روز از نو، روزی از نو!


رافائل گروسی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارش اخیر خود میزان ذخایر اورانیوم 60 درصد غنی شدۀ ایران را 10 و ذخایر 20 درصد را 3/84 کیلوگرم اعلام کرده است. برآیندِ کلی این گزارش تضعیفِ جدیِ فعالیت های آژانس در ایران است. همین امر واکنش جدی فرانسه را برانگیخت. هایکو ماس آلمانی اظهار داشت که امکان بازگشت به برجام همچنان وجود دارد.
 
 
 
رافائل گروسی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارش اخیر خود میزان ذخایر اورانیوم 60 درصد غنی شدۀ ایران را 10 و ذخایر 20 درصد را 3/84 کیلوگرم اعلام کرده است. برآیندِ کلی این گزارش تضعیفِ جدیِ فعالیت های آژانس در ایران است. همین امر واکنش جدی فرانسه را برانگیخت. هایکو ماس آلمانی اظهار داشت که امکان بازگشت به برجام همچنان وجود دارد.
میخائیل اولیانوف روسی هم گفت که نشست روز دوشنبه هفتۀ آتی آژانس نباید بر چشم انداز مذاکرات وین تأثیر منفی بگذارد. آقای رئیسی نیز در تماس با رئیس شورای اروپا اقدامات آژانس را مخلِ مسیر مذاکره دانست. وزیر امور خارجه آمریکا هم گفت: در حال نزدیک شدن به نقطه ای هستیم که در آن بازگشت به برجام منافع مورد نظر را نخواهد داشت.
مجموعۀ این اتفاقات علائمی را نشان می دهد که برجام رسماً به آخر خط رسیده است و طرفین آن را موجِدِ منافع خودشان نمی دانند. عدم همکاری جمهوری اسلامی با مدیر کل آژانس، اظهارات بلیکن در مورد رسیدن به نقطۀ بی فایدگیِ برگشت به برجام و همچنین مواضع تند فرانسه مقدمۀ فصلی نو در مناقشۀ هسته ای ایران است. فرانسه که از رهگذر برجام چشم به سرمایه گذاری در بخش انرژی ایران داشته با حضور در کنفرانس عراق و انعقاد قرارداد 27 میلیارد دلاری توتال، در عمل؛ از خیرِ احیاءِ برجام گذشت.
در حالیکه آقای امیر عبداللهیان در بندِ اِعراب گذاریِ متنِ نطقش و ذهنش مشغولِ ایستادن در کجایِ فرم پایانی کنفرانس بود، عراق با این قرارداد جایگاه دوم ایران را در اوپک قاپید و زمینه های ناامنی برجام را نیز فراهم آورد. فرانسه که به مراد رسید پرچم داریِ تشدیدِ مناقشه هسته ای و تثبیت و تشدید تحریم ها را بر عهده گرفت.
ورود آژانس به عنوان نهادِ تخصصی امور اتمی به پرونده به همان اندازه که می تواند قدمی در دفنِ برجام باشد، قادر است سرآغازِ بغرنج کردن پروندۀ هسته ای و دور جدیدی از قطعنامه های سریالی آژانس و سپس وخیم تر شدن اوضاع و ارجاع مجدد آن به شورای امنیت سازمان ملل باشد. امری که به تشدید تخاصمات و دامنه دار کردن تعارضات ایران و غرب دامن خواهد زد.
تغییر ریل مناقشات از فضای سیاسی به سپهر آژانس برای مخالفان جمهوری اسلامی بهتر خواهد بود. آنها ساده تر خواهند توانست با استناد به اختلافات فنی-تخصصیِ جمهوری اسلامی و آژانس، سایر کشورها و نهادها را با خود همسو کنند و به اجماع جهانی علیه ایران برسند. کاری که معمولاً در دورۀ ریاست جمهوری دموکراتها صورت می گیرد و جمهوری خواهان کمتر از عهدۀ آن بر می آیند.
جمع بندی و اقناع سازی سایر کشورها، بیرون از فعل و انفعالات آژانس، برای آمریکا سخت خواهد بود ولی در صورتی که روند اختلافات با آژانس منجر به جبهه گیری این نهاد علیه برنامۀ هسته ای ایران شود، حتی کشورهای فرصت طلبِ ظاهراً همسو با ایران مثل چین و روسیه نیز با آنها همکاری خواهند کرد. نگاهی به پروسۀ همراهی این دو کشور با قطعنامه های آژانس و شورای امنیت سازمان ملل مؤید این گزاره است.
یعنی بدون تردید آنها جمهوری اسلامی را تنها خواهند گذاشت و علیه روند جهانیِ تقابل با آن ایستادگی نخواهند کرد. اوج حمایت آنها با هزار سلام و صلوات، کاستنِ ذره ای از شدتِ خردکنندگیِ قطعنامه ها خواهد بود در حدی که راه تنفس باز باشد. آب نبات احتمالیِ عضویت در پیمان شانگهای نیز ماهیتِ فریبکارانه و برای جلوگیری از عادی سازی روابط با غرب است و نه چیز بیشتری!
جمهوری اسلامی بایستی با جدیت و به هر وسیلۀ ممکن از چالش با آژانس بپرهیزد و آنرا ابزار و محملی برای هجمۀ همه جانبۀ آمریکا و مخالفانش قرار ندهد. در غیر این صورت، سناریویِ دورۀ احمدی نژاد تکرار خواهد شد و روز از نو؛ روزگار از نو!
 
 
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: