روزهای سرنوشت ساز سوریه!

از آن جا که  حقوق بشر از طریق حاکميت قانون مورد حمایت قرار نگرفت؛ مردم سوریه بعنوان آخرین چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور شدند و دیگر مطالبات آزادیخواهانه نه با خواهش و تمنا، که از میان گلوله و اتش و خون بگوش جمهوری عربی سوریه و متحدانش می رسد.

در روزهای اخیر ضربات جانانه ای دیکتاتوری اسد را بلرزه در آورد؛ انفجار ساختمان امنیت ملی و کشته شدن جند تن از عناصر کلیدی رژیم سوریه  و اقدام دلاورانه خلق کرد برای آزادسازی 5 شهر کردنشین کوبانی، عفرین، عامود، جندریس و ترب سپی از این جمله اند.

بنابر آخرین گزارش‌ها، درگیری های شدید در محله‌های دمشق و شهر حلب و مناطق کردنشین ادامه دارد. ناظران حقوق بشر سوریه اعلام کرده اند که، شمار قربانیان 17 ماه گذشته به 19000 نفر رسیده است. در شرایطی که جنگجویان سرنگون طلب در سنگرهای دمشق و حلب و ... گور دیکتاتوری را می کنند؛ دولت فرانسه از مخالفان خواست تا به سرعت دولت موقت تشکیل دهند و روسیه خواهان مذاکره طرفین شده است.

لازم به گفتن است که جمهوری اسلامی هم برای اینکه از غافله عقب نماند پیامی فرستاده است. احمد وحیدی وزیر دفاع از اسلام و ملا، طی پیامی به جاسم فریج گماشته جدید بشار اسد، نسبت به کشته شدن بلندپایگان نظامی رژیم اسد اظهار همدردی و تاسف کرد و گفت ارتش جمهوری عربی سوریه پیروز خواهد شد

برخی محافل از تنش و اختلاف میان سران اپوزیسیون سخن می گویند. روزنامه ی لوس آنجلس تایمز، روز جمعه با انتشار یادداشتی به تحلیل وضعیت کنونی سوریه پرداخته و نوشته است:

"شاید مهمترین مسئله در ادامه ی ناآرامی های سوریه دشمنی و اختلاف نظر روزافزون میان مخالفان تبعیدی ای که در خارج از سوریه برای براندازی حکومت تلاش می کنند و کسانی باشد که در حال حاضر در داخل سوریه به سر می برند و در درگیری با حکومت بشار اسد هستند.

این روزنامه ی آمریکایی در ادامه به نقل از یکی از شورشیان سوریه به نام معز شامی با اشاره به حضور مخالفان تبعیدی دولت سوریه در ترکیه و مصر می نویسد: هر کس که مدعی است نماینده ی ماست یک دروغگو است چرا که آنها به دنبال اهداف خاص خود هستند. همه ی آنها سیاست مدارانی هستند که می خواهند از شانه های ما بالا روند و به اهداف خود برسند.

لوس آنجلس تایمز در ادامه می افزاید: در چنین شرایطی نمی توان صدایی یافت که نماینده ی گروه بزرگی در داخل سوریه باشد". (کرد پرس)

واقعیت اینست که مردم سوریه علیه بیدادگری های جمهوری عربی سوریه قیام کرده اند و رهائی آنها از دیکتاتوری با آگاهی و شعور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنها رابطه تنگاتنگی دارد.

مردم سوریه برای پاسخگوئی به نیازهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ناچارند همپیمان شوند و اجازه ندهند تا بوسیله تفاوت های دینی، نژادی و قومی جامعه شهروندی شقه شقه گردد و از آنها بعنوان ابزار  سرکوب، تبعیض، بیداد و دیکتاتوری  بهره گیرند. مردم سوریه تا کنون بهای سنگینی برای رهائی از دیکتاتوری و توحش جمهوری عربی سوریه پرداخته اند و بایستی از هم اکنون جامعه را در برابر استبداد، بیداد و تبعیض واکسنیزه کنند.

از پس صدای اتشبار جنگجویان این روزهای سرنوشت ساز سوریه، فردائی آزاد و دادگرانه، به مردم سوریه چشمک می زند و نیز آنچه برای آینده می توان تصور کرد؛ سقوط جمهوری عربی اسد و رسوائی و استیصال متحد او، جمهوری اسلامی ملاها در ایران است.

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در پاسخ به آقای اقبال :باید این کلمه "دمکراسی وآزادی "را برای یک بار هم که شده درست مشخص کرد . آیا در یک نظام بی عدالت دمکراسی مفهومی دارد ؟ یا صریحتر وروشن تر :آیا در نظام سرمایه داری چه نوع دمکراسی حاکم است ؟دمکراسی توده ها ویا دمکراسی کنسرنها و جناحهای مختلف طبقات حاکم سرمایه داری ؟ پس کلمه دمکراسی به خود ی خود کیسه گشادی است که باید آنرا مشخص کرد که ما از کدام دمکراسی سخن میگوییم :دمکراسی جناحهای مختلف بورژوازی ، چیزی که در کشورهای غربی وجود دارد و یا دمکراسی مردمی که متاسفانه وجود تاکنون ندارد هرچند زیاد در موردش سخن گفته میشود ومدعیان زیادی از جمله همین کشورهای غربی را در پی دارد.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در پاسخ به آقای ساسان؛
1-معیار برای تبیین ماهیت ارتجاعی یا ترقیخواهانه یک جنبش؛ میزان دوری و نزدیکی آن جنبش با آزادی و دمکراسی است. مردمی که در خیابانهای سوریه از دوران خیزش تا کنون حضور داشته اند، شعارشان آزادی و برکناری دیکتاتور بوده است.
اینکه این شعار با چه ابعادی در آینده سوریه مابازاء سیاسی اجتماعی یابد، بستگی به بلوغ سیاسی اجتماعی و فرهنگی مردم دارد.
2- تردیدی نیست که ملل جهان این دوران سیاه بیدادگرانه را سپری خواهند کرد؛ موضوع مشخص وجود پیش شرطهای گذار است که با توجه به ساختار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی جوامع، روند پیشروی موزون نیست.
3-شما در مورد رژیم سیاسی اسرائیل نوشته اید؛ و سخن من در باره مناطق مستعد و گستره فرهنگی ایران، کردستان و اسرائیل بوده است.
تندرست و مانا باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" فرضیات پوچ عامل عقب ماندگی جوامع عقب مانده """ مسیر تکامل جوامع شرقی‌ مخصوصا خاورمیانه نشان داد "" انتقال معقول و بدون خونریزی قدرت "" از "" حکومت نظامی به حکومت غیر نظامی "" است که تعیین کنندهٔ "" قدرت مدرن "" در این جوامع است، ((( در مقایسه با جوامع غربی که مدرنیته و سکولاریسم به عنوان اصل مورد نظر است )))) نمونه‌های چون " اندونزی، ترکیه، مصر، پاکستان..." نشان میدهد که بعضی‌ از این جوامع "" با موفقیت از این مرحله عبور کرده اند، و بعضی‌ هنوز در "" مرحلهٔ انتقال "" دست و پاا میزنند. نویسندهٔ این مقاله "" جناب اقبال اقبالی "" با این شیوهٔ استدلال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما چیزی را که فراموش کرده اید تعادل قوا در مبارزه برای قدرت میباشد. اکنون بفرمایید در جنگ ارتجاعی بین دو گروه ارتجاعی مردم سوریه در کدام صحنه بطور واقعی شده اند . در صحنه کنونی که جنگ خونینی است دو طرف ا رتجاعی قرار دارند این را شما بخواهید ویا نخواهید ولی شما تنها اسم مردم را میبرید وهمانطور که گفته شد برای جناح ارتجاعی به عنوان یک ابزار دست میزنید در صورتیکه در این جنگ ارتجاعی مردم در صحنه متاسفانه نیستند . در صحنه نیستند هم چند اعتراض جسته وگریخته نیست بلکه صدای مستقل که بتوانند این صحنه را به نفع خود بچرخانند . در مورد اسرائیل هم باید عرض کرد چیزی که هست سرکوب است :دمکراسی چیزی نیست که برای یک بخش یک ملت وجود داشته باشد ولی برای مابقی نه ! برای عربها ، و همچنین یک رابطه مستقیم با شکل دولت دارد که رژیم نظامی صهیونیستی دقیقا این ماهیت دمکراتیک را ندارد
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گوهر مطلب؛ تغییر در سوریه و شانس فردائی آزاد و دادگرانه برای مردم سوریه است. " واقعیت اینست که مردم سوریه علیه بیدادگری های جمهوری عربی سوریه قیام کرده اند و رهائی آنها از دیکتاتوری با آگاهی و شعور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنها رابطه تنگاتنگی دارد."
من براین باور نیستم که کشورهای خاورمیانه در آینده نزدیک به جامعه ای آزاد، دمکراتیک و سوسیال دست یابند؛ جز در مناطق مستعدی چون گستره فرهنگی ایران، کردستان و اسرائیل.
نادیده گرفتن نقش تعیین کننده عامل داخلی (مردم سوریه) به بهانه همسوئی جهانی با روند تغییر در آنجا و نیز بی توجهی به اهداف شریف و انسانی برای آینده سوریه، تحلیل گر را به سیاست مبارزه با " شیطان بزرگ" و سازش، همکاری و همسوئی با دشمن اصلی هدایت می کند.
تحلیل ابزاری برای انکشاف راهکار سیاسی است؛ یکی دشمن اصلی و برداشتن مانع مقدم را هدف قرار می دهد و دیگری دن کیشوت وار به جنگ "شیاطین"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
واقعا آدم نمیداند که بعضی تحلیل ها این هم به این خوش خیالی که مینویسد "از پس صدای اتشبار جنگجویان این روزهای سرنوشت ساز سوریه، فردائی آزاد و دادگرانه، به مردم سوریه چشمک می زند". این تحلیل های خطی جهان را بسیار مستقیم میبیند وانگار خبر ندارد که این باصطلاح "جنگجویان "که از جنگ آنها بایستی "آزادی ودادگری چشمک بزند"کسانی نیستندجز عمال ساخته پرداخته شده سناریوی آمریکایی که یک مشت اسلامیستهایی هستند که از طرف قطر وعربستان حمایت مالی میشوند ، بخشا ازلیبی آورده شده اند و انگار که دستگاههای امنیتی ترکی ، انگلیسی در آنجا هیچ کار اند ! این ضد انقلاب است و ضد آزادی است که سلاح دست گرفته است سلاحی که بوسیله ترکیه و قطر و عربستان سعودی که حتما دمکرات هستند و کشورهایی که بر سر لیبی اکنون میبنیم که چه اورده اند وجنگ هزار گروه داخلی