جشن آتش ( با 3750 سال پیشینه )

این مراسم زیبا و پاک که ریشه در آیین‌های ملی و باستانی سرزمین تاریخی ،بزرگ و اهورائی ما دارد ،کماکان با حدود 3750 سال پیشینه (البته با توجه به عکس العمل حکومتهای وقت ،گاهی نه چندان علنی )با شکوه خاصی برگزار می‌شود .
جشن سده از قدیمی‌ترین زمان‌های تاریخ تاکنون پایدار مانده وحوادث روزگار با همه فراز و نشیب ،نتوانسته خللی بر آن وارد کندو بعنوان میراثی گرانقدر برآن ارج بسیار بباید همچنانکه ملت فرهنگ دوست ایرانمان برحفظ آن سعی فراوان بنمود ه اند .

جشن آتش

هر سال در پسین روز  دهم بهمن  جشن سده برپا می‌شود و احترام ایرانیان  رابه آتش این عنصر حیاتی ،نشان مید هد ، بر آمده از  وظیفه ای ملی   به چگونگی این سنت دیرین وطنمان می پردازد و امیدوار است  بمناسبت ها در نکو داشت مراسم ملی بسهم خود ایفای نقش نما ئیم

 این مراسم زیبا و پاک که ریشه در آیین‌های ملی و باستانی سرزمین تاریخی ،بزرگ و اهورائی ما دارد ،کماکان با حدود 3750 سال پیشینه  (البته با توجه به عکس العمل حکومتهای وقت ،گاهی نه چندان علنی )با شکوه خاصی برگزار می‌شود .

جشن سده  از قدیمی‌ترین زمان‌های تاریخ تاکنون پایدار مانده وحوادث روزگار با همه فراز و نشیب ،نتوانسته  خللی بر آن وارد کندو بعنوان میراثی گرانقدر برآن ارج بسیار بباید هم چنانکه  ملت فرهنگ دوست ایرانمان برحفظ آن سعی فراوان بنمود ه  اند .

  ایرانیان فارغ از آئین و مذهب ، برای حفاظت از سنتها که نظام فاقد نظم و برنامه بشدت مخالف آنست و با همه تمهیدات مشابه سایر موارد نتوانسته آنرا حذف کند (پسین آدینه در پیش برابر با دهم بهمن ماه )با تمام وجود  این مراسم باشکوه شادی افرین رادر همین شرایط سخت روحی روانی مستولی شده بر ایرانیان  -بر پا داشته و از امنیت آن مراقبت  می‌کنند.

تاریخ پر فراز و نشیب کشور ما پیوسته شاهد مبارزاتی پیگیر برای دفاع سرسختانه از اصالت ملی در همه‌ی زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و ... بوده و در این راه پدران ما به طور دائم با اشغال نظامی، فرهنگی، عقیدتی و ... مبارزه کرده‌اند و موجودیت خود راکه با هویت، آئین، زبان، سنت‌ها و فرهنگ خاص آنان درآمیخته بود به شدت پاس می‌داشتند.

دولت مستقل رستمیه در شمال آفریقا به دست «عبدالرحمان رستم» رهبر نظامی و مذهبی خراسانی و بعد آن «یعقوب لیث صفاری» و سپس «ابومسلم خراسانی» و آنگاه ارتش ایرانی دیلمی و ...

در قلمرو فرهنگی بالاخص رویارویی آریایی با فرهنگ مهاجم سامی، مبارزه حتی از رویارویی‌های سیاسی برای حفظ ارزش‌های ملی شدیدتر و پیگیرتر بود و تبار ایرانی، گذشته‌ی پر افتخارش را به فراموشی نسپرد و آن را در تمام جلوه‌های: ادب، هنر، شعر، موسیقی، فولکلور، رسوم روزمره خویش و بالاخره حفظ سنت‌ها و از آن جمله جشن‌های نوروز، مهرگان، سده  همواره زنده نگاه داشته است.

به روال آیین باستان در پسین روز دهم بهمن هر ساله در نقاطی از ایران جشن سده باشکوه تمام برگزار می‌شود و زرتشتیان و ایرانیانی که تابع سنن و آداب خود مانده‌اند در این شادی حضور فعال دارند.

با عبور از مراسم تهران «در منطقه تهران پارس »که حساس تر از دیگر مناطق میباشد بعنوان نمونه :

در کرمان از چند روز قبل مردم در باغی به نام «بداغ‌‌آباد» که در نزدیکی شهرو امروز در درون دیار کریمان  قرار دارد جمع شده و در اتاق‌های آن سکنی می‌گزینند تا برای چند روزی زندگی مشارکتی را به رسم اجداد خود تجربه کنند و در روز دهم بهمن ( امسال پسین ادینه در پیش )همزمان با غروب خورشید موبدان در لباس مخصوص و سرتاپا سفید و مشعل به دست در حالی که نوای دف و دایره که به وسیله‌ی دختران نواخته می‌شود وآنان را همراهی میکندبا همه ممانعتها ، برای روشن کردن آتش حرکت می‌کنند و پس از برافروختن کوهی از خارهای روشن شده دور این آتش انبوه جمع و خداوند صاحب آتش را نیایش کرده و هر کس در دل خود آرزویی برای : بهزیستی مردم و جامعه ، رفع شر ، تظاهر ودروغ ، فساد گسترده ،کاهش تعمد در نا بودی ارزشها و....می‌کند و آتش با اسپند و کندری که به آرزو رسیده‌ها در آن می‌ریزند ،همه جا را خوشبو می‌کنند و از فردای آن روز مردمان برای استقبال از نوروز آماده می‌شوند.

دریزد این جشن در یک محوطه‌ی بدون درخت برگزار می‌شود و با توجه به اینکه در گذشته وسایل ارتباط جمعی نبود، مردم به روال قدیم فرصت دیدار یکدیگر را در این روز همراه با سنت آتش افروزی و دعا و نیایش غنیمت می‌شمرند که از لحاظ اجتماعی بسیار حائز اهمیت می‌باشد.

در اصفهان در دو جانب زاینده‌رود که از پشته‌های هیزم وخوار ،پر شده نوازندگان گرد می آیند و همه‌ی شهر ، گنبدها و مناره‌ها با شمع و مشعل آراسته می‌شود و به پای پرندگان گردوهای تو خالی پر شده به نفت و قیر که مشتعل شده بسته  آنان را رها می‌کنند .می‌گویند که سلاطین وقت این گونه مراسمی را کافی ندانسته و با شکوه‌تر از آنچه که به خلاصه گفتیم انتظار داشتند به طوری که در کتاب تاریخ بیهقی شرح جشنی رفته است که در آن آتش چندان بزرگ بود که فروغ آن از ده فرسنگی از هر سو دیده می‌شد .

فردوسی در این باره می‌گوید:   بهشتم بباید زآتشکده    چون نزدیک شد روزگار سده.

بیرونی در کتاب التفهیم :سبب نام سده را به عدد سد ارتباط داده و می‌گوید:

از او تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب و در «آثارالباقیه »آورده است که این جشن درست صد روز پس از آغاز زمستان که پنج ماه بود و از اولین روز آبان آغاز می‌شد گرفته می‌شود ،زیرا که ایرانیان باستان سال را به دو بخش می‌کردند «تابستان هفت ماهه و زمستان پنج ماهه »  

  این وجه تسمیه و هنگام اصلی جشن، به عهد ساسانیان می‌رسد .

وجه دیگر سده آن است که می‌گویند چون اولاد آدم به صد رسید و مصادف با دهم بهمن بود آن را سده نام نهادند و در آن شب آتش بازی کردند و کوه‌های آتش از هیمه و چوب برافروختند.

در این روز پارسیان جشن مفصلی برپا می‌کردند و آتش بسیار بر می‌افروختند و ملوک و سلاطین وقت مرغان و جانوران صحرایی را گرفته دسته‌های گیاه خشک بر پای آنان بسته و شعله‌ور می‌ساختند و رهایشان می‌کردند تا آتش در همه‌ی کوه و صحرا افتد و سده هر چه باشکوه‌تر و سیع‌تر برقرار شود.

گویند واضع این جشن «کیومرث »بود و او را صد فرزند دختر و پسر ،چون به سن رشد و تمیز رسیدند در شب این روز جشنی ساخت و همه را کدخدا کرد و آتش بسیار افروختند و به این سبب آن را سده می‌گویند.

نظامی می‌گوید:    به نوروز جمشید و جشن سده    که این هردو گشتی آیین آتشکده.

این سنت  فرخنده ، دیرین و شادی افزا را پاس می‌داریم و نسل جوان میلیونی میهن دوست و برومند را مسئول حفظ و حراست از این گونه سنت‌ها ی ملی میهنی آنهم در این شرایط که اکثر مردم به دلایل بسیار پژمردگی را برخود هموارنموده اند !                                

منبع: 
اسناد موجود در کتابخانه مر کزی دانشگاه (بعنوان نمونه )
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: