تظاهرات: دست پلیس را برای برخورد با تبهکاران و مجرمان در اروپا بازتر کنید!

شاید اگر در سال 1938 در شب قبل از شب بلورین به یک یهودی صاحب مغازه در لایپزیک می گفتید که فردا شب شاهد خرد شدن ویترین های مغازه ات و به آتش کشیدن آن خواهی بود به شما و تصور تان پوزخند میزد. اما شد! شاید اگر در 26 بهمن سال 1356 جلوی یک دانشجوی جوان و قرتی دانشگاه را میگرفتید و به او میگفتید که سال دیگر یعنی 26 بهمن سال 1357 تو با تفنگ 4 ژنرال ارتش را بر بام مدرسه رفاه تیرباران و اعدام میکنی با وحشت به شما نگاه می کرد. و شاید اگر امروز به شما بگویند که تا دو ماه دیگر مردم اروپا ...
 
 
 
 
صحنه در آور مرگ یک پلیس
 
En polisbil och en polisman.
 
آیا سوئد این باور اشتباه است که سوئد بهشت تبهکاران شده است؟ پلیس مشغول صحبت با چند نفر بوده که مورد اصابت گلوله قرار میگیرد. حتا ذکر این قتل یا بهتر بگوییم اعدام نفرت و انزجار بر می انگیزد. این روش قدردانی از ملتی که با مهربانی ما را در دل خود جای دادند نیست. من هنوز نمیدانم قاتل فردی مهاجر است یا سوئدی. اما بسیار کم تردید دارم که کار یک مهاجر نباشد. حتا اگر قاتل یک سوئدی هم باشد... بازهم تغییری در این واقعیت نمیدهد که این سوئدی ها نیستند که مشکل جنایت و تبهکاری در این کشور هستند بلکه مهاجرین هستند.
سال 2003 مردی سوئدی که بعدها به مرد لیزری شناخته شد مرتکب دو قتل شد. در سال 2012 او محاکمه و بخاطر دو قتل، 4 تلاش برای قتل و چند تهدید به مرگ مجرم شناخته و به زندان ابد محکوم شد. اهداف این شخص مسلمانان خاور میانه ای و کولی ها و هرکس که چهره و رنگ موی سیاه داشت بود. کم نبودند سوئدی هایی که تظاهرات براه انداختند و شعار دادند «مرد لیزی دوباره!» و این در شرایطی که هنوز خبری از موج تبهکاری هایی که امروز شاهدش هستیم نبود. ترسم از آن است که این موج تبهکاری های مهاجرین در سوئد بازخوردش به همه مهاجرین باز گردد و این بار نه تنها در سوئد که در همه اروپا «شب کریستال» این بار بر علیه همه مهاجرین از آفریقا و خاور میانه و آسیا برپا شود.
بقیه را از ویکی آورده ام:
شب بلورین (به آلمانی: Kristallnacht) یا شب شیشه‌های شکسته شب نهم به دهم ماه نوامبر ۱۹۳۸ بودند. شب‌هایی که در آن به سرکردگی حزب نازی در آلمان، به بهانهٔ یهودی بودن عامل سوقصد به منشی سفارت آلمان در پاریس، به خانه‌ها، مغازه‌ها و کنیسه های یهودیان در لایپزیگ و دیگر شهرهای آلمان و اتریش حمله شد. این حمله‌ها به خرد شدن شیشه‌های ساختمان یا به آتش‌کشیده شدن آن‌ها همراه بود. با توجه به اینکه خیابان‌ها در روزهای بعد پر از خرده شیشه بود، این شب‌ها به شب‌های بلورین یا شب شیشه‌های شکسته معروف شدند. این اتفاق آغازی بر حملهٔ سازمان‌یافته به یهودیان بود.
اگر فکر می کنید که چنین امری غیر قابل باور و نشدنی است، از یک جامعه شناس در مورد چنین احتمالی سوال کنید. شاید شب قبل از شب بلورین به یک یهودی صاحب مغازه در لایپزیک می گفتید که فردا شب شاهد خرد شدن ویترین های مغازه ات و به آتش کشیدن آن خواهی بود به شما و تصور تان پوزخند میزد. اما شد! شاید اگر در 26 بهمن سال 1356 جلوی یک دانشجوی جوان و قرتی دانشگاه را میگرفتید و به او میگفتید که سال دیگر یعنی 26 بهمن سال 1357 تو با تفنگ 4 ژنرال ارتش را بر بام مدرسه رفاه تیرباران و اعدام میکنی با وحشت به شما نگاه میکرد و تصور میکرد که عقل تان را از دست داده اید. و اگر امروز به شما بگویند که دو ماه دیگر در چنین روزی مردم اروپا در کوچه و خیابان مشغول کشتار مهاجرین هستند ... البته که باور نمی کنید! ولی آیا حتما باید مثل آن یهودی صاحب مغازه در لایپزیگ باید برای تان رخ بدهد تا باور کنید؟
حوادث ناگوار در جامعه بشری اغلب خبر نمی کنند بلکه رخ میدهند. برای پیش بینی آنها نباید منتظر شد تا رخ بدهند تا باور کنیم بلکه میتوانیم به تاریخ نزدیک مان نگاه کنیم. لازم است دولت های اروپایی قوانین فوری و ویژه ای برای مقابله با تبهکاری ها و جنایات تبهکاران و جانیان از هر ریشه ای که باشند وضع کنند. لازم است نیروهای سیاسی و انجمن های مهاجران خود دست به اقدام بزنند. همانطور که همیشه تظاهراتی بر علیه کشورهایی که از آنها آمده اند برپا می کنند، تظاهرات و مطالباتی در حمایت از باز تر گذاشتن دست پلیس برای برخورد با تبهکاران و مهاجران برپا کنند.
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: