخراج مرد از بهشت (با بیشمار حوریان بهشتی) است.

بنابراین ظلم و ستمی که بر زن از جمله در شکل حجاب روا داشته می شود زمینه های بسیار عمیق مذهبی دارد. در این دیدگاه زن منشا و یا عامل تحریک به گناه است. به همین خاطر باید در اندرون خانه بماند، حجاب بر سر کند و یا موقع صحبت تکه سنگی در دهان بگذارد تا صدای زنانه او تشخیص داده نشود. این فرهنگ مبتنی بر گناه در وجود زن آن اندازه عمیق است که دق الباب های قدیمی همیشه دو شکل بوده اند، یکی برای مردها و دیکری برای زن ها. تا زن‌های اندرون بدانند چه کسی در میزند: مرد یا زن.

در واقع همانطور که علت اصلی اخراج از بهشت و حضور مرد در زمین از دیدگاه مذاهب، خطای زن بود است؛ جمهوری اسلامی نیز در اولین اقدام خود پس از تاسیس، مجازات زنان را با حجاب اجباری آغاز کرد.

یزدان شهدایی

حجاب اجباری، پوششی است که یک حکومت به زنان یک جامعه تحمیل می کند، تا سلطه آن دستگاه سیاسی را به نمایش بگذارد. اجباری کردن حجاب، اراده و اختیار و حق انتخاب زن را بعنوان یک شهروند مدرن از او سلب، و حق مالکیت بر جان و جسم وی را از او می گیرد. امری که رژیم اسلامی ایران انرا سیستماتیک پیاده کرد.

در حال حاضر اسلام سیاسی از حجاب اجباری بعنوان تعیین هویت هوادارانش و ابزاری برای تقابل با مدرنیته استفاده میکند و مسئله را از یک بعد فرهنگی به چالشی سیاسی در جوامع مختلف تبدیل کرده است که از نظر من نوعی حجاب ایدئولوژیک محسوب می شود و بمثابه یک اونیفورم عقیدتی بحساب می اید.

در جوامع مختلف، فرهنگ پوششی مردم متفاوت است و باید از گزند دخالت های حکومت و یا هر جریان سیاسی محفوظ بماند و ازادی آن در چهارچوب حقوق بشر محترم شمرده شود، همانطور که در کشور ما زنان کرد و یا بلوچ و سایر مناطق ایران حجاب عرفی خویش را دارند.

مبارزه برای لغو حجاب اجباری و دفاع از اصل آزادی پوشش، عرصه گسترده ای از مبارزه مشترک زنان و مردانی را برای دفاع از حریم زندگی خصوصی شهروندان در کشور ما ایجاد کرده است که خواهان یک حکومت سکولار – دموکراتیک و وفادار به اعلامیه جهانی حقوق بشر هستند، امری که از ارزش ها و رویکرد های بنیادی شورای گذار هم هست.

٢١ اوت ٢٠٢٠

کارگروه زنان و برابری جنسیتی شورای مدیریت گذار 

برگرفته از: 
وبسایت شورای مدیریت گذار
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: