بار کج والله به مقصد نمی رسد

این آقای مدیرکل اطلاعات مازندران (كيومرث نياز آذرى ) و مالک تمام امکانات این استان در طی سی وپنج سال، درسال 77 دانشجوی ارشد من در مدیریت دولتی دانشگاه آزاد استان بود

 

 
این آقای مدیرکل اطلاعات مازندران (كيومرث نياز آذرى ) و مالک تمام امکانات این استان در طی سی وپنج سال، درسال 77 دانشجوی ارشد من در مدیریت دولتی دانشگاه آزاد استان بود.
آنزمان اساتید این رشته اکثر از تهران به مازندران می آمدند. همه از نام ایشان وحشت داشتند و همه ناچار بودند به او و اقایان مسلح نمره و مدرک بدهند بدون کنکور بی حضور کلاس و بدون امتحان.
روزی را بیاددارم که نماینده گرگان بنام قندهاری با این آقا آمدند پیش من وگفتند ایشان مدیرکل امنیت استان هستند و نمی توانند در کلاس شرکت کنند و من گفتم اسمش را شنیدم ولی بدون کلاس بروند درس خود را حذف کنند والا ردش می کنم.
رفت دیگه ندیدم همان ترم در کلاس یک احمقی را تحریک کرده و کلاس مرا بهم زده و خبرش توسط همین آقا در بولتن خبری سراسر کشور رفت و متهم به حمایت از یهود شدم که آقای مرحوم طبرسی نماینده رهبری پیام داد به اتفاق جناب شیخ رادمهر عزیز خدمت ایشان رسیدم. فرمود چی گفتی که اینطوری برداشت شد حامی صهیونیزم و خلاصه آن بزرگوار خیلی از من حمایت کرده وقضیه خوابید.
بعد آقای جباری بمن تذکر و خلاصه ارتباط من با اکثر مقامات استانی جان مرا نجات داد و چندی بعد در آوردند که از بهاییت حمایت کردم در کلاس دانشگاه منابع طبیعی و سه بار درخواست هیت علمی در دانشگاه کردم کار مرا خراب کرد و تقریبا هرماه برای من جلسه استنطاق در اطلاعات یا منزل بنده می گذاشتند تمام حرفای اعتقادی چون اصلا وارد سیاست نمی شدم والا با این اتهامات مرا کباب می کردند.
همان ترم که با من درس داشت نه کلاس آمد نه امتحان و نه ورقه بعدا مسوول حراستی داشت بمن خبر داد که بدستور رییس دانشگاه برای ایشان در لیست شما در دو درس مدیریت و فلسفه تربیت دوتا بیست گذاشتند.
به محض بازنشستگی رییس دانشگاه شد و همان رییس قبلی که مدرک جرواجور براش جور می کرد را با توطئه برکنار کرد و خودش رییس شد وپسرش هم فوق دیپلم دانشجوی من بود. او هم همینطور درس خواند تا بالا ولی به محض ریاست تمام دروس مرا حذف و مرا ممنوع الدخول نمود.
بعدا وقتی به مدیر جدید اطلاعات جناب حکیمی اوضاع اورا گزارش دادم بمن گفت او را ولش کن دونفر را مامور می کند تو خیابان تو را آش و لاش کنند و من بعد از آن می ترسیدم حرفی علیه او بزنم ...
بار کج والله به مقصد نمی رسد. حالا که فسادش از همان زمان برملا شد چه فایده که مرا بیست سال تحت فشار و استعمار خود داشت ، بنده بی آزار ترین موجود برای نظام وامنیت و مردم بوده وهستم چرا باید اینقدر محرومیت ومحدویت بر بنده تحمیل شده باشد ؟!
منبع: 
facebook
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: