عدالت اجتماعی چیست؟

گر در کودکی از هریک از ما می پرسیدند عدالت چیست؟ به احتمال زیاد پاسخ این می بود: عدالت یعنی تقسیم شکلات و شیرینی ها بطور مساوی بین همه.
این گزاره نشان می دهد که کسی با عدالت مخالف نیست، انچه متفاوت یا بعضا متناقض است تعاریف ما برای واژه عدالت است.

اگر در کودکی از هریک از ما می پرسیدند عدالت چیست؟ به احتمال زیاد پاسخ این می بود: عدالت یعنی تقسیم شکلات و شیرینی ها بطور مساوی بین همه.

این گزاره نشان می دهد که کسی با عدالت مخالف نیست، انچه متفاوت یا بعضا متناقض است تعاریف ما برای واژه عدالت است. لیبرال ها عدالت را در مالکیت خصوصی تعریف می کنند: انچه من بدست اورده ام برای خودم و ان مقداری که تو کسب کردی برای تو و به "حق" یکدیگر تجاوز نکنیم. سوسیالیست ها در ان سو اما تعریفی کاملا متفاوت از پدیده ای بنام عدالت دارند: گرفتن مال ثروتمندان و تقسیم ان مابین کارگران به این دلیل که سرمایه ثروتمند(بورژوا) حاصل دسترنج کارگر بعنوان مولّد کالا است. عدالت می تواند معانی سیاسی، قضائی یا اجتماعی داشته باشد، بعنوان مثال سازمان ملل عدالت را در برابری حقوق انسان ها تعریف می کند، اینکه حقوق بشر مفهومی است عام که شامل زنان، کودکان، اقلیت های مذهبی و قومی و نژادی می شود. عدالت قضائی را در حق داشتن وکیل و دادگاه عادلانه معنا می کند، اما این عدالت اجتماعی است که هنوز تعریف مشخصی ندارد یا دست کم هر مکتبی تعبیر و تفسیر خود را دارد. اما واقعا عدالت اجتماعی چیست؟ در کدام نقطه جهان می توان عدالت اجتماعی را -حتی اگر بطور نسبی- یافت؟

 

عدالت اجتماعی به انگلیسی Social Justice به معنای تخصیص عادلانه منابع و ایجاد امکان رشد و بهره گیری از خدمات اجتماعی بطور مساوی برای شهروندان یک جامعه است. متاسفانه عدالت اجتماعی توسط رئیس جمهور پیشین ایران با پوپولیسم آمیخته شده و تعبیری سو از ان ارائه شده. وی معتقد بود که نفت بایستی سر سفره مردم بیاید تا عدالت رعایت شود! محمود احمدی نژاد حقیقتا مفهوم معکوسی از عدالت اجتماعی ارائه می کند، اینطور نیست که ایران نفت بفروشد و پول نفت را میان مردم تقسیم کند! ابدا هیچ جامعه ای نمی تواند چنین حرکت کند و اگر شدنی باشد برای مدتی کوتاه و گذارا خواهد بود. فروش نفت یا مواد خام سیاستی اینده نگرانه نیست، اروپا و اکثر کشورهای صنعتی بسوی انرژی تجدید پذیر حرکت می کند و دیگر سوخت ها فسیلی بازار نخواهد داشت. پول نفت و گاز بایستی بودجه دولت را تامین کند برای ساخت زیرساخت های صنعت و اقتصاد، این بودجه بایستی خرج درمان، اموزش همگانی و خدمات اجتماعی/رفاهی شود. پرداخت یارانه نقدی هرگز هیچ کشوری را صنعتی نخواهد کرد به وضعیت کویت یا عربستان سعودی بنگرید.

 

 

 

عدالت اجتماعی در سوسیال دموکراسی

 

کشورهای شمال اروپا نوردیک (نروژ، سوئد، دانمارک و فنلاند) نمونه زنده و خوبی برای ارزیابی عدالت اجتماعی هستند. اموزش رایگان برای همه بچه ها -فارغ از اینکه والدین فقیر دارند یا غنی- سبب شده امکان تحصیل دولتی برای همه فراهم باشد. بیمارستان و هزینه درمان رایگان نیز باعث شده تا کارگران و اقشار کم درامد به هنگام بیماری تنها به سلامتی خود فکر کنند نه هزینه تخت بیمارستان برای هر شب!

سود پایین بانکی(کمتر از 2% درسال) را با ایران که حدود 18% است مقایسه کنیم. در کشورمان جدای از مصائب اخذ وام، سود سالیانه و جریمه های دیرکرد وام هم بسیار بالاست. این عمل باعث شده که خرید مسکن برای طبقه متوسط سخت و برای طبقه کارگر عملا غیر ممکن شود. البته این تنها ضربه این سیاست نبوده و باعث شده بسیاری از سرمایه داران عطای کار افرینی و ایجاد شرکت و کارگاه را به لقای ریسک اش ببخشند و پول خود را سپرده کنند. ثروتمندان سرمایه خود را بصورت راکد در اورده و از بانک های دولتی سود های کلان دریافت می کنند، در عمل یعنی از جیب کارگر و کارمند به جیب سپرده گذاران کلان واریز می شود. در اروپا بخصوص کشورهای نوردیک چنین خبری نیست، سود بانکی بسیار کم است و دولت همان سود بانکی را هم درآمد شمارده و از ان مالیات می ستاند! در نتیجه سرمایه دار سوئدی یا فنلاندی بایستی فکر خوردن و خوابیدن را از سرش بیرون کرده و به فکر راه اندازی بنگاه اقتصادی و کار افرینی باشد.

اصلی ترین بخش عدالت اجتماعی بنظرم سیاست مالیاتی این دولت هاست، در اسکاندیناوی همه مالیات می پردازند و دولت از محل درامد مالیات به شهروندان خدمات رفاهی ارئه می کند. اما نکته مهم اینجاست که دولت از کارگران و اقشار کم درامد مالیات کمتری نسبت به ثروتمندان می گیرد.

طبق امار سازمان مالیاتی نروژ Skatteetaten کارگر ساده حدود 32%، کارمند و کارگر متخصص 36%، خلبان ها و دکتر ها و تمام افرادی که درامد انها بالای 2 میلیون کرون در سال باشد بایستی حدود 52% مالیات بپردازند. مالیات شرکت ها و کارخانه ها هم حدود 22درصد است. افراد بسیار کم درامد از پرداخت مالیات معاف و افراد بیکار و از کار افتاده از دولت حقوق بیکاری دریافت می کنند.

از وعده های پوچ و واهی سوسیالیست ها و کمونیست ها که بگذریم، عدالت اجتماعی را بدین طریق بطور نسبی می توان در جامعه ایجاد کرد. خرید خانه و داشتن اتوموبیل برای یک کارمند و کارگر دیگر یک رویا نیست و هر خانواده ای از حقوق اجتماعی برابری با سایرین برخوردار است. سوسیالیست ها نخست اتوپیایی همچو بهشت برین ترسیم می کنند ولی سر اخر کشوری همانند کوبا یا کره شمالی تحویل می دهند. با شعار "هرکس به اندازه تواند و هرکس به مقدار نیاز" امدند ولی در نهایت باعث قحطی شده و خونین ترین رژیم های توتالیتر در تاریخ را به ثبت رساندند.

عدالت اجتماعی در زمان کرونا

پاندمی کرونا بحرانی اجتماعی و اقتصادی برای جهان رقم زده و اختلاف طبقاتی، نابرابری و فقر بیش از پیش در دنیا نمایان گشته. عدالت اجتماعی و رفاهی در کشورهای نوردیک اما باعث شده مردمان رنج کمتری تحمل کنند. ارائه خدمات رایگان از جمله تست کرونا، مراقبت های ویژه، بیمارستان و درمان و از همه مهمتر واکسیناسیون عمومی، رنج این بحران را تا حدود زیادی کاسته و امنیت اجتماعی شهروندان را حفظ کرده. با وجود اینکه بسیاری از کارگران و کارمندان شغل خود را از دست داده و خانه نشین شده اند، دولت تا 65% از درامد انها را می پردازد. حتما که این مقدار ایده آل نیست ولی نباید فراموش کنیم که ماه مارس 2020 بیش از 400هزار نفر بیکار شدند و دولت می بایست بدانها خدمات سوسیال ارائه می کرد. حدود 100 هزار نفر هنوز هم بیکار هستند، حقیقتا تعداد کمی نیست وقتی این تعداد را به بقیه گروه های که از دولت خدمات رفاهی دریافت می کنند بیفزاییم، کار امدی سیستم را درک می کنیم. از جمله این گروه ها دانشجویان، کار اموزان، بازنشستگان، از کار افتادگان، نوجوانان و مهاجرین هستند. کرونا محک خوبی برای سوسیال دموکراسی بود تا بار دیگر قدرت اش را به رخ مخالفین اش از جمله لیبرال ها و سوسیالیست ها بکشد و ثابت کند که عدالت اجتماعی دست یافتنی است.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: