اشتراکات کیفی و تفاوت های کمی نظام سلطنتی سکولار و نظام سلطنتی دینی


ملت ایران در سال 1357 حاکمیت سلطنت سکولار را سرنگون کرد و نه از دل انقلاب، که در ائتلافی میان اسلام سیاسی، امریکا و متحدین اروپائی آن، فرزند خلف سلطنت سکولار، یعنی سلطنت دینی را در ایران برقرار کردند. با وجود شرکت عظیم جامعه شهروندی در این مبارزه استبدادستزانه، کوشش جامعه ایرانی برای برون رفتن از مدار سلطنت، خودکامگی و دیکتاتوری بشکست انجامید.
 
 

ملت ایران در سال 1357 حاکمیت سلطنت سکولار را سرنگون کرد و نه از دل انقلاب، که در ائتلافی میان اسلام سیاسی، امریکا و متحدین اروپائی آن، فرزند خلف سلطنت سکولار، یعنی سلطنت دینی را در ایران برقرار کردند. با وجود شرکت عظیم جامعه شهروندی در این مبارزه استبدادستزانه، کوشش جامعه ایرانی برای برون رفتن از مدار سلطنت، خودکامگی و دیکتاتوری بشکست انجامید.

جامعه ایران به جهت ناتوانی انقلاب مشروطه در استقرار جمهوری لائیک – دمکراتیک و همچنین دیکتاتوری طولانی پهلوی ها، در دوران کودکی سیاسی درجا زده و پا به سن بلوغ سیاسی نگذاشته بود که انقلاب بهمن 1357 آنرا غافلگیر کرد. افکار عمومی ماه های پیش از انقلاب توسط دستگاه های تبلیغاتی خارجی و مساجد مهندسی شد تا سرنگونی نظام سلطنتی سکولار به استقرار نظام سلطنتی دینی بیانجامد و شوربختانه چنین شد.

بخشی از جامعه ایران مقاومت درخشانی در مقابله با استقرار نظام سلطنتی دینی نشان داد و اسلامگرایان؛

«گورستانی چندان بی مرز شیار کردند

که باز مانده گان را

هنوز از چشم

خونابه روان است».

اکنون که چهل و دومین سال از استقرار نظام سلطنتی دینی و تبدیل خودکامگی “پدر” تاجدار به “فقیه” عمامه دار در ایران سپری شده، چشم انداز قیام جامعه شهروندی و سقوط حکومت اسلامی نزدیکتر می شود، مدافعان نظام سلطنتی سکولار، تدارک گذاشتن پا بر گلوی مردم و انتقام از آنها به جرم فریب خوردگی از سلطنت دینی هستند.

آنها با استفاده از تمام امکاناتی که دول خارجی در اختیارشان قرار داده اند، تلاش دارند تا در ایجاد قطب نیرومند جمهوریخواهان لائیک، دمکرات سرنگون خواه خرابکاری کنند و مرده های  سیاسی را از خاک بیرون آورند و بعنوان آلترناتیو علم نمایند.

آنها نقش و مسئولیت نظام سلطنتی سکولار در خرفتی فرهنگی و سیاسی بخش هائی از جامعه و ایجاد پیش شرطهای عینی و ذهنی قدرتگیری اسلام سیاسی را نمی پذیرند.

وظیفه ما که هر دو نظام خودکامه  را تجربه کرده ایم اینست که به نسل جوان نشان دهیم نظام سلطنتی دینی، روی دیگر سکه نظام سلطنتی سکولار می باشد.

راه آزادی، داد، دمکراسی و لائیسیته، برون رفت از مدار نظام های سلطنتی دینی و سکولار می باشد.

نظام سلطنتی دینی اشتراکات کیفی (بنیادی در حوزه گوناگون نظیر نقض حقوق بشر، سرکوب، شکنجه، چپاول، غارت، وابستگی خارجی، نفی حقوق شهروندی، تجمع، تشکل، بیان و ..) با نظام سلطنتی سکولار دارد و براستی که شکل دیگر آن است.

اما از لحاظ کمی تفاوت هائی دارند که این تفاوتهای فقط کمی، بزرگ جلوه داده می شوند تا اشتراکات کیفی دو رژیم قبل و پس از انقلاب کمرنگ شوند. به برخی از تفاوت های کمی اشاره می کنم. خروجی غارتگری نظام سلطنتی سکولار، پوشش دستگاه عریض و طویل سرکوب، هزار فامیل و پابوسان آن و معطوف به داخل کشور بود، اما خروجی چپاول و غارتگری نظام سلطنتی دینی به شبکه های مافیائی و تروریستی دینی در داخل کشور محدود نشده و  تامین نیروی حمایتی برون مرزی برای کمک به سرکوب مردم مخالف نظام  در ایران و همچنین ایجاد و حفظ بازوی پیشبرد سیاست های ویرانگرانه در منطقه بوده و هست.

نقشی را که نظام سلطنتی سکولار در سرکوب مبارزات مردم ظفار داشت، اکنون نظام سلطنتی دینی در سوریه، عراق، لبنان و .. ادامه می دهد و آتش جنگ های فرقه ای – دینی را در منطقه شعله ور کرده است.

نظام سلطنتی سکولار  استان بحرین را از کشور جدا کرد، و نظام سلطنتی دینی دریای مازندران، آبها جنوب، آسمان ایران، خاک و …. هستی کشور را هزینه کرده و می کند.

هنگامی که جبهه آزادیبخش ظفار در استان ظفار عمان علیه سلطان قابوس بپا خاست، سلطان ایران، نیروهای ارتش را برای سرکوب مبارزان ظفار اعزام کرد. در همان زمان بودند کسانی که برای اینکه در سرکوب مردم شرکت نکنند، انگشت خود را قطع کرده تا از شرکت در کشتار معاف شوند.

نظام سلطنتی سکولار به امریکا وابسته بود و نظام سلطنتی دینی به شبکه های تروریستی منطقه، روسیه، چین و .. وابسته است.

نظام سلطنتی سکولار در چارچوب خودکامگی شاهانه رفرم هائی انجام داد، اما نظام سلطنتی دینی فاقد ظرفیت رفرم بوده و از خاستگا دینی و منافع عمامه داران، بازگشت به عصر شترچرانی، غارت، چپاول و جنایت را بشکل کم نظیری سازمان داده است.

انقلاب 1357 را شاه خودکامه به مردم تحمیل کرد. اکنون نیز به نظر می رسد که نظام سلطنتی دینی، انقلاب دیگری را به ملت ایران تحمیل خواهد کرد و جامعه شهروندی ناچار است خود را برای شرکت در یک انقلاب هدفمند آماده کند. تفاوت نظام سلطنتی سکولار با نظام سلطنتی دینی در این است که اولی به مستشاران امریکائی و ساواک متکی بود و دومی در چهار دهه گذشته به شبکه های بزرگی از گروه های تروریستی در منطقه، روسیه، چین و .. متکی می باشد.

واقعیت انکار ناپذیر این است که نظام سلطنتی دینی خامنه ای، ادامه نظام سلطنتی سکولار پهلوی ها می باشد.

اینروزها جایگاه مجرمین و قربانیان توسط اتاق های فکر احیاء سلطنت در ایران تغییر داده می شود. درک مبهم از دمکراسی بهانه ای برای توجیه سلطنت، خودکامگی و استبداد می گردد و جایگاه مجرم و قربانی تغییر می کنند؛ چراکه قربانیان دیروز، درک امروز ما از دمکراسی را نداشتند.

هر روز ما شاهد دفاع مزدوران فکری از احیاء سلطنت در ایران هستیم و استدلال های انها در چارچوب حکایت “کفن دزد عاقبت بخیر” است.

« آورده اند که کفن دزدی در بستر مرگ افتاده بود،پسر خویش را فراخواند، پسر به نزد پدر رفت گفت: ای پدر امرت چیست؟ پدر گفت: پسرم من تمام عمر به کفن دزدی مشغول بودم و همواره نفرین خلقی بدنبالم بود اکنون که در بستر مرگم و فرشتهء مرگ را نزدیک حس می کنم بار این نفرین بیش از پیش بردوشم سنگینی می کند. از تو میخواهم بعد از مرگم چنان کنی که خلایق مرا دعا کنند و از خدای یکتا مغفرت مرا خواهند.

پسر گفت ای پدر چنان کنم که می خواهی و از این پس مرد و زن را به دعایت مشغول سازم.

پدر همان دم جان به جان آفرین تسلیم کرد.

از فردا پسر شغل پدر پیشه کرد با این تفاوت که کفن از مردگان خلایق می دزدید و چوبی به ماتحت آن مردگان فرو می نمود و از آن پس خلایق می گفتند خدا کفن دزد اول را بیامرزد که فقط می دزدید و چنین بر مردگان ما روا نمی داشت».

اکنون مزیت سلطنت سکولار بر سلطنت دینی این است که اولی چوب به ماتحت ملت فرو نمی کرد!

واقعیت هر دو نظام نشان دادند که رفرم پذیر نیستند و سلطنت سکولار در آستانه سرنگونی و هنگام فرار ، شاه مجبور به انتقال قدرت به بختیار شد و این مسئله در مورد سلطنت دینی هم صادق به نظر می رسد.

یک ملت را نمی توان بخاطر قیام علیه استبداد و محدودیت های افق های سیاسی محاکمه و محکوم کرد، اما آمرین و عاملین استبداد، خودکامگی، خرفتی فرهنگی و سیاسی در نظام های سلطنتی دینی و سکولار را آری! و چنین باد.

اشتراکات کیفی و تفاوت های کمی نظام سلطنتی سکولار و نظام سلطنتی دینی را دریابیم تا بار دیگر مردم از چاه سلطان دینی به چاه سلطان سکولار نیفتند.

باشد که بار دیگر شعار «استقلال، آزادی جمهوری ایرانی» در سراسر میهنمان طنین افکند و جنبش عظیم جمهوریخواهان لائیک، دمکرات و سوسیال، حکومت اسلامی را بزیر کشد.

اقبال اقبالی

08.02.2021

www.tribuneiran.org

منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
اشتراکات کیفی و تفاوت های کمی نظام سلطنتی سکولار و نظام سلطنتی دینی
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرض محال،محال نيست. طبق اين قاعده، حرفاتونو صحيح فرض ميكنيم. اما تنها دليل اينكه مردم الان (برخيشون) از سلطنت يا خاندان پهلوي حمايت ميكنن (يا براشون شعار ميدن) تنها اين نيست كه بهتر از ج.ا بود(چوب تو
تصویر محسن کردی

عنوان مقاله: 
اشتراکات کیفی و تفاوت های کمی نظام سلطنتی سکولار و نظام سلطنتی دینی
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی جان، علیرغم «ارادت قلبی و قبلی» که به هم داریم نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. این «نظام سلطنتی سکولار» قبل از انقلاب رو از کجا کشیدی بیرون که خداییش آس زدی زمین! تا دیدی مشروطه خواهان صحبت از نظ