ادبیات غالبِ حکومتی در پاسخ به «اعتراض» ۳۱ هنرمند

کانون نویسندگان ایران، یادداشتی کوتاه خطاب به اهالی قلم

ادبیات غالبِ حکومتی در پاسخ به «اعتراض» ۳۱ هنرمند

م. روان‌شید

۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

 

 

یکی از وظایفِ ناگفته و نانوشته‌ی کانون نویسندگان ایران، آگاهی‌رسانی، فرهنگ‌سازی و ترویجِ رفتار دموکراتیک است، اما آن‌چه در سال‌های اخیر از سوی هیئت دبیران کانون دیده می‌شود شباهت‌های نوشتاری‌ و رفتاریِ کانون با فرهنگِ غالبِ حکومتی است، شباهت‌هایی غیرقابلِ انکار.

از چند سالِ گذشته مستقیم و غیرِ مستقیم گفته و نوشته‌ام که حکومتی که نتوانست کانون نویسندگان ایران را با تهدید و آزار و قتل، به خاموشی و سکوت وادار کند، پروژه‌ی نفوذ را در پیش گرفته؛ کم‌رنگ‌ کردنِ وظایف و اولویت‌ها، و در نهایت «فروپاشی از درون». معنای نفوذ تنها ورود افرادِ هم‌دل و هم‌فکر با اندیشه‌ی حکومت یا نفوذی‌ها نیست، اشاره‌ام در این مجال؛ نفوذِ اندیشه و تفکرِ حکومتی، به صورتِ آرام و حلزون‌وار در افراد است. نشانه‌های «پروژه‌ی نفوذ» را در کانون نویسندگان ایران(در تبعید) هم دیده‌ایم؛ حمایت تمام‌قد و شگفت‌انگیز یکی از اعضاء هیئت دبیران از یک تروریستِ اثبات و محکوم شده‌ی حکومتِ ایران در اروپا. نفوذِ اندیشه و تفکر شکل‌ها و شیوه‌های گوناگون دارد، در ایران به‌گونه‌ای و در خارج از کشور به گونه‌های دیگر.

خلاصه کنم؛ قضیه ساده است:«کانون نویسندگانِ ایران نمی‌تواند رفتاری غیر‌دموکراتیک داشته باشد» نقلِ قول‌ام از احمد شاملو است؛ و اشاره‌ام به رفتارهای برخی از اعضاء هیئت دبیران در سال‌های اخیر است: عدم پاسخ‌گویی، اتهام‌زنی و در نهایت حذف افراد به شکل‌های مختلف.

و خطاب‌ام به هیئت دبیرانِ کانون نویسندگان ایران است:

«اعتراض»، «تخریب» نیست، این ادبیات، ادبیاتِ غالبِ حکومتی‌ست:«جابه‌جایی شاکی و متهم». یکی از وظایفِ ناگفته و نانوشته‌ی کانون نویسندگان ایران، آگاهی‌رسانی، فرهنگ‌سازی و ترویجِ رفتار دموکراتیک است، وظیفه‌ای که در سال‌های اخیر، آرام و حلزون‌وار در حال شکل عوض کردن است...

.

.

پ.ن: حکومت می‌گوید: «خارج‌نشین‌ها» حقِ اظهار نظر در مورد ایران را ندارند و سال‌هاست این فرهنگ را به صورت موفق در جامعه جا انداخته‌اند، چنان‌که دوست و دشمن در موقعِ لزوم، از همین فرهنگِ غالبِ جا‌افتاده استفاده می‌کنند تا ما را به سکوت وادار کنند، کانون هم می‌گوید «خارج‌نشین‌ها» حق اعتراض ندارند، انگار «ایران» یا «فرهنگ» تنها متعلق به کسانی‌ست که در آن نشسته‌اند!

و اما گیرم که این ۳۱ نفر هیچ‌وقت عضو کانون هم نبوده‌ و نیستند، آیا به عنوان هنرمندانِ این کشور اجازه‌ی پرسش، اعتراض و انتقاد از عملکردِ کانون را ندارند؟

آقایان! نام‌ها را عوض می‌کنید، ماهیت که تغییر نمی‌کند!

حرف‌ها برای گفتن زیاد است و قطعا ما در گفتن، «حلزون» نیستیم!

.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: